در رویدادی به نام عباس کیارستمی، نمیتوان نگاه حذفی داشت | شب تارکوفسکی انتخاب سیاسی نبود
به گزارش فیلمزی، روحالله حسینی دبیر چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر در گفتوگو با فیلمزی درباره کم و کیف برگزاری این رویداد سینمایی پس از سه سال وقفه، انتخاب رویکرد شاعرانه پس از فعال شدن مکانیسیم ماشه، توضیح درباره چرایی دعوت نکردن نمایندگانِ انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در این دوره از جشنواره و حاشیههای حضور نوری بیگله جیلان در این دوره از جشنواره پاسخ داد.
-جشنواره جهانی فیلم فجر یکی از رویدادهای مهم در سینمای ایران است که پس از سه سال وقفه اکنون با رویکرد شاعرانه و در شرایط حساس، با توجه به روی دادن مکانیسم ماشه و دیگر مسائل پیرامونی در حال برگزاری است. آیا نسبتی بین انتخابِ عنوان سینمای شاعرانه و رویکرد صلح به واسطه شعر، برای این رویداد سینمایی وجود داشته است؟
روحالله حسینی دبیر چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر: هم بله و هم خیر. واقعیت این است که شعر مزیتِ بزرگِ فرهنگ و تمدن ایران است و بیتوجهی به این مهم عجیب است. ضمن اینکه سینمای ایران بهخصوص در دهه ۶۰ و ۷۰ به واسطه همین مزیتِ شاعرانه در دنیا مطرح و صاحب جوایز مطرح بینالمللی شد. کافی است نگاهی عمیق به سینمای سهراب شهید ثالث، امیر نادری، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و دیگر فیلمسازان سینمای ایران داشته باشیم تا متوجه اهمیت این رویکرد شویم. بنابراین هویت و دستاوردهای فرهنگی ما وابسته و آمیخته به شعر و ادبیات است به قول داریوش شایگان ایرانیها شاعرانه فکر میکنند.
-نگاه شاعرانهای که از آن یاد میکنید تنها در سینما معنا پیدا کرده است.
به تعبیری بله درست میگویید. زیرا در برخی موارد استفاده از زبان شعر موجب ایجاد دردسر میشود. زیرا ویژگی شعر ایهام و استعاره است و در حوزه روابط بینالملل نمیتوان به زبان شعر خطابه سیاسی ایراد کرد. زیرا ایهام و استعاره در زبان بینالملل قابل فهم نیست و ایجاد سوءتفاهم میکند. ولی شعر در جهان سینما میتواند استعاره و ایهام را به یک اثر زیبا و شاعرانه تبدیل کند. البته نباید این نکته مهم را از نظر دور داشت که دنیا، ملت ما را به واسطه حافظ، سعدی، فردوسی، خیام و دیگر شاعرانِ شهیر ایرانی میشناسد و اساسا خوشنامی ما در دنیا وابسته به این ویژگی فرهنگی است. با این اوصاف سینمای شاعرانه میتوانسته به عنوان یک رویکرد مطرح شود. خب اکنون در شرایطی قرار گرفتیم که سینمای شاعرانه میتواند نگاه و صدای صلح طلبی مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و تاکید کند که ملت ایران همواره خواهان صلح با دنیا بودهاند.
-با این اوصاف در این شرایط چنین رویکردی مهم است.
بله دقیقا. و از چند جهت هم مهم است. نخست از نظر سیاسی و همان رویکردی که شما از کنار هم قرار گرفتن شعر و شرایط کنونی گفتید. نکته دوم از جهت سیاستگذاری سینمای ایران نیز اهمیت دارد. زیرا میتوان در زمینی رقابت کرد که حرف برای گفتن دارد. چون ما قطعا نمیتوانیم و البته نمیخواهیم با سینمای صنعتی بالیوود و هالیوود رقابت کنیم و اساسا کاری به نوع صنعتِ فیلمسازی هم نداریم. و هر زمان که فیلمسازان ایرانی فیلمی با رویکرد سینمای صنعتی به معنای بالیوود و هالیوود ساختهاند به موفقیت چندانی در عرصه بینالملل دست نیافتهاند. بنابراین این انتخاب میتواند یک انتخاب درست، منطقی و متناسب با فرهنگ و شرایط کنونی کشورمان باشد.
-یکی از برنامههای چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر برگزاری شب «شب تارکوفسکی» به عنوان نمونهای از سینمای شاعرانه بود. این درحالی است که با توجه به انتخاب عکسی از عباس کیارستمی برای پوستر این دوره از جشنواره و نزدیکی او به سینمای فرانسه می توانستید از چهره دیگری همچون بررسی سینمای شاعرانه گدار که فیلمهای شاعرانه همچون «از نفس افتاده»، «دسته جداافتادهها»، «آلفاویل»، «پییرو خله» و یا «مذکر، مونث» بهره برد. آیا این انتخاب بر اساس دوستی و همسایگی ایران با روسیه اتفاق افتاده است؟
به هیچ عنوان انتخاب سیاسی در کار نبود و این انتخاب کاملا بر اساس رویکردِ شاعرانه جشنواره بوده است. واقعیت این است که در تاریخ سینمای شاعرانه عموما اولین اسمی که به ذهن میآید آندری تارکوفسکی است.
-البته که علاو بر آندری تارکوفسکی، تئو آنجلوپوس فیلمساز یونانی هم از جمله فیلمسازان شاعر و همدوره با تارکوفسکی بوده است.
بله درست است. اما درنظر داشته باشید «شب تارکوفسکی» متعلق به آرسنی تارکوفسکی یعنی پدر آندری تارکوفسکی بود. چون جشنواره جهانی در دوره چهلوسوم مسیر تازهای را در حوزه سینمای شاعرانه آغاز کرده ترجیح دادیم با تارکوفسکی شروع کنیم تا در سالهای آینده از چهرههای دیگر که در حوزه سینمای شاعرانه کار کردهاند نیز یاد کنیم. ضمن اینکه فارغ از هر نوع ملاحظه سیاسی واقف هستیم که ادبیاتِ روسیه در دنیا همواره حرف برای گفتن داشته است.
-حضور فیلمسازان جوان ایرانی در این دوره از جشنواره یک انتظار روشن است ولی در لیست فیلمها فیلمسازانی همچون علی بهراد که قصد داشت با فیلم «تهران کنارت» در جشنواره جهانی فیلم فجر حضور داشته باشد، دیده نمیشود. چرا؟
واقعیت این است درباره علی بهراد باید بگویم که خیلی دیر با من تماس گرفت و فرصتی باقی نمانده بود. بنابراین به هیچ عنوان نگاه حذفی وجود نداشت. اساس در رویدادی که به نام کارگردانِ شهیر ایران عباس کیارستمی است، نمیتوان نگاه حذفی داشت. زیرا خودِ کیارستمی نقادانه فکر میکرد و فیلم میساخت. بنابراین با این انتخاب نمیتوان گفت جریانی دیده نشده است.
-اما انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران هم از این حضور منع شدند و هیچ نمایندهای از این صنف تاثیرگذار سینما در جشنواره حضور نداشت.
محدودیت زمان اجازه نداد خیلی از کارها را انجام دهیم و در کمتر از سه ماه توانستیم جشنواره را برگزار کنیم. تازه در پانزدهم مهرماه با شیراز به تفاهم رسیدیم و در این مدت درگیری ذهنی من روی دعوت از ۲۰۰ مهمان خارجی و تامین هزینههای مالی جشنواره بود. خب در این گیر و دار ممکن است خیلی از فعالیتها به سالهای آینده موکول شود. ضمن اینکه من با انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در باب سینمای شاعرانه کار دارم و قصدم این است که با بهرهمندی از دانش اعضای انجمن به نگاه مشترک و تئوری سینمای شاعرانه برسیم. زیرا من اساسا به دنبال نظریهپردازی در سینمای ایران هستم و کتابی را هم در این زمینه ترجمه کردهام.
-سئوال آخر، برگ برنده جشنواره به نوعی حضور نوری بیگله جیلان بود که با حاشیههایی همراه شد، نظر شما درباره این حضور و اتفاقهای پیرامون چیست؟
همانگونه که گفتم من سه ماه بیشتر فرصت نداشتم با این پیش فرض که میدانستم اسنببک تقریبا قطعی است ولی عشق به سینما و همراهی آن با شعر این راهِ سخت را به جان خریدم. در این راستا مهمانان سرشناس خارجی بسیاری را دعوت کردم که به دلیل دیر دعوت کردن و هماهنگ نشدن با برنامه کاریشان حضور در جشنواره را موکول به سالهای آینده کردند. درباره نوری جیلان هم افرادی که مشخص بود از کجا خط و ربط میگیرند وارد عمل شدند تا جیلان به ایران نیاید و در جشنواره شرکت نکند و احتمال میدهم همین شرایط نیز برای سایر مهمانان هم پیش آمده که خودِ من زیاد پیگیر نشدم و همه تمرکزم روی برگزاری جشنواره بود. اما تقریبا مطمئن بودم که جیلان به جشنواره جهانی فیلم فجر میآید.