از هیچکاک ایران تا صدای رابینهود؛ درخشش ستارگان ارمنی بر تارک سینمای ایران
به گزارش فیلمزی، سینمای ایران، پیش از آنکه به صنعتی فراگیر بدل شود، مدیون گروهی از پیشگامان بود که اغلب از دلِ هموطنانِ ارامنه بیرون میآمدند و نقشی مهم و بنیادین در ساختار و اساسِ شکلگیری صنعت سینما در ایران داشتهاند.
سهمی فراتر از یک اقلیت؛ ارامنه و شکلگیری سینمای ایران
با نگاهی به تاریخ سینما میتوان دریافت که رد پای سینماگران ارمنی از نخستین تجربههای فیلمسازی تا تثبیت سینما بهعنوان یک هنرصنعت، در لایههای مختلف سینما در ایران دیده میشود و نامهایی همچون اوانس اوگانیانس، آلکس آقابابیان، ساموئل خاچیکیان، ژرژ پطروسی، واروژ کریم مسیحی، روبیک منصوری، واروژان، ماهیا پطروسیان، آنیک شفرازیان و لوریک میناسیان، زاون قوکاسیان و این اواخر لِوون خانکلدیان هَفتوان و بسیاری از نامهای دیگر که بر تارک سینمای ایران درخشیدند.
از نخستین مدرسه سینما تا اولین فیلمها
اوایل دهه ۱۳۰۰، زمانی که سینما هنوز پدیدهای ناشناخته در ایران بود، اوانس اوگانیانس نخستین مدرسه آموزش سینما را با «گریشا ساکوارلیدزه» که در آن زمان صاحب سینما مایاک بود، بنیان گذاشت. اقدامی که میتوان آن را نقطه شروع آموزش آکادمیک سینما در ایران دانست. اوگانیانس با ساخت فیلمهایی چون «آبی و رابی» و «حاجی آقا آکتور سینما»، (تنها فیلم بازمانده از سینمای صامت ایران)، توانست صنعت سینما را از سطح سرگرمی وارد قلمرو تجربه هنری کند؛ حرکتی که مسیر را برای نسلهای بعد هموار ساخت.
برجستهترین فعالیت ارامنه در کدام بخش سینما بود؟
اما آنچه مسلم است رشد سینما در ایران بیش از هر عنوانی مدیون استحکام زیرساختهای سینمای ایران از جمله لابراتوارها و استودیوهای فیلمسازی است. در این استودیوها گروهی از ارمنیان که اطلاعاتی دربارهٔ مسائل فنی فیلم و سینما داشتند و به این زمینه علاقهمند بودند به فعالیت پرداختند و در فیلمبرداری، تدوین، چاپ و لابراتوار، صداگذاری، میکس (فیلم)، امور فنی صدا با تهیهکنندگان سینما همکاری کردند.
استودیو «دیانا فیلم» به مدیریت ساناسار خاچاطوریان در سال ۱۳۲۹، استودیو «شهاب» و استودیو «هاملت فیلم» توسط روبیک زادوریان در سال ۱۳۳۲، استودیو «تهرانفیلم» با مدیریت بابکن آویدیسیان در سال ۱۳۳۸، استودیو «آژیر فیلم» با مدیریت ژوزف واعظیان در سال ۱۳۳۷، استودیو «شاهین فیلم» با مدیریت وانیک و هانریک آودیسیان در سال ۱۳۳۸ خورشیدی، استودیو چاپلین فیلم با مدیریت سلیمان و هراند میناسیان که فیلمنامهنویس و کارگردان فیلمهای مستند و سینمایی و تبلیغاتی بودند. این دو برادر فیلمهای «طلوع» (فیلم ۱۳۴۹) و «فریاد» (فیلم ۱۳۵۰) را ساختند که«طلوع» برنده جایزه بهترین فیلمبرداری در سومین جشنواره فیلم سپاس شد. استودیو «البرز» با مدیریت واهان ترپانچیان و نخستین فیلم سینمایی استودیو البرز در سال ۱۳۳۰ با نام دستکش سفید ساخته شد.
در میان فعالان فنی و استودیودارهای سینمای ایران نامِ آلکس آقابابیان بهعنوانِ یکی از پیشگامان دوبله فیلمهای خارجی به زبان فارسی و از بنیانگذاران این هنر در ایران میدرخشد. او در سال ۱۳۲۵ در منزل مسکونی خود در خیابان نادری، کوچه نوبهار، داریوش فیلم را تأسیس کرد. او پس از به پایان رساندن تحصیلات خود در ایتالیا با یاری مرتضی حنانه موسیقیدان برجسته و گروهی از ایرانیان، فیلم «سرگذشت فریدون بی نوا» را دوبله کردند و در مهر ماه ۱۳۳۱ در سینما دیانا نمایش داده شد. آلکس آقابابیان فیلمهای «گرگ مزرعه» و «برنج تلخ» را نیز دوبله کرد.
خاچیکیان و کریممسیحی کارگردانهایی که ژانر ساختند
در دهههای بعد، نامهایی چون ساموئل خاچیکیان به سینمای ایران معنا و فرم تازهای بخشیدند. خاچیکیان، که به «هیچکاک ایران» شهرت یافت، با تسلط بر تعلیق و دکوپاژ، ژانر جنایی و دلهرهآور را در سینمای ایران نهادینه کرد. فیلمهای او نهتنها مخاطبپسند بودند، بلکه استانداردهای فنی سینمای تجاری را ارتقا دادند.
در دهههای بعدتر، واروژ کریممسیحی نماینده نسلی شد که سینما را به عرصه تأمل فلسفی و روایتهای پیچیدهتر برد. فیلمهایی چون «پرده آخر» نشان داد که حضور ارامنه تنها محدود به دوران کلاسیک سینما نبوده و در دورههای متأخر نیز ادامه یافته است.
اولین هنرپیشه ارمنی تبار کیست؟
ایرن زازیانس که در سینمای ایران با نام ایرن شناخته میشود، اولین هنرپیشه ارمنی تبار در ایران بود. او بازیگری را از تئاتر فردوسی آغاز کرد. به دعوت عبدالحسین نوشین و لرتا، ایرن به جمع بازیگران تئاتر سعدی پیوست و در نمایشهای بسیاری بازی کرد. ایرن با چشمهای عسلی و تیپ سینمایی فرنگی متفاوتترین بازیگرِ زنِ آن دوره سینمای ایران بود و تا زمان انقلاب حدود۳۰ فیلم سینمایی بازی کرد که از بین آنها میتوان به «چشم به راه»، «قاصد بهشت»، «چشمه آب حیات» و مروارید سیاه»، «محلل»، «بلوچ» و غیره اشاره کرد.
از بازی در فیلمهای خاچیکیان تا کیارستمی
ایرن با کارگردانانی چون خسرو هریتاش، ساموئل خاچیکیان، اسماعیل کوشان، مسعود کیمیایی، امیر نادری و شاپور قریب کار کرد. او در سریالهای سلطان صاحبقران و هزاردستان هر دو ساخته علی حاتمی هم نقشآفرینی کرد. او پس از انقلاب در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ در دو فیلم «خط قرمز» از مسعود کیمیایی و «جایزه» از علیرضا داوودنژاد بازی کرد. آخرین تصویر ایرن در فیلم «شیرین» از عباس کیارستمی بر پرده نشست.
حضور مؤثر در بازیگری و پشت صحنه
در حوزه بازیگری نیز، چهرههایی چون آنیک شفرازیان و لوریک میناسیان با حضور مستمر در سینما و تلویزیون، بخشی از حافظه تصویری چند دهه اخیر را شکل دادهاند. اما نقش ارامنه به جلوی دوربین محدود نمانده؛ آنها در تدوین، صداگذاری، طراحی صحنه، دوبله و حتی مدیریت سالنهای سینما نقشی کلیدی ایفا کردهاند؛ بخشهایی که اغلب در روایت رسمی تاریخ سینما کمتر دیده میشوند.
بازیگری که خیلی زود از دنیای حرفهای خداحافظی کرد
ماهایا پطروسیان یکی از بیحاشیهترین و در عین حال تعلیمدیدهترین بازیگران سینمای ایران است که نقشهای بسیاری را از آنِ خود کرده است. ماهایا پطروسیان در اولین نقش آفرینی سینماییاش در فیلم «عشق و مرگ» به کارگردانی محمدرضا اعلامی نشان داد که بازیگر با استعدادی است. پس از آن در «پردهی آخر» درخشید. پطروسیان پس از آن در کمدی – درام «دیگه چه خبر؟» سومین ساخته تهمینه میلانی به عنوان بازیگر نقش اول انتخاب شد.
ماهایا پطروسیان که از اواخر دهه ۶۰ بازیگریاش را آغاز کرد تا پایان دهه ۷۰ در ۱۱ فیلم حضور داشت که در اکران هم حاضر بودند که از این میان ۳ فیلم نابخشوده، «کمکم کن» و دختری به نام پرفروش بودند. آخرین فیلم هایی که با بازی ماهایا پطروسیان روی پرده سینما رفتند «خفگی» و «لس آنجلس- تهران» بودند.
رابینهود با صدای ژرژ پطروسی زنده ماند
ژرژ پطروسی دانشآموختهی تئاتر است، اما بیشتر سالهای عمرِ خود را به دوبله گذراند. صدای ژرژ پطرسی به جای منصور والامقام در نقش مدیر گراند هتل «هزاردستان» و به جای گرگ کینر در نقش کلارک پوندستون در فیلم «منطقه سبز» از معروفترین کارهای اوست؛ اما گویندگی بهجای کاراکتر رابین هود در کارتون رابین هود، هنری پنجم (لارنس الیویه) در هنری پنجم، ریچارد ریچ (جان هرت) در مردی برای تمام فصول، مستر فرحان (علی نصیریان) در ناخدا خورشید، اشعث کندی (انوشیروان ارجمند) در امام علی و عبدالله نصرانی (علیرضا شجاع نوری) در روز واقعه از کارهای بهیادماندنی او هستند.
لوریس چکناواریان آهنگسازی که موسیقی ملی را دوست داشت
لوریس چکناواریان در سال ۱۳۴۲ با ساختن موسیقی متن فیلم «جلد مار» ساخته هژیر داریوش آهنگسازی برای فیلم را آغاز کرد و به عنوان یکی از موسیقیدانان صاحب سبک برای مستندهای بسیاری موسیقی ساخته و با کارگردانهای متفاوتی همکاری کرد. موسیقی متن ۴۰ فیلم مستند و سینمایی از جمله «جدال در مهتاب» به کارگردانی انزو دل وینچنسو ، «بیتا» به کارگردانی هژیر داریوش، «تجاوز» به کارگردانی حمید مصداقی و «تنگسیر» به کارگردانی امیر نادری را تهیه کردهاست. او برای تهیه موسیقی متن فیلم «بیتا» از سازهای ایرانی استفاده کرد و دو تن از استادان طراز اول موسیقی ملی، فرامرز پایور سنتور و حسن ناهید نی نواختند. از آثار مستندی که برایشان موسیقی تصنیف کردهاست میتوان به «حاج مصورالملکی» ساخته خسرو سینایی، «عالیقاپو»، «چهلستون» و «ایران سرزمین ادیان» از ساختههای منوچهر طیاب اشاره کرد. در آثار چکناواریان تأثیر موسیقی ملی ایران به خوبی مشهود است.
زاون قوکاسیان منتقدی که نوشتههایش مرجع شد
زاون قوکاسیان در سال ۱۳۵۰، فیلمسازی را با فیلمهای کوتاه هشت میلیمتری در سینمای آزاد آغاز کرد و مدتی نیز سرپرست سینمای آزاد اصفهان بود. او چندین فیلم هشت میلیمتری و آثار کوتاه و مستندی چون «در فلق»، «عروس کهن»، «عزای آینه»، «فصلی دیگر»، «حاج شیوان»، «موزه من جلفا» و «نقش خیال» را نیز جلوی دوربین برد.
قوکاسیان در سالهای پس از انقلاب به عنوان یکی از برجستهترین مستندسازان مطرح شد. از سال ۱۳۶۰، همکاری با شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی را آغاز کرد. او در عین حال در سال ۱۳۶۳ فیلمی جنگی با نام «همه فرزندان من» را کارگردانی کرد و فیلم بلند «موزه من جلفا» را با حضور مادرش در سال ۱۳۷۵ ساخت. علاقهاش به سینما فقط صرف ساختن فیلم نشد، نقدهای او بر فیلمها در مجلات مختلف و کتابهایی که در زمینه سینما و بازیگران نوشته است، از منابع مورد توجه سینماگران و سینما دوستان هستند.
از جمله دیگر فعالیتهای این نویسنده و پژوهشگر سینمایی میتوان به تالیف بیش از ۲۰ کتاب درباره سینماگرانی چون «بهرام بیضایی»، «مسعود کیمیایی»، «عباس کیارستمی»، «بهمن فرمانآرا»، «خسرو سینایی»، «گلاب آدینه»، «رضا ارحام صدر»، «فاطمه معتمدآریا»، «مجید انتظامی» و نیز نگارش کتابی با نام «بردی از یادم» درباره «لورتا نوشین» اشاره کرد.
روبیک منصوری آهنگسازی همه فن حریف
دهه ۳۰ با اوج گرفتن فیلمهای فارسی، همراه بود و در ۱۳۳۵ خورشیدی روبیک منصوری کار جدیدی کرد و برای فیلم «در جستوجوی داماد» موسیقی متن انتخاب کرد. او بابی را در این زمینه گشود که پس از او در فیلم قیصر مسعود کیمیایی پی گرفته شد. «شهر ما» اولین فیلمی است که روبیک منصوری در آن حضور دارد. در این فیلم او دستیار صداگذاران فیلم سوریک خاچیکیان و هنریک آودیسیان بود. اما در فیلم بعدی ساموئل خاچیکیان با نام «قاصد بهشت» که در سال ۱۳۳۷ ساخته شد، جایگاهاش تا مقام صدابردار ارتقاء پیدا کرد. پس از اینها بود که منصوری کارش را به طور جدی در حوزه صداگذاری، میکساژ، افکت، سینکرون، انتخاب موسیقی متن و غیره ادامه داد. او در استودیوهای زیادی فعالیت کرد از جمله استودیوهای برنا، آژیر فیلم، ایران فیلم، پارس فیلم، میثاقیه و فیلمکار. روبیک منصوری که تا زمان حیات دوستانش او را مردی همه فن حریف میدانستند در مدت ۶۲ سال عمر خود برای ۱۳۴ فیلم سینمایی آهنگسازی کرد، تنظیم موسیقی ۲۴ فیلم را برعهده داشت و برای ۲۵ فیلم موسیقی انتخاب کرد. روبیک منصوری همچنین صدابرداری ۲۲ فیلم و تدوین ۵ فیلم را نیز انجام داده است.
واروژان و ترانههای ماندگارش برای فیلمها با صدای گوگوش
واروژان را به ترانههای ماندگارش میشناسند. اما او در تجربه و کشف راههای جدید همراهی موسیقی در سینمای ایران نقش مهمی ایفا کرده است. او اولین بار در سالِ 1347 برای فیلم «جهنم سفید« به کارگردانی ساموئل خاچیکیان موسیقی نوشت و با همین تجربه به این کار علاقهمند شد. ساخت موسیقی فیلم «حسن کچل» ساخته علی حاتمی که بهعنوان اولین اثر موزیکال سینمای ایران شناخته شده از کارهای واروژان است. واروژان این اثر را به همراه بابک افشار، اسفندیار منفردزاده و پرویز اتابکی خلق کرد. او در سال ۱۳۵۱ به خاطر ساخت موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» ساخته کامران شیردل موفق به دریافت جایزه سپاس شد.
واروژان برای گوگوش در بسیاری از ترانههای ماندگار او از جمله فیلمهایی مثل «همسفر» همخوانی با ابی، «ماهپیشونی»، «دریایی» کمکم کن» و «پُل» که در فیلم «مرداب» هم استفاده شد موسیقی متن و تنظیم انجام داد.
او هنگام ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمانها»، ساخته محمدعلی فردین، سکته کرد و پس از ۱۳ روز در چهل سالگی درگذشت.
لوون هفتوان، بازیگر خاص و محبوب سینما که با فیلم «پرویز» به شهرت رسید اما زود از میان ما رفت. بانیپال شومون بازیگری خوشآتیه که با حضور در فیلم غلامرضا تختی و سریال خاتون به خاطر مانده است.
یک تأثیر فرهنگی، نه صرفا حرفهای
حضور ارامنه در سینمای ایران، صرفا به تولید فیلم ختم نمیشود. آنها در شکلگیری فرهنگ سینما رفتن، تأسیس سینماها، باشگاههای هنری و انتقال دانش فنی از سینمای اروپا به ایران نقشی تعیینکننده داشتهاند. نمایشگاههایی که بعدها در موزه سینما درباره نقش ارامنه برگزار شد، گواهی است بر این تأثیر عمیق و ماندگار.
سینمای ایران بدون این فصل، ناقص است
مرور تاریخ سینمای ایران بدون توجه به نقش ارامنه، روایتی ناقص و تقلیلیافته خواهد بود. آنها نه بهعنوان یک اقلیت، بلکه بهمثابه بخشی از بدنه اصلی سینمای ایران، در شکلگیری زبان، ژانر و ساختار حرفهای این هنر نقش داشتهاند؛ حضوری که امروز بیش از همیشه، نیازمند بازخوانی و ثبت دقیقتر است.