شیرین نتوانست بازی خود را کنار بهروز وثوقی روی پرده سینما ببیند!

یادداشت محسن امیریوسفی برای درگذشت شیرین یزدان‌بخش
شیرین یزدان بخش در آشغالهای دوست داشتنی
محسن امیر‌یوسفی، کارگردان «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، به مناسبت درگذشت شیرین یزدان‌بخش نوشت: افسوس که او نسخه اصلی فیلم با بازی بهروز وثوقی را ندید.

به گزارش فیلمزی، محسن امیریوسفی، کارگردان «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، یادداشتی برای درگذشت شیرین یزدان‌بخش معروف به «خاله شیرین» نوشت و اظهار تاسف کرد از اینکه او نتوانست نسخه اصلی این فیلم با بازی بهروز وثوقی را روی پرده سینما ببیند.

شیرین یزدان‌بخش از بازیگران فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» است که یکی از بازی‌های ماندگار خود در نقش مادر در سیر تاریخ معاصر را ایفا کرده است.

محسن امیریوسفی در متنی که در اختیار فیلمزی گذاشت با تیتر «شیرین جون نتوانست بازی خودش را در کنار بهروز وثوقی روی پرده سینما ببیند!» چنین نوشته است:

«سال ۱۳۹۱ وقتی از بیمارستان مرخص شدم، شیرین جون یزدان‌بخش بهم خندید و گفت: آخه مرد به این بزرگی به‌خاطر گرفتن یک پروانه ساخت سکته می‌کنه؟! این جمله انگیزشی برای شروع سریع فیلم‌برداری «آشغال‌های دوست‌داشتنی» کافی بود.    

چند وقت بعد، سر صحنه فیلم‌برداری در ساعت دو صبح و بعد از یک سکانس طولانی، خسته و کوفته برگشت و بهم نگاه کرد و گفت: تو رو خدا تو فیلم بعدی‌ت آدم بیاور! همه خندیدند و من فکر کردم متلک گفت؛ ولی وقتی تو مانیتور دیدم شیرین جون چطور جلوی چهار تا قاب عکس خالی و بدون حضور هیچ بازیگری، همزمان احساسات مادری و همسری و خواهری را چقدر خوب اجرا کرده فهمیدم چه فشاری را تحمل میکنه.

یک بار هم گفت: من مادر چه خونواده عجیب‌وغریبی هستم که همه مُرده‌اند، ولی هنوز با هم دعوا دارند! یک پسرم مهاجرت کرده، یکی هم شهید شده، برادرم هم اعدام کردند و شوهرم هم شاه‌دوسته! ولی من چی‌ام؟! من هم خواستم یک نکته با ژست کارگردانانه بگم که فرصت نداد و گفت: من فقط مادر این خونواده‌ام و باید حواسم به همه‌شون باشه!

مادرم وقتی فیلم را تو خونه دید گفت: آخی، این خانم چقدر شبیه مادربزرگته! ولی من هیچوقت این راز را به شیرین جون نگفته بودم.

بعد که فیلم توقیف شد، تماس گرفت و گفت مادرجون، تو جشنواره فجرشون هم نمی‌گذارند بره؟ و گفتم که حتی نگذاشتند هیئت انتخاب فیلم را ببینه! و این ماجرای توقیف و ثبت‌نام اعتراضی در جشنواره شش سال طول کشید؛ ولی شیرین جون هر چند ماه یک بار تماس می‌گرفت و می‌گفت: مادرجون، غصه نخوریا! یک وقت دوباره سکته می‌کنی! بالاخره اکران می‌شه! چند بار می‌خواستم فیلم را نشونش بدهم که می‌گفت: روی پرده سینما می‌بینم! و نمی‌دونست با همین چند کلمه انگیزشی شش سال بهم امید داد که پیگیر اکرانش باشم.

یک بار هم گفت: راستش رو بگو، [آقای] کیارستمی واقعا از بازی‌م خوشش اومد؟ گفتم: بله، گفتند بازی‌ت خیلی عالی بود، ولی نگفتم که گفت: بازی‌ش اونقدر عالیه که هیچ‌وقت دیده نمی‌شه!

سال ۹۷ هم وقتی بالاخره فیلم‌مون تو بدترین زمان، یعنی آخر بهمن ماه، اکران شد، توی سالن جلوی جمعیت با خنده گفت: والا چیزی از این فیلم یادم نیست، چون شش سال گذشته!

سال ۹۸ هم با هیجان زنگ زد و گفت: واقعا یک نسخه دیگه هم از این فیلم‌مون ساخته بودی؟! راسته که [آقای] بهروز وثوقی توش بازی کرده؟ گفتم: آره، این نسخه طولانی‌تره و تدوینش هم فرق می‌کنه. اسمش هم گذاشتم «آشغال‌های دوست‌داشتنی اصل». گفت: خوبه، مثل گز کرمانی اصل! ولی مادرجون، غصه نخوری که اکرانش نکردند؛ یک وقت دوباره سکته می‌کنی! گفتم: شیرین جون، کسی این نسخه را ندیده؛ ولی شما ببینش که چطور جلوی بهروز وثوقی بازی کردی. گفت: واه، آبروم جلوی آقای وثوقی می‌ره! ولی ایشالا این هم روی پرده سینما می‌بینم! گفتم: فکر نکنم. این‌ها خیلی عصبانی‌تر شدند! گفت: اگه توئی که پوستشون را می‌کنی و با سماجت اکرانش می‌کنی!

ولی شیرین جون، من بعد از شش سال نتونستم «آشغال‌های دوست‌داشتنی اصل» را از توقیف دربیاورم و اکرانش کنم و شما هم هیچ‌وقت نتونستی این نسخه با بازی آقای بهروز وثوقی را روی پرده سینما ببینی! باور کن همه تلاشم را کردم. شرمنده‌ام. روحت شاد، مادربزرگ!»

محسن امیریوسفی

۶ دی ماه ۱۴۰۴

نظرات