اختلاف کانون کارگردانان با مدیر فارابی | واکنش یا نقد عملکرد؟
به گزارش فیلمزی، بنیاد سینمایی فارابی همواره بهعنوان بازوی حمایتی سینماگران مطرح بوده است. در دورههای گذشته و بهخصوص در دهههای ۷۰ و ۸۰، آثاری ساختارمند هر چند با نگاه ایدئولوژیک از دلِ حمایتهای این بنیاد بیرون آمد.
حامد جعفری، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، که در کارنامه حرفهای خود تهیهکنندگی انیمیشنهای «شاهزاده روم»، «فیلشاه» و «بچه زرنگ» را عهدهدار بوده است، از نبود سیاست واحد، روابط غیرشفاف و سازوکاری سخن گفته است که بهگفته او، حالا قرار است جایگزین سلیقهمحوری شود.
او تاکید کرد که فارابی در حال گذار از تصمیمگیریهای فردی و رابطهمحور بهسمت «ریلگذاری» و فرآیندهای ساختارمند است. جلسات پیچینگ برگزار شده، صدها طرح بررسی شده، داوران امتیاز دادهاند و حتی فیلمسازان جوانتر فرصت بیشتری یافتهاند. جعفری از «موفقیت ۷۰ تا ۸۰ درصدی» این روند سخن گفت و در عین حال تأکید کرد که هیچ سیستمی بیخطا نیست.
اما این تصویر مدیریتی، خیلی زود با واکنش کانون کارگردانان سینمای ایران روبهرو شد. واکنشی که نه به اصل پیچینگ، بلکه به معنای «شفافیت» معترض بود و کانون کارگردانان پرسشی ساده مطرح کرد: «اگر شفافیت برقرار است، مستنداتش کجاست؟ آنها فهرستی مشخص ارائه کردند. معیارهای امتیازدهی منتشر نشده، ترکیب و سوابق داوران اعلام عمومی نشده، سازوکار مدیریت تعارض منافع روشن نیست، گزارش مالی دقیق از میزان مشارکت بنیاد ارائه نشده و دلایل رد یا پذیرش آثار در اختیار متقاضیان قرار نگرفته است.»
در واقع شکاف اصلی از جایی آشکار شد که نماینده فارابی گفت که «فرآیند داریم، پس شفافیم!» اما کانون اینگونه مطرح میکند که تا وقتی اسناد منتشر نشود، شفافیت محقق نخواهد شد.
کانون کارگردانان سینمای ایران در پاسخ به مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و سرفصلهای مطرحشده همچون مقوله پیچینگ، شاخص موفقیت با توجه به موضوعاتِ کنونی و پیرامونی جامعه در جریان اعتراضهای دی ماه با انتشار متنی واکنش نشان داده است.
متن منتشرشده به شرح زیر است:
رنگ و لعاب رسانهای جایگزین اصلاح ساختار نمیشود.
در شرایطی که جامعه ایران روزهای حساسی را پشت سر میگذارد و فضای عمومی کشور هنوز سوگوار و متأثر از رویدادهای اخیر است، کانون کارگردانان سینمای ایران هم مثل گذشته در کنار مردم ایران و داغدار و معترض به حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴ است. ما با آگاهی از این وضعیت، معتقدیم وظیفه صنفی و اجتماعیمان ایجاب میکند نسبت به سیاستها و اظهارات رسمی مرتبط با سینما، از برگزاری غیرقابل دفاع جشنواره فیلم فجر تا عملکرد ضعیف بنیاد سینمایی فارابی و... بی تفاوت نباشیم و در مقام روشنگری و مطالبهگری، همچنان مواضع صنفی خود را اعلام کنیم.
در پی اظهارات اخیر مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی پس از برگزاری جشنواره فیلم فجر، کانون کارگردانان سینمای ایران ضروری میداند نکاتی صریح، مستند و صنفی را با جامعه سینمایی و افکار عمومی در میان بگذارد.
۱. شفافیت، از شعار تا عمل
در گفتوگوی منتشرشده، واژههایی چون «شفافیت»، «عدالت»، «ریلگذاری» و «سازوکار حرفهای» بارها تکرار شده است. با این حال تا امروز:
معیارهای دقیق امتیازدهی در فرآیند پیچینگ منتشر نشدهاند.
ترکیب کامل داوران، سوابق حرفهای آنان و نحوه انتخابشان اعلام عمومی نشده است.
سازوکار مدیریت تضاد منافع بهصورت رسمی تشریح نشده است.
گزارش مالی دقیق از میزان مشارکت بنیاد در پروژههای مصوب ارائه نشده است.
دلایل رد یا پذیرش آثار بهطور مستند در اختیار متقاضیان قرار نگرفته است.
شفافیت صرف برگزاری جلسات پیچینگ یا اعلام رتبهها نیست.
شفافیت یعنی انتشار مستندات، صورتجلسات، شاخصهای ارزیابی و گزارش هزینهکرد بودجه عمومی.
۲. پیچینگ، ابزار حرفهای یا پوشش اداری
پیچینگ در سینمای حرفهای جهان زمانی معنا دارد که استقلال داوران، گردش آزاد اطلاعات و مدیریت دقیق تعارض منافع تضمین شده باشد.
در فضای سینمایی کشور، گزارشها و ابهاماتی مطرح شده مبنی بر اینکه برخی پروژههای منتخب، در مراحل بعدی به داوران پیچینگ یا افراد و مجموعههای وابسته به آنان سپرده شده یا با آنان در ارتباط حرفهای مستقیم قرار گرفتهاند. حتی اگر این موارد صرفاً شائبه باشد، نفس چنین ابهامی برای نهادی که با بودجه عمومی فعالیت میکند مسئلهساز است.
کانون کارگردانان تأکید میکند:
وجود یا حتی تصور تعارض منافع سلامت هر فرآیند داوری را زیر سؤال میبرد.
اگر چنین ارتباطهایی وجود نداشته است، بنیاد موظف است با انتشار فهرست کامل داوران، پروژههای مصوب، طرفهای قرارداد و ذینفعان نهایی این ابهام را برطرف کند.
و اگر وجود داشته، توضیح حقوقی و مدیریتی آن باید بهصورت شفاف به جامعه سینمایی ارائه شود.
۳. ادعای موفقیت و مسئله پاسخگویی
مدیریت بنیاد از «موفقیت ۷۰ تا ۸۰ درصدی» سخن گفته و در عین حال اذعان کرده است که در انتخاب پروژهها «حتماً اشتباهاتی» وجود داشته است.
پرسش روشن ما این است:
شاخص این درصد موفقیت چیست؟
معیار ارزیابی عملکرد کدام است و مسئولیت اشتباهات دقیقاً چگونه تعریف و جبران میشود؟
در شرایطی که بودجه فرهنگ محدود و متعلق به عموم مردم است، آزمون و خطای پرهزینه بدون انتشار شاخصهای ارزیابی قابل پذیرش نیست.
۴. مواجهه با نقد، شأن نهاد ملی
در بخشی از اظهارات منتشرشده، برخی منتقدان سیاستهای بنیاد فارابی با اشاره به شکستهای گذشته در کارنامهشان یا اتهام داشتن انگیزههای شخصی مورد خطاب قرار گرفتهاند. چنین ادبیاتی از سوی مدیریت یک نهاد ملی، کمکی به ارتقای گفتوگوی حرفهای نمیکند.
نقد سیاست فرهنگی حق صنفی سینماگران است.
پاسخ به نقدها باید با داده، سند و گزارش عملکرد باشد؛ نه با ارجاع به سوابق شخصی منتقدان یا نیتخوانی آنان.
۵. نقش نهاد ملی: سیاستگذار یا مجری پروژه؟
نهاد ملی سینما باید سیاستگذار توسعه پایدار باشد، نه صرفاً مجری پروژههای پراکنده.
توسعه ژانر کودک، حمایت از فیلمسازان اول، یا رشد کمپانیمحور در حوزه انیمیشن نیازمند برنامه چندساله، قابل ارزیابی و قابل نظارت است، نه اعلام موردی پروژهها.
آنچه امروز بهعنوان «تحول در بنیاد سینمایی فارابی» و «مدل بینالمللی پیچینگ» معرفی میشود اگر فاقد شفافیت عملی، تضمین سلامت فرآیند و پاسخگویی مستمر باشد، در عمل چیزی جز بازتولید سازوکارهای قدیمی با ظاهری نو نخواهد بود.
مدیریت بنیاد باید متوجه باشد، تغییر واژگان بهمعنای تغییر رویکرد نیست. همانطور که تغییر فرم جلسات بهمعنای اصلاح مناسبات تصمیمگیری نیست.