از علی اشرف تا داود اشرف | مایکل اسکوفیلد ایرانی؟

دوشنبه 31 فروردین 1405 - 21:00
مطالعه 6 دقیقه
داود اشرف سریال وحشی
داود اشرف مجرم جنجالی‌ چند دهه اخیر است که با سریال «وحشی» به یکی از جذاب‌ترین مجرمان نزد مخاطب تبدیل شد. آیا او زنده است؟

به گزارش فیلمزی، علی اشرف پروانه قاتل و سارق فراری، با ساخت سریالی توسط هومن سیدی به چهره‌ای شناخته شده نزد مخاطب تبدیل شد.

در واقع هومن سیدی با ساخت سریال «وحشی» و الهام از داستان واقعی این سارق حرفه‌ای، توانست شخصیتی که به‌واسطه فرارهای عجیب و پرحاشیه‌ از زندان، سال‌ها به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جنایی رسانه‌های ایران تبدیل شده بود را ماندگار کند.

علی اشرف پروانه که بود؟

علی اشرف پروانه در دهه ۵۰ در یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه و در خانواده‌ای کم‌برخوردار به دنیا آمد. او از نوجوانی برای کمک به خانواده کار می‌کرد تا اینکه یک تصادف جاده‌ای در سال ۱۳۷۳، مسیر زندگی‌اش را به‌طور کامل تغییر داد. این حادثه که به مرگ دو دانش‌آموز منجر شد، او را با حکم پرداخت دیه سنگینی روبه‌رو کرد. فشاری مالی که به گفته خودش این فشار نقش مهمی در ورود او به دنیای جرم و بزهکاری داشت.

او که با نام «علی کرده» نیز شناخته می‌شود و برخی رسانه‌ها از او با لقب «مایکل اسکوفیلد ایرانی» یاد کرده‌اند، زندگی عجیب و چندلایه‌ای داشت. زندگی او از کودکی با فقر و کارگری روزانه همراه بود و در ادامه تا سرقت‌های مسلحانه به شکل فرارهای سینمایی و تبدیل شدن به سوژه‌ای برای مستندها و سریال‌های تلویزیونی پیش رفت.

از سرقت‌های مسلحانه تا حکم اعدام

علی اشرف پس از مهاجرت به تهران در میانه دهه ۷۰، ابتدا به کار بنایی مشغول شد. اما شرایط اقتصادی دشوار و بدهی‌های سنگین، او را به سمت سرقت‌های مسلحانه سوق داد. او در سال ۱۳۸۱ پس از چندین فقره سرقت بازداشت شد و در ابتدا حکم اعدام گرفت. حکمی که بعدتر به ۳۰ سال حبس کاهش یافت.

فرارهایی که او را به یک افسانه جنایی تبدیل کردند

نقطه‌ای که علی اشرف پروانه را از بسیاری از مجرمان دیگر متمایز کرد، نه صرفا جرائم او، بلکه فرارهای عجیب و غیرمنتظره‌اش از زندان بود.

او در نخستین فرار خود، با تظاهر به همکاری با پلیس برای شناسایی همدستانش، موفق شد از دست ماموران فرار کند. این فرار باعث شد او برای مدت طولانی با هویت‌های جعلی زندگی کند و دوباره به فعالیت‌های مجرمانه بازگردد.

حفر یک تونل ۱۸ متری با قاشق توسط اشرف

اما مشهورترین فرار او به زندان رجایی‌شهر بازمی‌گردد. جایی که او به‌ همراه دو زندانی دیگر، طی سه سال و با ابزارهایی ابتدایی مثل قاشق، تونلی ۱۸ متری حفر کردند. آنها در نهایت در خرداد ۱۳۸۴، با عبور از مسیر فاضلاب و پوشیدن لباس‌های پلاستیکی دست‌ساز، موفق به فرار شدند. اتفاقی که باعث شد رسانه‌ها لقب «مایکل اسکوفیلد ایرانی» را برای او انتخاب کنند.

بازداشت دوباره و سرنوشت امروز

پروانه پس از دومین فرار، مدتی با هویت جعلی و در پوشش یک آسفالت‌کار زندگی کرد. اما در نهایت به‌دلیل شناسایی توسط فردی که او را می‌شناخت، موقعیت‌اش لو رفت. او در جریان عملیات دستگیری در شهرک ولیعصر هدف گلوله قرار گرفت و پس از زخمی شدن، دوباره به زندان رجایی‌شهر منتقل شد.

آیا علی اشرف پروانه زنده است؟

در سال ۱۳۹۸، او پس از زلزله کرمانشاه و در پی مرگ مادر و خواهرش، به دلیل مخالفت با درخواست مرخصی‌اش دست به اعتصاب غذا زد. طبق آخرین گزارش‌ها نیز، پس از تعطیلی زندان رجایی‌شهر در سال ۱۴۰۲، او به یکی از زندان‌های اطراف تهران منتقل شده و همچنان دوران محکومیت ۳۰ ساله خود را سپری می‌کند و تاکنون گزارش معتبری درباره درگذشت او منتشر نشده است.

چرا ساختن چنین داستان‌هایی مهم است و موفقیت آثاری مانند «وحشی» تنها به‌دلیل هیجان یا جنبه‌های جنایی آن‌ نیست. چنین داستان‌هایی اغلب بازتابی از لایه‌های پنهان جامعه‌ هستند. از فقر و نابرابری گرفته تا ضعف‌های ساختاری، بحران‌های اقتصادی و شرایطی که می‌تواند مسیر زندگی یک فرد را به‌کلی تغییر دهد.

داستان علی اشرف پروانه، بیش از اینکه داستانی صرفا درباره یک مجرم باشد، درباره فردی است که در چرخه‌ای از فقر، بدهی، خشونت و تصمیم‌های اشتباه گرفتار شد. همین موضوع باعث می‌شود مخاطب در کنار دنبال کردن تعلیق و هیجان سریال «وحشی»، با پرسش‌های جدی‌تری هم روبه‌رو شود. چه عواملی یک انسان را به این نقطه می‌رساند؟ آیا می‌توانست مسیر دیگری برای او وجود داشته باشد؟ نقش جامعه و ساختارهای اقتصادی در شکل‌گیری چنین سرنوشت‌هایی چیست؟

از همین منظر، ساخت سریال‌هایی مانند «وحشی» می‌تواند فراتر از سرگرمی عمل کند. آثاری که در کنار روایت یک ماجرای جنایی پرکشش، تصویری واقعی‌تر از آسیب‌های اجتماعی و تبعات آن‌ها ارائه می‌دهند.

چرا هومن سیدی برای ساخت «وحشی» موفق شد؟

به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل اصلی موفقیت هومن سیدی در ساخت «وحشی»، توانایی او در تبدیل یک سوژه واقعی به درامی انسانی و چندلایه است. اما این همه ماجرا نیست چرا که سیدی صرفا روی جرم یا خشونت تمرکز نکرده، بلکه تلاش می‌کند شخصیت‌ها را با تمام ضعف‌ها، ترس‌ها، تناقض‌ها و انگیزه‌هایشان نشان دهد.

در مورد «وحشی» هم اگر فقط قرار بود داستان فرارهای عجیب یک مجرم روایت شود، احتمالا اثر خیلی زود به یک روایت سطحی و صرفاً هیجانی تبدیل می‌شد. اما سیدی معمولا در آثارش سعی می‌کند نشان دهد که آدم‌ها چطور تحت فشار فقر، شرایط اجتماعی، خشم، تحقیر یا بن‌بست‌های شخصی به سمت تصمیم‌های خطرناک می‌روند.

یکی دیگر از نقاط قوت او، فضاسازی است. هومن سیدی در ساخت جهان‌های تیره، پرتنش و خفقان‌آور مهارت دارد. فضاهایی که مخاطب را مدام در حالت اضطراب و تعلیق نگه می‌دارند. همین باعث می‌شود حتی داستانی که مخاطب پایان کلی آن را می‌داند، باز هم جذاب و غیرقابل پیش‌بینی به نظر برسد.

حضور جواد عزتی مهم‌ترین دلایل تاثیرگذاری «وحشی»

از طرف دیگر، انتخاب بازیگرها هم نقش مهمی دارد. حضور جواد عزتی در نقش اصلی یکی از مهم‌ترین دلایل تاثیرگذاری سریال است. چون او می‌تواند هم‌زمان هم چهره‌ای خشن و غیرقابل‌پیش‌بینی داشته باشد و هم لایه‌های احساسی و آسیب‌پذیر شخصیت را منتقل کند.

در نهایت، موفقیت این نوع آثار زمانی اتفاق می‌افتد که کارگردان بتواند بین واقعیت و درام تعادل ایجاد کند. یعنی هم قصه را جذاب و پرکشش نگه دارد و هم اجازه ندهد شخصیت‌ها به تیپ‌های کلیشه‌ای «قهرمان» یا «شرور» تبدیل شوند. این دقیقا همان چیزی است که هومن سیدی معمولا در آن موفق عمل می‌کند.

لازم به توضیح است تهیه‌کننده سریال «وحشی» چندی پیش در گفت‌وگو با فیلمزی، از فصل سوم این سریال گفت و تاکید کرد که مردم منتظر فصل تازه این سریال باشند. اما زمان پخشِ فصل‌ سوم هنوز مشخص نیست . ضمن اینکه این سریال در چهار فصل ساخته عرضه می‌شود.

نظرات