چرا بهرام رادان فقط یک ستاره نیست؟ | به بهانه زادروز او
به گزارش فیلمزی، امروز هشتم اردیبهشت، زادروز بهرام رادان است. بازیگری که در سینمای ایران نهتنها قدر جایگاه خود را دانست، بلکه تلاش کرد شان بازیگری را نیز در سطحی قابلاعتنا حفظ کند.
اگر قرار باشد از بازیگری در سینمای ایران نام ببریم که همزمان میان جریان اصلی و نگاه هنری حرکت کرده، نام رادان بیتردید در میان گزینههای نخست قرار میگیرد. او با حضوری کاریزماتیک و انتخابهایی حسابشده، تصویری چندلایه از بازیگری ارائه داده است. از نقشهای رمانتیک و محبوب عامه تا کاراکترهایی پیچیده و درونگرا که نیازمند ظرافت و کنترل بالا هستند.
«شور عشق» بازی را به بهرام رادان داد
رادان در طول مسیر حرفهای خود نشان داده صرفا یک چهره نیست، بلکه بازیگری است که با درک درست از روایت و شخصیت، به هر نقش، هویتی مستقل میبخشد. او پس از پایان خدمت سربازی و در ۲۱سالگی، در کلاسهای بازیگری ثبتنام کرد و همانجا فیلمنامه «شور عشق» برای نقش «کیان» به او پیشنهاد شد. نقشی که تصور میکرد کوتاه است، اما در عمل به یکی از نقشهای اصلی فیلم تبدیل شد و به این ترتیب در سال ۱۳۷۹ برای نخستینبار جلوی دوربین رفت.
دومین تجربه او در «آواز قو» به کارگردانی سعید اسدی رقم خورد. فیلمی که نقش مهمی در تثبیت جایگاه او بهعنوان بازیگری داشت. رادان در این اثر، اجرایی همسو با حالوهوای ملودرامهای اوایل دهه ۸۰ ارائه داد و نشان داد چگونه میتواند نبض سلیقه مخاطب را در دست بگیرد.
«آواز قو» نقطهای بود که مسیر او را برای انتخابهای جدیتر در سالهای بعد هموار کرد.
رادان با «شمعی در باد» صاحب سیمرغ شد
مسیر شهرت رادان با «شمعی در باد» بهکارگردانی پوران درخشنده ادامه یافت. فیلمی که برای بازی در آن صاحب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد و جایگاه او را در سینمای ایران تثبیت کرد.
در کارنامه رادان، آثاری دیده میشود که هرکدام نماینده بخشی از تواناییهای او هستند. از درخشش در «سنتوری» بهکارگردانی داریوش مهرجویی فقید، که یکی از ماندگارترین نقشهای او را رقم زد، تا حضور در «بیپولی» ساخته حمید نعمتالله که وجهی واقعگرایانه و ملموس از یک شخصیت درگیر بحران را به تصویر میکشد. فیلمی که در کنار بازی لیلا حاتمی درخشید و به یکی از نمونههای قابلتوجه سینمای اجتماعی تبدیل میشود.
یکی از ویژگیهای مهم بازی رادان، ترکیب «هدایتپذیری» با «درک مستقل از نقش» است. او میداند هر کارگردان چه نوع اجرایی میخواهد و همان را درونی میکند. مقایسه «سنتوری» و «بیپولی» بهخوبی این موضوع را نشان میدهد، جایی که در اولی، بازی او کاملا در خدمت لحن و ریتم کارگردانی است و در دومی، به سمت اجرایی مینیمال و واقعگرایانه حرکت میکند.
در این میان، میتوان گفت رادان تا حدی ویترین سبک کارگردانها نیز است. بازیگری منعطف که میتواند جهان فیلم را نمایندگی کند. با این حال، او امضای شخصی خود را، متشکل از کاریزما، کنترل احساس و حضور فیزیکی در نقشهای مختلف حفظ میکند.
تنوع در انتخاب نقشها، یکی از مهمترین عواملی است که رادان را به چهرهای قابلتوجه در سینمای معاصر ایران تبدیل کرده است. همکاری او با مصطفی کیایی در «بارکد» و «چهارراه استانبول» نمونهای از حضور او در فضاهای مدرنتر و ریتم تندتر است. آثاری که وجهی متفاوت از بازی او را به نمایش میگذارند.
«گاوخونی» تجربهای متفاوت در سینمای هنری
در سوی دیگر، حضور در «گاوخونی» بهکارگردانی بهروز افخمی، تجربهای متفاوت در سینمای هنری برای او رقم زد. رادان در این فیلم، با فاصله گرفتن از فضای ستارهمحور، وارد جهانی مینیمال و ذهنی میشود و یکی از خاصترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد.
او در «صبحانه با زرافهها» نیز به سراغ فضایی متفاوتتر و تا حدی فانتزی میرود. فیلمی که بیش از روایت خطی، بر حالوهوا و روابط تمرکز دارد. انتخاب چنین پروژههایی نشان میدهد رادان همچنان تمایل دارد از قالبهای تکراری فاصله بگیرد و مسیر تجربهگرایی را ادامه دهد.
جوایز بهرام رادان
- نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشن سینمای ایران برای آواز قو (۱۳۸۰)
- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر برای شمعی در باد (۱۳۸۲)
- نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین دوره جشن خانه سینما برای شمعی در باد (۱۳۸۳)
- جایزه حافظ بهترین بازیگر نقش اول مرد برای گاو خونی (۱۳۸۳)
- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر برای سنتوری (۱۳۸۵)
- نامزد جایزه حافظ بهترین بازیگر نقش اول مرد برای سنتوری (۱۳۸۹)
- بهترین بازیگر مرد جشنواره بینالمللی فیلم لاداخ هند برای آدمکش (۲۰۱۲)
- نامزد سیمرغ بهترین فیلم چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر برای علفزار (۱۴۰۰)