نگاهی به کارنامه امین حیایی | به بهانه زادروز او
به گزارش فیلمزی، امروز نوزدهم خردادماه زادروز امین حیایی است. بازیگری که شاید مخاطب او را بیشتر با فیلمهای طنز بشناسد اما اگر در کارنامه کاری او دقیق شویم، متوجه خواهیم شد که با چهره متفاوتی روبهرو میشویم. بازیگری که مهمترین جوایزش را نه برای نقشهای شلوغ و کمدی، بلکه برای نقشهایی گرفته که در آنها سکوت، تلخی و فرسودگی حرف اول را میزند.
«هتل کارتن» و «دستهای آلوده» نقطه قوت حیایی در دهه ۷۰
امین حیایی فعالیت بازیگری را از اویل دهه ۷۰ با فیلم «دو همسفر» بهکارگردانی اصغر هاشمی آغاز کرد و در این یک دهه توانست در آثار سینمایی متعددی بهعنوان یک بازیگر پرانرژی برای بازی در نقشهای پرتحرک، عاشقپیشه یا عصیانگر ظاهر شود. نقشهایی که موجب شد حضور او در سینما تثبیت شود. حضوری که تنها به سینما معطوف نبود. زیرا او علاوه بر سینما در این دهه در تلویزیون نیز حضورِ قابل توجهی داشت.
بازی حیایی در فیلمهایی مانند «بادامهای تلخ» ساخته کاظم معصومی و دو فیلم «هتل کارتن» و «دستهای آلوده» از سیروس الوند را میتوان به عنوان مهمترین آثار سینمایی او در دهه نخست فعالیت او برشمرد.
امین حیایی هنوز به نقطه کانونی فیلم تبدیل نشده است و فیلم بیشتر حول بازگشت بهرام ادیب، قهرمان سابق والیبال، و مواجهه او با تغییرات ایران پس از سالها دوری شکل میگیرد. بنابراین امین حیایی در فیلم «هتل کارتن» بیشتر یک انرژی جوان را وارد قاب میکند تا یک کاراکتر پخته. اما فیلم «دستهای آلوده» برای تحلیل بازی حیایی مهمتر است. زیرا او در یک موقعیت جنایی و پرتنش قرار میگیرد.
چهار جوانی که سرقت از یک عروسی اعیانی آنها را وارد زنجیرهای از خیانت، طمع و اضطراب میکند. این جنس نقش، دقیقا با توانایی اولیه حیایی جور درمیآید. نکته قابل توجه حضور برای حیایی در «دستهای آلوده» این است که او در برابر بازیگرانی مثل ابوالفضل پورعرب و هدیه تهرانی قرار میگیرد و امین حیایی با انرژی عصبی و جوانانهاش یک نیروی ناآرام و ناپایدار به فیلم اضافه میکند. که همین ناپایداری، نقطه قوت بازی اوست.
دهه ۸۰ دوران تثبیت او در سینمای عامه پسند است
دهه ۸۰ برای امین حیایی، دوره تبدیلشدن از «بازیگر جوان و پرانرژی» به ستارهی پرفروش و همهجا حاضر سینمای ایران است. اگر در دهه ۷۰ تلاش میکرد جای خود را در سینما پیدا میکرد اما در دهه ۸۰ دیگر به یکی از چهرهها برای جذب مخاطب تبدیل شد.
ویژگی اصلی بازی حیایی در این دوره، قابلیت تغییر لحن است. او میتوانست از نقش جوان عصبی، خیابانی و درگیر بحران به مرد شوخ، رند، عاشقپیشه یا لمپنِ دوستداشتنی برسد. بدنش در بازی خیلی فعال است. اما اگر نگاهی قیق به بازی حیایی بهخوص در فیلمهای تجاری دهه ۸۰ بایندازیم، متوجه خواهیم شد که گاهی بیشازحد به انرژی ذاتی و شیرینی شخصی خود تکیه دارد و همین موضوع باعث شد که نقشهای او به اصطلاح امین حیاییوار شود تا یک شخصیت مستقل.
اما وقتی پایا کارگردانهای حرفهایتر به میان میآید نتیجه بازی او کاملا متفاوت است. فیلم «شب» ساخته رسول صدرعاملی نمونه درستی از فاصلهگیری حیایی از بازی همیشگی او است. در نتیجه شاهد هستیم که بازی درونیتر، کمحرکتتر و کنترلشدهتری ارائه میدهد.
با این اوصاف امین حیایی در دهه ۸۰، بهنوعی بین دو مسیر ستاره شدن و توانمندی در بازی کنترل شده گیر میکند. او از یک طرف بازیگر جدی و توانمندی که میتواند در «شب» بدرخشد و از طرف دیگر ستاره محبوب سینمای تجاری میشود کهسینمای ایران بیشتر مسیر دوم را پیش پای او گذاشت.
اما حضور او در فیلم «مهمان مامان» داریوش مهرجویی را باید جدا از فیلمهایی که در این دهه بازی کرده برشمرد. حیایی در «مهمان مامان» برخلاف خیلی از نقشهای دهه ۸۰، دنبال نمایش انرژی و شیرینی شخصی نیست. بازی او در این فیلم کوتاهتر، کنترلشدهتر و تابع لحن فیلم است. مهرجویی در این فیلم به یک رئالیسم شیرین و محلهای نزدیک میشود. همه شخصیتها کمی تیپ هستند، اما تیپهایی زنده و انسانی. حیایی هم در همین چهارچوب بازی میکند. نه آنقدر اغراق میکند که از فضای فیلم بیرون بزند، نه آنقدر کمرنگ است که حضورش بیاثر شود.
دهه ۹۰ بازتعریف جایگاه امین حیایی
دهه ۹۰ برای امین حیایی، دهه بازتعریف جایگاه او است. زیرا نه مثل دهه ۸۰ دوران انفجار ستارگی و فروش، نه مثل دهه ۷۰ تلاش برای ورود به سینما است. در این دهه حیایی همزمان با دو تصویر متفاوت درگیر است. از یک طرف ستاره محبوب سینمای تجاری و کمدیهای پرفروش و از طرف دیگر بازیگری است که میخواهد نشان دهد میتواند نقشهای تلختر، شکستهتر و جدیتر را هم با کیفیت بالا بازی کند.
در همین راستا نقطه عطف بازی او در دهه ۹۰، فیلم تحسین شده «شعلهور» به کارگردانی حمید نعمتالله است که این همکاری در فیلم «قاتل و وحشی» نیز تکرار شد. فیلمی که هنوز رنگ چرده ندیده است.
امین حیایی در فیلم «شعلهور»، او به جای جذابیت همیشگب که در فیلمها داشت، بیشتر روی فرسودگی، شکست، حسادت، حقارت و بحران مردانگی کار میکند. اینجا بدنش دیگر فقط ابزار انرژی نیست. ابزار فروپاشی است. نگاههای خسته، مکثها، عصبانیتهای کنترلنشده و حس آدمی که خودش را از زندگی عقبافتاده میبیند، از بهترین لحظههای بازی او در کل کارنامهاش است.
حیایی در این فیلم از محبوبیت شخصی خرج نمیکند بلکه بخشی از آن محبوبیت را کنار میگذارد تا شخصیت تلختر و عریانتر دیده شود. به همین دلیل بازی حیایی در این فیلم بلوغ بازیگری او است.
با این اوصاف دهه ۹۰، دهه رستگاری کامل امین حیایی نیست، اما دهه اثبات ظرفیتهای او در عرصه بازیگری است.
دهه ۱۴۰۰ برای امین حیایی در واقع دهه پیرایش بازی اوست. به این معنا که حیایی بیشتر به سمت سکوت، شکستگی، فرسودگی و نقشهای پدرانه و زخمخورده پیش میرود. فیلمهای «برف آخر»، «غریزه» و «زیبا صدایم کن» از جمله بازیهای پیرایش شده امین حیایی است.
امین حیایی هم به لحاظ کیفی و هم کمی آثار قابل توجهی را در کارنامه کاری خود دارند که در این مقاله تا اندازهای به آنها اشاره شد. اما سه فیلم «نقاب» بهکارگردانی کاظم راستگفتار در سال ۱۳۸۳، «چه کسی امیر را کشت» بهکارگردانی مهدی کرمپور در سال ۱۳۸۴ و «دایره زنگی» ساخته پریسا بختآور در سال ۱۳۸۶ از دیگر آثار قابل توجه در کارنامه کاری او است.
شما هم برای ما بنویسید که کدام یک از فیلم و یا سریالهای امین حیایی را دوست دارید.