ماجرای شکایت از آپارات چه بود؟ | از کانال «نفیسه جون» تا اقتصاد دیجیتال
به گزارش فیلمزی، چندی پیش رسانه «آپارات» با انتشار بیانیهای از صدور حکم جدید دادگاه بهخاطر شکایت صداوسیما خبر داد.
پروندهای که در ظاهر درباره انتشار بخشی از محتوای صداوسیما توسط یکی از کاربران آپارات شکل گرفته، اما در لایه عمیقتر، پرسشی مهمتر را پیش روی نظام حقوقی و تنظیمگری کشور قرار میدهد که یک پلتفرم کاربرمحور، تا چه اندازه باید مسئول رفتار کاربران خود شناخته شود؟
اصلِ اختلاف چه بود؟
ماجرا درباره کاربری در کانالی به نام «نفیسه جون» بود که انبوهی از برنامه سریالها و یا بخشهایی از تولیدات صدا و سیما را بارگزاری کرده بود.
در واقع اختلاف بر سر محتوای منتشر شده نبود. بلکه محور اصلی اختلاف توجه به این مطلب بود که آیا مسئولیت انتشار محتوا بر عهده کاربر است یا پلتفرم؟
به همین دلیل تقریبا همه واکنشها از جمله انجمن تجارت الکترونیک، مشاور وزیر ارتباطات، فعالان حقوقی و خود آپارات روی مفهوم «پلتفرم کاربرمحور» و تفکیک مسئولیت کاربر و پلتفرم متمرکز بود، نه روی ماهیت ویدیوها.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آپارات در این پرونده به پرداخت حدود ۳۶۰۰ میلیارد تومان خسارت محکوم شد. رقمی که نهتنها برای یک سرویس ویدیویی داخلی، بلکه برای کل زیستبوم پلتفرمهای ایرانی هشداردهنده به نظر میرسد.
انجمن تجارت الکترونیک در واکنش به این حکم هشدار داده که چنین آرایی میتواند امنیت حقوقی کسبوکارهای دیجیتال را با تهدید جدی مواجه کند. بهخصوص در شرایطی که ماهیت آپارات در مجوز رسمی ساترا، «کاربرمحور» تعریف شده است.
ماجرا از شکایت صداوسیما علیه آپارات آغاز شد. شکایتی که محور آن انتشار بخشی از محتوای متعلق به صداوسیما توسط یکی از کاربران این پلتفرم بود. اما آنچه این پرونده را به موضوعی فراتر از یک دعوای مالکیت معنوی تبدیل کرده، نحوه تفسیر مسئولیت آپارات در برابر محتوایی است که نه توسط خود این پلتفرم، بلکه توسط کاربر بارگذاری شده است.
مرز میان پلتفرم و ناشر
اختلاف اصلی پرونده دقیقا از طرح این سوال که آپارات پلتفرم است یا ناشر آغاز شد. در ادبیات حقوقی و فنی، میان «ناشر محتوا» و «پلتفرم میزبان» تفاوتی بنیادین وجود دارد. ناشر پیش از انتشار، روی محتوا کنترل مستقیم دارد، آن را انتخاب، ویرایش و منتشر میکند و طبیعتا مسئولیت کامل آن را هم میپذیرد. اما پلتفرمهای کاربرمحور، مانند سرویسهای اشتراک ویدیو، شبکههای اجتماعی یا پلتفرمهای انتشار محتوا، معمولا بستر انتشار را فراهم میکنند و محتوای اصلی توسط کاربران تولید یا بارگذاری میشود.
در همین نقطه، تناقض مهم پرونده آپارات شکل میگیرد. ساترا در مجوز رسمی آپارات، ماهیت فعالیت این سرویس را «کاربرمحور» ثبت کرده است. تعریفی که عملا به معنای پذیرش نقش واسطهای و پلتفرمی آپارات است. با این حال، حکم اخیر بهگونهای تفسیر شده که گویی آپارات نه یک میزبان محتوا، بلکه ناشر مستقیم محتوای بارگذاریشده توسط کاربران است.
همین مسئله باعث شده بسیاری از فعالان حقوقی و کسبوکارهای دیجیتال نسبت به پیامدهای این حکم هشدار دهند. اگر یک پلتفرم کاربرمحور قرار باشد مانند ناشر سنتی مسئول تمام محتوای کاربرانش شناخته شود، اساسا مرز میان پلتفرم و ناشر از میان میرود. مرزی که در دنیای امروز، بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال بر پایه آن شکل گرفته است.
سابقهای که نتیجه متفاوتی داشت
این نخستینبار نیست که آپارات درگیر پروندهای حقوقی با محوریت مسئولیت نسبت به محتوای کاربران میشود. حدود ۱۱ سال پیش نیز پروندهای مشابه علیه این پلتفرم مطرح شده بود. پروندهای که در نهایت در سال ۱۴۰۳ با رأی دیوان عالی کشور به تبرئه مدیرعامل آپارات انجامید.
در آن پرونده، دیوان عالی کشور فعالیت آپارات را در قالب «خدمات میزبانی» تفسیر کرد و مسئولیت اصلی محتوا را متوجه کاربری دانست که آن را منتشر کرده بود؛ مگر در شرایطی که پلتفرم پس از دریافت دستور قضایی، از حذف محتوای موردنظر خودداری کند.
همین سابقه اکنون پرسشی جدی ایجاد کرده است که اگر پیشتر رویه قضایی، ماهیت واسطهای آپارات را پذیرفته بود، چه تغییری رخ داده که امروز همان پلتفرم با حکمی چنین سنگین روبهرو شده است؟
نبود پاسخ روشن به این پرسش، نگرانیها درباره ثبات حقوقی در فضای اقتصاد دیجیتال ایران را افزایش داده است. زیرا در غیاب یک چارچوب پایدار، هر پرونده میتواند با تفسیری تازه و متفاوت مواجه شود.
انتقاد مشاور وزیر ارتباطات: ماهیت پلتفرم نادیده گرفته شده است
محمد رهبری مشاور وزیر ارتباطات و مدرس دانشگاه، نیز در گفتوگو با خبرآنلاین درباره این پرونده گفته است که در حکم صادرشده، ماهیت پلتفرمی به رسمیت شناخته نشده است. او تأکید کرده که این نخستینبار نیست چنین احکامی علیه پلتفرمها صادر میشود و پیشتر نیز در پروندههای دیگر نشانههایی از درک نادرست ماهیت و کارکرد پلتفرمها دیده شده بود.
رهبری معتقد است در چنین پروندههایی باید میان خود پلتفرم، مالکیت حقوقی آن و کاربری که اقدام به انتشار یا بازنشر محتوا میکند تفکیک قائل شد. از نگاه او، ممکن است یک کاربر مرتکب خطا شود یا محتوایی ناقض حقوق دیگران منتشر کند، اما این موضوع لزوما به معنای مسئولیت مستقیم پلتفرم نیست.
او برای توضیح این مسئله به نمونههایی مانند اینستاگرام و ایکس اشاره کرده و گفته است در این پلتفرمها نیز ممکن است کاربران اخبار جعلی، محتوای نادرست یا حتی مواردی در ترویج خشونت منتشر کنند. وظیفه پلتفرم، شناسایی، مدیریت و حذف چنین محتواهایی تا حد امکان است. اما مسئولیت اصلی انتشار محتوا، در وهله نخست متوجه کاربری است که آن را منتشر کرده است.
خلأ قانونی در حکمرانی پلتفرمها
واکنش انجمن تجارت الکترونیک نشان میدهد نگرانیها محدود به آپارات نیست. این انجمن هشدار داده که اگر مسئولیت کاربران بهصورت مستقیم به پلتفرمها تعمیم داده شود، امنیت حقوقی کل اقتصاد دیجیتال ایران آسیب میبیند.
در بسیاری از نظامهای حقوقی، مدلی با عنوان Safe Harbor یا «بندرگاه امن» وجود دارد. بر اساس این الگو، پلتفرم تا زمانی که نقش فنی و واسطهای دارد و پس از اطلاع رسمی نسبت به محتوای غیرقانونی اقدام میکند، مسئول مستقیم رفتار کاربران شناخته نمیشود. در ایران نیز ماده ۲۳ قانون جرایم رایانهای تا حدی به همین منطق نزدیک است. یعنی مسئولیت ارائهدهنده خدمات زمانی فعال میشود که پس از اطلاع و دریافت دستور قضایی، از حذف محتوای مجرمانه خودداری کند.
با این حال، پرونده اخیر این نگرانی را ایجاد کرده که در عمل، همین تفکیک حقوقی میان کاربر و پلتفرم در تصمیمگیریها نادیده گرفته شود. چنین رویکردی میتواند با اصل شخصی بودن مسئولیت و مجازات نیز در تعارض قرار بگیرد. اصلی که بر اساس آن مسئولیت هر رفتار باید متوجه شخص یا نهادی باشد که آن رفتار را انجام داده است.
خطری فراتر از آپارات
اگر این تفسیر حقوقی تثبیت شود، تقریبا تمام پلتفرمهای کاربرمحور ایرانی با ریسک مشابه مواجه میشوند بنابراین پیامدهای این پرونده تنها متوجه آپارات نخواهد بود. از سرویسهای اشتراک ویدیو و شبکههای اجتماعی گرفته تا پیامرسانها، پلتفرمهای آگهی آنلاین، مارکتپلیسها و هر بستری که کاربران در آن محتوا تولید یا منتشر میکنند.
در چنین شرایطی، پلتفرمها یا باید پیش از انتشار، بر تمام محتوای کاربران نظارت سنگین و پرهزینه اعمال کنند، یا دائما در معرض شکایت، جریمه و مسئولیت قضایی قرار بگیرند.
از سوی دیگر، سختگیری بیش از حد بر پلتفرمهای داخلی میتواند کاربران و تولیدکنندگان محتوا را بیش از پیش به سمت سرویسهای خارجی سوق دهد. سرویسهایی که نه لزوما پاسخگوی نهادهای داخلی هستند و نه امکان تعامل حقوقی و فنی با آنها بهسادگی وجود دارد.
آزمونی برای آینده اینترنت ایران
پرونده آپارات حالا فقط پرونده یک شرکت نیست. آزمونی برای آینده حکمرانی اینترنت، رسانههای آنلاین و اقتصاد پلتفرمی در ایران است. پرسش اصلی این است که آیا پلتفرمهای کاربرمحور بهعنوان واسطههای فنی شناخته خواهند شد. یا قرار است مانند ناشران سنتی، مسئول کامل رفتار میلیونها کاربر خود باشند؟
پاسخ به این پرسش، فقط سرنوشت آپارات را مشخص نمیکند. این پرونده میتواند مسیر آینده بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال ایرانی را نیز تغییر دهد. کسبوکارهایی که برای رشد، بیش از هر چیز به ثبات حقوقی، درک درست از ماهیت فناوری و تنظیمگری هوشمندانه نیاز دارند.
اگر قرار باشد مفهوم پلتفرم در تصمیمگیریهای حقوقی نادیده گرفته شود، اقتصاد دیجیتال ایران با بحرانی جدی مواجه خواهد شد. بحرانی که در آن، نوآوری و رقابت جای خود را به ترس از شکایت، ریسک قضایی و خودسانسوری گسترده میدهد.
اما اگر این پرونده به فرصتی برای بازنگری در قوانین و روشن شدن مرز مسئولیت کاربران و پلتفرمها تبدیل شود، شاید بتوان از دل یکی از پرحاشیهترین پروندههای حقوقی سال، گامی مهم برای آینده رسانههای آنلاین ایران برداشت.