ناصر تقوایی و فوتبال | از تیم نفت آبادان تا دوربینهای استادیوم آزادی
به گزارش فیلمزی، همه ما آبادان را در جغرافیای ایران، علاوه بر عینک ریبن، با فوتبال میشناسیم. شهری که عشق اهالیاش به فوتبال، خود حکایتی جداگانه دارد.
حالا این عشق آبادانی به فوتبال را کنار نام یک فیلمساز اهل همین شهر بگذارید. فیلمسازی که عصاره این پیوند، در نهایت به نام ناصر تقوایی میرسد.
سینما و فوتبال، در ظاهر دو جهان متفاوتاند. یکی روی پرده شکل میگیرد و دیگری روی چمن. اما هر دو از احساس، تعلیق، شکست، پیروزی و انتظار روایت میکنند. روایتهایی که حافظه جمعی میسازند. همانطور که بعضی سکانسهای سینمایی برای همیشه در ذهن میمانند، بعضی گلها، شکستها و قهرمانیها هم به خاطره مشترک چند نسل تبدیل میشوند. فوتبال و سینما هر دو به ما نشان میدهند که انسان چطور با رؤیا، ترس، رقابت، امید و ناکامی روبهرو میشود.
فوتبال برای ناصر تقوایی فقط یک مسابقه نبود، بلکه بخشی از حافظه آبادان به شمار میآمد. همانطور که در سینمای او خطه جنوب، دریا، نفت، استعمار و زیست مردم بندر حضور داشت، در علاقهاش به فوتبال هم رد همان جغرافیا دیده میشد، فوتبالی گرم، مردمی و عاطفی با پیوندی روشن با تیم باشگاهی صنعت نفت آبادان.
اما ناصر تقوایی علاوه بر علاقهمندی به فوتبال در سطح کارشناس و مفسر، برای این ورزش دوستداشتنی خدمات حرفهای و تخصصی نیز انجام داده است. یکی از مهمترین خدمات حرفهای او، جانمایی و تنظیم دوربینهای استادیوم آزادی بر اساس نگاه دقیق و تخصصیاش به سینما بود. در واقع تقوایی ظرافت کارگردانی خود را در استادیوم ۱۰۰ هزار نفری آزادی به کار گرفت.
بر همین اساس، رسانه فیلمزی در گفتوگو با ناصر شفق، مدیرعامل پیشین پاس که تجربه تهیهکنندگی در سینما را هم دارد، به مناسبت مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، بخشی از این علاقهمندی و خدماتی را که تقوایی برای فوتبال انجام داده، روایت کرده است.
ناصر شفق در ابتدای صحبتهای خود، ضمن قدردانی از رسانه فیلمزی برای پرداختن به این موضوع، گفت: همانطور که مخاطب، تقوایی را سینماگری دقیق، حساس و آگاه به داستان و نوع روایت میداند، او در فوتبال نیز به همان اندازه دقیق، حساس و حسابشده نظر میداد.
وی ادامه داد: ناصر تقوایی در کنار بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، کیانوش عیاری و برخی دیگر از سینماگران، از ستونهای سینمای ایران به شمار میآمدند. اما به نظر من، وجه تمایز ناصر تقوایی و البته کیانوش عیاری با دیگر فیلمسازان، آگاهی و اشراف آنها به ورزش فوتبال بود.
مدیرعامل پیشین پاس ادامه داد: تقوایی به تیم باشگاهی پاس علاقه بسیاری داشت. در واقع مکتب پاس نزدیکترین مرام به مکتب شاهین بود و فوتبالدوستان میدانند که مکتب شاهین دامنه گستردهای در بحث اخلاقمداری دارد.
به گفته ناصر شفق، وقتی از «مکتب شاهین» و «مکتب پاس» حرف میزنیم، منظور فقط دو باشگاه فوتبال نیست. بلکه دو شیوه تربیت بازیکن و دو نگاه متفاوت به فوتبال و زندگی است که دههها بر فوتبال ایران تاثیر گذاشتند. به این معنا که مکتب شاهین را زندهیاد عباس اکرامی با شعار «اخلاق، درس و ورزش» بنیان گذاشت. در واقع در مکتب شاهین اعتقاد بر این بود که بازیکن، قبل از آنکه فوتبالیست باشد، باید انسان، دانشآموز یا دانشجو و فردی اخلاقمدار باشد. به همین دلیل بسیاری از ستارههای این تیم، چهرههایی فرهنگی و تحصیلکرده بودند.
شفق تاکید کرد که بسیاری معتقدند روح شاهین، بعد از انحلال باشگاه در سال ۱۳۴۶، به پرسپولیس منتقل شد؛ چون بخش بزرگی از بازیکنان و مربیان شاهین به پرسپولیس رفتند. پرویز دهداری، همایون بهزادی، حمید شیرزادگان، حسین کلانی، جعفر کاشانی، محراب شاهرخی، اصغر شرفی، امیرمسعود برومند و ناصر حجازی از تربیتشدگان این مکتب بودند.
وی در توضیح مکتب پاس گفت که این باشگاه از دل شهربانی و بعدها نیروی انتظامی بیرون آمد و فلسفهای متفاوت داشت. در پاس، بیشتر از هر چیز روی نظم، انضباط، مسئولیتپذیری و فوتبال علمی تأکید میشد. در حقیقت ویژگیهای مکتب پاس، انضباط، احترام به ساختار تیمی، فوتبال حسابشده و تاکتیکی، تربیت بازیکنان حرفهای و متعهد بود؛ فرهنگی که چهرههایی مانند حسن حبیبی، پرویز دهداری، مجید نامجو مطلق، احمدرضا عابدزاده، علی دایی و بسیاری از مربیان و مدیران بزرگ فوتبال ایران، مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر آن قرار داشتند.
شفق ادامه داد: این توضیح را دادم تا بگویم ناصر تقوایی بر این دو مکتب اشراف کامل داشت و جز به جز رفتار و استراتژیهای مربوط به هر یک از تیمها را میشناخت و تفسیر میکرد.
ماجرای جانمایی و تنظیم دوربینهای استادیوم آزادی چه بود؟
یکی از موضوعات مهم و مطرح درباره علاقهمندی ناصر تقوایی به فوتبال، ماجرای جانمایی و تنظیم دوربینهای استادیوم آزادی بود. موضوعی که برای اولین بار عادل فردوسیپور، بعد از درگذشت زندهیاد استاد ناصر تقوایی، هنگام عرض تسلیت در برنامه خود و به نقل از ناصر شفق مطرح کرد.
به استناد این داستان مطرحشده از سوی فردوسیپور، موضوع را با ناصر شفق مطرح کردیم و از او خواستیم ماجرا را تعریف کند. او در ابتدا به دانش عکاسی تقوایی اشاره کرد و گفت: تقوایی هنر عکاسی، رنگ، میزانسن و اصول مربوط به این هنر را بهخوبی میشناخت و در همین زمینه عکسهای ماندگاری را در سینما به ثبت رساند. سینما برای او صرفا یک سرگرمی نبود، بلکه یک اصالت فرهنگی بود که از ذات هنری تقوایی برمیآمد.
وی ادامه داد: سالها قبل از اینکه مسئولیت باشگاه پاس را به عهده بگیرم، در موقعیتی در خانه سینما با آقای تقوایی درباره فوتبال صحبت میکردم. او به نکته ظریفی اشاره کرد و گفت دوربینهای تلویزیون هنگام پخش فوتبال، توپ را گم میکنند و این موضوع موجب اذیت مخاطب میشود.
این تهیهکننده و مدیر فوتبالی کشور اظهار داشت: نکتهای که آقای تقوایی گفت، عمیقا در ذهنم ماند و زمانی که مسئولیت باشگاه پاس را به عهده گرفتم، از او خواهش کردم با توجه به امکاناتی که باشگاه پاس در اختیار او میگذارد، از دانش تخصصی تقوایی برای جانمایی و تنظیم دوربینهای استادیوم آزادی و برای نفع مردم بهره ببریم.
بنابراین تخصص تقوایی در سینما به کمک فوتبال آمد و موجب شد دوربینها توپ را گم نکنند و آرامش ذهن و خاطر تماشاگر فراهم شود.
شفق در پایان صحبتهای خود خاطرنشان کرد: اهمیت ماجرا این بود که تقوایی فوتبال را فقط مسابقه نمیدید، بلکه مانند یک میزانسن زنده به آن نگاه میکرد. او میدانست دوربین باید کجا باشد تا ریتم بازی، حرکت توپ، جای بازیکنان و حس استادیوم درست منتقل شود. به همین دلیل، بعد از آن جانمایی، کیفیت پخش مسابقات آزادی تغییر کرد و بخش زیادی از دوربینها هنوز هم بر همان منطق قرار دارند.
ناصر تقوایی فقط فیلمسازی علاقهمند به فوتبال نبود. او فوتبال را مثل سینما میفهمید. از آبادان و صنعت نفت تا مکتب پاس و شاهین، نگاه او به فوتبال ریشه در فرهنگ، اخلاق، میزانسن و روایت داشت.
ماجرای جانمایی دوربینهای استادیوم آزادی نیز نشان میدهد که تقوایی چگونه توانست با چشم یک کارگردان، تجربه تماشای فوتبال را برای مردم دقیقتر، آرامتر و حرفهایتر کند.