نگاهی به کارنامه رضا کیانیان | به بهانه زادروز او
به گزارش فیلمزی، امروز بیست و نهم خردادماه زادروز رضا کیانیان است. او بیشتر از آنکه «نقش بازی کند»، آن را درونی میکند و به تجربهای زیسته تبدیل میسازد. همین ویژگی باعث شده در طول چهار دهه فعالیت، هیچ دو نقشی از او شبیه هم نباشد.
نوشتن از فیلمهایی که رضا کیانیان بازی کرده است کار سختی نیست و در عین حال قرار نیست او صرفا با فعالیتهای سینمایی خود نزد مخاطب شناخته شود. زیرا او نقش مهمتری در زندگی اجتماعی خود بهعنوان یک کنشگر و فعال محیط زیست بازی کرده است. نقشی که امروزه در حافظه جمعی ما مانده است.
به عنوان مثال فراموش نمیکنیم که نام او علاوه بر هنر بازیگری، در کمپین مردمی حمایت از دریاچه ارومیه نقش مهمی ایفا کرد و یا در هر دوره انتخاباتِ ریاست جمهوری فارغ از برد و باخت نامزدها توصیههای کارشناسی و مطالعه شدهای را در ارتباط با محیط زیست به آنها میداد و یا انتقادهای صریح و بیپردهای را برای ناکارآمدی روسا و مدیرانِ مسئول در این حوزه را در صفحه شخصی خود در اینستاگرام مطرح میکرد و میکند. نکات و انتقادهایی که تمامی آن بی کم و کاست موجود است.
اما به هر حال او بازیگری است که با سینما حرفهاش شد و نمیتوان از نقشهایی در سینما به یادگار گذاشت، گذشت.
رضا کیانیان سینما را از سال ۱۳۶۸ با حضور در فیلم تمام وسوسههای زمین ساخته حمید سمندریان آغاز کرد و فیلم کیمیا ساخته احمدرضا درویش نخستین کار قابل توجه او بود که نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد از سیزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. اما او با فیلم آژانس شیشهای ابراهیم حاتمیکیا به نقطه اوج در سینما رسید و در شانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش را از آن خود کرد.
فیلمهای «پاتال و آرزوهای کوچک» بهکارگردانی مسعود کرامتی، «سگکشی» ساخته بهرام بیضایی، «سینما سینماست» بهکارگردانی سید ضیاءالدین دری، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «فرش باد» و « یک تکه نان» ساخته کمال تبریزی، «ماهیها عاشق میشوند» بهکارگردانی علی رفیعی، «یک حبه قند» ساخته رضا میرکریمی، فیلم تحسین شده «روبان قرمز» بهکارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و «کفشهایمکو؟» ساخته زنده یاد کیومرث پوراحمد از آثار شاخص او در عرصه بازیگری به شمار میآید.
رضا کیانیان برای بازی در فیلم خانهای روی آب نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر بهدست آورد.
همکاری با کارگردانهای مؤلف
با مطالعه همین چندسطر و اسامی فیلمهایی که در آن حضور پیدا کرده متوجه خواهیم شد که بخش مهمی از کارنامه او همکاری با کارگردانهای مؤلف سینما بوده است. همکاری که بازیگر صرفا مجری فیلمنامه و یا کارگردانی نیست، بلکه بخشی از فرآیند خلق شخصیت است.
در حقیقت کیانیان در انتخاب نقشهای خود کوشیده آثاری را انتخاب کند که امکان تفسیر و لایهسازی داشته باشند، نه نقشهای ساده و خطی. بنابراین هنر بازیگری او این است که بهجای «نمایش دادن شخصیت»، آن را از درون میسازد و همین تفاوت کوچک، کیانیان را به یکی از ماندگارترین چهرههای سینمای ایران تبدیل کرده است.
«تنهایی» امضای بازیگری کیانیان
آنچه هنر بازی کیانیان را خاص کرده ویژگی تنهایی درونی است که در کاراکترهایی که بازی میکند زنده نگه میدارد. در واقع کیانیان بهخوبی میتواند این حس را بدون دیالوگ و صرفا با بدن و نگاه انتقال دهد و این مهارت، او را به یکی از معدود بازیگرانی تبدیل کرده که «سکوت» در بازیشان به اندازه دیالوگ معنا دارد.
در بازیهای کیانیان خبری از اغراقهای نمایشی نیست. او بهجای تکیه بر بیان بیرونی، روی جزئیات رفتاری کاراکتر تمرکز میکند. از مکثها و نگاهها گرفته تا تغییرات ظریف در لحن و ریتم گفتار. همین ظرافتها موجب شده شخصیتهای او باورپذیر و چندلایه میکند. در حقیقت او بیش از اینکه وابسته به ژانر باشد، وابسته به «درک روانی شخصیت» است.
با ذکر این نکات نگاهی به برخی از فیلمهای برجسته و خاطرهانگیر او میاندازیم.
چرا فیلم «پاتال و آرزوهای کوچک» مهم است؟
فیلم «پاتال و آرزوهای کوچک» برای کودکان و نوجوانان دهه ۶۰ ، فیلم مهمی است. زیرا در شرایط بعد از جنگ، درباره قدرت آرزو، مسئولیت و پیامدهای تغییر واقعیت سخن میگفت. سه فاکتور مهم که برای تمام نسلها در جغرافیای زندگی ضروری است.
این فیلم سال ۱۳۶۸ به کارگردانی مسعود کرامتی، یکی از نمونههای مهم و کمتر تکرارشده در سینمای کودک ایران است. فیلمی که در ظاهر فانتزی و ساده است، اما در لایه های پنهان خود نشان میدهد که حتی «آرزوهای کوچک» هم اگر بدون فکر باشند، میتوانند نظم زندگی را به هم بزنند.
«پاتال و آرزوهای کوچک» از نظر تکنیکی پیچیده نیست، اما یک ویژگی مهم دارد و اینکه تخیل را جدی میگیرد و رضا کیانیان با جدیدت این تخیل را بازی میکند. این فیلم ساده به نظر میرسد، اما در واقع درباره سه مفهوم مهم همچون مسئولیت در برابر آرزوها، درک پیامد تصمیمها و ارزش نظم زندگی واقعی.
رضا کیانیان و «آژانس شیشهای»
رضا کیانیان با بازی در نقش حاج کاظم یکی از مهمترین نقشهای کارنامهاش را بازی کرد. فضای فیلم، فضای بحران، جنگ و پساجنگ است. جایی که آدمها بین قانون رسمی و عدالت انسانی گیر کردهاند.
کیانیان در این فیلم که بعدها یکی از دیالوگهای معروف آن (دههت گذشته مربی) در فضای مجازی چرخید توانست بازی کنترلشده و درونی به دور از اغراق ارائه دهد. او در این فیلم فقط یک کاراکتر نیست، بلکه نماینده یک سیستم فکری است که با قهرمان داستان (حاج کاظم) در تضاد قرار میگیرد.
یکی از بازیهای متفاوت و انتزاعی کیانیان نقشآفرینی در فیلم «روبان قرمز» است. او در نقش جمعه تمرکز ویژهای بر «تنهایی انسان» و «فروپاشی ارتباط» دارد. شخصیت او در این فیلم بیشتر یک «ایده انسانی» است تا یک فرد واقعی او نماینده یک «انسان تنها در جهان بیپاسخ» است.
رضا کیانیان در فیلمهای «بوی کافور عطر یاس»، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «سگکشی» و «خانهای روی آب» ، نشانههایی از بازی به بلوغ رسیده در عرصه بازیگری را نشان میدهد.
کیانیان در فیلم «سککشی» بخشی از «سیستم پیچیده قدرت» است، نه صرفاً یک فرد. درست بر عکس «خانهای روی آب» که نقش یک انسان فروپاشیده در برابر مرگ و زمان را بازی میکند.
اگر این چهار فیلم را کنار هم بگذاریم، مسیر رضا کیانیان اینچنین ترسیم میشود که او از خودآگاهی و تجربه شخصی در فیلم «بوی کافور، عطر یاس» به به طنز فلسفی در «گاهی به آسمان نگاه کن» میرسد و در «سگکشی» به ساختار قدرت و تردید و در نهایت در «خانهای روی آب» به فروپاشی درونی انسان.
در نتیجه با نگاه به همین چهار فیلم میتوان چنین نتیجه گرفت که بازیگری برای رضا کیانیان تنها «تغییر چهره» نیست، بلکه «تغییر سطح آگاهی» است.
خوش رنگترین فیلم رضا کیانیان؛ «ماهیها عاشق میشوند»
حضور رضا کیانیان در فیلم «ماهیها عاشق میشوند» یکی از متفاوتترین نقشهای او در سینمای شاعرانه و غیررئالیستی ایران است. نقشی که بیشتر از آنکه «شخصیتپردازی کلاسیک» باشد، یک حضور احساسی و فلسفی است.
در این فیلم، کیانیان در قالب یک انسان درونگرا و خاطرهمحور ظاهر میشود. کسی که گذشته و حال را در سکوت حمل میکند. در جهان فیلم علی رفیعی که بین تئاتر و سینما حرکت میکند، شخصیتها بیشتر «حس» هستند تا «روایت».
ویژگی بازی او در فیلم «ماهیها عاشق میشوند در چند شاخصه مهم از جمله حداقل دیالوگ، حداکثر معنا، تکیه بر نگاه و فاصلههای احساسی، حرکتهای حسابشده و تئاتری و دوری از اغراق و درامسازی مستقیم خلاصه میشود.