مروری بر یک عمر مستندسازی کامران شیردل | به بهانه زادروز او

یک‌شنبه 31 خرداد 1405 - 21:00
مطالعه 5 دقیقه
کامران شیردل
کامران شیردل صرفا یک مستندساز نیست. او مستند اجتماعی ایران را از گزارش رسمی، به ضد روایت انتقادی بدل کرده و از فیلمسازان اثرگذار موج نو در سینما است.

به گزارش فیلمزی، امروز سی‌و یکم خردادماه زادروز کامران شیردل است. او یکی از مهم‌ترین چهره‌های مستندسازی ایران است. فیلمسازی که نامش با مستند اجتماعی، نگاه انتقادی و مواجهه‌ی بی‌واسطه با حاشیه‌های پنهان جامعه گره خورده است.

کامران شیردل، متولد ۱۳۱۸ است او پس از آن که در سن ۱۸ سالگی در ایتالیا به تحصیل در رشته معماری در دانشگاه رم پرداخت، به سینما روی آورد و تحصیل خود را در مرکز تجربیات سینمایی شهر رم ادامه داد. در این مدت او با اساتیدی چون «روبرتو روسلینی»، «چزاره‌زاواتینی» و «پیرپائولو پازولینی»، «میکل آنجلو آنتونیونی»، «فدریکو فلینی»، «روبر برسون» و «برناردو برتولوچی» آشنا شد و از آنها آموخت.

تصویر «ندامتگاه» از انسان‌ گرفتار در ساختارهای نابرابر

او از جمله فیلمسازانی است که دوربین برای او فقط ابزاری برای ثبت نبود، بلکه وسیله‌‌ای برای پرسیدن، شک‌کردن و برهم‌زدن روایت‌ها بود.

«ندامتگاه» یکی از نخستین نشانه‌های نگاه اجتماعی شیردل است. فیلمی درباره زنانی که در یک مرکز نگهداری و بازپروری زندگی می‌کنند. هرچند فیلم به سفارش یک نهاد رسمی ساخته شد، اما در همان قاب‌های محدود هم می‌توان رد نگاه انسانی و دغدغه‌مند شیردل را دید. نگاهی که سوژه‌ها را به آمار و مسئله اجتماعی تقلیل نمی‌دهد، بلکه آنها را به‌عنوان انسان‌هایی گرفتار در ساختارهای نابرابر به تصویر می‌کشد.

اما شیردل در «تهران پایتخت ایران است» سراغ شهری می‌رود که قرار است نماد پیشرفت و توسعه باشد، اما پشت این تصویر رسمی، فقر، نابرابری و حاشیه‌نشینی پنهان شده است. اهمیت فیلم در این است که تهران را نه به‌عنوان کارت‌پستال مدرن‌شدن، بلکه شهری پر از تناقض تصویر می‌کند. شهری که در آن برجسته‌ترین نشانه‌های توسعه در کنار عریان‌ترین شکل‌های محرومیت قرار گرفته‌اند.

«قلعه» یکی از تلخ‌ترین و مهم‌ترین آثار شیردل است. فیلم به سفارش سازمان زنان ایران در سال ۱۳۴۵ همراه با فیلم «تهران، پایتخت ایران است» ساخته شد. اما پس از توقیف فیلم «تهران، پایتخت ایران است»، از ادامه تولید فیلم «قلعه» نیز جلوگیری شد.

شیردل در این فیلم به جای قضاوت اخلاقی، ساختار اجتماعی را زیر سؤال برده و به همین دلیل، فیلم «قلعه» فقط یک مستند درباره یک مکان نیست. بلکه سندی است از تاریخ پنهان شهر و خشونت اجتماعی.

این فیلم چند ماه بعد از انقلاب از آرشیو صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بیرون آمد و در‌‌‌ سال ۱۳۵۹ تدوین شد. نکته قابل توجه این است که عکس‌های این فیلم از زنده یاد کاوه گلستان بود.

اما شناخته‌شده‌ترین فیلم شیردل «اون شب که بارون اومد» یا «حماسه روستازاده گرگانی» است. فیلمی که از دل یک روایت ظاهرا قهرمانانه، پرسشی بزرگ درباره حقیقت، رسانه و روایت رسمی می‌سازد.

داستان از ماجرای پسربچه‌ای شروع می‌شود که گفته می‌شود با فداکاری خود جلوی حادثه قطار را گرفته است. اما شیردل به جای بازسازی ساده‌ یک قهرمانی، روایت را تکه‌تکه می‌کند و از دل شهادت‌ها، تناقض‌ها و روایت‌های مختلف، به ساختاری شبیه یک معمای اجتماعی می‌رسد.

این فیلم از مهم‌ترین نمونه‌های مستند انتقادی در سینمای ایران است. اثری که نشان می‌دهد حقیقت همیشه همان چیزی نیست که روزنامه‌ها و نهادهای رسمی می‌گویند.

در کنار این مستندهای اجتماعی، «پیکان» نیز جایگاه مهمی در کارنامه او دارد. فیلم در ظاهر درباره یک محصول صنعتی و نماد توسعه اقتصادی است، اما در دل خود تصویری از ایران در مسیر صنعتی‌شدن ارائه می‌دهد. پیکان برای شیردل فقط یک خودرو نیست. نشانه‌ای از رؤیای مدرن‌شدن، مصرف، تولید ملی و تناقض‌های جامعه‌ای است که میان سنت و مدرنیته حرکت می‌کند.

تنها فیلم داستانی شیردل «صبح روز چهارم» بود. نکته جالب توجه این است که این فیلمساز در این تجربه داستانی همچنان روحیه ناآرام و پرسشگر را حفظ کرده است.

در سال‌های بعد، شیردل تعداد زیادی مستند صنعتی و سفارشی ساخت اما او در بسیاری از این آثار هم موضوع توسعه، صنعت و تغییر چهره ایران را دنبال کرد. موضوعی که از جهان‌بینی او در نگاه به انسان توسعه یافته نشات می‌گیرد.

اما «تنهایی اول» را شاید بتوان یکی از شخصی‌ترین آثار شیردل دانست. فیلمی اتوبیوگرافیک در رویارویی با حافظه، زیست هنری و موقعیت خود فیلمساز است.

اهمیت کامران شیردل در تاریخ سینمای ایران فقط به چند فیلم توقیف‌شده یا چند عنوان مهم محدود نمی‌شود، بلکه او از نسلی سخن می‌گوید که مستند را از سطح گزارش و تبلیغ فراتر برد و به قلمروی سینما، نقد اجتماعی و جست‌وجوی حقیقت وارد کرد.

آثار کامران شیردل هنوز زنده‌ هستند، زیرا همواره سازوکار قدرت، سانسور، فقر، حاشیه‌نشینی، رسانه و حقیقت‌ را به چالش کشیده است.

نظرات