«شبهای برره»؛ یک جهان خیالی برای فهم جهان واقعی
به گزارش فیلمزی، «شبهای برره» در فرهنگ عامه، صرفا سریالی برای خنداندن مخاطب نبود، بلکه با ساختن جامعهای خیالی، امکان نقد جامعه، رفتار اجتماعی در فرهنگ عامه را فراهم میکرد.
در چند روز گذشته انتشار ویدیویی از مهراب قاسمخانی، فیلمنامهنویس حوزه کمدی در برنامه «بفرمایید جام» در شبکههای اجتماعی و عنوانِ طراحی واژه «پاچهخوار» برای نخستین بار در سریال «پاورچین» بحث برانگیز شد.
قاسمخانی در این برنامه ادعا کرده بود که این واژه به لغتنامه دهخدا راه یافته، هرچند بررسیها نشان داد که این ادعا هنوز قابل تایید نیست. اما جدا از تایید یا تکذیب این ادعا، آنچه اهمیت دارد تحلیل فرهنگی از یک سریال است.
«شبهای برره» با قدرت تکرار، موقعیتسازی و شخصیتپردازی، برای مردم زبان مشترک ایجاد کرد. زبانی که خیلی زود از قاب تلویزیون بیرون آمد و در مدرسه، محل کار، جمعهای خانوادگی و گفتوگوهای روزمره جریان پیدا کرد.
در واقع کارکرد اصلی «شبهای برره» در فرهنگ عامه فقط خنداندن مخاطب نبود. این سریال با ساختن یک جامعه خیالی، امکان نقد جامعه واقعی را فراهم کرد. جامعهای که در آن مناسبات قدرت، تعارفهای بیپایان، قبیلهگرایی، ریاکاری، چاپلوسی، بیقانونی، شایعهسازی، عوامزدگی و مقاومت در برابر تغییر، در قالب کمدی نمایش داده میشد.
برره از نظر جغرافیایی وجود خارجی نداشت، اما از نظر رفتاری برای مخاطب کاملا آشنا بود. تماشاگر در ظاهر به رفتار روستاییانی در ناکجا آباد میخندید، اما در واقع بخشهایی از مناسبات اجتماعی، اداری و فرهنگی خود را در آن میدیدند.
چرا «شبهای برره» وارد حافظه جمعی شد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای «شبهای برره» قدرت زبانسازی آن بود. سریال فقط بر چند تکیهکلام محبوب تولید نکرد، بلکه نوعی زبان نمایشی ساخت. زبانی نیمهآشنا و نیمهغریب که با تغییر آواها، ساختن واژههای تازه و تکرار اصطلاحات خاص، به سرعت وارد حافظه جمعی شد.
اصطلاحاتی مانند «پاچهخوار»، «نظام دو برره» و غیره با لحن و شیوه بیان شخصیتها، به شکلهایی از کنایه اجتماعی تبدیل شد و مخاطب با استفاده از این واژهها، فقط به سریال ارجاع نمیداد. بلکه رفتارهای واقعی اطرافش را نامگذاری میکرد.
در این میان، «پاچهخوار» یکی از دقیقترین نمونهها است. این واژه در جهان سریال، فقط یک شوخی کلامی نبود، نشانهای از رابطه ناسالم میان فرد و قدرت بود. شخصیتی که برای نزدیکشدن به صاحبان قدرت، شان خود را پایین آورد و حقیقت را نادیده گرفت و با اغراق در تعریف و تمجید، جایگاه اجتماعی خرید.
همین ویژگی باعث شد اصطلاح «پاچهخوار» بعد از سریال، در گفتار مردم به ابزاری برای توصیف یک تیپ رفتاری تبدیل شود. تیپی که در اداره، سیاست، جمعهای دوستانه و حتی روابط خانوادگی قابل شناسایی بود.
اهمیت «شبهای برره» در این بود که مفاهیم سنگین اجتماعی را به زبان طنز و موقعیتهای ساده تبدیل میکرد. سریال درباره ساختار قدرت حرف میزد، اما نه با شعار. درباره نابرابری و قبیلهگرایی حرف میزد، اما در قالب دعوای بالا برره و پایین برره. درباره سنت و مدرنیته حرف میزد، اما از دل شخصیتهایی بیرون میآمد که هر کدام نماینده بخشی از یک جامعه در حال تغییر بودند. به همین دلیل، شوخیهای سریال فقط مصرف لحظهای نداشتند و بعد از پایان پخش هم در حافظه مخاطب باقی ماندند.
شبهای «برره» بخشی از زبان و حافظه فرهنگی مردم شد
برره یک جهان بسته اما قابل تعمیم بود. مردم برره قانون داشتند، اما قانونشان اغلب تابع زور، منفعت یا عادت بود. مقام داشتند، اما مقام بیشتر از آنکه مسئولیت بیاورد، امتیاز میآورد. سنت داشتند، اما بسیاری از سنتها در عمل بهانهای برای حفظ وضعیت موجود بودند. این تضادها باعث شد کمدی سریال از سطح شوخیهای کلامی فراتر برود و به نوعی طنز اجتماعی تبدیل شود؛ طنزی که تماشاگر را میخنداند، اما همزمان او را متوجه عادتهایی میکرد که در جامعه واقعی هم وجود داشت.
از سوی دیگر، «شبهای برره» نمونهای مهم از تأثیر تلویزیون بر فرهنگ عمومی در دوران پیش از شبکههای اجتماعی فراگیر بود. در آن زمان، یک سریال پربیننده میتوانست در مدت کوتاهی زبان مشترک میلیونها نفر را تغییر دهد. خانوادهها قسمتهای تازه را دنبال میکردند، روز بعد در مجامع عمومی درباره آن حرف میزدند و اصطلاحات آن را تکرار میکردند. به همین دلیل، «شبهای برره» فقط یک محصول تلویزیونی نبود، یک رویداد اجتماعی بود که ریتم گفتوگوی عمومی را تغییر داد.
ماندگاری سریال نیز از همینجا میآید. بسیاری از کمدیهای تلویزیونی بعد از پایان پخش، به خاطرهای محدود تبدیل میشوند، اما «شبهای برره» توانست بخشی از زبان و حافظه فرهنگی مردم شود. هنوز هم وقتی از «رفتار بررهای» یا «پاچهخواری» حرف زده میشود، مخاطب فقط یک شوخی قدیمی را به یاد نمیآورد؛ بلکه به الگویی از رفتار اجتماعی فکر میکند که همچنان قابل تشخیص است. این یعنی سریال موفق شد از زمان پخش خود عبور کند و به مرجعی برای توضیح برخی رفتارهای روزمره تبدیل شود.
در نهایت، کارکرد فرهنگی «شبهای برره» را باید در همین توانایی ساختن یک جهان خیالی برای فهم جهان واقعی خلاصه کرد.
مهران مدیری و گروه نویسندگان سریال با طراحی یک جامعه اغراقشده، آینهای طنزآمیز مقابل مخاطب گذاشتند. آینهای که در آن چاپلوسی، تعصب، بینظمی، قدرتطلبی، سادهلوحی جمعی و مقاومت در برابر تغییر، هم خندهدار و هم آشنا بود .
«شبهای برره» به همین دلیل در فرهنگ عامه ماندگار شد. زیرا فقط کمدی تولید نکرد، بلکه واژه، کنایه و شیوهای تازه برای دیدن رفتارهای اجتماعی به مخاطب داد.
«شبهای برره» جامعهای خیالی ساخت تا مردم، رفتارهای واقعی خود را راحتتر ببینند و به آن بخندند.