سهراب شهید ثالث، فیلمسازی میان دو جهان | به بهانه سالروز درگذشت او

چهارشنبه 10 تیر 1405 - 22:00
مطالعه 5 دقیقه
سهراب شهید ثالث
سهراب شهیدثالث از جمله کارگردان‌هایی است که مسیر سینمای هنری ایران را تغییر داد و بعد از مهاجرت، تبعید به زبان شخصی سینمای او بدل شد.

به گزارش فیلمزی، فاصله بین تولد و تا درگذشت سهراب شهیدثالث ۳ روز است. سهراب متولد هفتم تیر ۱۳۲۳ است و پس از ۵۴ سال زندگی پر برکت خود دهم تیرماه ۱۳۷۷ از دنیا رفت. او فیلم‌های مهمی در حوزه سینمای هنری برای ایران به یادگار گذاشت.

سهراب شهیدثالث را نه می‌توان صرفا فیلمساز موج نوی ایران دانست و نه فقط یک مهاجر ایرانی در سینمای آلمان. او بیشتر ذهنی سیال است میان دو جهان، فیلمسازی که مرز جغرافیا را پشت سر گذاشت، اما جهان‌بینی‌اش را حفظ کرد.

او در آثارش از ایران پیش از انقلاب آغاز کرد. از حاشیه‌نشینان، فقر، سکوت و فرسودگی. اما پس از مهاجرت به آلمان غربی، همین نگاه را به زندگی مهاجران، کارگران، تنهایی و خشونت پنهان جامعه مدرن منتقل کرد.

شهیدثالث پس از تحصیل سینما در وین و پاریس، به ایران بازگشت و مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه و مستند ساخت. اما این دو فیلم «یک اتفاق ساده» (۱۳۵۲) و «طبیعت بی‌جان» (۱۳۵۳) بودند که او را به یکی از چهره‌های اصلی سینمای نوگرای ایران تبدیل کردند. تا جایی که برای «طبیعت بی‌جان» خرس نقره‌ای جشنواره برلین را نیز دریافت کرد.

اهمیت شهیدثالث در سینمای ایران در این نکته نهفته است که او برخلاف جریان غالب سینمای قصه‌گو، درام را از حادثه‌های بزرگ خالی کرد و به تکرار، مکث، کار، سکوت و خستگی روزمره رسید.

در واقع زبان سینمایی او بر پایه حذف شکل گرفته است. حذف موسیقی احساسی، حذف دیالوگ‌های توضیحی، حذف قهرمان‌سازی و حتی حذف اوج‌های دراماتیک. بسیاری از تحسین‌های منتقدان نیز دقیقا از همین حذف‌های آگاهانه نشأت می‌گیرد.

به عنوان مثال در فیلم «یک اتفاق ساده» سکوت، صداهای طبیعی و ریتم کند نقش مهمی در ایجادِ فضایی ملال‌آور، اما واقعی از زندگی روزمره ایفا می‌کند. نقشی که بعدها به یکی از امضاهای اصلی سینمای شهیدثالث تبدیل شد.

با مهاجرت، سینمای او وارد مرحله‌ای تازه شد. در آلمان، فیلم «در غربت» را درباره زندگی یک کارگر مهاجر ترک در برلین ساخت. فیلمی که تنهایی، کار تکراری، بی‌زبانی و بی‌جایی مهاجران را با همان نگاه سرد و دقیق آثار ایرانی‌اش ثبت می‌کند. این فیلم از مهم‌ترین آثار دوره آلمانی او به شمار می‌رود و نگاه تازه‌ای به مسئله مهاجرت در سینمای اروپا اضافه می‌کند.

در واقع جایگاه شهیدثالث در آلمان دوگانه است. از یک سو او در جریان سینمای نوین آلمان قرار می‌گیرد و برخی منتقدان، او را فیلمسازی می‌دانند که با نگاه یک تبعیدی توانست جامعه آلمان غربی را از زاویه‌ای تازه ببیند. از سوی دیگر، هیچ‌گاه به‌طور کامل در ساختار تولید و بوروکراسی سینمای آلمان ادغام نشد.

او در آلمان آثاری مانند «زمان بلوغ»، «خاطرات یک عاشق»، «نظم»، «اتوپیا» و «هانس، پسری در آلمان» را ساخت؛ آثاری که تنها درباره مهاجرت نبودند، بلکه به جامعه آلمان پس از جنگ، مناسبات سرمایه‌داری، خانواده، سرکوب، خشونت پنهان و فروپاشی انسان در نظام‌های بسته می‌پرداختند.

در واقع شهیدثالث همان جهان‌بینی آثار ایرانی خود را ادامه می‌دهد، با این تفاوت که جغرافیا تغییر کرده است.

به همین دلیل، او را می‌توان فیلمساز «روزمرگی» دانست. اما نه به معنای ثبت ساده زندگی روزمره. روزمرگی در سینمای او یک وضعیت سیاسی است. تکرار کار، سکوت خانه، حرکت قطار، انتظار، اتاق‌های بسته و بدن‌های خسته، همگی نشانه‌هایی از جامعه‌ای هستند که انسان را آرام‌آرام فرسوده می‌کند.

او قضاوت نمی‌کند، شعار نمی‌دهد و شخصیت‌ها را به نمادهای ساده تبدیل نمی‌کند. بلکه با صبر و دقت نگاه می‌کند تا بی‌عدالتی از دل سکون بیرون بزند.

سینمای شهیدثالث همچنان زنده است. زیرا درباره آدم‌هایی حرف می‌زند که معمولا در مرکز تصویر نیستند. او نگاه سخت‌گیر، انسانی و بی‌رحمانه‌اش را به زندگی‌هایی حفظ کرد که آرام و بی‌صدا در حال محو شدن‌اند.

شهیدثالث فیلمساز سکوت بود؛ اما سکوت در آثار او هرگز خالی نیست. این سکوت، صدای فروخورده انسان‌هایی است که جامعه ترجیح می‌دهد نبیند.

«یک اتفاق ساده»، سینمایی که بیشتر می‌بیند تا حرف بزند

فیلم «یک اتفاق ساده» (۱۳۵۲) نخستین فیلم بلند سهراب شهیدثالث است؛ فیلمی که در ظاهر درباره زندگی یک کودک در حاشیه دریای خزر است، اما در عمل یکی از مهم‌ترین نمونه‌های سینمای مینیمال و ضدروایت در ایران محسوب می‌شود.

در این فیلم، داستان نه بر اساس حادثه بلکه بر پایه تکرار روزمره شکل می‌گیرد. زندگی یک پسر ۱۰ ساله در کنار پدر ماهی‌گیر و مادر بیمار، بدون گره‌افکنی‌های مرسوم سینمایی روایت می‌شود.

سکوت به‌عنوان زبان اصلی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم، استفاده گسترده از سکوت و حداقل دیالوگ است. فیلم به‌جای گفت‌وگو، بر صداهای محیطی تکیه دارد؛ موج دریا، باد، قدم‌ها، صدای مدرسه و سکوت خانه.

این انتخاب باعث می‌شود مخاطب به جای دنبال کردن روایت، در دل «زیست روزمره» شخصیت‌ها قرار بگیرد.

در اینجا سکوت نه یک انتخاب زیبایی‌شناسانه، بلکه ابزار اصلی روایت است. شهیدثالث با حذف توضیح و دیالوگ، تماشاگر را وادار می‌کند زندگی را مشاهده کند، نه اینکه آن را از پیش تفسیر شده دریافت کند.

در سینمای او، همه چیز مهم است؛ حتی لحظه‌هایی که در سینمای کلاسیک معمولاً نادیده گرفته می‌شوند.

در نهایت، «یک اتفاق ساده» یک بیانیه سینمایی است، بیانیه‌ای درباره اینکه قرار نیست سینما همیشه پرحادثه، پرکات و دیالوگ‌محور باشد. جهان شهیدثالث جهانی است که در آن «هیچ اتفاق مهمی نمی‌افتد، اما همه چیز مهم است».

لازم به توضیح است امید عبدالهی مستندساز، سال ۱۳۹۷ بر اساس مستندات موجود از سهراب شهیدثالث، پرتره‌ای با نام «سفر سهراب» ساخت.

پرتره‌ای که حکایت و یا دلنوشته‌ای از فیلمساز نسبت به شهیدثالث بود که با گفتار متنی از مهدی احمدی بازیگر سینمای هنری دیدنی و دلنشین تر شد.

پخش از رسانه

نظرات