گفت‌وگوی اختصاصی فیلمزی با پسرِ «یک اتفاق ساده» | سهراب شهیدثالث برای من پدری کرد

محمدزمانی
همزمان با تولد فیلمسازی که مسیر سینمای هنری ایران را دگرگون کرد، فیلمزی در گفت‌وگو با بازیگر «یک اتفاق ساده» از خاطرات او با شهید ثالث جویا شده است.

به گزارش فیلمزی، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سهراب شهید ثالث در فیلم‌هایی که ساخته این است که مرز میان بازیگری و زیستن را از بین برده است و می‌برد و «یک اتفاق ساده» سهراب شهید ثالث به‌عنوان نخستین فیلمِ این فیلمساز گویای همین مطلب است پسربچه‌ای فقر که مادری بیمار دارد و در روزمرگی‌های طاقت‌فرسا گرفتار شده است. فیلمی که تمام و کمال در بندر ترکمن می‌گذرد.

محمد زمانی بازیگر کودک «یک اتفاق ساده» در سالروز تولد سهراب شهید ثالث فیلمسازی که مسیر سینمای هنری ایران را دگرگون کرد، با رسانه فیلمزی گفت‌وگویی انجام داده است و از خاطرات خود و روزهای ساختِ این فیلم به‌کارگردانی سهراب شهید ثالث سخن گفت.

وقتی با او تماس گرفتیم و گفتیم که قص داریم به مناسبت تولد سهراب شهید ثالث با او صحبت کنیم گفت که نمی دانسته امروز سالروز تولد اوست و بعد اشک ریخت و گفت موضوع مال ۵۰ سال پیش است. ایامی که انگار رویا بود.

محمد زمانی متول ۱۳۴۲ است و اکنون در شهرستان تایباد زندگی می کند و کارمند بازنشسته اداره هواشناسی است.

او درباره کار با سهراب شهید ثالث گفت: در آن زمان ده سالک بود و در کلاس سوم درس می‌خواندم و اصلا شناختی از مفهوم سینما نداشتم و گمان نمی‌کردم به چنین پروژه‌ای ورود کنم.واقعیت این است که در طول کار هم اصلا متوجه نشدم که دارم بازی می‌کنم. چون چیزی به‌عنوانِ بازی در صحنه هرگز از من نخواست. بنابراین خودم را به جای بازی، زندگی کردم. به‌خصوص که تنها فرزند خانواده بدوم برادر و یا خواهر هستم و موقعیتی را که بین آن پیرمرد و پیرزن و تنهایی را حس می‌کردم.

بازیگر فیلم «یک اتفاق ساده» ادامه داد: بعدها که فیلم را دیدم متوجه شدم که «اندوه» را با سکوتی از نهان یک کودک بازی کردم و یا به عبارت بهتر بازی گرفته است. در حقیقت تماشاگر به جای دیدن غم نوعی از اندوه را از خلال نگاه‌ها و مکث‌ها کشف می‌کرد.

محمد زمانی درباره چگونه بازی گرفتن سهراب شهید ثالث گفت: همانطور که اشاره کردم اصلا متوجه نبودم که دارم بازی می‌کنم. او برای اینکه صحنه‌های مربوط به کلاس درس درست درآید، مرا که کلاس سوم بودم نشاند سر کلاس پنجم و معلم از کتابِ دو کلاس بالاتر دیکته گفت. من مجبور بودم کلمه‌هایی بنویسم که بلد نبودم و به شکل واقعی از روی دست بغل دستی که دانش آموزِ کلاس پنجمی بود می‌نوشتم و سهراب این لحظه‌ها را بدون اینکه از من بازی بگیرد ضبط کرد.

او ادامه داد: سهراب شهید ثالث ناب‌ترین صحنه‌های یک فیلم سینمایی را بدون اینکه تکنولوژی پیشرفت کرده باشد و یا هوش مصنوعی وجود داشته باشد، فیلمبرداری کرد. همه لحظه‌ها جوششی و در لحظه شکل گرفت و این فقط کارگردان بود که می‌دانست چه کار می‌کند.

محمد زمانی در ادامه گفت که این نوع نگاه به زندگی در سینما مختص شهیدثالث بود که بعدها کیارستمی آن را دنبال کرد و البته کامل کرد.

کودکِ ده ساله فیلم «یک اتفاق ساده» هرگز نگاه کنجکاوی ندارد، بلکه او انسانی است که زودتر از موعد با واقعیت تلخ زندگی روبه‌رو شد و این رویارویی شاه کلید ساخت این فیلم توسط سهراب شهید ثالث بود.

اما نکته جالب چگونگی انتخاب این کودک است. محمدد زمانی خاطره اولین ملاقات خود با سهراب شهید ثالث را اینچنین شرح داد: یکی از شیرین‌ترین خاطره‌های زندگی من همین انتخاب است.اول بگویم که بعدها فهمیدم از بین ۴۰۰ دانش آموز انتخاب شدم.

او ادامه داد: در دبستان ابتدایی بزرگمهر درس می‌خواندم. چهارشنبه روزی بود. زنگ اول ورزش داشتیم. دیدم که از درب مدرسه ۲ آقا داخل شدند به طرف دفتر مدرسه رفتند و بعد با ناظم برگشتند. همه ما را به صف کردند و با بعضی از بچه‌ها صحبت می‌کردند.

به من که رسید سوال کرد: «اسم‌ت چیه؟»

گفتم: محمد

گفت: تا حالا سینما رفتی؟

گفتم: با پسرعموم یکبار به سینما رفتم و فیلم «مردی در جنگل» را دیدم

بعد با هم از حیاط مدرسه بیرون آمدیم. یک دست خود را در جیب کرد و یک مسافتی را راه رفت برگشت به سمت من و گفت: می‌تونی همینجوری راه بری؟

گفتم: بله. دستم را داخل جیبم گذاشتم و سعی کردم مثل خودش حرکت کنم و بعد همان مسیر را رفتم.

بعد به مرد همراه‌اش گفت خودش است. به من گفت برو به پدرت بگو بیاید با او صحبت کنم. گفتم که پدرم دشتبان است و ده کیلومتر دورتر از اینجا است. گفت بگو مادرت بیاید. سریع به خانه برگشتم با مادر صحبت کردم که بیاید با آقای شهید ثالث صحبت کند. مادرم اجازه نمی‌داد و می‌گفت پدرم قبول نمی‌کند.

خلاصه اینکه مدیر مدرسه به نام آقای آسوده که یک روحانی و مُعمم بود واسطه شد و مادر و پدرم پذیرفتند که من در این فیلم بازی کنم. از وقتی که فیلمبرداری آغاز شد تا زمان پایانِ کار کلا چهل روز طول کشید. روزِ آخر فیلمبرداری مرا برد گرگان و یک دوچرخه به رسم یادگاری برای من خرید. هنوز که به یادش می‌افتم از شوق آن لحظه بعض می‌کنم.

محمد زمانی در پایان این گفت‌وگو به مرامِ انسان دوستی سهراب شهید ثالث اشاره کرد و گفت: بعد از فیلمبرداری ارتباط‌مان همچنان حفظ شد برای من هر از چندگاهی نامه می‌نوشت و مقداری پول هم داخل پاکت می‌گذاشت. او حتی آلمان و آمریکا هم که می‌رفت برای من نامه می‌نوشت.

محمد زمانی در گفت‌وگوی خود با فیلمزی را بدون بیان یک نکته مهم به پایان رساند، نکته‌ای از یک کودکِ ۱۰ ساله که با بازی خود در فیلمِ «یک اتفاق ساده» نمونه‌ای درخشان از بازیگری مینیمالیستی در سینمای ایران را خلق کرد. اجرایی که نه بر بیان احساسات، بلکه بر حذف آنها استوار است.

او با کمترین دیالوگ، محدودترین حرکات و کنترل‌شده‌ترین واکنش‌ها، تصویری ماندگار از کودکی فرسوده و خاموش را خلق کرد. کودکی که سکوتش از هر دیالوگی گویاتر است و حضورش به یکی از ستون‌های اصلی جهان سینمایی سهراب شهید ثالث تبدیل می‌شود.

لازم به توضیح است، امید عبدالهی سال ۱۳۹۷ یک فیلم مستندی با عنوان «سفر سهراب» ساخت. فیلمی که فیلمساز بر اساسِ مستندات سفری به درون سهراب شهید ثالث می‌کند. انگار از قلب او روایتی برای اکنون ما می‌آورد. روایتی با گفتارِ متنی از مهدی احمدی بازیگر سینمای هنری ایران. سینمایی که شهید ثالث به آن تعلق داشت.

نظرات