گفتوگوی اختصاصی فیلمزی با کارگردان«گزارش مرگ عباس» | برای فقدان کیارستمی
به گزارش فیلمزی، مرگ عباس کیارستمی همچنان یکی از پرابهامترین و بحثبرانگیزترین رخدادهای تاریخ معاصر سینمای ایران است. رخدادی که سالها بعد نیز پرسشهای بیپاسخ بسیاری درباره روند درمان و مسئولیتهای پزشکی به جا گذاشته است.
علیرضا خالقوردی کارگردان فیلم مستند «گزارش مرگ عباس» سعی در بازخوانی اسناد، روایتها و جزئیات این پرونده داشته و تلاش کرده تصویری دقیقتر از آنچه بر این فیلمساز برجسته گذشته ارائه دهد.
در همین راستا و همزمان با درگذشت عباس کیارستمی، رسانه فیلمزی با کارگردان این مستند که نخستین فیلمِ موجود درباره ابهام در مرگ کیارستمی است گفتوگویی انجام داده است.
برای شروع گفتوگو، طرح این سوال جالب است که بدانیم پروسه جلب اعتماد دکتر احمد میر پزشک معالج عباس کیارستمی چگونه صورت گرفت؟
سه سال برا راضی کردن دکتر احمد میر پزشک معالج عباس کیارستمی رفت و آمد میکردم. جواب درست نمیداد. تلفن خودم را که اصلا پاسخگو نبود. اما من هربار با خط تلفنهای دیگر تماس میگرفتم ولی دکتر میر قبول نمیکرد و میگفت تو میخواهی مرا به دردسر بیاندازشی.
حق داشت. به هرحال کیارستمی بود و حساسیت روی سلامتی او اهمیت داشت.
هم این نکته و هم اینکه دوباره قرار بود همه آن فشارها و اعصاب خوردیهایی که در آن دوران تحمل کرده دوباره زنده شود. به اعتقاد من کیارستمی فراتر از یک کارگردان انسانِ چندوجهی بود که تقریبا همه اقشار جامعه او را میشناسند. خودم در مواجه با آدمهای مختلف از راننده اسنپ گرفته تا افراد معمولی در کوچه و خیابان و افرادی که شغلشان بی ربط به حوزه فرهنگ و هنر است از کیارستمی بسیار میشنوم. حالا فکر کنید مرگ چنین هنرمند شناخته شدهای با ظن به اینکه خطای پزشکی بوده است، زیر سوال برود.
در آن زمان هنرمندان بسیاری و البته خانواده کیارستمی به خصوص بهمن نسبت به مرگ او واکنش داشتند.
بله دقیقا. پیامکهای تند و نه تهدیدآمیز از سوی جامعه هنری دریافت کردده بود و یا اعتراضها و یا تجمعاتی که مقابل درب بیمارسستان و ناراحتی شدید بهمن کیارستمی موجب شده بود فشار زیادی روی تیم پزشکی بهخصوص دکتر میر باشد. در یکی از جلساتی که پیش دکتر میر رفتم میگفت که آن روزها خیلی تحت فشار بوده و همسرش خیلی کمک کرده تا از شرایط بحران آن رزها بیرون آید.
ولی قصورپزشکی موضوعی بود که خیلی مطرح میشد.
بله. بهمن کیارستمی که مصرانه میگفت قصور پزشکی است و خانواده او در کی معتقد بودند که قصورپزشکی است.
در مستندی که ساختید و فکر میکنم اولین مستند در این زمینه است، طبق گفته کارشناسان و خُبرههای پزشکی که در فیلم، مرگِ تلخِ کیارستمی مجموعهای از قصورو یا به عبارت بهتر سهلانگاری بوده است که این پیشامد تنها مربوط به معالجه او در ایران نمیشود بلکه فرانسه را نیز شامل میشود.
واقعیت این است که در ساخت این مستند بدون هیچ سوگیری سراغ نقطهنظرهای موافق و مخالف رفتم و برآیند این بوده که بعد از عمل دوم در نتیجه سهل انگاری مشکلات اساسی برای کیارستمی پیش میآید و در واقع عمل سوم انجام میشود تا مشکلات عمل دوم را جمع و جور کند.
ساخت این مستند چه سالی آغاز شد؟
یک وقفه طولانی در روند تولید فیلم ایجاد شد و در نهایت از سال ۱۴۰۰ مستند کلید خورد، اما مجموعهای از حوادث پیشبینینشده باعث وقفه در روند تدوین و نهایی شدن آن شد. تحولات و اتفاقات داخلی ایران از یک سو و وقوع دو جنگ در منطقه از سوی دیگر، شرایط کار را دشوار کرد.
اما یکی از تلخترین اتفاقات این مسیر، درگذشت مستندساز و تدوینگر فیلم، زندهیاد شهرام میراباقدم بود. این فقدان در کنار سایر عوامل، باعث شد فیلم با کمی تأخیر آماده شود.
وقفه طولانی که از آن یاد میکنید دقیقا چند سال بود?
دقیق 10 سال. یک دهه زمان کمی نیست برای اینکه نسل عوض میشود.
شما یک اکران در خانه هنرمندان داشتید؟ فکر میکنید نسل جدید تا چه اندازه کیارستمی را میشناسند و نسبت به کیارستمی و پیشامدی که رخ داده، حساس هستند؟
نمیدانم تا چه اندازه برای دهه 80 دغدغه است. اما اگر از اهالی فرهنگ و هنر باشند حتما مستند کارآمدی است.
فکر میکنید چرا یک دهه درباره قصور و یا خطای پزشکی فیلمی ساخته نشد؟
به نظرم فیلمسازانی بودند و میخواستند که فیلم بسازند ولی نتوانستند ورود کنند. بهعنوان مثال رضا درمیشیان و کیومرث پوراحمد قصد کردند مستندهایی را با این موضوع بسازند ولی به سرانجام نرسید.
در آن ایام شنیده شد که بهمن کیارستمی و یا حتی کیانوش عیاری میخواستند فیلمی بسازند.
اگر کیانوش عیاری میخواست فیلم بسازد شاید این فیلم ساخته نمیشد. منتها من آنقدر رفت و آمد کردم تا پزشک معالج مجاب شد مقابل دوربین بیاید. این فیلم با همه نقاط ضعف و قوت میتواند به عنوان یک سند کار کند.
در فیلم اشارهای به تاریخ درمان نکرده بودید؟
موضوع واضح بود. تاریخ درمان جای اشکال داشت. کیارستمی بیستم اسفند و در موقعیت اواخر این ماهِ شلوغ و شب عید بیمارستان رفت. البته دلیل این تعجیل این بود که کیارستمی میخواست فیلمی در چین بسازد ولی این اتفاق تلخ رقم خورد.
مسئله این است که مردم و یا حداقل قشر روشنفکر نسبت به کیارستمی سمپات هستند و تعدادشان کم نیست و افراد اثرگذاری هم هستند. در بخشی از این فیلم دکتر ناصریه به همین موضوع اشاره میکند وقتی میگوید اگر شخصِ کیارستمی نبود، دست ما بازتر بود. در روند فیلمسازی هم همین طور بود یعنی وقتی میگفتم که میخواهم این فیلم را بسازم حساسیت بالایی وجود داشت.
بهخصوص دکتر میر میگفت که نمیخواهد بعد از سالها فاصله گرفتن از آن اتفاق تلخ با ساخت این فیلم دوباره درمعرض یادآوری و آسیب قرار بگیرد.
دکتر میر در نهایت چگونه راضی شد؟
فیلم «مراببوس» را که ساخته بودم از شبکه (BBC) دیده بود و حاضر شد به این گفتوگو. ضمن اینکه اصرار به این گفتوگو برای من از جایی ایجاد شد که نخواستم ماجرای قصور پزشکی عباس کیارستمی هم مانند غلامرضا تختی در هالهای از ابهام فرو رود. باید صحبتها در این زمینه شنیده میشد.
یکی از نکات جالب این بود که برش هایی از عکس و کاتهایی از دکتر میر در بحث با شما که خیلی عصبانی درباره شیوه فیلمسازی شما نظر میدهد و میگوید آماتور. این نوع کات ها و تصاویر در سینمای خود کیارستمی هم وجود دارد. آیا از همان ابتدا این لحظهها ار در فیلم میدیدید؟
از ابتدا در نظر داشتم که ملتهب بودن و عصبی شدن دکتر میر را که یادآور آن روزها است داشت باشم. که بعد حافظه دوربین تمام شد و آن ماجراها شکل گرفت.
دکتر میر در آن صحنه فریاد میزند که شما آماتور هستید. شما به عنوان کارگردان ناراحتی نداشتید وقتی میگفتند آماتور؟
نه واقعا. آماتور نه بد نیست. ضمن اینکه یک تناسب هم با حال و هوای کل فیلمسازی کیارستمی برقرار کرد.
البته نگرانیهای دکتر میر تا حدی قابلدرک است.
بله. دکتر میر میگفت من از خانوادهای هستم که بنیانگذاران علم جراحی در ایران است و نمیخواهم این مستند برایم دردسر یا سوءتفاهم ایجاد کند. اما در نهایت، پس از فروکش کردن بخشی از التهابات اولیه جامعه، موافقت کرد جلوی دوربین بیاید. البته تأکید داشتم که مسئولیت محتوای گفتههای ایشان بر عهده خودشان است و من صرفاً ثبت و ضبط این روایت را بر عهده داشتم.
زاویه نگاه فیلم به ماجرای درگذشت کیارستمی چگونه شکل گرفت؟
معمولاً مستندهای شخصیتمحور از زوایای مختلف به سوژه میپردازند، اما در این اثر، من تمرکزم را بر گفتگو با پزشکان گذاشتم. نکته جالب و شاید عجیب فیلم این است که گویی همه متهمان این پرونده از وزیر وقت گرفته تا سطوح پایینتر در این فیلم حضور دارند و هرکدام از منظر خود به واقعه نگریستهاند.
چرا بهمن کیارستمی در فیلم حضور ندارد؟ چون آن زمان به روند پزشکی شکایت داشت.
وقتی با بهمن کیارستمی صحبت کردم، او صراحتاً اعلام کرد که ترجیح میدهد جلوی دوربین درباره این موضوع صحبت نکند. چون بازخوانیِ آن خاطرات برایش تداعیکننده روزهای تلخ و سخت درگذشت پدر بود. او معتقد بود هرآنچه قرار بوده بگوید، در مستندات و آرشیوها وجود دارد. با این حال، از هیچ کمکی دریغ نکرد. بهمن کیارستمی با وجود عدم تمایل به مصاحبه تصویری، تمامیِ متریالهای موجود اعم از عکسها، فایلهای صوتی، مصاحبههای پیشین و فیلمها را خالصانه در اختیار من قرار داد.
قصد اکران فیلم را دارید؟
بله قطعا در هنر و تجربه اکران خواهد شد و فکر میکنم با راه افتادن اکران فیلم بتوانیم نتیجه بهتری از میزان حضور مخاطب در سنین مختلف بهُخصوص دهه 80 به دست بدهد.