در یک نظرسنجی | بازی اکبر عبدی در فیلم «مادر» منتخب کاربران فیلمزی شد
به گزارش فیلمزی، اکبر عبدی بازیگر محبوب سینمای ایران پس از تحمل سالها رنجِ بیماری، روز دوم مردادماه درگذشت. درگذشت او موجی از اندوه و یادآوری را برای روزهای خوب سینما بهجا گذاشت.
در همین راستا رسانه فیلمزی در یک نظرسنجی بهترین بازی اکبر عبدی را از کاربران جویا شده است و فیلمِ «مادر» ساخته علی حاتمی منتخب کاربران ما شد.
از همین رو بهمنظور قدردانی از حضور و همراهی کاربرانِ فیلمزی در نظرسنجی، نوشتهای بر بازی اکبر عبدی در فیلم «مادر» را میخوانید.
بازی اکبر عبدی در «مادر» مرز میان تراژدی و کمدی
بازی اکبر عبدی در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی یکی از پیچیدهترین نمونههای بازیگری در سینمای ایران است. اجرایی در ظاهر کمدی، اما در لایههای زیرین، یکی از تلخترین و در عین حال انسانیترین شخصیتهای فیلم را خلق میکند.
اکبر عبدی در نقش غلامرضا فرزند سادهدل خانواده، به جای خلق شخصیت «خندهدار»، کاراکتری را شکل میدهد که میان کودکی و بزرگسالی، معصومیت و زخم، عشق و ناتوانی گیر افتاده است و دقیقا نبوغ بازی عبدی در فیلم «مادر» دقیقا از همین تضاد است.
در واقع اکبر عبدی با راهنمایی علی حاتمی و همدلی با کاراکتر غلامرضا، از او یک انسان کامل ساخت. شخصیتی که میتوانست تبدیل به تیپ کلیشهای «آدم ساده روستایی یا عقبمانده ذهنی» شود. اما با بازی خوب عبدی این تیپ شخصیت درفیلم «مادر» شکل نگرفت.
چرا «غلامرضا» محبوب شد
حذف نمایشگری و ساختن یک انسان به جای یک تیپ شخصیتی موجب شد، غلامرضا رنزد مخاطب مسخره نشود، ترحم نبیند، بلکه دوست داشته شود. این در حالی است که اگر بازی کنترل شده عبدی نبود کاراکتر غلامرضا با توجه به ویژگیهای ظاهری مانند نوع حرف زدن، رفتارهای کودکانه، واکنشهای غیرمعمول نابود میشد اما عبدی آگاهانه از این مسیر فاصله میگیرد.
عبدی با کنترل میزانسن بدن، نگاهها و مکثها، نشان میدهد که غلامرضا دنیای خودش را دارد. دنیایی که برای خودش کاملا منطقی است.
پختگی زبان بدن عبدی در «مادر»
بخش عمدهای از بازی عبدی در «مادر»، بدون دیالوگ انجام میشود اما بدن او و حرکتهایی که مطابق با فیلمنامه شکل میگیرد بخش مهمی از شخصیت پردازی شده است.
نحوه نشستن، واکنش سریع به صداها،حالت دستها،تغییر ناگهانی حالت صورت،نگاههای خیره و کودکانه، بازی با صدا که ترکیبی از معصومیت و اندوه را نشان میدهد، جزئیات کوچکی هستند که شخصیت را میسازند.
ارتباطِ غلامرضا و مادر، قلب تپنده بازی عبدی
مهمترین بخش بازی اکبر عبدی، رابطه او با مادر است.زیرا غلامرضا در فیلم بیش از هر عنوانی فرزند مادر است. به این معنا که در حضور مادر، ترس، دلهره و گاهی وحشت از زندگی روزمره در او از بین میرود. در واقع کودک درونِ غلامرضا اجازه پیدا میکند خودش را نشان دهد و یا حتی عشق بورزد. به همین دلیل است که دیالوگ معروف عبدی بعد از درگذشت مادر «مادر مرد از بس که جان ندارد، بیچاره پیر شده از بس مرده.» به دل مخاطب مینشیند و عشق ورزیدن به مادر نمایان میشود.
یکی از بزرگترین دستاوردهای بازی عبدی این است که شخصیت او را از جایگاه «کسی که باید از او مراقبت کرد» بیرون میآورد و تبدیل به یکی از عاطفیترین شخصیتهای فیلم میکند.
اکبر عبدی و بازی در جهان شاعرانه علی حاتمی
علی حاتمی بازیگر را در خدمت لحن خود میگیرد. جهانی که در آن دیالوگ، سکوت، لباس، حرکت و حتی نحوه نگاه کردن اهمیت داشت.عبدی که پیش از آن بیشتر به عنوان بازیگر کمدی شناخته میشد، در «مادر» نشان داد توانایی ورود به جهان شاعرانه حاتمی را دارد. زیرا او از کمدی فاصله نگرفت، بلکه آن را به یک ابزار تراژیک تبدیل کرد.
در حقیقت بازی اکبر عبدی در «مادر» یکی از نمونههای کمیاب بازیگری در سینمای ایران است. جایی که بازیگر بدون نمایش مهارت، مهارتش را ثابت میکند.او شخصیتی را بازی میکند که میتوانست به راحتی تبدیل به یک کلیشه شود، اما با ظرافت، جزئیات و درک عمیق انسانی، او را به یکی از ماندگارترین شخصیتهای سینمای ایران تبدیل میکند.
به همین دلیل، بازی اکبر عبدی در این فیلم را میتوان یکی از کاملترین نمونههای پیوند کمدی، تراژدی و انسانشناسی در بازیگری سینمای ایران دانست.