چرا مسعود کیمیایی کارگردان مهمی است؟ | به بهانه زادروز او
به گزارش فیلمزی، مسعود کیمیایی کارگردان محبوبی است به خصوص میان نسلی که او را با ساخت آثاری همچون «قیصر» و «گوزنها» و آتش سوزی «سینما رکس» آبادان میشناسند. دلیل خوش اقبالی و جا خوش کردن این کارگردان در قلب سینمای ایران چیست؟
واقعیت این است کمتر فیلمسازی در سینمای ایران به اندازه مسعود کیمیایی توانسته جهان شخصی خود را خلق کند و در عین حال مخاطب نسل خودش و جوانتر این جهان را درک کنند و لذت ببرند. از «قیصر» و «گوزنها» تا «دندان مار»، «سلطان»، «ضیافت»، «اعتراض» و آثار متأخرش.
قهرمانهایی که با قانون رسمی بیگانهاند و برای حفظ شرافت، رفاقت یا عشق، مسیر خشونت و تنهایی را انتخاب میکنند. و در نهایت برای هم دعا میکنند.
به یاد آورید سکانس معروف فیلم «اعتراض» مسعود کیمیایی را با دیالوگ معروف مهدی فتحی که با قدرت ویژه بازیگری خود چنین بیان میکند:
صلوات برای سلامتی امیرعلی
ما کاری به حکم نداریم
حکم رو کاغذ مال محکمهس
اصلیت حکم مال خداست
که ما و منش ریخته
و گلریزون میکنیم واسه کسی که
آزاد میشه از این چاردیواری
که همهی دنیا چاردیواریه
کرم مرتضی علی
یه مرد که واسه شرف و ناموسش
دوازده سال رو کشیده
وجدانش بالاتر از این پولاست که کاغذیه
سلامتی سه تن
ناموس و رفیق و وطن
سلامتی سه کس
زندونی و سرباز و بیکس
سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهاربیشتر دوست داره
سلامتی آزادی،سلامتی زندونیای بیملاقاتی
کیمیایی طی بیش از پنج دهه فیلمسازی، نهفقط یکی از پایهگذاران موج نوی سینمای ایران به شمار میآید، بلکه زبان، شخصیت و جهانبینی ویژهای را به سینمای ایران آورد که هنوز هم تکرار آن آسان نیست.
«هویت» ویژگی کارگردانی مسعود خان
اهمیت به هویت و هویتسازی یکی از ویژگیهای مهم سینمای کیمیایی است. به این معنا که او با ایجاد زبان اختصاصی توانست جهان خود را بسازد. جهانی که در نوعِ دیالوگها و ادای آن توسط کاراکترها، میزانسن، موسیقی و حتی نحوه راه رفتن قهرمانها منحصربهفرد است.
مسعود کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری زنده یاد ساموئل خاچیکیان در فیلم «خداحافظ تهران» آغاز کرد و سه سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۷ در ۲۷ سالگی نخستین فیلم خود را با نام «بیگانه بیا» کارگردانی کرد.
دنیای کیمیایی با «قیصر» تغییر کرد
اما «قیصر» در سال ۱۳۴۸ همهچیز را تغییر داد. این فیلم نهتنها یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای ایران به شمار میآید، بلکه الگوی تازهای از قهرمان را معرفی کرد. مردی که وقتی قانون از اجرای عدالت ناتوان است، خود دست به کار میشود.
کیمیایی «قیصر» راه بهتهیهکنندگی عباس شباویز در استودیو آریانا ساخت و جالب است که بدانید عنوانبندی این فیلم را عباس کیارستمی ساخته و امیر نادری عکاسی کرده است.
«قیصر» پر فروشترین فیلم سال ۱۳۴۸ شد. این فیلم و همینطور «گاو» داریوش مهرجویی را میتوان از مهمترین آثار شکلدهنده موج نوی سینمای ایران برشمرد.
اما اهمیت کیمیایی در فیلم «قیصر» تنها به ساخت این فیلم محدود نمیشود. زیرا او در این فیلم تصویر و یا به عبارت بهتر ادبیات متفاوتی از شهر تهران ارائه کرد. شهری که کوچهها، قهوهخانهها، سینماها، انبارها و محلههای قدیمی آن، بخشی از هویت شخصیتها هستند.
قهرمان در سینمای کیمیایی چه ویژگی دارد؟
قهرمان در فیلمهای کیمیایی به زمانه خود تعلق ندارند. یا دیر به دنیا میآید یا در دنیای مدرن فراموش میشوند.
با نگاهی به کاراکترهایی همچون «قیصر»، «سید رسول» در «گوزنها»، «رضا موتوری»، «داشآکل»، احمد در «دندان مار»، «سلطان» و حتی شخصیتهای متأخر، انسانهایی هستند که بر اساس مرام و رفاقت زندگی میکنند. ارزشهایی که در جهان مدرن رو به فراموشیاند. همین تضاد، تراژدی آثار کیمیایی را شکل میدهد. قهرمان او معمولاً پیروز نمیشود. حتی اگر دشمن را شکست دهد باز هم خودش نابود میشود.
امضای خاص فیلمساز در دیالوگ نویسی
یکی از مهمترین امضاهای کیمیایی، دیالوگنویسی اوست. شخصیتهای کیمیایی کمتر شبیه آدمهای واقعی حرف میزنند. آنها جملاتی میگویند که گاهی به شعر و گاهی به بیانیه اخلاقی شباهت دارد.
همین ویژگی باعث شده گروهی دیالوگهای او را شاعرانه و ماندگار بدانند و گروهی دیگر آنها را تصنعی تلقی کنند. با این حال، نمیتوان انکار کرد که دیالوگهای کیمیایی بخشی از حافظه جمعی سینمای ایران شدهاند.
در جهان کیمیایی، شکست بخشی از شرافت است همانطور که رفاقت مهمتر از عشق برای او معنا پیدا میکند و جایگاه بالاتری دارد. «گوزنها»، «ضیافت»، «سلطان»، «ردپای گرگ» نمونههایی از این وفاداری به رفاقت هستند.
خشونت، نه برای هیجان بلکه تراژدی است
خشونت در آثار کیمیایی صرفا ابزاری برای سرگرمی نیست. بلکه هر درگیری، چاقوکشی یا تیراندازی نتیجه شکست گفتوگو و فروپاشی اخلاق اجتماعی است. قهرمان او زمانی اسلحه برمیدارد که دیگر راهی باقی نمانده باشد.
فراز و فرود یک کارنامه
بسیاری از منتقدان معتقدند دوران طلایی کیمیایی از اواخر دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۷۰ است زیرا آثاری مانند «قیصر»، «رضا موتوری»، «داشآکل»، «خاک»، «گوزنها»، «سرب» و «دندان مار» را برای سینما به یادگار گذاشت و همچنان در میان مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران قرار دارند.
در سالهای بعد نیز فیلمهایی مانند «ضیافت»، «سلطان»، «حکم» و «جرم» لحظات درخشانی داشتند، اما آثار متأخر او دیگر نتوانستند همان تأثیر گذشته را تکرار کنند. با این حال، حتی منتقدانش نیز نقش تعیینکننده او در شکل دادن به سینمای ایران را انکار نمیکنند.
میراث مسعود کیمیایی
بزرگترین دستاورد مسعود کیمیایی شاید این باشد که نشان داد سینمای ایران میتواند هم مخاطب عام را جذب کند و هم صاحب جهان مؤلف باشد. حتی اگر سالها از دوران اوجش گذشته باشد، هنوز نمیتوان تاریخ سینمای ایران را بدون نام او روایت کرد.
شما هم برای ما بنویسید کدامیک از آثار کیمیایی را دوست دارید؟