به گزارش فیلمزی، مسعود کیمیایی امروز، هفتم مرداد، ۸۵ ساله شد؛ فیلمسازی که بیش از شش دهه از عمر خود را در دل تاریخ معاصر و سینمای ایران گذرانده و هنوز نامش با مفاهیمی چون رفاقت، شرافت، اعتراض و قهرمان گره خورده است.

مسعود کیمیایی کارگردان محبوبی است به خصوص میان نسلی که او را با ساخت آثاری همچون «قیصر» و «گوزن‌ها» و آتش سوزی «سینما رکس» آبادان می‌شناسند. دلیل خوش اقبالی و جا خوش کردن این کارگردان در قلب سینمای ایران چیست؟

کمتر کارگردانی در سینمای ایران توانسته مانند مسعود کیمیایی جهانی شخصی خلق کند؛ جهانی که از «قیصر» و «گوزن‌ها» تا «دندان مار»، «سلطان»، «ضیافت»، «اعتراض» و حتی آثار متأخرش، هویت خود را حفظ کرده است. شاید همه فیلم‌های او به یک اندازه موفق نباشند، اما امضای کیمیایی در همه آن‌ها دیده می‌شود.

کیمیایی برای بسیاری از مخاطبان با «قیصر» و «گوزن‌ها» شناخته می‌شود، فیلم‌هایی که نه فقط مسیر حرفه‌ای او، بلکه جریان سینمای ایران را تغییر دادند. نام او البته برای نسل‌های مختلف با خاطره تلخ آتش‌سوزی سینما رکس آبادان و سرنوشت «گوزن‌ها» نیز پیوند خورده است؛ فیلمی که به بخشی از حافظه تاریخی ایران تبدیل شد.

داریوش ارجمند و مهدی فتحی نمایی از فیلم «اعتراض»

به یاد آورید سکانس معروف فیلم «اعتراض» مسعود کیمیایی را با دیالوگ معروف مهدی فتحی که با قدرت ویژه بازیگری خود چنین بیان می‌کند:

صلوات برای سلامتی امیرعلی

ما کاری به حکم نداریم

حکم رو کاغذ مال محکمه‌س

اصلیت حکم مال خداست

که ما و منش ریخته

و گلریزون می‌کنیم واسه کسی که

آزاد می‌شه از این چاردیواری

که همه‌ی دنیا چاردیواریه

کرم مرتضی علی

یه مرد که واسه شرف و ناموسش

دوازده سال رو کشیده

وجدانش بالاتر از این پولاست که کاغذیه

سلامتی سه تن

ناموس و رفیق و وطن

سلامتی سه کس

زندونی و سرباز و بی‌کس

سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهاربیشتر دوست داره

سلامتی آزادی،سلامتی زندونیای بی‌ملاقاتی

کیمیایی طی بیش از پنج دهه فیلمسازی، نه‌فقط یکی از پایه‌گذاران موج نوی سینمای ایران به شمار می‌آید، بلکه زبان، شخصیت و جهان‌بینی ویژه‌ای را به سینمای ایران آورد که هنوز هم تکرار آن آسان نیست.

جهانی که فقط متعلق به کیمیایی است

واقعیت این است که کمتر فیلمسازی در سینمای ایران توانسته جهانی تا این اندازه منحصربه‌فرد بسازد. در سینمای کیمیایی، قهرمان‌ها با قانون رسمی آشتی ندارند. آن‌ها برای حفظ شرافت، رفاقت یا عشق، تنهایی و خشونت را انتخاب می‌کنند و معمولاً بهای سنگینی برای این انتخاب می‌پردازند.

این جهان فقط در شخصیت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ در دیالوگ‌ها، میزانسن، موسیقی، نوع راه رفتن قهرمان‌ها و حتی تصویر تهران نیز می‌توان آن را دید.

نمونه‌ای از این جهان را می‌توان در سکانس ماندگار فیلم «اعتراض» دید؛ جایی که شخصیت مهدی فتحی با آن مونولوگ معروف از «ناموس، رفیق و وطن» می‌گوید؛ دیالوگی که سال‌هاست در حافظه مخاطبان سینمای ایران مانده است.

«قیصر»، نقطه عطفی که همه‌چیز را تغییر داد

مسعود کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری زنده‌یاد ساموئل خاچیکیان در فیلم «خداحافظ تهران» آغاز کرد. او دو سال بعد نخستین فیلمش، «بیگانه بیا»، را ساخت، اما این «قیصر» بود که در سال ۱۳۴۸ همه معادلات را تغییر داد.

«قیصر» نه‌تنها یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است، بلکه قهرمانی تازه را معرفی کرد؛ مردی که وقتی قانون از اجرای عدالت ناتوان است، خودش وارد میدان می‌شود.

این فیلم به تهیه‌کنندگی عباس شباویز در استودیو آریانا ساخته شد. عنوان‌بندی آن را عباس کیارستمی طراحی کرد و امیر نادری عکاسی فیلم را بر عهده داشت.

«قیصر» پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۴۸ شد و در کنار «گاو» داریوش مهرجویی، از مهم‌ترین آثار شکل‌دهنده موج نوی سینمای ایران به شمار می‌آید.

زنده یاد جمشید مشایخی، مسعود کیمیایی و بهروز وثوقی

اما اهمیت «قیصر» فقط به داستانش محدود نمی‌شود. کیمیایی در این فیلم تصویری تازه از تهران ارائه داد؛ شهری که کوچه‌ها، قهوه‌خانه‌ها، سینماها و محله‌های قدیمی آن، بخشی از هویت شخصیت‌ها هستند.

قهرمانی که همیشه دیر به دنیا آمده است

قهرمان‌های کیمیایی معمولاً به زمانه خود تعلق ندارند. آن‌ها یا زودتر از زمان خود متولد شده‌اند یا در جهان مدرن جایی برایشان باقی نمانده است.

از قیصر و سید رسول در «گوزن‌ها» گرفته تا رضا موتوری، داش‌آکل، احمد «دندان مار» و سلطان، همگی بر اساس مرام، رفاقت و وفاداری زندگی می‌کنند؛ ارزش‌هایی که در دنیای مدرن کم‌رنگ شده‌اند. همین تضاد، تراژدی آثار کیمیایی را می‌سازد.

در سینمای او، قهرمان حتی اگر دشمنش را شکست دهد، خودش نیز از این نبرد سالم بیرون نمی‌آید.

فرامرز قریبیان و بهروز وثوقی در نمایی از فیلم «گوزن‌ها»

امضای کیمیایی در دیالوگ‌نویسی

دیالوگ‌های کیمیایی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار او هستند. شخصیت‌هایش کمتر شبیه آدم‌های عادی حرف می‌زنند، جملات آن‌ها گاهی به شعر نزدیک می‌شود و گاهی رنگ‌وبوی بیانیه‌ای اخلاقی به خود می‌گیرد.

همین ویژگی باعث شده برخی منتقدان دیالوگ‌های او را شاعرانه و ماندگار بدانند و برخی دیگر آن‌ها را تصنعی توصیف کنند. با این حال، کمتر کسی می‌تواند تأثیر این دیالوگ‌ها بر حافظه جمعی سینمای ایران را انکار کند.

فرامرز قریبیان ، بهروز وثوقی ، منوچهر انور ، مسعود کیمیایی ، اسفندیار منفردزاده در نشست رسانه‌ای «قیصر»

در جهان کیمیایی، شکست بخشی از شرافت است همانطور که رفاقت مهم‌تر از عشق برای او معنا پیدا می‌کند و جایگاه بالاتری دارد. «گوزن‌ها»، «ضیافت»، «سلطان»، «ردپای گرگ» نمونه‌هایی از این وفاداری به رفاقت هستند.

خشونت، نه برای هیجان بلکه تراژدی است

خشونت در آثار کیمیایی صرفا ابزاری برای سرگرمی نیست. بلکه هر درگیری، چاقوکشی یا تیراندازی نتیجه شکست گفت‌وگو و فروپاشی اخلاق اجتماعی است. قهرمان او زمانی اسلحه برمی‌دارد که دیگر راهی باقی نمانده باشد.

خشونت، زبان ناگزیر تراژدی

در جهان کیمیایی، خشونت ابزاری برای هیجان نیست. چاقو، اسلحه و درگیری زمانی وارد داستان می‌شوند که گفت‌وگو شکست خورده و اخلاق اجتماعی فروپاشیده است. قهرمان او زمانی دست به خشونت می‌زند که دیگر راهی برای بازگشت باقی نمانده باشد.

فراز و فرود یک کارنامه

بسیاری از منتقدان، دوران طلایی کیمیایی را از اواخر دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۷۰ می‌دانند؛ دوره‌ای که آثاری مانند «قیصر»، «رضا موتوری»، «داش‌آکل»، «خاک»، «گوزن‌ها»، «سرب» و «دندان مار» ساخته شدند و هنوز هم در فهرست مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران قرار دارند.

در سال‌های بعد نیز فیلم‌هایی مانند «ضیافت»، «سلطان»، «حکم» و «جرم» لحظات درخشانی داشتند، اما آثار متأخر او دیگر نتوانستند تأثیر سال‌های اوجش را تکرار کنند. با این حال، حتی منتقدان سرسخت کیمیایی نیز نقش او در شکل دادن به هویت سینمای ایران را انکار نمی‌کنند.

میراثی که هنوز ادامه دارد

شاید مهم‌ترین میراث مسعود کیمیایی این باشد که ثابت کرد یک فیلمساز می‌تواند هم مخاطب عام داشته باشد و هم جهان مؤلف خود را حفظ کند. بیش از نیم قرن از ظهور او گذشته، اما هنوز هم روایت تاریخ سینمای ایران بدون نام مسعود کیمیایی کامل نیست.

شما هم برای ما بنویسید کدام‌یک از آثار کیمیایی را دوست دارید؟