کارِ سخت عادل فردسیپور | چرا واکنش رفتار آقای مجری به وزیر ارشاد مهم شد؟
به گزارش فیلمزی، عادل فردوسیپور شخصیت رسانهای که روزهای پر حاشیهاش تمامی ندارد، بعد از توقف فعالیت برنامه فوتبالیاش و پادرمیانی رئیس جمهور با حضور در مراسم یادبود اکبر عبدی و نوع خاص از ابراز محبت به وزیر ارشاد، بار دیگر حاشیه ایجاد کرد.
عادل فردوسیپور دیگر فقط یک مجری نیست
ماجراهایی که برای فردوسیپور در دو دهه گذشته رخ داده و به دنبال آن واکنشهایی که نسبت به آن نشان داده، مبین این مطلب بوده که او فقط یک مجری و یا گزارشگر فوتبال نیست. بلکه علاوه بر یک برند رسانهای به کنشگر نیز تبدیل شده است.
اما این کنشگری با انتقادهای بسیار مخاطبان بهخصوص بعد از دیدار با وزیر ارشاد همراه بود که بلافاصله عادل توضیحاتی ارانه کرد که به زعم مخاطبان در شبکههای اجتماعی خیلی هم قانعکننده نبود. آنچه مسلم است هویت عادل فردوسیپور دیگر فقط به شخصیت مجری وابسته نیست، بلکه شیوه پرسشگری و اعتمادی که مخاطب به او دارد، وظیفه اجتماعی او را سختتر و پر گرهتر کرده است.
چرا واکنش فردوسیپور اینقدر مهم شد؟
فردوسیپور برای مخاطبانش یک چهره معمولی رسانهای نیست. او سابقهای طولانی در تلویزیون دارد و بخش مهمی از سرمایه اجتماعیاش به سالهایی برمیگردد که میلیونها مخاطب او را از قاب تلویزیون و برنامه 90 دنبال میکردند.
بنابراین وقتی او پس از سالها سکوت درباره شرایط کاری و رسانهای خود صحبت میکند، مخاطب آن را فقط یک اظهارنظر عادی تلقی نمیکند.
این موضوع را میتوان یکی از ویژگیهای مهم برندهای شخصمحور دانست: اعتماد مخاطب به فرد، گاهی از اعتماد او به سازمان بیشتر میشود.
اما همین مسئله یک خطر هم دارد. هر حرف، هر تصویر و هر واکنش فردوسیپور میتواند بهسرعت به یک روایت عمومی تبدیل شود.
نمونهاش ماجرای ویدیویی بود که در فضای مجازی منتشر شد و ادعایی درباره رفتار او در مراسم یادبود اکبر عبدی مطرح کرد. فردوسیپور خیلی سریع واکنش نشان داد و روایت منتشرشده را تکذیب کرد.
واقعیت این است که فردوسیپور بعد از برنامه دوست داشتنی «۹۰» توانست بخش قابلتوجهی از مخاطبان خود را از تلویزیون به برنامههای اینترنتی و شبکههای مجازی منتقل کند که این اتفاق از منظر رسانهای اهمیت زیادی دارد. زیرا مخاطب به جای اینکه به یک شبکه تلویزیونی وفادار باشد، به یک شخصیت و یک برند شخصی وفادار است.
در این میان، فردوسیپور با یک انتخاب دشوار مواجه است. چگونه میتوان هم سرمایه اجتماعی ساختهشده طی سالها را حفظ کرد و هم در نقش یک کنشگر اجتماعی صدایی مستقل داشت؟
پاسخ این سؤال روشن است. شاید یکی از راهها، سکوت باشد. سکوتی هوشمندانه به وقت مدیریت بحران. چرا که پخش تصاویر احساسی و گریان او هنگام بسته شدن برنامهاش و پیرو آن دستور رییس جمهور به پیگیری از یک سو و ماجرای دیدارش با وزیر فرهنگ و ارشاد و مجددا بیانیه دادن در دفاع از خود، وضعیتی نیست که مخاطب عام را توجیه کند.
عادل فردوسی پور نیاز ندارد و نباید موضع خود را فریاد بزند. زیرا جامعه به سطحی از آگاهی رسیده است که خود تشخیص دهد.