به گزارش فیلمزی، پدربزرگ‌ها در بسیاری از خانواده‌ها فقط یکی از اعضای نسل قدیمی‌تر نیستند. آنها اغلب حافظ خاطرات خانواده، راوی گذشته و پلی میان نسل‌های مختلف‌ به شمار می‌آیند.

رابطه یک کودک یا نوجوان با پدربزرگ نیز معمولا جنس متفاوتی با رابطه او با پدر و مادر دارد. پدربزرگ ممکن است آزادی بیشتری برای نوه‌اش قائل شود، داستان‌هایی را تعریف کند که والدین هرگز نگفته‌اند، تجربه‌های یک عمر را منتقل کند یا حتی خودش از طریق رابطه با نوه، دوباره بخشی از جوانی و زندگی ازدست‌رفته‌اش را پیدا کند.

و در این راستا، سینما بارها از این رابطه برای ساختن داستان‌هایی درباره خانواده، عشق، فقدان، میراث خانوادگی و تفاوت نسل‌ها استفاده کرده است. گاهی این رابطه کاملا عاطفی و گرم، گاهی طنزآمیز و شیطنت‌آمیز و گاهی حتی به یک کابوس وحشتناک تبدیل می‌شود.

فیلمزی هشت فیلم از میان آثار کلاسیک، خانوادگی، کمدی، ترسناک و انیمیشن انتخاب کرده که رابطه میان پدربزرگ و نوه را به شکل‌های متفاوتی به تصویر کشیده‌اند.

۸ فیلم ماندگار درباره رابطه پدربزرگ و نوه

۱-فیلم «روی برکه طلایی»،(On Golden Pond)

  • کارگردان: مارک رایدل
  • بازیگران: هنری فوندا، کاترین هپبورن، جین فوندا، داگ مک‌کیون، دابنی کولمن
  • سال پخش: ۱۹۸۱
  • خلاصه داستان: نورمن و اتل تِیِر زوجی سالخورده هستند که هر سال برای گذراندن تابستان به خانه‌شان کنار برکه طلایی می‌روند. دخترشان چلسی نیز همراه نامزدش و پسر نوجوان او، بیلی، به آنها ملحق می‌شود. وقتی چلسی و نامزدش برای مدتی از آنجا می‌روند، بیلی نزد نورمن و اتل می‌ماند و رابطه میان این پدربزرگ عبوس و نوه نوجوانش به تدریج شکل می‌گیرد.

نورمن در ابتدای فیلم اصلا تصویر کلیشه‌ای یک پدربزرگ مهربان نیست. او پیرمردی بدخلق، طعنه‌زن، بدبین و تا حدی منزوی است. مردی که با بالا رفتن سن، بیشتر به گذشته و مرگ فکر می‌کند. اما ورود بیلی باعث می‌شود چیزی در شخصیت او تغییر کند. این دو ابتدا چندان با هم کنار نمی‌آیند، اما ماهیگیری، گفتگوها و تجربه‌های مشترک باعث می‌شود رابطه‌ای واقعی میان آنها شکل بگیرد. نورمن به بیلی چیزهایی درباره زندگی یاد می‌دهد، اما نکته مهم‌تر این است که بیلی نیز نورمن را تغییر می‌دهد.

این فیلم از نظر جوایز نیز جایگاه بسیار بالایی دارد. هنری فوندا برای بازی در نقش نورمن اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد و کاترین هپبورن نیز اسکار بهترین بازیگر زن را گرفت. فیلم همچنین جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به دست آورد و نامزد بهترین فیلم شد.

به همین دلیل، On Golden Pond صرفا فیلمی درباره پیر شدن نیست؛ فیلمی درباره این است که رابطه با یک نوه می‌تواند در سال‌های پایانی زندگی به انسان احساس دوباره‌ای از معنا بدهد.

۲. فیلم «مینی‌سان‌شاین کوچک»، (Little Miss Sunshine)

  • کارگردان: جاناتان دیتون و والری فاریس
  • بازیگران: آلن آرکین، ابیگیل برسلین، گرگ کینیر، تونی کولت، استیو کارل، پل دانو
  • سال پخش: ۲۰۰۶
  • خلاصه داستان: خانواده‌ای عجیب و به‌شدت ناکارآمد با یک ون قدیمی سفری طولانی را آغاز می‌کنند تا اولیو، دختر کوچک خانواده، در مسابقه زیبایی کودکان شرکت کند. پدربزرگ خانواده، ادوین، نیز همراه آنهاست؛ مردی سالخورده، بی‌پروا و غیرمتعارف که رابطه‌ای بسیار نزدیک با اولیو دارد.

ادوین شاید یکی از غیرمعمول‌ترین پدربزرگ‌های تاریخ سینما باشد. او نه عاقل پیر خانواده است، نه مردی همیشه آرام و محترم. حتی مشکلات جدی شخصی دارد. اما رابطه او با اولیو کاملاً متفاوت است.

او به جای اینکه به نوه‌اش یاد بدهد چگونه مطابق خواسته دیگران زندگی کند، به او یاد می‌دهد که از خودش خجالت نکشد. در جهانی که همه می‌خواهند اولیو را قضاوت کنند، پدربزرگش یکی از معدود آدم‌هایی است که بدون شرط از او حمایت می‌کند.

مرگ ادوین در میانه فیلم نیز تأثیر زیادی بر داستان دارد و باعث می‌شود حضور او حتی پس از مرگ همچنان در مسیر خانواده احساس شود.

«مینی‌سان‌شاین کوچک»، (Little Miss Sunshine) چهار نامزدی اسکار داشت و دو جایزه گرفت: بهترین فیلمنامه غیراقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای آلن آرکین. همین بازی آرکین یکی از مهم‌ترین دلایلی است که شخصیت ادوین هنوز یکی از به‌یادماندنی‌ترین پدربزرگ‌های سینما محسوب می‌شود.

۳- فیلم «پدر» ، (Dad)

  • کارگردان: گری دیوید گلدبرگ
  • بازیگران: جک لمون، تد دانسون، اتان هاوک، المپیا دوکاکیس، کتی بیکر، کوین اسپیسی
  • سال پخش: ۱۹۸۹
  • خلاصه داستان: جان ترمونت، مردی موفق و گرفتار زندگی کاری، مجبور می‌شود از پدر سالخورده‌اش جیک مراقبت کند. در جریان این اتفاق، رابطه جان با پسر خودش، بیلی، نیز دستخوش تغییر می‌شود و داستان به روایت سه نسل از یک خانواده تبدیل می‌شود.

این همان فیلمی است که از ابتدا گفتی باید در فهرست باشد و انتخاب درستی هم هست. (Dad) از معدود فیلم‌هایی است که رابطه پدر، پدربزرگ و نوه را هم‌زمان در یک ساختار سه‌نسلی بررسی می‌کند.

جک لمون در نقش جیک، پدربزرگی است که ناگهان به مراقبت نیاز پیدا می‌کند. پسرش جان ابتدا این وضعیت را بیشتر به‌عنوان یک مسئولیت می‌بیند، اما با نزدیک شدن سه نسل به یکدیگر، رابطه خانوادگی آنها دوباره شکل می‌گیرد.

نقش اتان هاوک نیز اهمیت دارد، زیرا حضور او نشان می‌دهد رفتار هر نسل چگونه بر نسل بعدی تأثیر می‌گذارد. فیلم در واقع از طریق رابطه پدربزرگ و نوه، درباره رابطه پدر و پسر نیز حرف می‌زند.

جک لمون نیز در مرکز این فیلم یکی از همان نقش‌های احساسی و انسانی را ارائه می‌دهد که در کارنامه‌اش بسیار برجسته‌اند.

۴- فیلم «هایدی»، (Heidi)،

  • کارگردان: آلن دوان
  • بازیگران: شرلی تمپل، ژان هرشولت، آرتور تریچر، هلن وستلی
  • سال پخش: ۱۹۳۷
  • خلاصه داستان: هایدی، دختر یتیمی است که نزد پدربزرگش در کوهستان زندگی می‌کند. پدربزرگ مردی منزوی و تلخ است که از مردم فاصله گرفته، اما حضور هایدی به‌تدریج زندگی او را تغییر می‌دهد. وقتی هایدی از او جدا می‌شود، پدربزرگ تلاش می‌کند او را دوباره به خانه بازگرداند.

«هایدی» یکی از نمونه‌های کلاسیک رابطه پدربزرگ و نوه است. اینجا پدربزرگ نه یک شخصیت فرعی، بلکه یکی از شخصیت‌های اصلی داستان است و رابطه او با هایدی اساس عاطفی فیلم را تشکیل می‌دهد.

نکته جالب این است که فیلم تنها درباره تأثیر پدربزرگ بر کودک نیست. هایدی نیز باعث می‌شود پدربزرگ از انزوا بیرون بیاید و دوباره به زندگی و آدم‌های اطرافش علاقه‌مند شود.

به همین دلیل، رابطه آنها کاملا دوطرفه است: پدربزرگ به نوه امنیت می‌دهد و نوه به پدربزرگ دلیل تازه‌ای برای زندگی.

۵- فیلم «ویلی وانکا و کارخانه شکلات‌سازی»، (Willy Wonka & the Chocolate Factory) 

  • کارگردان:مل استوارت
  • بازیگران: جین وایلدر، پیتر اوستروم، جک آلبرتسون، جیل استرجس، روی کینیر
  • سال پخش: ۱۹۷۱
  • خلاصه داستان: چارلی باکت پسری فقیر است که همراه خانواده‌اش زندگی می‌کند. وقتی بلیت طلایی ورود به کارخانه شکلات‌سازی ویلی وانکا را پیدا می‌کند، پدربزرگ جرج همراه او به کارخانه می‌رود و در ماجراجویی عجیب و جادویی چارلی شریک می‌شود.

اگر On Golden Pond تصویر واقع‌گرایانه رابطه پدربزرگ و نوه است، Willy Wonka نسخه فانتزی آن است.

پدربزرگ جرج فقط همراه چارلی نیست. او شریک ماجراجویی نوه‌اش است. هیجان او برای رفتن به کارخانه شکلات‌سازی، تقریباً به اندازه هیجان خود چارلی است. در نتیجه رابطه این دو بسیار دوست‌داشتنی است: پدربزرگ به جای اینکه مانع تخیل کودک شود، وارد دنیای او می‌شود.

این نکته یکی از دلایل ماندگاری فیلم است. پدربزرگ جرج در واقع همان بزرگسالی است که هنوز توانایی شگفت‌زده شدن دارد.

۶- « جنگ با پدربزرگ»، (The War with Grandpa)

  • کارگردان: تیم هیل
  • بازیگران: رابرت دنیرو، اوکس فگلی، اوما تورمن، کریستوفر واکن، جین سیمور، چیک مارین
  • سال پخش: ۲۰۲۰
  • خلاصه داستان: پیتر مجبور می‌شود اتاقش را به پدربزرگش «اد» بدهد و خودش به اتاق دیگری برود. او که از این اتفاق عصبانی است، تصمیم می‌گیرد با مجموعه‌ای از شیطنت‌ها پدربزرگش را مجبور کند خانه را ترک کند. اما پدربزرگ نیز تسلیم نمی‌شود و جنگی تمام‌عیار میان این دو آغاز می‌شود.

از نظر منتقدان، The War with Grandpa قطعاً در سطح فیلم‌هایی مانند On Golden Pond نیست. اما از نظر موضوعی یکی از دقیق‌ترین انتخاب‌های این فهرست است: تمام داستان حول رابطه پدربزرگ و نوه می‌چرخد.

رابرت دنیرو نیز در اینجا عمداً از تصویر جدی و سنگین بسیاری از نقش‌های معروفش فاصله می‌گیرد و وارد یک کمدی خانوادگی فیزیکی می‌شود.

جالب اینجاست که جنگ میان پیتر و اد به‌تدریج از یک دعوای ساده درباره اتاق خواب به رابطه‌ای نزدیک‌تر تبدیل می‌شود. آنها از طریق همین رقابت دوباره یکدیگر را می‌شناسند.

پس حتی اگر فیلم را از نظر کیفیت سینمایی در رده آثار برتر این فهرست قرار ندهیم، از نظر وفاداری به موضوع مقاله کاملاً واجد شرایط است.

۷- فیلم «دیدار»، (The Visit)

  • کارگردان: ام. نایت شیامالان
  • بازیگران: اولیویا دی‌یانگ، اد اکسنبولد، دِینا داناگان، پیتر مک‌روبِی، کاترین هان
  • سال پخش: ۲۰۱۵
  • خلاصه داستان: بکا و تایلر، دو خواهر و برادر نوجوان، برای نخستین بار به خانه پدربزرگ و مادربزرگشان می‌روند. مادرشان که سال‌هاست با والدین خود ارتباطی ندارد، آنها را برای یک هفته به خانه آنها می‌فرستد. اما رفتار عجیب پدربزرگ و مادربزرگ کم‌کم باعث می‌شود بچه‌ها احساس کنند چیزی به‌شدت اشتباه است.

این انتخاب از همه فیلم‌های فهرست متفاوت‌تر است، چون رابطه پدربزرگ و نوه را از ژانر وحشت بررسی می‌کند.

تمام داستان از یک موقعیت ساده خانوادگی شروع می‌شود: دو نوه برای اولین بار پدربزرگ و مادربزرگ خود را ملاقات می‌کنند. بکا حتی تصمیم می‌گیرد از این دیدار فیلم مستند بسازد تا شاید بتواند رابطه مادرش با والدینش را دوباره برقرار کند.

اما شیامالان به‌تدریج همین مفهوم آشنای «خانه پدربزرگ و مادربزرگ» را به چیزی ترسناک تبدیل می‌کند. رفتارهای عجیب Pop Pop و Nana باعث می‌شود بچه‌ها ندانند آیا با بیماری، زوال عقل یا چیزی بسیار وحشتناک‌تر روبه‌رو هستند.

هشدار اسپویل: نقطه اصلی فیلم این است که این دو نفر اصلاً پدربزرگ و مادربزرگ واقعی بچه‌ها نیستند؛ آنها دو بیمار فراری هستند که پدربزرگ و مادربزرگ واقعی را کشته‌اند و هویت آنها را گرفته‌اند.

همین نکته باعث می‌شود The Visit در این فهرست جایگاه خاصی داشته باشد: فیلم از تصویر فرهنگی «خانه پدربزرگ و مادربزرگ» استفاده می‌کند و آن را به یک کابوس تبدیل می‌کند.

۸- فیلم «کوکو»، (Coco)

  • کارگردان: لی آنکریچ و آدریان مولینا
  • بازیگران: آنتونی گونزالس، گائل گارسیا برنال، بنجامین برت، آلاّنا اوباک، رنه ویکتور، آنا اوفلیا مورگیا
  • سال پخش:۲۰۱۷
  • خلاصه داستان: میگل، پسربچه‌ای مکزیکی که عاشق موسیقی است، به‌طور اتفاقی وارد سرزمین مردگان می‌شود. او در آنجا به دنبال اجداد خانواده‌اش می‌گردد و سرانجام با هکتور، جد بزرگش، ارتباط پیدا می‌کند. جست‌وجوی میگل درباره گذشته خانواده، به کشف حقیقتی پنهان درباره سرنوشت هکتور و میراث خانوادگی آنها منجر می‌شود.

«Coco» شاید بهترین انتخاب این فهرست برای صحبت درباره میراث پدربزرگ و نسل‌های بعدی باشد.

البته هکتور از نظر نسبت خانوادگی، پدربزرگ مستقیم میگل نیست. او جد بزرگ او، یعنی great-great-grandfather است. اما از نظر موضوعی، داستان دقیقاً درباره رابطه یک کودک با جد مرد خانواده و میراثی است که نسل‌ها بعد به او رسیده است.

مهم‌ترین ایده فیلم این است که انسان تا زمانی که در خاطره خانواده باقی مانده، کاملاً از بین نرفته است. میگل با جست‌وجوی گذشته خانواده‌اش، حقیقت را درباره هکتور کشف می‌کند و در نتیجه، گذشته و آینده خانواده دوباره به هم متصل می‌شوند.

از نظر افتخارات سینمایی نیز Coco یکی از موفق‌ترین انیمیشن‌های تاریخ است: فیلم در اسکار بهترین انیمیشن بلند و بهترین ترانه اصلی را برد؛ در گلدن گلوب نیز بهترین انیمیشن شد و جایزه بفتا برای بهترین انیمیشن را دریافت کرد.

به همین دلیل، حتی با وجود اینکه هکتور دقیقاً «پدربزرگ» میگل نیست، حضور او در این فهرست از نظر مفهوم انتقال خاطره و میراث مردان خانواده کاملاً قابل دفاع است.

این هشت فیلم، هشت تصویر کاملا متفاوت از رابطه نسل جوان و پدربزرگ ارائه می‌کنند: در On» Golden Pond»، پدربزرگ و نوه یکدیگر را تغییر می‌دهند. در «Little Miss Sunshine»، پدربزرگ به نوه‌اش یاد می‌دهد خودش باشد. در «Dad»، سه نسل یک خانواده دوباره به هم نزدیک می‌شوند. در «Heidi»، عشق نوه یک مرد منزوی را به زندگی بازمی‌گرداند. در «Willy Wonka & the Chocolate Factory»، پدربزرگ شریک رؤیا و ماجراجویی نوه می‌شود. در «The War with Grandpa»، رقابت آنها به صمیمیت می‌انجامد. در «The Visit»، همین رابطه خانوادگی به منبع وحشت تبدیل می‌شود و در «Coco»، رابطه کودک با جدش به سفری برای کشف هویت و گذشته خانواده تبدیل می‌شود.

شاید وجه مشترک همه آنها این باشد که پدربزرگ در سینما معمولاً نماینده گذشته است، اما رابطه‌اش با نوه درباره آینده است. او چیزی را از نسلی که پشت سر گذاشته به نسل بعد منتقل می‌کند؛ خاطره، تجربه، اشتباه، داستان، عشق یا حتی زخمی قدیمی. و در مقابل، نوه به او یادآوری می‌کند که گذشته فقط زمانی معنا دارد که چیزی از آن به آینده منتقل شود.

نویسنده: هاشم جهرمی