به گزارش فیلمزی، سیما سرمد گفت که برای بازی در نقش منیره باید رنج آدمهایی را میفهمیدم که پشت یک حکم ایستادهاند.
مشروح گفتگو با سیما سرمد را میتوانید در کانال یتیوب فیلمزی مشاهده کنید
فیلم «زندهشور» ساخته کاظم دانشی، از آن فیلمهایی است که بازیگر در آن نمیتواند فقط با دیالوگ و واکنشهای بیرونی شخصیت را بسازد. فضای فیلم در دل یک موقعیت بحرانی شکل میگیرد؛ جایی که آدمها با ترس، فقدان، پشیمانی و امیدهای از دسترفته مواجهاند. در چنین جهانی، کوچکترین جزئیات اهمیت پیدا میکند؛ یک نگاه، یک مکث یا سکوتی که گاهی بیشتر از هر دیالوگی حرف میزند.
سیما سرمد در نقش منیره یکی از شخصیتهایی است که بار اصلی این فضای انسانی را به دوش میکشد. او برای نزدیک شدن به این نقش، سراغ تجربههای واقعی آدمهایی رفت که با پروندههای قصاص و اعدام درگیر بودهاند؛ تلاش کرد پیش از ساختن شخصیت، جهان ذهنی و رنج او را بشناسد.
نتیجه، شخصیتی است که بیشتر از آنکه با فریاد و نمایش احساسات شناخته شود، با سکوت و جزئیات رفتاری در ذهن مخاطب میماند.
سرمد درباره مسیر رسیدن به «زندهشور» میگوید ورودش به بازیگری آرام و مرحلهبهمرحله اتفاق افتاد. از دوران مدرسه و دانشگاه به تئاتر علاقه داشت، بازیگری را آموزش دید و در ادامه با حضور در پروژههای تصویری مختلف، تجربه کسب کرد. نخستین تجربه جدی تصویری او حضور در برنامه «آوای جادویی» بود؛ تجربهای که برای او فرصتی بود تا با فضای مقابل دوربین آشنا شود.
او در ادامه مسیر، در فیلم «۶ صبح» مهران مدیری حضور پیدا کرد و تجربه همکاری با او را یکی از تجربههای مهم ابتدای مسیرش میداند. به گفته سرمد، فضای کاری مدیری آرام است و همین موضوع به بازیگر کمک میکند با تمرکز بیشتری وارد صحنه شود. تمرینها و صحبتهای پیش از فیلمبرداری باعث میشد بازیگر با آمادگی بیشتری مقابل دوربین قرار بگیرد.
سرمد معتقد است حتی نقشهای کوتاه نیز میتوانند برای یک بازیگر کلاس درس باشند. او در پروژههایی که حضور کوتاهتری داشته، تلاش کرده فقط به زمان حضور خودش مقابل دوربین محدود نشود و از فضای پشت صحنه یاد بگیرد؛ از میزانسن و طراحی صحنه گرفته تا شیوه کار بازیگران و کارگردان.
برای «زندهشور» اما شرایط متفاوت بود. نقش منیره نیاز داشت که بازیگر فقط اطلاعات فیلمنامه را بداند، بلکه جهان انسانی شخصیت را لمس کند. سرمد برای آمادهسازی نقش به سراغ دادسراهایی رفت که پروندههای قتل و قصاص در آنها بررسی میشود و با خانوادههایی که درگیر چنین پروندههایی بودند گفتوگو کرد. او چند ماه درگیر این فضا بود تا بتواند تصویری فراتر از یک شخصیت داستانی بسازد.
او درباره این تحقیقات میگوید هدفش این نبود که فقط ظاهر یک آدم رنجدیده را بازی کند. برایش مهم بود بفهمد منیره چه گذشتهای دارد، چه چیزهایی را از دست داده و چگونه به نقطهای رسیده که در فیلم دیده میشود.
در این مسیر، کاظم دانشی نیز تاکید داشت که بازیگر باید جهان واقعی این آدمها را بشناسد. سرمد برای نزدیک شدن به فضای فیلم، مستندهای مختلفی درباره اعدام و تاثیر آن بر خانواده محکوم، خانواده قربانی و حتی افرادی که در اجرای حکم نقش دارند تماشا کرد. از نگاه او، پشت هر تصمیم قضایی، مجموعهای از انسانها با رنجها و فشارهای روحی مختلف قرار دارند.
یکی از مهمترین لحظههای «زندهشور» صحنه خداحافظی منیره با برادرش است؛ جایی که تاجی که به او داده میشود، تبدیل به نمادی از زندگی از دسترفته میشود. سرمد درباره این صحنه میگوید برای او آن تاج فقط یک شیء نبود؛ نشانه تمام آرزوهایی بود که دیگر قرار نبود به واقعیت تبدیل شوند.
او در تمرینهای اولیه این صحنه گریه زیادی میکرد، اما کاظم دانشی از او خواست احساس شخصیت را کمتر به شکل بیرونی نمایش دهد. نگاه کارگردان این بود که گاهی یک درد بزرگ آنقدر سنگین است که دیگر به گریه تبدیل نمیشود؛ فقط در نگاه و سکوت آدم باقی میماند.
سرمد برای ساختن منیره جزئیات زیادی را در ذهن خودش طراحی کرده بود؛ از گذشته شخصیت و نوع زندگیاش گرفته تا نحوه رفتار، لباس پوشیدن و نگاه او به جهان. او معتقد است این جزئیات به بازیگر کمک میکند شخصیت را از یک تیپ کلیشهای جدا کند و به انسانی واقعی تبدیل کند.
همکاری با بازیگرانی مانند حامد بهداد، بهرام افشاری، سارا بهرامی و دیگر بازیگران فیلم نیز برای او تجربهای آموزشی بود. سرمد میگوید حضور کنار بازیگران باتجربه فرصتی بود تا از نزدیک ببیند آنها چگونه برای یک حس آماده میشوند، چگونه جزئیات شخصیت را پیدا میکنند و چطور حتی حرکات کوچک را طراحی میکنند.
فضای سنگین «زندهشور» فقط محدود به جلوی دوربین نبود. به گفته سرمد، حالوهوای پشت صحنه نیز تحت تاثیر موضوع فیلم قرار گرفته بود. حضور در محیطی که نشانههای قصاص و اعدام را تداعی میکرد و فکر کردن به داستانهای واقعی، باعث میشد گروه بیشتر از یک پروژه معمولی با فیلم برخورد کند.