به گزارش فیلمزی، محمدرضا شجریان نه فقط به واسطه موسیقی و آواز، بلکه به دلیل منش و نوع مواجههاش با مردم، بهعنوان یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی ایران، نامی ماندگار در تاریخ فرهنگ و هنر این سرزمین است. او اگر امروز -یکم مهرماه- در میان ما بود، ۸۶ ساله میشد.
شجریان، شخصیت غایب «دلشدگان»
برای نوشتن از چهرههای تاثیرگذار، همیشه بهانهای لازم نیست و شاید محمدرضا شجریان بیش از هر هنرمند دیگری بینیاز از بهانه است. او اگرچه چهرهای سینمایی نبود و حضور گستردهای در این عرصه نداشت، اما تنها تجربه شاخصهاش در سینما، «دلشدگان» بود که به یکی از ماندگارترین پیوندهای میان موسیقی و سینمای ایران تبدیل شد.
«دلشدگان» از جمله آثار ماندگار سینمای ایران است، فیلمی که با همراهی هنرمندانی چون علی حاتمی بهعنوان کارگردان، حسین علیزاده بهعنوان آهنگساز و محمدرضا شجریان بهعنوان خواننده شکل گرفت.
هر کدام از این هنرمندان از مسیری متفاوت، اما با دغدغهای مشترک، به این فیلم رسیدند: بازسازی و بازخوانی حافظه فرهنگی ایران، حافظهای که در «دلشدگان» از مسیر تصویر، موسیقی و آواز بازسازی میشود.
این دغدغه البته در شرایط فرهنگی آن دوران، مسیر سادهای نداشت. حسین علیزاده، ردیفدان و آهنگساز موسیقی ایران، در گفتوگویی با فرزاد فربد در برنامه «همکلام» درباره شکلگیری «دلشدگان» گفته است که ممنوعیت نمایش ساز در تلویزیون، یکی از دلایل شکلگیری ایده این فیلم بود. به گفته علیزاده، حاتمی پیشنهاد کرده بود حالا که امکان نمایش ساز در تلویزیون وجود ندارد، فیلمی با محوریت موسیقی ایرانی ساخته شود تا این موسیقی از مسیر سینما به مخاطب برسد.
در واقع، «دلشدگان» را میتوان تلاشی برای زنده نگه داشتن موسیقی ایرانی و آواز اصیل در بستری سینمایی دانست؛ فیلمی که در آن سینما، موسیقی و فرهنگ ایرانی به یکدیگر میرسند.
اما در روایت این همکاری، یک نکته کمتر گفتهشده درباره شجریان وجود دارد: او در ابتدا علاقهای به حضور در این پروژه نداشت. شجریان به گفته خودش، خاطره چندان خوبی از حضور خوانندگان در فیلمها نداشت، اما پس از خواندن فیلمنامه و آشنایی با ایده علی حاتمی، تصمیم گرفت با این پروژه همراه شود. حتی حسین علیزاده نیز شجریان را متقاعد کرده بود که اگر او در این فیلم حضور نداشته باشد، این دغدغه فرهنگی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
و شاید اهمیت این تصمیم زمانی روشنتر شود که بدانیم شجریان در «دلشدگان» فقط آواز نخواند؛ او به یک شخصیت غایب در سینما تبدیل شد؛ صدایی که دیده نمیشود، اما حضورش از بسیاری از شخصیتهای روی پرده پررنگتر است.
شجریان، حضوری خارج از قاب
شجریان در کنار خوانندگی، تماشاگر جدی سینما نیز بود و در میان فیلمسازان، علاقه ویژهای به سینمای علی حاتمی داشت. او «هزاردستان» را یکی از اوجهای سینما و سریالسازی حاتمی میدانست. همین علاقه، پیوند میان این دو هنرمند را از یک همکاری صرف فراتر میبرد.
شجریان بهعنوان خواننده، معمولا از ورود به سینما پرهیز داشت، اما وقتی وارد این عرصه شد، نتیجه یکی از متفاوتترین استفادهها از صدای یک آوازخوان در سینمای ایران بود.
علی حاتمی برخلاف سنت رایجِ لبزدن بازیگر روی صدای خواننده، تلاش کرد صدای شجریان را به یک «حضور خارج از قاب» تبدیل کند. حتی در لحظات آواز طاهرخان با بازی امین تارخ، فیلم لزوما لبهای بازیگر را با صدای شجریان منطبق نمیکند. به این ترتیب، آواز شجریان صرفا صدای دوبلهشده یک بازیگر نیست؛ صدایی است که از جهان فیلم میآید و بخشی از فضای آن را شکل میدهد.
در حقیقت، شجریان در سینما بازی نکرد، اما در «دلشدگان» صاحب یک شخصیت شد: صدا.
این حضور حتی از مرحله ضبط آواز نیز فراتر رفت. امین تارخ برای ایفای نقش طاهرخان، نزد شجریان رفت و درباره فیزیک بدن یک خواننده هنگام آواز خواندن و جزئیات اجرای او آموزش گرفت. بنابراین حضور شجریان فقط به استودیو و ضبط صدا محدود نشد؛ بازی بازیگر نیز از شناخت او نسبت به شیوه اجرای شجریان تأثیر گرفت.
چگونه شجریان بدون حضور جلوی دوربین، صاحب یک نقش شد؟
پاسخ را میتوان در رابطه میان تصویر و صدا جستوجو کرد. امین تارخ در نقش طاهرخان بحر نور، خواننده جوان «دلشدگان» ظاهر میشود، اما صدای آواز او، صدای محمدرضا شجریان است. با این حال، حاتمی در بسیاری از لحظات از نمایش مستقیم لبخوانی بازیگر پرهیز میکند.
به این ترتیب، صدای شجریان صرفا صدای یک بازیگر نیست؛ صدایی است که از دل جهان فیلم شنیده میشود. بیننده طاهرخان را میبیند و شجریان را میشنود. همین جدایی میان تصویر و صدا باعث میشود صدای شجریان به بخشی از هویت شخصیت تبدیل شود.
او در «دلشدگان» برای یک نقش آواز نخواند؛ به طاهرخان هویت صوتی بخشید.
از این منظر، شجریان برای سینما فقط یک «خواننده مهمان» نبود؛ صدای او به بخشی از میزانسن فیلم تبدیل شد. حاتمی نیز از این صدا برای ساختن جهان تاریخی «دلشدگان» استفاده کرد. موسیقی و آواز در این فیلم قرار نبود فقط حس نوستالژی ایجاد کنند؛ قرار بود بخشی از هویت ایرانی جهان فیلم باشند.
«دلشدگان» تنها تجربه سینمایی شاخص شجریان است، اما اهمیت این تجربه به تعداد فیلمهایی که او در آنها حضور داشته وابسته نیست. گاهی یک صدا میتواند بیشتر از یک چهره در حافظه تصویری یک نسل باقی بماند.
شجریان هیچوقت بازیگر سینما نشد، اما یکبار، صدایش نقش اول یک فیلم شد.