به گزارش فیلمزی، رامبد جوان از سانسورهایی صحبت میکند که سالها در جریان ساخت برنامههای مختلف از جمله «خندوانه» در تلویزیون با آن مواجه بوده است.
بیتردید نمیتوان به نگاه جزمی و ممیزی گونه سیستم سانسور در صدا و سیما شک کرد و رامبد جوان پیشتر هم از ممیزی انتقاد کرده بود. اما چرا با وجود آگاهی از این محدودیتها، سالها به این همکاری ادامه داد؟ و یا در این موردِ مشخص چه نقشی در اجرای سانسور داشته است؟
رامبد جوان این روزها با روایت نمونههای عجیب سانسور در بخش بازرگانی تلویزیون دوباره خبرساز شده است. اما در کنار انتقاد او از صداوسیما، پرسش دیگری هم مطرح است: برنامهسازی که سالها در همین ساختار فعالیت میکرد و حتی در مواردی خود برای حذف محتوا پیشقدم شده بود، چه سهمی در آنچه امروز از آن انتقاد میکند، داشته است؟
جوان از محدودیتهایی میگوید که گاهی حتی یک گفتوگوی معمولی میان زن و شوهر را نیز غیرقابل پخش میکرد. محدودیتهایی که به روایت جوان، بر پایه برداشتهای احتمالی ناظران از سادهترین موقعیتها اعمال میشدند.
این روایتها بار دیگر بحث قدیمی سانسور در تلویزیون را مطرح کرد. اما شاید مهمترین بخش ماجرا، نه صحبتهای امروز رامبد جوان، بلکه مرور رفتار او در سالهایی باشد که هنوز یکی از چهرههای اصلی صداوسیما بود.
برای بررسی این تناقض، نیازی نیست چندان به عقب برگردیم. در تیرماه ۱۴۰۱، در یکی از قسمتهای «خندوانه»، کامران تفتی هنگام اجرای مسابقه اسموفامیل، نام وریا غفوری را نوشت. نامی که در نسخه پخششده برنامه تغییر کرد. پس از واکنش مخاطبان، رامبد جوان در ویدئویی توضیح داد که حذف این نام برای جلوگیری از ایجاد مشکل در پخش کل قسمت انجام شده است. او در واقع تأیید کرد که سازندگان برنامه، پیش از مداخله احتمالی ناظران، خودشان اقدام به حذف کرده بودند.
این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که تفاوت میان سانسور تحمیلی و خودسانسوری را آشکار میکند. برنامهسازی که از چارچوبهای ممیزی آگاه است، گاهی تصمیم میگیرد پیش از آنکه ناظر پخش وارد عمل شود، خودش بخشهایی از برنامه را حذف کند.
البته چنین تصمیمی میتواند با هدف جلوگیری از توقف پخش یا حفظ زحمات عوامل تولید اتخاذ شود که شاید قابل چشمپوشی باشد، اما این توضیح، پرسش درباره مسئولیت حرفهای سازنده را از بین نمیبرد.
جوان در آذر ۱۴۰۴ نیز در گفتوگویی درباره همین ماجرا توضیح داد که حاضر نبود پخش فینال مسابقه و کار گروه تولید را به خاطر باقیماندن یک نام به خطر بیندازد.
چرا همان زمان از تلویزیون نرفتی؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که سابقه همکاری طولانی رامبد جوان با صداوسیما را مرور کنیم. «خندوانه» طی هشت فصل به یکی از برنامههای شناختهشده تلویزیون تبدیل شد و جوان در تمام این سالها در جایگاه طراح، کارگردان و مجری آن فعالیت داشت.
با اینحال، برخلاف تصوری که ممکن است از بازنشر صحبتهای اخیر ایجاد شود، انتقادهای او از سانسور موضوع تازهای نیست. جوان در مرداد ۱۴۰۱ نیز در گفتوگویی هشدار داده بود که سختگیریهای تازه درباره کمدی، موسیقی و موضوعات برنامه، ادامه تولید «خندوانه» را دشوار کرده است.
او حتی گفته بود در صورت ادامه این وضعیت، ممکن است نساختن برنامه تصمیم مناسبتری باشد.
وقتی خروج از تلویزیون به یک انتخاب تبدیل شد
پس از پایان «خندوانه» در تابستان ۱۴۰۱، رامبد جوان دیگر برنامهای مشابه آن برای تلویزیون نساخت. او بعدها اعلام کرد که پیشنهاد بازگشت داشته، اما آن را نپذیرفته است. همچنین درباره «کارناوال» توضیح داد که صداوسیما پیشنهاد تولید این برنامه را داده بود، اما محدودیتهای ممیزی اجازه ساخت شکل موردنظرش را نمیداد.
نقد تلویزیون، بدون نادیدهگرفتن مسئولیت برنامهسازان!
شاید مهمترین پرسشی که امروز میتوان از رامبد جوان پرسید همین باشد، وقتی از سالها قبل با این محدودیتها مواجه بوده، چه موضوعی باعث میشد به همکاری خود ادامه دهد؟
پاسخ به این پرسش تصویر کاملتری از تجربه رامبد جوان و سازوکار ممیزی در تلویزیون ارائه میهد، تصویری که در آن نه روایت یک برنامهساز بهتنهایی کافی است و نه مسئولیت ساختاری صداوسیما از نظر دور میماند.