به گزارش فیلمزی، کریستوفر نولان قرار است یکی از بزرگ‌ترین افسانه‌های تاریخ را به شیوه خودش روایت کند، اما او اولین فیلمسازی نیست که به سراغ سفر پرماجرای اولیس رفته است.

پیش از این، سینما بارها دنیای «اودیسه» هومر از زاویه‌های مختلف به تصویر کشیده است.

با نزدیک شدن به اکران «اودیسه» کریستوفر نولان، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های تاریخ دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است.

اما پیش از اینکه نولان برداشت تازه خود از سفر افسانه‌ای اولیس را به مخاطبان نشان دهد، سینما بارها این داستان ماندگار را روایت کرده است.

از نسخه‌های باشکوه کلاسیک تا برداشت‌های متفاوت و انسانی‌تر، این چهار فیلم مهم‌ترین سفرهای اولیس روی پرده سینما هستند که ارزش دیدن دارند.

 چهار فیلم که پیشنهاد می‌شود، پیش از تماشای «اودیسه» نولان دید

۱. «اولیس» (Ulysses)

  • کارگردان: ماریو کامرینی
  • بازیگران: کرک داگلاس، سیلوانا مانگانو، آنتونی کوئین، روسانا پودستا
  • سال پخش: ۱۹۵۴
  • خلاصه داستان: اولیس پس از سال‌ها سرگردانی در جزیره‌ای از خواب بیدار می‌شود و تلاش می‌کند گذشته و هویت خود را به یاد بیاورد. داستان در قالب بازگشت به گذشته، ماجراهای او در مسیر بازگشت از جنگ تروا به ایتاکا، رویارویی‌اش با سیکلوپ، سیرسه و دیگر موانع، و در نهایت بازگشت به خانه و رویارویی با خواستگارانی که در غیاب او قصد ازدواج با پنه‌لوپه را دارند روایت می‌شود.

سال‌ها پیش، هالیوود در سینمای صامت تلاش کرد این داستان را به روی پرده ببرد سال‌ها بعد هالیوود مجدداً این تلاش را تکرار کرد و اولیس  ساخته ماریو کامرینی در سال ۱۹۵۴ است؛ محصول مشترک ایتالیا و آمریکا با بازی کرک داگلاس در نقش اولیس و آنتونی کوئین در نقش آنتینوس.

فیلم با تهیه‌کنندگی دینو د لائورنتیس و کارلو پونتی ساخته شد و بخشی از جذابیتش به همان سینمای پرزرق‌وبرق و ماجراجویانه دهه ۵۰ بازمی‌گردد. سینمایی که علاقه داشت اسطوره‌ها را به نمایش‌های عظیم، ستاره‌های بزرگ و صحنه‌های پرتحرک تبدیل کند.

روایت فیلم، داستان بازگشت اولیس به ایتاکا را در کنار خاطرات سفرهایش دنبال می‌کند و بسیاری از مشهورترین بخش‌های حماسه هومر حذف شده و فشرده در سه چهار اتفاق مهم داستان مثل رویارویی با سایکلاپس، گیرافتادن در جزیره سرسی و خواستگاران پنه‌لوپه محدود شده است. البته همین فشرده‌سازی بزرگ‌ترین ضعف فیلم هم هست. اودیسه هومر پر از جزئیات، شخصیت‌ها و لایه‌های روان‌شناختی است، اما فیلم ۱۹۵۴ ناچار است بخش زیادی از آنها را کنار بگذارد.

کرک داگلاس اولیس را بیشتر به شکل یک قهرمان کلاسیک و شکست‌ناپذیر بازی می‌کند. مردی که باید از هیولاها، جادوگران و خطرهای مختلف عبور کند تا به خانه برسد.

۲.   «اودیسه»، (The Odyssey)

  • کارگردان: آندری کونچالوفسکی
  • بازیگران: آرماند آسانته، گرتا اسکاکی، ایزابلا روسلینی، برنادت پیترز، اریک رابرتس
  • سال پخش: ۱۹۹۷
  • خلاصه داستان: اولیس پس از پایان جنگ تروا راهی خانه می‌شود، اما سفری که قرار بود کوتاه باشد ده سال طول می‌کشد. در این مسیر با سیکلوپ، سیرسه، سیرن‌ها و موجودات و موانع افسانه‌ای روبه‌رو می‌شود، در حالی که پنه‌لوپه در ایتاکا منتظر بازگشت اوست و گروهی از خواستگاران برای تصاحب همسر و پادشاهی او فشار می‌آورند.

اگر نسخه ۱۹۵۴ نماینده سینمای کلاسیک باشد، اودیسه ساخته آندری کونچالوفسکی یکی از جاه‌طلبانه‌ترین تلاش‌های تلویزیون دهه ۹۰ برای بازسازی جهان هومر است. این مینی‌سریال با بازی آرماند آسانته در نقش اولیس، در دو قسمت و با مدت زمانی نزدیک به سه ساعت ساخته شد و برای یک تولید تلویزیونی، پروژه‌ای بسیار بزرگ به حساب می‌آمد. در این نسخه، برخلاف فیلم ۱۹۵۴، فرصت بیشتری برای پرداختن به ماجراهای مختلف وجود دارد: از جنگ تروا و بازگشت اولیس گرفته تا سیکلوپ، سیرن‌ها، سرسی و دیگر موانعی که قهرمان هومر در مسیر خانه با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. اما مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که سریال می‌خواهد بیش از حد به گستردگی حماسه وفادار بماند. داستان‌های متعدد و شخصیت‌های فراوان، همیشه فرصت کافی برای نفس کشیدن ندارند و در بخش‌هایی ریتم افت می‌کند. بعضی از ماجراها بیشتر شبیه ایستگاه‌هایی در مسیر سفر هستند تا بخش‌هایی از یک روایت کاملاً یکپارچه.

یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده سریال، جلوه‌های ویژه آن بود، جلوه‌هایی که برای استانداردهای تلویزیونی آن زمان جاه‌طلبانه محسوب می‌شدند و سریال توانست برای آن جایزه امی دریافت کند. آرماند آسانته نیز برای بازی در نقش اولیس مورد توجه قرار گرفت.

 ۳. «ای برادر تو کجایی؟»، (O Brother, Where Art Thou?)

  • کارگردان: جوئل کوئن، ایتن کوئن
  • بازیگران: جرج کلونی، جان تورتورو، تیم بلیک نلسون، جان گودمن، هالی هانتر
  • سال پخش: ۲۰۰۰
  • خلاصه داستان: یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده سریال، جلوه‌های ویژه آن بود، جلوه‌هایی که برای استانداردهای تلویزیونی آن زمان جاه‌طلبانه محسوب می‌شدند و سریال توانست برای آن جایزه امی دریافت کند. آرماند آسانته نیز برای بازی در نقش اولیس مورد توجه قرار گرفت.

 در دوران رکود بزرگ آمریکا، سه زندانی فراری در جست‌وجوی گنجی پنهان سفری عجیب را در جنوب آمریکا آغاز می‌کنند و در مسیر با شخصیت‌ها و اتفاقات عجیبی روبه‌رو می‌شوند.

اما اگر قرار باشد از میان تمام اقتباس‌های «اودیسه» تنها یک فیلم را به‌عنوان خلاقانه‌ترین بازآفرینی انتخاب کنیم، احتمالاً انتخاب چیزی جز (O Brother, Where Art Thou?)  ساخته جوئل و ایتن کوئن نخواهد بود.

کوئن‌ها به جای یونان باستان، ما را به جنوب آمریکا در دهه ۱۹۳۰ و دوران رکود بزرگ اقتصادی می‌برند. اولیس اینجا تبدیل به اورت مک‌گیل با بازی جورج کلونی شده؛ یک زندانی فراری که همراه دو هم‌بندی‌اش در جست‌وجوی آزادی و رسیدن به خانه است.

در واقع فیلم هیچ تلاشی نمی‌کند که شبیه یک اقتباس سنتی از اودیسه باشد. همین نکته دلیل اصلی ماندگاری فیلم است. حتی اگر تماشاگر داستان هومر را نداند، فیلم به‌عنوان یک کمدی ماجراجویانه آمریکایی کاملاً مستقل عمل می‌کند. اما اگر اودیسه را بشناسید، تقریباً در هر گوشه فیلم می‌توانید ردپایی از آن پیدا کنید. هرچیزی که در اودیسه هومر یک عنصر اسطوره‌ای است، در جهان کوئن‌ها شکلی آمریکایی پیدا می‌کند. سیکلوپ تبدیل به مردی یک‌چشم می‌شود، سیرن‌ها به سه زن آوازخوان کنار رودخانه بدل می‌شوند و وسوسه‌ها و موانعی که اولیس با آنها روبه‌رو می‌شود، این بار در دل فرهنگ، سیاست و موسیقی جنوب آمریکا شکل می‌گیرند. کسانی که داستان هومر را خواننده باشند این فیلم به مانند یک پازل برای آن‌ها عمل می‌کند و گذاشتن هر قطعه از آن سبب کشف ارتباط این فیلم با داستان هومر شده و لذت تماشای این فیلم را دوچندان می‌کند.

فیلم در جشنواره کن مورد توجه قرار گرفت و در اسکار نیز در بخش‌های بهترین فیلمنامه اقتباسی و صداگذاری نامزد شد. 

۴. «بازگشت» The Return ، ۲۰۲۴

  • کارگردان: اوبرتو پازولینی
  • بازیگران: رالف فاینز، ژولیت بینوش، چارلی پلامر، مروان کنزاری
  • سال پخش: ۲۰۲۴
  • خلاصه داستان: اولیس پس از بیست سال دوری و جنگ تروا به ایتاکا بازمی‌گردد، اما با سرزمینی تغییرکرده، همسری که زیر فشار خواستگاران قرار گرفته و پسری که در خطر است مواجه می‌شود و باید برای بازپس‌گیری خانواده و زندگی گذشته‌اش تلاش کند.

در انتها به بازگشت ساخته اوبرتو پازولینی می‌رسیم، فیلمی با بازی رالف فاینز و ژولیت بینوش که یکی از انسانی‌ترین برداشت‌ها از اودیسه را ارائه می‌دهد.

این بار تقریبا تمام تمرکز فیلم روی اولیس در ایتاکا است. پازولینی بخش بزرگی از عناصر فانتزی و اسطوره‌ای داستان را کنار می‌گذارد. خبری از ماجراجویی‌های عظیم، هیولاهای متعدد و نمایش پررنگ خدایان نیست. آنچه باقی می‌ماند، مردی است که از جنگ برگشته و باید بفهمد آیا هنوز می‌تواند به زندگی‌ای که زمانی می‌شناخت بازگردد یا نه.

رالف فاینز نیز اولیس را نه به‌عنوان یک ابرقهرمان اسطوره‌ای، بلکه به‌عنوان انسانی فرسوده و آسیب‌دیده بازی می‌کند. فیلمی به شدت زمینی که از تمام المان‌های اسطوره‌ایی زدوده شده است. صحنه ورود اولیس و آخرین دیدار با سگش آرگوس یکی از تلخ‌ترین و بیادماندنی‌ترین لحظات فیلم را رقم زده است. 

با توجه به شایعه‌های پخش شده؛ فیلم نولان تا نوامبر حدود آذرماه امسال پخش آنلاین نخواهد داشت و اگر دوست دارید به دنیای هومر نگاهی بیندازید و با آن آشنا شوید، دیدن هر کدام از فیلم‌های بالا را به شما توصیه می‌کنیم. آیا این فیلم‌ها را دیدید؟ نظر شما چیست؟ آن را با ما در کامنت‌ها به اشتراک بگذارید.

نویسنده: هاشم جهرمی