به گزارش فیلمزی، لیلا حاتمی زمانی که خیلی کودک بود برای اولین بار در سال ۱۳۵۶ با مجموعه تلویزیونی «طلاق» ساخته مسعود اسدالهی جلوی دوربین رفت و سینما را شناخت.
او برای دومین بار در سال ۱۳۶۲ جلوی دوربین رفت و با بازی در فیلم سینمایی «کمالالملک» بهکارگردانی علی حاتمی، وارد سینما شد. او در این فیلم نقش کودکی کمالالملک، نقاش برجسته ایرانی را بازی کرد و بازی در کنار بازیگرانی چون جمشید مشایخی، علی نصیریان، داوود رشیدی، محمدعلی کشاورز و عزتالله انتظامی را تجربه کرد.
از نه به افخمی تا دریافت عنوانِ بهترین بازیگری در «لیلا» مهرجویی
لیلا حاتمی بخش مهمی از توانایی خود را نه در دیالوگ گفتن، بلکه در لحظههایی شکل داد که اغلب سکوت کرد و توانست در طول نزدیک به سه دهه فعالیت، به تدریج سبک شخصی خود را پیدا کند تا جائیکه پیچیدهترین موقعیتهای عاطفی و روانی را روی پرده به نمایش گذاشت.
او در سال ۱۳۷۰ در فیلم «دلشدگان» نقش یک شاهزاده تُرک نابینا را مقابل امین تاریخ در نقش طاهر بازی کرد. او بنا داشت در فیلم «تختی» بازی کند اما علی حاتمی درگذشت. و زمانی که بهروز افخمی ساختِ فیلم نیمهکاره حاتمی را دست گرفت، از لیلا خواست که بهعنوان بازیگر اصلی بازی کند، اما یک شب مانده به آغاز فیلمبرداری، حاتمی از بازی در این فیلم انصراف داد و در نهایت بهروز افخمی با تغییر جنسیت کاراکتر اصلی فریبرز عربنیا را جایگزین لیلا حاتمی کرد!
انصراف حاتمی از بازی در فیلم «تختی» اتفاقهای خوبی را در حرفه سینما برای او رقم زد. لیلا در سال ۱۳۷۵ در فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی بازی کرد.
او در این فیلم نقش یک زن نازا به نام لیلا را ایفا کرد که پس از بینتیجه ماندن درمانهای مختلف، به درخواست مادر شوهرش با بازی زندهیاد جمیله شیخی برای پسرش زن دوم میگیرد تا نسلشان ادامه یابد.
لیلا حاتمی در این فیلم برای نخستین بار است که در یک نقش اصلی ظاهر شد که برای آن، دو ماه تمرین کرد و ساعتها با علی مصفا حرف میزد و مکالمات ضبط شدهشان را برای مهرجویی میفرستادند.
سرانجام فیلم «لیلا» در پانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و حاتمی برای بازی در آن، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد.
اما آنچه کارنامه او را قابل توجه میکند، تعداد فیلمها یا جوایز نیست. بلکه نوع مواجهه او با شخصیتهایی است که در ظاهر، آدمهایی آرام و کمحرفاند اما در درون، با بحرانهای جدی دستوپنجه نرم میکنند.
بازیگری بر پایه جزئیات
یکی از مهمترین ویژگیهای بازی لیلا حاتمی، پرهیز از نمایش مستقیم احساسات است. او معمولا به جای اینکه خشم، ترس، اندوه یا اضطراب را به شکل آشکار اجرا کند، اجازه میدهد این احساسات از جزئیات کوچک بیرون بیایند، از مکث در یک جمله، تغییر نگاه، حرکت دست، نحوه نشستن یا حتی لحظهای که شخصیت تصمیم میگیرد چیزی را نگوید.
همین ویژگی باعث شده بازی او در بسیاری از فیلمها بیش از اینکه «بازیشده» به نظر برسد، شبیه مشاهده یک انسان واقعی باشد. حاتمی تلاش نمیکند احساس شخصیت را به تماشاگر توضیح دهد بلکه شرایطی ایجاد میکند که مخاطب خودش آن احساس را کشف کند.
در نتیجه در این شیوه بازی، سکوت اهمیت زیادی پیدا میکند. سکوت برای حاتمی خلا نیست؛ بخشی از دیالوگ شخصیت است. گاهی یک نگاه یا مکث کوتاه در بازی او، اطلاعات بیشتری از یک گفتوگوی طولانی درباره شخصیت به تماشاگر میدهد.
حاتمی در سال ۱۳۷۷ در فیلم «شیدا» ساخته کمال تبریزی نقش یک پرستار جوان و معصوم را ایفا کرد که در دوران جنگ ایران و عراق، عاشق یک رزمنده نابینا میشود.
او یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۷۸ در مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی» بهکارگردانی سید ضیاءالدین دری با علی مصفا، محمدرضا شریفینیا و رضا کیانیان همبازی شد. سریالی که هنگام پخش در سال ۱۳۷۹ با استقبال بسیاری مواجه شد و حاتمی برای نخستینبار حضور حرفهای در تلویزیون را تجربه کرد.
او در این سریال نقش دختری از طبقه بالا و خانوادهای با نفوذ در دوره پهلوی را بازی کرده است که با حمایت از سیاستمداری جوان و تحصیلکرده، باعث میشود او به مجلس راه پیدا کند. او در سال ۱۳۸۰ برای بازی در «کیف انگلیسی» برنده جایزه بهترین بازیگر زن فیلم و سریال از مسابقه مردمی سومین جشنواره سیما شد.
در ادامه فعالیتهای حرفهای خود در سال ۱۳۷۹ در فیلمهای «آب و آتش» از فریدون جیرانی بازی کرد. این فیلم نخستین فیلم پس از انقلاب بود که نقش اصلی آن را زنی بدنام برعهده داشت و به همین خاطر واکنشهای بسیاری را برانگیخت.
حاتمی در سال ۱۳۸۰ برای بازی در این فیلم برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن از پنجمین جشن سینمای ایران شد.
فصل شیرینِ جدایی نادر از سیمین
لیلا حاتمی در دهه ۸۰ فیلمهای زیادی بازی کرد اما شاخصترین آن بازی در فیلم «ارتفاع پست» ساخته ابراهیم حاتمیکیا بود و در ادامه با کارگردانهایی چون مرضیه برومند در «مربای شیرین»، «علیرضا رئیسیان» در «ایستگاه متروک»، علی مصفا در «سیمای زنی در دور دست»، مسعود کیمیایی در «حکم»، محمد احمدی در «شاعر زبالهها»، رسول درعاملی در «هر شب تنهایی»، حمید نعمتالله «بیپولی»، مانی حقیقی «کنعان»، عباس کیارستمی «شیرین» را بازی کرد.
اما بازی او در فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی فصل شیرینی در بازیگری او به ارمغان آورد.
حاتمی در این فیلم نقش معلمی را بازی میکرد که برای جستجوی زندگی بهتر دنبال طلاق از همسرش بود. زیرا زندگی بهتری برای دخترش میخواست. اما نادر با او مخالف بودو قصد دارد در ایران بماند زیرا نگران حال پدر بیمار است که به مراقبت نیاز دارد.
این فیلم در شصت و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین به نمایش درآمد و جایزه خرس طلایی بهترین فیلم را دریافت کرد و حاتمی نیز به صورت مشترک با ساره بیات و سارینا فرهادی برنده خرس نقرهای برای بهترین بازیگر زن از این جشنواره شد.
بازی حاتمی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» در کنار موفقیتهای جهانی این فیلم، او را در عرصه سینمای جهان، بیشتر شناساند و شهرت بینالمللی را برای او به ارمغان آورد.
اما مهمترین دستاورد این برای سینمای ایران دریافت اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان در سال ۲۰۱۲ بود.
لیلا حاتمی در «جدایی نادر از سیمین» موفق شد شخصیتی را بازی کند که نه میتوان او را صرفا قربانی دانست و نه مقصر. او سیمین را انسانی با خواستهها و تناقضهای خودش میسازد. یکی از دلایل ماندگاری این بازی نیز همین است. حاتمی قضاوت را به جای شخصیت، به تماشاگر واگذار میکند.
توانایی در بازی کردن «درون»
بخش قابل توجهی از شخصیتهایی که حاتمی بازی کرده، در ظاهر آراماند اما در درون، زندگی پرتنشی دارند. اینجا همان جایی است که توانایی بازیگری او بیشتر خودش را نشان میدهد.
حاتمی بهندرت برای نشان دادن بحران به رفتارهای پرتحرک یا فورانهای احساسی متوسل میشود. حتی زمانی که شخصیت در موقعیتی بحرانی قرار دارد، بدن او اغلب کنترلشده باقی میماند. همین کنترل، گاهی باعث میشود کوچکترین تغییر در صورت یا صدا اهمیت پیدا کند.
در واقع، یکی از ویژگیهای بازی حاتمی را میتوان «اقتصاد در بازی» دانست؛ اینکه بازیگر بداند کجا باید احساس را نشان دهد و مهمتر از آن، کجا باید از نشان دادن آن خودداری کند.
این ویژگی البته به معنای بازی یکنواخت نیست. حاتمی در طول کارنامهاش شخصیتهای متفاوتی را تجربه کرده و نشان داده که میتواند میان زنانگی، آسیبپذیری، استقلال، خشم، سردی و شوخطبعی حرکت کند، بدون اینکه شخصیتهایش شبیه یکدیگر شوند.
بازیگری که به دوربین اعتماد میکند
یکی دیگر از ویژگیهای بازی لیلا حاتمی، رابطه او با دوربین است. دوربین در بازی او شاهدی است که قرار نیست دائما تحت تأثیر قرار بگیرد. حاتمی برای گرفتن واکنش از تماشاگر، احساسات را بزرگ نمیکند.
این مسئله بهخصوص در نماهای نزدیک اهمیت پیدا میکند، جایی که کوچکترین تغییر در چشمها، صورت یا تنفس بازیگر دیده میشود. حاتمی از این ظرفیت استفاده میکند و اجازه میدهد دوربین به جای او، بخشی از احساس را به تماشاگر منتقل کند.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از شخصیتهای او بعد از پایان فیلم همچنان در ذهن میمانند. آنها لزوما شخصیتهایی نیستند که همه چیزشان برای مخاطب توضیح داده شده باشد، بخشی از آنها در سکوت باقی میماند و همین بخش نادیده، شخصیت را واقعیتر میکند.
یکی مهمترین مصادیق این تحلیل بازی او در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» ساخته صفی یزدانیان، «پله آخر» علی مصفا و آخرین فیلمِ اکران شده او «پیر پسر» اکتای براهمنی است.
او فیلم توقیف شده «قاتل و وحشی» ساخته حمید نعمتالله را در کارنامه خود دارد و فیلم «بُت» از همین کارگردان را در اکران دارد.