به گزارش فیلمزی، سینمای ایران برای نود و نهمین دوره آکادمی اسکار، فیلمِ «سرزمین فرشتهها»، را معرفی کرد. فیلمی با محوریت جنگ غزه که انتخابش از همین حالا بحث درباره معیارهای کمیته انتخاب و میزان سیاسی بودن این تصمیم را دوباره زنده کرده است.
«سرزمین فرشتهها» در حالی از سوی کمیته انتخاب فیلم سینمای ایران معرفی شده که مهرداد اسکویی نیز مستند «روباه و ماه صورتی» را بهعنوان اثری ایرانی وارد رقابت اسکار کرده است.
اتفاقی که با توجه به حاشیههای سال گذشته کمیته انتخاب و تغییرات برخی مقررات آکادمی، بار دیگر بحث حضور بیش از یک اثر ایرانی در مسیر اسکار را مطرح کرده است.
رسانه فیلمزی درباره این انتخاب با کیوان کثیریان منتقد سینما گفتگویی انجام داده است. او معتقد است که مسئله اصلی نه رقابت میان چند فیلم، بلکه کمبود گزینههای جدی در سینمای امروز ایران است.
او گفت: دست سینمای ایران برای معرفی فیلم به اسکار بسیار خالی است. بنابراین اساسا نمیتوان گفت فیلم خوب دیگری وجود داشت که شایستهتر باشد. فیلمی نداریم که بتواند در عرصه بینالمللی حرف جدی برای گفتن داشته باشد.
به اعتقاد کثیریان، صرف معرفی یک فیلم از سوی کمیته انتخاب، معنایی درباره شانس واقعی آن در اسکار ندارد: هر فیلمی که معرفی شود الزاما شانسی برای جلب نظر اعضای آکادمی ندارد. اسکار با پیام و نیت پشت یک انتخاب کاری ندارد؛ فیلم باید در درجه اول اثر قابلاعتنایی باشد.
او انتخاب «سرزمین فرشتهها» را با توجه به موضوع فیلم، واجد سویه سیاسی میداند و میگوید تناقضی در رفتار مدیران فرهنگی وجود دارد: از جشنوارههای خارجی انتظار دارند با آثار ایرانی سیاسی برخورد نکنند، اما خودشان در انتخاب فیلم برای رویدادهایی مانند اسکار، ملاحظات سیاسی را وارد تصمیمگیری میکنند.
کثیریان گفت: با توجه به اینکه موضوع فیلم درباره جنگ غزه است، به نظر میرسد با یک انتخاب سیاسی روبهرو باشیم. این نگاه هم مختص یک دولت نبوده و در دورههای مختلف ادامه پیدا کرده است؛ انگار قرار است از مسیر انتخاب یک فیلم، پیامی سیاسی فرستاده شود.
او ادامه داد: اما سازوکار اسکار اینطور کار نمیکند. اگر فیلم خوب نباشد، کسی به این پیامها توجهی نمیکند. اعضای آکادمی قرار نیست نیت سیاسی پشت انتخاب یک کشور را داوری کنند.
این منتقد سینما تأکید کرد که پرداختن به فلسطین و جنگ غزه به خودی خود مانعی برای دیدهشدن یک فیلم در جهان نیست. او برای نمونه به «روحت را بر دستت بگذار و راه برو» ساخته سپیده فارسی اشاره کرد؛ فیلمی درباره غزه که در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
از نگاه کثیریان، مسئله اصلی نحوه مواجهه با چنین سوژههایی است: در بسیاری از جشنوارههای خارجی، موضوع فلسطین و غزه بدون این حجم از برچسبگذاری قابل بحث است. اما در داخل، تصمیمگیران فرهنگی گاهی برخوردی تبلیغاتی و ایدئولوژیک با موضوع دارند و آن را به شکلی مصادره میکنند که حتی گفتوگوی واقعی درباره آن دشوار میشود.
او اضافه کرد: در خارج از ایران، راحتتر میتوان درباره این موضوع حرف زد و دیدگاههای مختلف را کنار هم قرار داد، بدون اینکه هر موضعی بلافاصله به یک برچسب سیاسی تبدیل شود.
«سرزمین فرشتهها» پیش از معرفی به اسکار، در جشنوارههایی از جمله سلیمانیه و کازان حضور داشته و در بخشهایی مانند موسیقی، بازیگری و فیلمبرداری جوایزی دریافت کرده است.
با این حال کثیریان سابقه قبلی بابک خواجهپاشا در مسیر اسکار را هم یادآوری میکند. در آغوش درخت»، فیلم قبلی این کارگردان، پیشتر بهعنوان نماینده ایران معرفی شده بود اما به مراحل نهایی راه پیدا نکرد.
کثیریان درباره آن فیلم گفت: در آغوش درخت را دیده بودم؛ فیلمی ضعیف و عقبتر از زمانه بود و معرفیاش هم در نهایت اتفاق خاصی برای سینمای ایران رقم نزد.
او در ادامه بحث را از یک فیلم و یک انتخاب فراتر برد و وضعیت کلی سینمای ایران را هدف قرار داد: واقعیت این است که در شرایط فعلی اساسا انتظار ندارم فیلم خوبی برای چنین رقابتی وجود داشته باشد. در سینمایی که از جامعه خودش فاصله گرفته، نمیتوان دنبال اثر مهم و بهروز گشت.
کثیریان معتقد است مهمترین بحران سینمای ایران، فاصله گرفتن تصویر روی پرده از جامعه واقعی است؛ بحرانی که از نگاه او مستقیما بر کیفیت آثار اثر گذاشته است.
او در پایان گفت: سینمای خوب زمانی معنا پیدا میکند که تصویری درست و زنده از جامعه خودش ارائه دهد. امروز در بخش قابلتوجهی از سینمای ایران چنین تصویری وجود ندارد. وقتی جامعه واقعی در فیلمها غایب است، پیدا کردن فیلمی که بتواند در سطح بینالمللی جدی گرفته شود هم کار سادهای نیست.