مهرداد اسکویی در مسیر اسکار: میخواهم با روباه و ماه صورتی نام ایران شنیده شود
مستند روباه و ماه صورتی ساخته مهرداد اسکویی و ثریا اخلاقی، پس از موفقیت در جشنواره ایدفا، وارد رقابت نفسگیر اسکار شد.
به گزارش فیلمزی، «روباه و ماه صورتی» حاصل همکاری مهرداد اسکویی و ثریا اخلاقی، هنرمند افغان متولد و بزرگشده در تهران است. فیلمی که پژوهش آن از سال ۲۰۱۸ آغاز شد، در سال ۲۰۲۵ به پایان رسید و پس از حضور در «ایدفا»، مهمترین جشنواره سینمای مستند جهان، جایزه بهترین فیلم این جشنواره را به دست آورد.
پخش از رسانه
مهرداد اسکویی مستندساز و یکی از کارگردانهای فیلم «روباه و ماه صورتی» با حضور در استودیو فیلمزی درباره ساخت این مستند و مسیری که در حال طی کردن برای رسیدن به اسکار است سخن گفت.
فیلم از آن زمان مسیر گستردهای در جشنوارههای بینالمللی طی کرده و به گفته اسکویی در دهها جشنواره حضور داشته و جوایز متعددی گرفته است. حالا اما مهمترین بخش این سفر آغاز شده: رقابت برای رسیدن به اسکار.
فیلم داستان زندگی ثریا اخلاقی است. که به دلیل نداشتن پاسپورت و هویت رسمی امکان سفر عادی ندارد. او هنرمندی مجسمهساز و نقاش است و میخواهد خود را به مادرش در اتریش برساند. تنها راه پیش روی او عبور غیرقانونی و مرحلهبهمرحله از مرز است.
مسیری که خود مهاجران از آن با تعبیر «گیم زدن» یاد میکنند. فیلم در کنار مهاجرت، درباره مسئلهای بنیادیتر است. تلاش یک انسان برای داشتن هویت، امکان انتخاب و حق دنبالکردن رؤیایی که در شرایط عادی باید بدیهی باشد.
اما داستان «روباه و ماه صورتی» با پایان فیلم تمام نشده است. اکنون خود فیلم نیز وارد سفری دشوار شده، سفری که اسکویی آن را نه یک حضور ساده در اسکار، بلکه یک «رالی» واقعی توصیف میکند.
رالی اسکارT از حدود ۲۰۰ فیلم تا پنج نامزد
اسکویی میگوید تصورش از دشواری مسیر اسکار بسیار کمتر از چیزی بوده که در عمل تجربه کرده است. فیلم با کسب جایزه در یک جشنواره واجد شرایط، امکان ورود مستقیم به رقابت اسکار را پیدا کرده و توسط تیم اجرایی در آکادمی ثبت شده است. برخلاف بخش بهترین فیلم بینالمللی که معرفی فیلم از سوی کشورها اهمیت دارد، «روباه و ماه صورتی» از مسیر شرایط مربوط به مستند وارد رقابت شده و همین موضوع به سازندگانش اجازه داده است مستقل از انتخاب رسمی کشور حرکت کنند.
به گفته اسکویی، تیم فیلم بیش از شش ماه است که برای این مسیر فعالیت میکند و دو ماه منتهی به رأیگیری از حساسترین مراحل کمپین است. هدف اولیه این است که فیلم به اعضای شاخه مستند آکادمی برسد و تعداد کافی از رأیدهندگان آن را ببینند.
مرحله نخست، قرار گرفتن در میان ۱۵ فیلم فهرست کوتاه است. آن هم در رقابتی که حدود ۲۰۰ مستند میتوانند در آن حضور داشته باشند. پس از آن رقابت تازهای آغاز میشود تا از میان ۱۵ فیلم، پنج نامزد نهایی انتخاب شوند و در نهایت رقابت میان همان پنج فیلم برای کسب اسکار شکل بگیرد.
اسکویی این روند را صریحاً «جنگ» مینامد؛ جنگی که فقط بر سر کیفیت فیلم نیست. پول، شبکه ارتباطی، روابط عمومی، موقعیت جغرافیایی و حضور فیزیکی در آمریکا همگی میتوانند تعیینکننده باشند.
او، ثریا اخلاقی و سیاوش جمالی، تهیهکننده مشترک پروژه، در آمریکا حضور ندارند؛ در حالی که بسیاری از رقبای اصلی فیلم در نیویورک، لسآنجلس یا سانفرانسیسکو مستقرند و میتوانند نمایشهای خصوصی ترتیب دهند، با اعضای آکادمی ارتباط برقرار کنند، روابط عمومی حرفهای استخدام کنند و کمپین خود را به شکل مستمر مدیریت کنند.
در چنین رقابتی، تنها ساختهشدن یک فیلم خوب کافی نیست؛ باید کاری کرد که فیلم «دیده شود».
نبرد یک فیلم مستقل با ماشینهای بزرگ سینمایی
«روباه و ماه صورتی» محصول ایران و فرانسه است، اما به گفته اسکویی، فیلم در مقایسه با برخی رقبایش از پشتوانه مالی بسیار محدودتری برخوردار است. رقیبان میتوانند توسط مجموعههایی مانند نتفلیکس، سونی پیکچرز یا نشنال جئوگرافیک حمایت شوند؛ شرکتهایی که تجربه، بودجه و شبکه لازم برای یک کمپین حرفهای اسکار را دارند.
با این حال تیم فیلم نیز تلاش کرده فاصله را کاهش دهد. تهیهکنندگان اجرایی و گروههای روابط عمومی در شهرهایی چون پاریس، لندن، سانفرانسیسکو، نیویورک و لسآنجلس با پروژه همکاری میکنند. اسکویی میگوید حتی تعدادی از افرادی که تجربه حضور با فیلمهای نامزد اسکار را داشتهاند به کمپین «روباه و ماه صورتی» پیوستهاند، زیرا معتقدند فیلم برای اسکار ۲۰۲۷ شانس جدی دارد.
اما مسئله اصلی همچنان هزینه است. فیلم برای معرفی خود، برگزاری نمایشها، استخدام گروههای رسانهای و رساندن اثر به رأیدهندگان آکادمی نیازمند بودجه است. اسکویی برای توضیح شکاف موجود نمونهای از سینمای اروپا میآورد: به گفته او، هنگام حضور در یک جشنواره شنیده که دولت جمهوری چک حدود ۳۰۰ هزار دلار برای حمایت از کمپین اسکار یکی از فیلمهای کشورش اختصاص داده است. در مقابل، «روباه و ماه صورتی» چنین حمایت دولتی یا سازمانیافتهای در اختیار ندارد.
با این حال اسکویی اصرار دارد فیلم را با نام ایران معرفی کند.
میخواهم نام ایران شنیده شود
این شاید مهمترین بخش حرفهای اسکویی درباره اسکار باشد. از او پرسیده میشود چرا وقتی فیلم محصول مشترک ایران و فرانسه است، مسیری سادهتر یا برخوردار از حمایت بیشتر را انتخاب نکرده و همچنان بر ایران تأکید دارد.
پاسخش روشن است: «من ایرانیام.»
برای اسکویی، حضور در اسکار فقط موفقیت حرفهای یک فیلم یا فیلمساز نیست. او میگوید همه کتابها، عکسها و بخش عمده آثارش درباره ایران است و بهویژه در روزهایی که کشور زیر فشار جنگ، تحریم، مشکلات اقتصادی، پزشکی و زیستمحیطی قرار دارد، برایش مهم است نام ایران از مسیری دیگر در جهان شنیده شود.
او تأکید میکند که «روباه و ماه صورتی» در ایران حمایت مالی مشخصی نداشته، اما در تمام جشنوارهها ایران را بهعنوان کشور اصلی تولیدکننده فیلم معرفی کرده است. برای او یکی از مهمترین وجوه موفقیت فیلم در ایدفا نیز همین بود: فیلمی با تیم تهیهکنندگی ایرانی، بدون اتکا به تهیهکنندگان مشترک بزرگ اروپایی، توانست جایزه اصلی مهمترین جشنواره مستند جهان را به دست آورد.
اسکویی امیدوار است اگر فیلم به فهرست کوتاه اسکار برسد یا در نهایت نامزد شود، این موفقیت بتواند حتی برای لحظهای امیدی میان فیلمسازان و جوانان ایرانی ایجاد کند؛ احساسی شبیه این که «با همه دشواریها، شدنی است».
رقبای جدی؛ اسکار فقط درباره کیفیت فیلم نیست
اسکویی و تیمش از همین حالا برخی رقبای جدی خود را میشناسند. او از چند مستند بینالمللی نام میبرد که به دلیل موضوع، کیفیت، سابقه سازندگان یا قدرت کمپین شانس بالایی دارند؛ آثاری درباره مهاجرت یک دختر سوری، پزشکانی که برای درمان قربانیان جنگ به غزه میروند، فیلمهایی مطرحشده در جشنوارههایی چون ساندنس و ونیز و همچنین فیلم پگاه آهنگرانی که به گفته او از حمایت سونی پیکچرز برخوردار است.
این رقابت نشان میدهد که رسیدن به اسکار فقط داوری میان چند فیلم نیست. هر فیلم پشت خود یک ساختار دارد: تهیهکننده، کمپین، روابط عمومی، نمایش، ارتباط با رأیدهندگان و گاه حمایت مستقیم کشورها یا استودیوهای بزرگ.
برای یک فیلم مستقل ایرانی، همین نقطه دشوارترین بخش بازی است.
با وجود این، اسکویی بارها تأکید میکند که تیمش خود را از پیش بازنده نمیداند. موفقیت فیلم در ایدفا و جشنوارههای متعدد باعث شده نام «روباه و ماه صورتی» در فضای سینمای مستند بینالمللی شناخته شود و همین سرمایه نمادین، مهمترین پشتوانه کمپین فعلی است.
فیلمی که پنج سال با موبایل ساخته شد
اما شاید دلیل اصلی قدرت فیلم به شیوه ساخت آن بازگردد.
ثریا اخلاقی طی پنج سال با یک دوربین کوچک و موبایل از زندگی خودش فیلم گرفت. تقریباً هر روز یا هر هفته فایلها را برای اسکویی میفرستاد. اسکویی و تیم تدوین، بهویژه امیرعلی پرور، همزمان تصاویر را بررسی و تدوین میکردند. بیش از ۴۳۰ جلسه از راه دور میان اسکویی و ثریا برگزار شد؛ جلساتی که در آنها درباره نور، انعکاس، آینه، میزانسن، زاویه دید و حتی نحوه ثبت جزئیترین اتفاقها صحبت میشد.
اما دوربین در نهایت در دست ثریا بود.
همین موضوع باعث شد اسکویی نام او را نه بهعنوان سوژه یا فیلمبردار، بلکه بهعنوان کارگردان مشترک کنار نام خودش قرار دهد. از نگاه او این تصمیم امتیازی نمادین یا لطفی به ثریا نبود. تمام تصاویر توسط او ثبت شده و خلاقیت و استمرار خودش بخش اصلی شکلگیری روایت بوده است.
اسکویی میگوید آن دو برای ساختهشدن فیلم مجبور شدند «خودخواهیهای دو طرف» را کنار بگذارند. نتیجه، اثری است که او آن را محصول واقعی کارگردانی مشترک مهرداد اسکویی و ثریا اخلاقی میداند.
وقتی اخلاق مهمتر از فیلم میشود
رابطه اسکویی با شخصیتهای مستندهایش نیز بخش دیگری از این مسیر است. همانطور که در آثار گذشته گاهی برای حفظ امنیت یا آینده نوجوانان از نمایش برخی تصاویر صرفنظر کرده، در «روباه و ماه صورتی» نیز همه آنچه ثبت شده وارد فیلم نشده است.
ثریا در دورهای از زندگی با فشارهای شدید مواجه بوده و به گفته اسکویی چند بار اقدام به خودکشی کرده است. با این حال آنچه فیلم میخواهد حفظ کند صرفاً تصویر رنج او نیست؛ رؤیایی است که او دنبال میکند: هنرمندبودن، رسیدن به مادرش، داشتن پاسپورت و هویت و زندگی در جایی که بتواند آزادانه هنر خود را ادامه دهد.
امروز ثریا ۲۵ ساله است، نمایشگاه برگزار میکند و آثارش را در اروپا به نمایش میگذارد. اسکویی میگوید ثریا در جشنوارهها بارها گفته سینمای مستند و هنر «زندگیاش را نجات دادهاند».
برای اسکویی، مهمترین نتیجه فیلم نیز شاید همین باشد. ثریا پس از یکی از نمایشهای جشنوارهای به او گفته بود از اینکه توانسته صدای دخترانی شبیه خودش در افغانستان باشد، خوشحال است.
اسکار، مقصد یا بهانه؟
از اینجا مصاحبه از یک کمپین سینمایی فراتر میرود. برای اسکویی، «روباه و ماه صورتی» بخشی از مجموعهای از فیلمها درباره جوانانی است که میخواهند رؤیای خود را زنده نگه دارند. پروژه بعدی او درباره اسماعیل، جوان نابینایی است که رؤیای رسیدن به اورست را دارد. اسکویی میان ثریا، اسماعیل و شخصیتهای دیگر فیلمهایش یک خط مشترک میبیند: انسانهایی که شرایط اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی یا جسمی به آنها میگوید «نمیتوانی»، اما آنها همچنان تلاش میکنند.
از نگاه او یکی از بحرانهای بزرگ امروز ایران این است که رؤیاپردازی برای نوجوانان و جوانان دشوار شده است. فشار اقتصادی، جنگ، تحریم و نگرانی درباره آینده باعث شده حتی تصور یک آینده بهتر سخت شود.
به همین دلیل اسکار برای اسکویی در نهایت بیش از آنکه یک مجسمه طلایی باشد، فرصتی برای زنده نگهداشتن همین احساس است.
در پایان مصاحبه از او خواسته میشود لحظهای را تصور کند که نام «روباه و ماه صورتی» بهعنوان برنده اسکار خوانده شده و او و ثریا روی صحنه رفتهاند. پاسخ کوتاه است: او جایزه را به وطنش و نوجوانان ایران تقدیم خواهد کرد و ثریا احتمالاً آن را به دختران افغانستان و رؤیاهایشان.
حتی احتمال حضور فیزیکی آنها در آمریکا نیز برای اسکویی قطعی نیست؛ او با اشاره به محدودیتهای سیاسی و مهاجرتی میگوید ممکن است خودش، ثریا یا دیگر اعضای تیم نتوانند وارد آمریکا شوند. با این حال میگوید اگر فرصت حضور روی صحنه فراهم شود، از همین حالا میداند درباره چه چیزهایی حرف خواهد زد: ایران، جوانان و حق انسانها برای رؤیا داشتن؛ فارغ از نگاه، سلیقه، رنگ و اعتقادشان.
«اگر نام ایران خوانده شود...»
اسکویی در نهایت اسکار را در امتداد همان مسیری میبیند که خودش از نوجوانی طی کرده است. او از دورهای میگوید که در نوجوانی و در اوج فقر به خودکشی فکر کرده بود؛ اما زنده ماند و بعدها تصمیم گرفت صدای کسانی باشد که صدایشان کمتر شنیده میشود.
برای همین است که اگر «روباه و ماه صورتی» در هر مرحلهای از اسکار پیش برود، ارزش این موفقیت برای او فقط در اعتبار حرفهای آن خلاصه نمیشود. مهم این است که شاید جوانی در ایران نام فیلمی «از ایران» را در میان آثار مطرح جهان بشنود و با خودش بگوید: «شد. توانستیم.»
او زندگی و فرهنگ را به مشعلی تشبیه میکند که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. فیلمسازان پیش از او این مشعل را حمل کردهاند، امروز بخشی از آن به دست او رسیده و فردا باید به ثریا و نسلهای بعدی سپرده شود.
از این زاویه، رقابت اسکار ادامه همان داستانی است که در خود «روباه و ماه صورتی» روایت میشود: جنگیدن برای اینکه مرزها، فقر، بیهویتی، سیاست یا قدرت نتوانند رؤیای یک انسان را متوقف کنند.
برای اسکویی مهمترین وظیفه همین است: اینکه نور رؤیا در دل جوانان خاموش نشود. اگر فیلم بتواند به فهرست کوتاه برسد، نامزد شود یا حتی اسکار را بگیرد، این موفقیت تنها پایان مسیر یک مستند نخواهد بود؛ میتواند نشانهای باشد برای کسانی که هنوز در ابتدای مسیر ایستادهاند و میپرسند آیا در میان همه این موانع میشود ادامه داد یا نه.
پاسخی که از تمام حرفهای اسکویی بیرون میآید روشن است: اسکار مهم است، اما رؤیا از اسکار مهمتر است.