۱۵ سال دوری | مرجان اشرفیزاده با «گوره» در جشنواره فیلم کوتاه تهران
مرجان اشرفیزاده در گفتوگو با فیلمزی از دلایل بازگشتش به سینمای کوتاه پس از ۱۵ سال و چالشهای ساخت فیلم گوره درباره زیست و دغدغههای زنان گفت.
به گزارش فیلمزی، مرجان اشرفیزاده از فیلمسازانی است که زنان و تجربه زیسته آنها جایگاه ویژهای در آثارش دارند.
او در چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران با فیلم کوتاه «گوره»، اثری درباره زندگی، عشق و میل به تداوم، حضور پیدا کرده است.
مرجان اشرفیزاده، کارگردان فیلم کوتاه «گوره»، در گفتوگو با فیلمزی از بازگشت به فیلمسازی کوتاه پس از ۱۵ سال، دشواریهای تولید و اهمیت آزادی هنری گفت. او تأکید کرد که زنان برای رسیدن به خواستههایشان، علاوه بر تلاش برای تغییر شرایط بیرونی، باید به تغییرات درونی خود نیز توجه کنند.
این کارگردان درباره دلایل بازگشت خود به فیلم کوتاه بعد از ۱۵ سال و ساخت فیلم «گوره» صحبت کرد.
او در ابتدا گفت: فیلم کوتاه همیشه برای من دوستداشتنی بوده، هست و خواهد بود. بارها از من پرسیدهاند که آیا فیلم کوتاه را پلهای برای رسیدن به سینمای بلند میدانم یا نه و همیشه گفتهام که چنین نگاهی ندارم. این پاسخ هرگز شعار نبوده است.
به نظرم فیلم کوتاه مدیومی مستقل در بستر نمایش خاصِ خودش است. حتی شاید گونهای از سینما باشد که در آن بیشتر احساس آزادی و خود بودن میکنیم و به هنر نزدیکتریم. مناسبات اقتصادی سینما و مسائل دستوپاگیر اکران و پخش، دستکم به شکل منفی و گستردهای که در سینمای بلند وجود دارد، در فیلم کوتاه کمتر است. به همین دلیل فیلمساز با آزادی عمل بیشتری به سراغ آن میرود.
داستان «گوره» حدود سه یا چهار سال با من بود و دوست داشتم آن را بسازم، اما شرایط فراهم نمیشد. در مقاطعی تلاشهایی کردم که به نتیجه نرسید. مدتی هم به دلایلی ارتباط کاریام با انجمن سینمای جوانان ایران قطع شده بود و حتی بهعنوان داور یا در سمت دیگری با انجمن همکاری نداشتم.
با آمدن بهروز شعیبی، که از دوستان و همکاران خوب من است، دوباره به انجمن برگشتم. همین موضوع مقدمهای شد تا فیلمنامه «گوره» را برای رویداد پیچینگ گیلان ثبت کنم.
واقعیت این است که امید زیادی به تولید فیلم نداشتم. از نزدیک در جریان وضعیت اقتصادی انجمن بودم و میدانستم منابع مالی محدود است و حتی برخی طرحهای تصویبشده هم به مرحله تولید نمیرسند.
در نهایت با من تماس گرفتند و گفتند برای حضور در جلسه پیچینگ به رشت بروم. خوشبختانه دوستان با فضای فیلمنامه ارتباط خوبی برقرار کردند و آنطور که گفتند، «گوره» یکی از گزینههای اصلی برای تولید بود.
با اینحال، نگرانیهای من همچنان وجود داشت. میدانستم حتی اگر حداکثر بودجه ممکن را هم در اختیارم بگذارند، ساخت فیلم با آن مبلغ دشوار خواهد بود و شرایط شخصیام هم اجازه نمیداد که هزینه تولید را خودم تأمین کنم.
اما مسئله مهمتری هم وجود داشت. شرایط روحی و نشدنهای متعددی که طی چند سال گذشته در فضای کاریام تجربه کرده بودم، مرا به نقطهای رساند که احساس کردم باید حرکتی انجام بدهم؛ حتی اگر حرکتی کوچک باشد.
فکر کردم شاید ساخت یک فیلم کوتاه، با توجه به محدودتر بودن ابعاد اقتصادی آن، قدمی شدنیتر از تولید فیلم بلند یا سریال باشد.
برای خودم جالب بود که برداشتن همین قدم کوچک، اتفاقات دیگری را به دنبال آورد و به تجربهای الهامبخش تبدیل شد.
همانطور که در یادداشتم برای فیلم نوشتم:
«به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم»
فیلم «گوره» درباره زندگی، عشق و میل به تداوم است؛ موضوعاتی که از نگاه یک زن روایت میشوند. چرا فکر کردید این داستان در قالب فیلم کوتاه بهتر روایت میشود؟
قطعا میشد این موضوع را با گسترش داستان و موقعیتها در قالب یک فیلم بلند هم روایت کرد، اما احساس میکردم در ذات این قصه نوعی ایجاز وجود دارد.
فکر میکردم هرچه این جهان را موجزتر، پوشیدهتر، بصریتر و کمحرفتر روایت کنم، نتیجه بهتری خواهد داشت.
یکی از موضوعاتی که برایم اهمیت داشت، تفاوت میان زیست طبیعی انسان و حیوان بود. حیوان تا چه اندازه آزادانه و رها میتواند خواستههایش را فریاد بزند و ما هم به آن توجه میکنیم؛ اما انسان خواستههایش را در لایهها و پوششهای مختلف پنهان میکند، تا جایی که گاهی این خواستهها حتی برای خودش و دیگران فراموش میشوند.
احساس میکردم چنین جهانی در قالب فیلم کوتاه بهتر شکل میگیرد؛ قالبی که به نظرم به هنر نزدیکتر است و اساس آن بر ایجاز استوار شده است.
به همین دلیل ابتدا داستان را به شکل یک داستان کوتاه نوشتم و بعد آن را در قالب فیلم کوتاه ساختم.
اگر «گوره» در جشنواره جایزه بگیرد، دوست دارید چه پیامی به زنان و دختران ایرانی بدهید؟
فکر میکنم آنچه میخواستم بگویم، به نوعی در خود فیلم بیان کردهام. اما دوست دارم به خودم و همه زنان و دختران کشورم یادآوری کنم که شرایط بیرون از ما بسیار دشوار است. ممکن است دشوارتر شود یا شاید هم آسانتر؛ نمیدانیم.
با اینحال، در کنار همه تلاشهایی که برای تغییر شرایط بیرونی انجام میدهیم، گاهی لازم است نگاهی هم به درون خودمان داشته باشیم.
شاید چیزهایی در وجود ما باشد که اگر تغییرشان بدهیم، بتوانیم به آزادی بیشتری برسیم، فراتر برویم، رشد کنیم و به خواستههایمان نزدیکتر شویم.
نباید همه مطالباتمان فقط از بیرون باشد. دستکم من درباره خودم اینطور فکر میکنم که گاهی لازم است بعضی مطالبات را از درون خودم داشته باشم.
گاهی تغییر رفتار یا تغییر مسیر خودمان، راههایی را باز میکند که پیش از آن حتی به وجودشان فکر نکرده بودیم.
در حقیقت ما زنان باید برای حقوقمان، از کوچکترین حق تا بزرگترین آن، بجنگیم و تلاش کنیم.
این تلاش باید هم با نگاه به شرایط بیرونی همراه باشد و هم با نگاهی به درون خودمان. این همان چیزی است که دلم میخواست بگویم.