پرش به محتوای اصلی

نقد فیلم‌های جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ۱۴۰۵ | از یخچال تا شیطونی

بهمن عبداللهی منتقد سینما
مطالعه ۷ دقیقه
جشنواره فیلم کوتاه 1405

این مقاله نگاهی به برخی از فیلم‌های نمایش داده شده در چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران از «یخچال»، «شیطونی»،«همو-فیلیا» و «سال‌های بی‌صدا» شده است.

به گزارش فیلمزی،با پایان جشنواره فیلم کوتاه تهران و نزدیک شدن به مراسم اختتامیه چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران برخی از فیلم‌های منتخب هیات‌های مختلف داوری در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.

نوشتن درباره آثار ناگزیر اشاره‌ای به داستان‌ِ فیلم دارد. هشدار اسپویل‌‌

فیلم کوتاه داستانی «یخچال»

  • کارگردان: کیوان رفعت‌جو و محمد نجیمی
  • مدیر فیلمبردار: محمد رسولی
  • بازیگران: صفرعلی کوهی، مرجان قمری، کامران رفعت‌جو، مرتضی تقی‌زاده و عرفان رضوی
  • تهیه‌کننده: حسین نمازی
  • خلاصه داستان: مادر در تکاپوی آماده‌سازی خانه است که خرابی یخچال، درست در حساس‌ترین زمان، نظم امور را مختل می‌کند

در فیلم کوتاه نیاز نیست که حرف‌های بزرگی بیان شود، حتی لازم نیست پیام‌های ساده هم با پیچیدگی گفته شود. مهم این است که مخاطب در زمانی محدود پیام فیلمساز را به درستی دریافت کند. این رویکرد در فیلم کوتاه «یخچال» دیده می‌شود و راز موفقیت اثر هم همین است.

داستان از سوختن موتور یخچال یک خانواده چهار نفره شروع می‌شود و در حالی که پولی برای خرید یخچال جدید ندادند، خبر می‌رسد مهمانانی از خارج برای ناهار به خانه آنها می‌آیند. همین موضوع چالش جدیدی پیش روی آنها قرار می‌دهد و زخم‌های کهنه را باز می‌کند.

موفقیت فیلم از فیلم‌نامه‌ می‌آید، چرا که درست نوشته شده است. خوب شروع می‌شود و در همان ورودی فیلم گره داستان زده می‌شود، هنوز این گره باز نشده، گره دوم یعنی ورود فامیلی که مدتها است ارتباطی با آنها ندارند و قرار است آبروداری کنند پیش کشیده می‌شود و اینجاست که شخصیت‌‌ها همدیگر را به چالش می‌کشند.

برون‌ریزی دردها آنها را به آرامش می‌رساند و در حالی که هنوز گره‌ها باز نشده‌اند پایانی غیرمنتظره مرهمی بر همه رنج‌ها و دردهای کهنه می‌شود.

در یک فیلم کوتاه نباید انتظار یک درام کامل داشت، چرا که قرار نیست در زمانی محدود همه جزئیات روایت به طور دقیق مشخص باشد، اما این موضوع به معنای بی ‌توجهی به عناصر داستان نیست. در واقع می‌توان بخشی از جزئیات را در نظر گرفت و به یک مفهوم گسترده‌تر رسید.

در فیلم کوتاه «یخچال» چهار نفر در یک خانه محقر با هم درگیر می‌شوند و از قِبَل همین چالش مشکلات، گذشته و ایده‌آل‌های آنها بیان می‌شوند.

در این اثر محتواهایی همچون بیکاری، فقر، مهاجرت، ناامیدی و امید وجود دارند، اما فیلم به شعارزدگی نمی‌افتد. بازیگران به خوبی در نقش‌ها فرو رفته‌اند، ریتم تدوین و حتی تصویر به قاعده است.

فیلم کوتاه «همو-فیلیا»

  • نویسنده و کارگردان: کیارش صالحی
  • تهیه‌کننده: بهنام بهزادی
  • بازیگران: سپیده مولوی
  • خلاصه داستان: مردی با یک دست مصنوعی مأمور می‌شود طی چند روز آینده یک مغازهٔ سوپر پروتئینی را تخلیه کند. اما ورود غیرمنتظرهٔ یک دختر و خواسته‌های او، برنامه‌ی منظم و دقیقش را بر هم می‌زند.

فیلم داستانی «همو-فیلیا» در محدوده آثار اقتباسی اثری قابل تامل است، اما رویکردش در وطنی کردن یک رمان خارجی چندان موفق نیست.

یکی از مشکلات اصلی در سینمای فیلم کوتاه، ضعف در فیلم‌نامه‌ آثار است و اقتباس می‌تواند در این وضعیت کمک‌کننده باشد.

کیارش صالحی به عنوان فیلم‌نامه‌نویس تلاش کرده شخصیت‌های کتاب «کلکسیونر» از جان فاولز را در فضایی تازه روایت کند. او با توجه به زمان محدود و بیانی که مستلزم گزیده‌گویی است، تقریباً موفق عمل می‌کند. اطلاعات اضافه را کنار گذاشته و با معیار روایت سه پرده‌ای درام را پیش می‌برد. در واقع ابتدا شخصیت‌ها را معرفی می‌کند، سپس ماجرا را تعریف می‌کند و در نهایت فرجام شخصیت‌ها و داستان را تعیین می‌کند.

با توجه به آنچه اشاره شد، دیالوگ‌ها به وضعیت زیادگویی نیفتاده، اطلاعات به موقع ارائه شده و فرصتی برای پیش‌بينی مخاطب از پایان ماجرا دست نمی‌دهد.

در این گونه از درام‌های جنایی یا روانشناختی تماشاگر قاعدتا نباید از راوی جلوتر باشد، برای همین نویسنده فیلم چند نکته انحرافی در داستان جاسازی می‌کند تا به مخاطب رو دست بزند.

صالحی در این زمینه موفق شده، چون در نهایت تصوری که تماشاگر دارد با آنچه اتفاق می‌افتد متفاوت است. با همه این ارزش‌ها فیلم را یک اقتباس موفق نمی‌توان دانست، به دلیل آنکه در امروزی کردن و خصوصا ایرانیزه کردن داستانِ اثر، کار ویژه‌ای صورت‌بندی نکرده است.

صالحی در جایگاه کارگردان هم در وضعیت حدوسط حرکت کرده، خوشبختانه ‌قاب‌های تصویر مینمال‌اند، از حرکت‌های بیجای دوربین خبری نیست، طراحی صحنه زیباست و بازی‌ها قابل قبول. اما جز یکی دو مورد (مثل چنگک قصابی در پیش زمینه قاب که بدون هیچ حرفی خبر از اتفاقی هولناک می‌دهد) ایده‌های کارگردانی خاصی نمی‌بینیم و به برگردان تصویری فیلم‌نامه اکتفا شده است.

فیلم کوتاه «شیطونی»

  • نویسنده و کارگردان: محمد رحمتی
  • تهیه‌کننده: محمدرضا نوری و بهزاد کریمی
  • بازیگران: محسن کیایی، سارا فتحی، علی امیران
  • خلاصه داستان: «شیطونی» داستان مردی بدگمان است که نسبت به زندگی مشترک ۱۲ ساله خود دچار سوءظن و تردید شده است. این بدبینی او را وارد موقعیتی غیرعادی می‌کند؛ شرایطی که به‌تدریج مرز میان واقعیت و خیال را برایش تغییر می‌دهد.

فیلم کوتاه «شیطونی» تلاش کرده با بهره‌گیری از کاراکتر دست قطع شده سریال «چهارشنبه» داستانی تازه بسازد، اما در این بازتعریف موفق نیست و نمی‌تواند زاویه جدیدی نسبت به اثر اصلی باز کند.

هدفم این نیست که میان یک سریال موفق خارجی و یک فیلم کوتاه مقایسه تطبیقی داشته باشم، اما لازم است اشاره کنم شخصیت «تینگ» در سریال به عنوان وردست شخصیت اصلی کارهایی را صورت بندی می‌کند که از فرد دیگری ساخته نیست، در حالی که اینجا شخصیت اصلی داستان از تینگ صرفاً برای سرقت تبلت همسرش کمک می‌گیرد.

پس پرسشی بنیادین پیش می‌آید که آیا به شیوه دیگری نمیتوانست تبلت را به دست آورد؟ مثلا با اجیرکردن یک موتوری، کمک گرفتن از اعضای دیگر فامیل و ...

«شیطونی» داستان درگیری ذهنی یک گرافیست است که طرحش (فرمی از دست انسان) رد شده و او مجسمه تینگ را از فروشگاهی خریداری می‌کند تا از آن در طرح جدیدش عکاسی و استفاده کند، اما دست شروع به حرکت می‌کند و مرد تصمیم می‌گیرد از او برای پیدا کردن ابهامش درباره اختلاف با همسرش استفاده کند و ...

در وهله اول این پرسش ایجاد می‌شود که چرا گرافیست از یک مجسمه معمول یا حتی انسان استفاده نمی‌کند، آن هم در حالی که نمی‌داند شیئ خریداری شده، مجسمه نیست و قدرت جان‌بخشی دارد!

بگذریم که بعد از رویدادهای متعدد تازه به مساله اصلی داستان یعنی اختلاف زن و شوهر می‌رسیم؛ مشکل دیگر فیلم این است که بار اعظمی از اطلاعات داستان و روایت از طریق دیالوگ‌ها منتقل می‌شود، نه با پرداخت دراماتیک یا حتی ساختار اجرایی.

به نظر می‌رسد دغدغه کارگردان فیلم «شیطونی» بیشتر تجربه یک فضای تازه بوده، هر چند در این بخش کاری کرده، اما نتیجه چیزی برای تماشاگر ندارد. نه غافلگیری پایانی تاثیر لازم را دارد و نه روایت نکته تازه‌ای در اختیار تماشاگر قرار می‌دهد.

فیلم کوتاه «سال‌های بی‌صدا»

  • نویسنده و کارگردان: ژیلا نمرودی
  • بازیگران: رضا خداداد بیگی، زینب رسولی‌زاده، آنیل فرسنگی، ملنگ محبی و سمیه شه‌بخش
  • خلاصه داستان: درباره زندگی حلیمه، زنی تنها در شهر زاهدان است که از پدر سالخورده و مبتلا به آلزایمر خود مراقبت می‌کند. او در میانه روزمرگی‌های سخت زندگی با دختربچه‌ای گمشده روبه‌رو می‌شود و تلاش می‌کند خانواده او را پیدا کند.

؛ نگاه اقلیمی به موضوعی کلان

کارگردان:

فیلم کوتاه داستانی "سال‌های بی‌صدا" با تمرکز بر یک معضل اجتماعی عصر امروز، تلاش می‌کند رنج‌های یک زن تنها را بیان کند و موفق می‌شود پیام خود را به مخاطب برساند.

دست کم در چهار فیلم جشنواره فیلم کوتاه تهران به موضوع ازدواج دختران پا به سن گذاشته پرداخته شده که هر کدام در یک نقطه از ایران روایت شده‌اند. اما "سال‌های بی‌صدا" نگاهی اقلیمی به این مساله دارد و همین رویکرد فرصتی فراهم می‌کند تا یک معضل اجتماعی کلان را در قالب تعریف داستان تنهایی و حسرت یک زن جوان را بررسی کند.

"حلیمه" زنی مجرد است که با پدر سالخورده و مبتلا به آلزایمرش زندگی می‌کند، او در میانه روزمرگی‌های زندگی، با دختربچه گمشده‌ای مواجه می‌شود و تلاش می‌کند خانواده کودک را پیدا کند. دلبستگی به این دختربچه حسرت مادری را در حلیمه زنده و رنج‌های او را آشکار می‌کند.

در فیلم سکانس‌هایی هست که حس مادرانگی حلیمه و حس پدری در پیرمرد به تصویر کشیده شده و این نمایش در ایجاد همذات‌پنداری مخاطب با شخصیت‌ها بسیار موثر می‌افتد. انتخاب کودک هم بسیار درست است چرا که با چهره شیرین و معصوم خود دلیلی است بر ایجاد همدلی تماشاگر با حليمه.

در فیلمنامه عناصر اصلی یعنی شروع میانه و پایان دقیق و درست هستند، اطلاعات به اندازه‌اند و ماجراها با لطافت و سادگی بیان می‌شوند، از همه مهمتر وابسته به اقلیم سیستان و بلوچستان هستند. بازیگران بدون اغراق و بازی کردن جلوی دوربین زندگی می‌کنند.

ژیلا نمرودی به عنوان کارگردان اجرای هنری خاص و خلاقانه‌ای ندارد، با این حال تمام سعی خود را در بیان درست روایت به کار بسته تا موقعیت شخصیت اصلی در ذهن حک شود و در این رویکرد موفق است. همین برای او کافی است و انتظاری دیگر را به حاشیه می‌برد.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات