امضای سروش صحت در سریال تاکسی میتواند بیانِ روزمرگی باشد؟
یک تاکسی، چند غریبه، آیا سریال «تاکسی» میتواند جامعه را روایت میکند؟ فیلمزی بررسی کرد.
به گزارش فیلمزی، سروش صحت که بسیاری از ما او را با برنامه تعطیلشده «کتابباز» و نیز فیلمهایی مثل «جهان با من برقص» و «مگه تموم عمر چند تا بهاره؟» میشناسیم.
زمانی در روزنامه اعتماد ستونی داشت به نام «تاکسینوشت». که هر یک از این نوشتهها، داستانکی محسوب میشد در چندصد کلمه. روایت کسی که هر بار مسیر یکسانی را با تاکسی طی میکند. با مسافران و رانندگانی گاه یکسان و گاه متفاوت.
بعضی از تاکسینوشتهای صحت بسیار دستبهدست میشد و احتمالاً همین انگیزهای شد تا بعداً ۱۲۴ داستان را با همکاری نشر چشمه در قالب کتاب تاکسی سواری منتشر کند.
کتابی که به خوبی به یاد دارم در نخستین روز عرضه یا همان مراسم رونمایی در غرفه این انتشارات در نمایشگاه کتاب تهران با حضور و امضای سروش صحت مورد استقبال قرار گرفت و مخاطبانِ شخصِ سوش صحت برای دریافت کتاب از او به صف شده بودند.
البته که نا گفته نماند صحت با جماعت بودن را دوست دارد حال با صف طولانی یا محوطه باز کتابخانه ملی ایران. زیرا اهل مطالعه بودن برای او فرصت پژوهش در کتابخانه ملی را فراهم کرده بود و با اعضای کتابخانه مل به گپ و گف بود.
اما آیا همه این ویژگیها میتواند دلیل بر کیفیتِ سریال و یا مسیر مناسبی برای جذب مخاطب باشد؟
سریال «تاکسی» یک کمدی اجتماعی است که قرار است در ۱۲ قسمت از پلتفرم شیدا پخش شود و نخستین قسمت از این مجموعه روز ۲۹ مهرماه منتشر شد.
فیلمنامه را سروش صحت و ایمان صفایی نوشتهاند و حسن نوری کارگردان آن را به عهده داشته است و مجید صالحی تهیهکننده و البته در کنار علی مصفا نیز بازی کرده است.
هنوز برای ارزیابی زود است
با پخش قسمت نخست از این سریال فضای کلی اثر به دست آمد. گرچه برای ارزیابی و قضاوت هنوز زود است. اما میتوان گفت که ایده محوری سریال ظرفیت جالبی دارد. زیرا تاکسی بهعنوان برشی کوچک از جامعه، فضایی است که آدمهایی با تجربهها، طبقههای اجتماعی و دغدغههای متفاوت، برای مدتی کوتاه کنار هم قرار میگیرند.
در این فضا روایتی جالب از برخورد آدمها کنار هم، در زندگی عادی به دست میدهد. موقعیتی که شاید هیچگاه دست ندهد.
به این ترتیب مسافر و راننده، فارغ از تفاوتهای طبقاتی و فکری، برای دقایقی در یک فضای مشترک قرار میگیرند. این موقعیت بهانهای برای نمایش تضادها، سوءتفاهمها، تنهاییها و رفتارهای اجتماعی است.
این اقتباس بهنوعی امکانِ انتقالِ نگاه داستانپردازانه سروش صحت به زندگی روزمره را فراهم میکند. در واقع جذابیت چنین ایدهای در کشف اتفاقهای بزرگ در موقعیتهای کوچک است. البته باید دید اقتباس تصویری تا چه اندازه توانسته از ظرفیت ادبی متن استفاده کند.
تنوع در بازیگری و موقعیتهای کمدی
حضور بازیگرانی مانند رضا عطاران، علی مصفا، هادی کاظمی، سیامک انصاری و نیما شعباننژاد میتواند به تنوع لحن و شخصیتها کمک کند. چالش اصلی این است که بازیگران در خدمت داستان باشند، نه اینکه هر قسمت صرفاً به نمایش تیپ آشنای کمدی آنها تبدیل شود. که امید است در قسمتهای پیشِ رو بازیهایی در خدمت داستان را به تماشا بنشینیم.
اما آنچه مسلم است باید دید سریال تاکسی تا چه اندازه توانسته از بیانِ طنز برای آشکار کردن تناقضهای اجتماعی استفاده کند؟
آیا داستانهای مستقل میتوانند در زمانی محدود شخصیتپردازی و پایانبندی مؤثری داشته باشند؟
یا اینکه امضای سروش صحت و سریال «تاکسی» میتواند از دل روزمرگی، کمدی اجتماعی بسازد؟
اگر قسمت اول این سریال را دیدهاید شما هم نظرخود را با ما به اشتراک بگذارید.