امروز، دوم سپتامبر، سالروز تولد کیانو ریوز، ستاره تکرارنشدنی و یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ سینماست که با کولهباری از نقشهای نمادین و شخصیتی فراتر از مرزهای هالیوود، وارد فصل جدیدی از زندگی خود میشود. او که نامش در زبان بومیان هاوایی به معنای «نسیم خنک بر فراز کوهستان» است، در طول چهار دهه فعالیت حرفهای خود، نهتنها به عنوان یک قهرمان اکشن تراز اول، بلکه به عنوان نمادی از اصالت، تواضع و انسانیت در یادها ماندگار شده است. ریوز مسیر هنری خود را از کمدیهای ژانر علمیتخیلی مانند «ماجراجویی بسیار عالی بیل و تد» آغاز کرد، با موجسواری و هیجان در «نقطه شکست» و «سرعت» به عنوان ستاره نوظهور اکشن تثبیت شد، و در نهایت با پوشیدن کت چرمی بلند و عینک دودی در نقش «نئو» در سهگانه جریانساز «ماتریکس»، مفهوم سینمای سایبرپانک و جلوههای ویژه را برای همیشه بازتعریف کرد.
اما هنر او به دنیای دیجیتال ماتریکس محدود نماند؛ او سالها بعد با تجسم بینقص پرتره یک آدمکش منزوی و وفادار در فرانچایز «جان ویک»، بار دیگر ژانر اکشن مدرن را احیا کرد و نشان داد که در میانسالی نیز توانایی اجرای سختترین بدلکاریها و صحنههای رزمی را با تکیه بر نظم و تمرینات سنگین دارد. با این حال، آنچه کیانو ریوز را از سایر فوقستارههای ثروتمند و مشهور هالیوود متمایز میکند، کارنامه سینمایی او نیست، بلکه زیست پرفرازونشیب، روح بزرگ و کارنامه اخلاقی منحصربهفرد او در پشت صحنه روزگار است.
او پس از تحمل تراژدیهای عمیق شخصی از جمله از دست دادن صمیمیترین دوستش ریور فینیکس، مرگ فرزندش و فوت همسرش در یک تصادف رانندگی هرگز اجازه نداد تلخی روزگار، چشمه مهربانیاش را بخشکاند. داستانهای واقعی درباره بخشش بخش زیادی از دستمزدهای میلیاردیاش به عوامل پشت صحنه، کمکهای پنهانی به بیمارستانهای کودکان، زندگی متواضعانه و بدون تشریفات در مجمع عمومی و رفتارهای انسانیاش با طرفداران، او را به «شوالیه تاریک دنیای واقعی» و محبوبترین چهره اینترنت تبدیل کرده است. در زادروز این ستاره ماندگار، سینمادوستان جهان نهتنها به یک بازیگر همهفنحریف، بلکه به انسانی ادای احترام میکنند که ثابت کرد میتوان در قلب بیرحم و پرزرقوبرق هالیوود، همچنان شریف، فروتن و بیادعا باقی ماند.
کودکی و مرور کلی زندگی
کیانو چارلز ریوز در فضایی متولد و بزرگ شد که هیچ شباهتی به زرقوبرق سالهای بعد او در هالیوود نداشت. نام کوچک او، «کیانو»، واژهای اصیل در زبان بومیان هاوایی است که به معنای «نسیم خنک بر فراز کوهستان» (Cool breeze over the mountains) ترجمه میشود؛ نامی که ریشه در تبار پدرش، ساموئل نولین ریوز، دارد که از بومیان هاوایی با پیشینه و اصالت چینی بود. این نامگذاری متمایز، گویی از همان ابتدا سرنوشت او را با نوعی آرامش و طمأنینه اسرارآمیز پیوند زد. با این حال، دوران کودکی او با جابهجاییهای مداوم میان کشورهای مختلف و ناسازگاریهای خانوادگی همراه بود. پس از جدایی والدینش، او به همراه مادرش به استرالیا، نیویورک و در نهایت به تورنتو در کانادا نقل مکان کرد. در این دوران، کیانو که از اختلال خوانشپریشی (Dyslexia) رنج میبرد، آرامش و هویت خود را نه در کلاسهای درس، بلکه در زمینهای یخزده هاکی پیدا کرد.
هاکی روی یخ به عشق اول و بخش جداییناپذیر زندگی نوجوانی او تبدیل شد؛ به طوری که در دبیرستان به عنوان یک دروازهبان فوقالعاده درخشان شناخته میشد و به او لقب «دیوار» (The Wall) داده بودند. او حتی رویای بازی در تیم ملی هاکی کانادا در المپیک را در سر میپروراند، اما یک مصدومیت شدید و ناگهانی، این مسیر ورزشی را مسدود کرد و تقدیر او را به سمت جادوی صحنه و نمایش سوق داد. نخستین گامهای او در دنیای سرگرمی با بازی در تئاترهای محلی و تیزرهای تبلیغاتی برداشته شد، تا اینکه در سال ۱۹۸۴، با بازی در یک قسمت از مجموعه کمدی کانادایی "Hangin' In"، اولین تجربه بازیگری حرفهای خود را در تلویزیون ثبت کرد. این حضور کوتاه، نقطه عزیمتی شد تا او آرامآرام چمدانهایش را ببندد، با یک ماشین قدیمی راهی لوسآنجلس شود و با پشتکار و گامهای آهسته اما پیوسته، مسیر خود را به سمت پرده نقرهای سینما بگشاید.
ورود به سینما
ورود کیانو ریوز به دنیای سینما با پیوندی نمادین میان گذشته ورزشی و آینده هنری او رقم خورد. او در سال ۱۹۸۶ نخستین حضور روی پرده نقرهای را با فیلم «یانگبلاد» تجربه کرد؛ اثری درباره هاکی نوجوانان در کانادا که به او اجازه داد از مهارتهای واقعیاش در دروازهبانی بهره ببرد. اما او به ماندن در این قالب محدود نشد و در همان سال با بازی در درام تاریک و روانشناختی «لبه رودخانه» پختگی بازیگری خود را به رخ کشید و تحسین منتقدان را برانگیخت. پس از حضور در فیلم تلویزیونی «تحت تاثیر»، گام بلند بعدی او بازی در فیلم اسکاری و پر ستاره «روابط خطرناک» در سال ۱۹۸۸ بود که او را در کنار بزرگان هالیوود قرار داد. با این حال، نقطه عطف کارنامه او در دهه هشتاد، موفقیت تجاری و غیرمنتظره کمدی علمیتخیلی «ماجراجویی بسیار عالی بیل و تد» در سال ۱۹۸۹ بود؛ فیلمی که او را به یک چهره مشهور بینالمللی و محبوب در میان نسل جوان تبدیل کرد. او بلافاصله با بازی در فیلم تحسینشده «پدری» به کارگردانی ران هاوارد، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر پولساز و آیندهدار تثبیت نمود.
با آغاز دهه ۱۹۹۰، ریوز تصمیمی هوشمندانه گرفت تا خود را از قالب کلیشهای یک بازیگر کمدی جوان رها کند. او در سال ۱۹۹۱ در شاهکار سینمای مستقل گاس ون سنت یعنی «آیداهوی اختصاصی من» در نقش یک پسر خیابانی متمول ظاهر شد و بازی درخشانی را در کنار دوست صمیمیاش، ریور فونیکس، به یادگار گذاشت. او در همان سال تنوع ژانری بینظیری را به نمایش گذاشت؛ از یک سو با فیلم «نقطه شکست» در نقش مأمور مخفی افبیآی به دنیای هیجانانگیز اکشن قدم گذاشت و از سوی دیگر با فیلم «سفر وحشیانه بیل و تد» دوباره به قالب محبوب کمدی بازگشت. ریوز در سال ۱۹۹۳ با بازی در اقتباس شکسپیری کنت برانا به نام «هیاهوی بسیار برای هیچ» بار دیگر قدرت خود را در درامهای کلاسیک آزمود. سرانجام پس از پشت سر گذاشتن چند پروژه کمفروشتر، او در سال ۱۹۹۴ با فیلم حادثهای و فوقالعاده موفق «سرعت» به اوج شهرت رسید. بازی درخشان او در نقش یک مامور پلیس شجاع در این فیلم، نهتنها گیشه جهانی را فتح کرد، بلکه او را به عنوان یکی از بزرگترین، گرانترین و تاثیرگذارترین ستارههای اکشن دهه نود به تثبیت رساند.
مردی با قلبی از جنس طلا
شخصیت و زندگی واقعی کیانو ریوز، پیچیدگیها و لایههای پنهانی دارد که از هر سناریوی سینمایی جذابتر است؛ او بر خلاف تصور عموم، متولد بیروت در لبنان و شهروند کاناداست، در نوجوانی به دلیل شیطنتهای مداوم از چهار دبیرستان مختلف اخراج شد و به خاطر طراحی لباس بودن مادرش برای ستارگان راک، افرادی چون آلیس کوپر به خانهشان رفتوآمد داشتند. ریوز که در زندگی روزمره چپدست است اما گیتار باس را با دست راست مینوازد، کاملاً به زبان فرانسوی مسلط است، کلکسیونی از ماشینتحریرهای قدیمی دارد، به اینکه ویلیام شکسپیر خودش آثارش را نوشته باشد شک دارد و حتی اعتراف کرده که در کودکی یک شبح شناور را با چشمان خود دیده است.
او در ابتدای ورود به هالیوود، برای فرار از عجیب بودن نام بومیاش، مدتی نام هنری «کی. سی. ریوز» را امتحان کرد و بعدها برای بازی در نقش عجیبی در فیلم «فریکد»، اجازه نداد نامش در تیتراژ ثبت شود. فداکاریهای او در سینما مرزی ندارد؛ او از ۹۰ درصد دستمزد خود در فیلمهای «وکیل مدافع شیطان» و «جایگزینها» گذشت تا سازندگان بتوانند آل پاچینو و جین هکمن را استخدام کنند، پیش از «ماتریکس» تحت جراحی سخت ستون فقرات قرار گرفت و تمرینات رزمی را با گردنبند طبی انجام داد، و صحنههای اکشن کلاب در «جان ویک ۱» را با تب شدید ۴۰ درجه بازی کرد. عجیبترین تاوان او در هالیوود اما به رد کردن پیشنهاد نجومی فیلم «سرعت ۲» بازمیگردد؛ تصمیمی که برای بازی در نقش هملت در تئاتر گرفت و باعث شد کمپانی فاکس او را عصبانیت شدید در لیست سیاه قرار دهد و به مدت ده سال تمام در یک بایکوت خبری و کاری مطلق (اصطلاحاً زندان استودیو) تبعید کند.
با این حال، پشت این کارنامه درخشان، زندگی شخصی ریوز با تراژدیهای تلخ و سنگینی همراه بوده است. در سال ۱۹۹۹، او و همسرش جنیفر سایم صاحب دختری به نام آوا آرتچر سایم-ریوز شدند که هشت ماهه و مرده به دنیا آمد و این غم بزرگ به رابطه آنها پایان داد. تنها دو سال بعد، جنیفر سایم در یک سانحه رانندگی مرگبار و پس از برخورد با سه خودرو جان خود را از دست داد؛ حادثهای که بعدها مشخص شد با مصرف داروهای ضدافسردگی توسط وی مرتبط بوده است. این ضربههای روحی عمیق، زیست و نگاه ریوز به دنیا را برای همیشه تغییر داد.
خارج از دنیای بازیگری، ریوز همواره شخصیتی چندبعدی و پویا داشته است. او در اوایل دهه نود گروه موسیقی «داگاستار» را همبنیان گذاشت و به عنوان نوازنده گیتار باس حدود ده سال با آنها همراهی کرد که حاصل آن انتشار دو آلبوم بود؛ او بعدها یک سال نیز با گروه «بکی» همکاری کرد. ریوز همچنین از علاقهمندان قدیمی موتورسیکلت است و پس از آشنایی با گارد هالینگر برای ساخت یک موتور سفارشی، در سال ۲۰۱۱ شرکت «آرش موتورسایکل» را تأسیس کرد. در کنار اینها، سخاوت بیحدومرز او در هالیوود زبانزد است؛ او سالها از خواهرش در مبارزه طولانی با بیماری سرطان خون (لوسمی) مراقبت کرد و بخش زیادی از ثروت خود را به نهادهای خیریه نظیر مؤسسات حمایت از بیماران سرطانی و انجمن حمایت از حقوق حیوانات (پتا) اهدا کرده است؛ رفتاری که او را به یکی از شریفترین چهرههای جهان تبدیل میکند.
بهترین فیلمها
کارنامه سینمایی کیانو ریوز آینهای تمامنما از تنوع ژانری، جسارت در انتخاب نقش و انعطافپذیری فوقالعاده اوست. او در طول چهار دهه فعالیت هنری، مرزهای میان سینمای مستقل، درامهای رمانتیک، کمدیهای فانتزی و بلاکباسترهای علمیتخیلی را جابهجا کرده است. در فهرست رتبهبندیشده منتقدان در وبسایت راتن تومیتوز، از فیلم جدید «خوششانسی» گرفته تا شاهکارهایی چون «ماتریکس» و «جان ویک»، بارها از حضور و اجرای ریوز به عنوان نیروی محرک اصلی موفقیت اثر یاد شده است. منتقدان سینمایی در توصیف فیلم «خوششانسی» بازی او را «درگیرکنندهترین اجرای ریوز تا به امروز» نامیدهاند و در ستایش فیلم «سرعت» آن را «یک تریلر پاپکورنی فوقالعاده» خواندهاند که با شیمی بینظیر و بازی درخشان ریوز در کنار ساندرا بولاک و دنیس هاپر جلو میرود.
در قلمرو سینمای اکشن مدرن، فرانچایز «جان ویک» یک پدیده شیک، هیجانانگیز و پرانرژی توصیف میشود؛ جایی که ریوز در نقش قاتلی بازنشسته که برای انتقام خون سگ محبوبش به دنیای تاریک جنایتکاران بازمیگردد، به یک مرز اسطورهای دست مییابد. قسمتهای دوم، سوم و چهارم این مجموعه نیز همگی با تاکید بر اکشن بیامان، تعهد بدنی خیرهکننده ریوز و طراحی منحصربهفرد صحنههای رزمی مورد تحسین جهانی قرار گرفتهاند.
با این حال، کمدی نیز بخش جداییناپذیر هویت سینمایی اوست؛ فیلمهای «ماجراجویی بسیار عالی بیل و تد» و «سفر وحشیانه بیل و تد» از محبوبترین آثار نوستالژیک او هستند و فیلم «بیل و تد با موسیقی مواجه میشوند» در سال ۲۰۲۰ بازگشتی دیرهنگام اما بسیار دوستداشتنی و شیرین به این دنیای فانتزی بود. در کنار همه اینها، «ماتریکس» همچنان به عنوان بزرگترین نقطه عطف کارنامه او شناخته میشود؛ شاهکاری سایبرپانک که در نقش «نئو» مأموریت بیدار کردن بشر از اسارت یک شبیهسازی کامپیوتری را بر عهده داشت و جایگاه تجاری و فرهنگی او را در تاریخ سینما جاودانه کرد.
نمودار درخشش ریوز تنها به اکشن محدود نمیشود؛ مجله جیکیو اشاره میکند که او در نقشهای حساستر، آسیبپذیرتر و انسانیتر آنجا که رنج را با سکوت به مخاطب منتقل میکند درخشش مضاعفی دارد. او در «آیداهوی اختصاصی من» در کنار ریور فونیکس یکی از ماندگارترین بازیهای کارنامهاش را ارائه داد. آثار شاخص دیگری مانند «نقطه شکست»، «دراکولای برام استوکر»، «یکی باید کوتاه بیاید»، «وکیل مدافع شیطان»، «یک پوینده تاریک»، «عروسی مقصد»، «همیشه شاید من باش» و «مبارز تایچی» گواهی بر این تنوع بینظیر هستند.
او همچنین درامها و فیلمهای حادثهای متعددی نظیر «راه رفتن روی ابرها»، «جانی نعمونیک»، «واکنش زنجیرهای»، «جایگزینها»، «هاردبال»، «کنستانتین»، «روزی که زمین ایستاد»، «حقیقت محض»، «تا استخوان»، «جرم هنری»، «کپیها»، «سلاطین خیابان»، «خانه دریاچه»، «هدیه»، «چهل و هفت رونین»، «تق تق»، «گروه بد»، «سیبری»، «افشا شده» و «زندگیهای خصوصی پیپا لی» را در کارنامه خود ثبت کرده است. حتی در دنیای انیمیشن و آثار خانوادگی، حضورهای کوتاه یا صداپیشگیهای او در آثاری چون «داستان اسباببازی ۴»، «فیلم باباسفنجی: اسفنج در حال فرار» و اثر کلاسیک «بودای کوچک»، بخشهای ارزشمند و جذابی از پازل بزرگ کارنامه این ستاره فروتن را تشکیل میدهند.
جوایز و افتخارات
کیانو ریوز گرچه همواره به عنوان ستارهای محبوب در میان عموم مردم و گیشه شناخته شده، اما در طول چهار دهه فعالیت خود، افتخارات و جوایز متعددی را نیز از سوی نهادهای سینمایی دریافت کرده است. بزرگترین افتخار نمادین او در هالیوود، کسب ستاره در پیادهرو شهرت هالیوود (Hollywood Walk of Fame) در سال ۲۰۰۵ بود که جایگاه او را به عنوان یکی از چهرههای ماندگار تاریخ سینما تثبیت کرد.
در جریان جوایز سینمایی امتیوی (MTV Movie Awards) که شاخصی مهم برای سنجش محبوبیت در سینمای بدنه است، ریوز بارها در صدر قرار گرفته است؛ او در سال ۱۹۹۲ برای فیلم «نقطه شکست» جایزه جذابترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. دو سال بعد، در سال ۱۹۹۵، شیمی فوقالعاده او با ساندرا بولاک در فیلم «سرعت»، جایزه بهترین زوج سینمایی را برای آنها به ارمغان آورد. نقطه عطف این جوایز در سال ۲۰۰۰ رقم خورد؛ جایی که او برای بازی در نقش نئو در فیلم «ماتریکس»، هم جایزه بهترین بازیگر مرد و هم جایزه بهترین مبارزه سینمایی را به خانه برد. فرانچایز «جان ویک» نیز در سالهای اخیر عناوین متعددی از جمله نامزدیهای پیدرپی در جوایز انتخاب منتقدان و جوایز ساترن (Saturn Awards) را برای او به همراه داشته است. علاوه بر این، در سال ۲۰۲۱، به پاس یک عمر دستاورد هنری و تأثیر شگرف بر سینمای اکشن و سایبرپانک، جوایز معتبری از سوی برخی فستیوالهای بینالمللی و نهادهای بدلکاری به او اهدا شد که تعهد بینظیر بدنی او را در اجرای صحنههای اکشن ستایش کردند.
بهترین فیلمها از نظر منتقدان
منتقدان سینمایی در بررسی و مرور کارنامه هنری کیانو ریوز، بارها روی چند محور ثابت و کلیدی انگشت گذاشتهاند. از نگاه آنها، فیلم «ماتریکس» اثری انقلابی در ژانر اکشن و علمیتخیلی بود که با مبارزات نوآورانه، جلوههای ویژه پیشرو و لباسهای ماندگار، تصویر کاملاً تازهای از قهرمان سینمای مدرن خلق کرد. فیلم «سرعت» نیز با ریتم نفسگیر و بازیهای حسابشده، به عنوان نمونه درخشان یک تریلر پرتنش و مهیج به شمار آمد. همچنین منتقدان، فیلم «جان ویک: بخش ۴» را با اکشن عظیمتر، لوکیشنهای متنوعتر و ضرباهنگ پرشتابتر، نسبت به قسمتهای قبلی این فرانچایز، اثری گستردهتر و پختهتر ارزیابی کردند.
در میان آثار جدیتر و عمیق کارنامه او، «آیداهوی اختصاصی من» همچنان یکی از تحسینشدهترین نقشآفرینیهای ریوز باقی مانده است. فیلم «یک پوینده تاریک» نیز به خاطر وفاداری به رمان فیلیپ کی دیک و سفر بصری منحصربهفردش مورد ستایش قرار گرفت. اثر محبوب «کنستانتین» با وجود جلوههای ویژه پررنگ، به خاطر نگاه عمیقش به تنهایی انسان و جهانبینی تیرهاش بار دیگر مورد توجه منتقدان نسل جدید قرار گرفته و «وکیل مدافع شیطان» هم به خاطر ترکیب دلهره ماورایی و کشمکش شخصیتی، در میان اجراهای بهیادماندنی او جای دارد. حتی در نقشهای کوتاهتر، مانند فیلم «همیشه شاید من باش»، حضور غافلگیرکننده او به رخدادی جذاب تبدیل شد که تماشاگران را به وجد آورد.
مجله معتبر جیکیو درباره سبک بازیگری او مینویسد که ستارهبودن ریوز فقط به اکشنهای فیزیکی محدود نمیشود، بلکه او در لحظات حساس، آرام و آسیبپذیر هم درخششی ویژه و منحصربهفرد دارد. در این تحلیل تأکید شده که او گرچه در نقشهایی مثل «سرعت»، «جان ویک» و «ماتریکس» به یک نماد فرهنگی بدل شده، اما نقطه قوت واقعیاش در فیلمهایی دیده میشود که به او فرصت میدهند لطافت، همدلی و زخمهای درونیاش را به نمایش بگذارد. به همین دلیل، کارنامه او را نمیتوان فقط با فرمول فیلمهای اکشن توضیح داد؛ بخش مهمی از جذابیت کیانو ریوز از همان تضاد عمیق میان سکوت، ضربه و آسیبپذیری روح او سرچشمه میگیرد.
نقل قولها
کیانو ریوز در گفتوگوهای مختلف، نگاه عمیق و منحصربهفرد خود را به بازیگری، سینما و تجربه زیستن به اشتراک گذاشته است. او درباره رویکردش به حرفه بازیگری میگوید: «من هیچوقت از آن بازیگرهایی نبودم که فقط به اجرای خودشان فکر کنند و تمام. همیشه از بودن در صحنه و دیدن اینکه دوربین به کجا میرود و نگاهکردن به برنامهی فیلمبرداری و درک اینکه تولید چگونه کنار هم قرار میگیرد و من چگونه در کل داستان جا میافتم، لذت بردهام.» او این تواضع و اشتیاق را در همکاری با فیلمسازان بزرگ نیز حفظ کرده و میگوید: «من این شانس را داشتهام که با کارگردانهای فوقالعادهی زیادی کار کنم. سبکهای متفاوتی هم بوده، مثل گاس ون سنت که فقط بازیگران را انتخاب میکند، فضا را میسازد و بعد آرام میگذارد کار خودت را بکنی. یا برتولوچی که میتواند دربارهی دنیای درونیات بهشکل بسیار خلاقانهای حرف بزند یا فقط بگوید، خب، دستت را اینجا بگذار.»
جهانبینی ریوز درباره مادیات و گذر عمر، تفاوت آشکار او با استانداردهای رایج هالیوود را نشان میدهد. او در جملهای مشهور درباره ثروت میگوید: «پول برایم معنای خاصی ندارد. پول زیادی بهدست آوردهام، اما میخواهم از زندگی لذت ببرم و خودم را با ساختن حساب بانکیام تحت فشار نگذارم. زیاد بخشش میکنم و ساده زندگی میکنم، بیشتر هم از چمدانی در هتلها سر درمیآورم. همه میدانیم که سلامتی خیلی مهمتر است.» او همچنین مواجهه خود با سالخوردگی را با این عبارات توصیف میکند: «چطور با پیرشدن روبهرو میشوم؟ با شگفتی و وحشت. بله، همین را میگویم. شگفتی و وحشت.» او همچنان به عشق در نگاه اول باور دارد، از همبازی شدن با ستارههای بزرگ لذت میبرد و معتقد است که بازیگر باید بتواند «سفرِ خودِ» شخصیت را صادقانه به مخاطب منتقل کند؛ هرچند بر این باور است که با تغییر بستر تماشای فیلم از سالنهای سینما به دستگاههای قابلحمل و پخش آنلاین، تجربه تماشاگران برای همیشه تغییر کرده است.
ریوز در پاسخ به منتقدانی که سبک بازی او را سرد، مبهم و بیحالت میدانند، واکنشی طنازانه و فیلسوفانه دارد: «مردم میگویند باز هم یک اجرای مبهم و بیحالت دیگر. من بیشتر این چیزها را بامزه میبینم. چیزی مثل بازی زندهی پاتکونت ایدهی خندهداری است و میتوانم درکش کنم. در نهایت امیدوار میشوی مردم چیزی را که انجام میدهی دوست داشته باشند. وقتی این اتفاق نمیافتد، اعصابخردکن میشود. عجیبترین چیز برای من وقتی است که مردم فکر میکنند من همان آدمی هستم که نقش او را بازی میکنم.» با این حال، او همواره قدردان فرصتهایش بوده و همکاری با بزرگانی چون جک نیکلسون، دایان کیتون و نانسی مایرز را یک «رؤیای واقعی» میداند؛ ترکیبی ناب از فروتنی، انعطاف و اشتیاق که ستارهای ساخته که هم در هیاهوی اکشن و هم در سکوت نقشهای انسانی، تماشاگر را جادو میکند.
شما کیانو ریوز را با کدام فیلم بیشتر دوست دارید؟