به گزارش فیلمزی، آگاتا کریستی، نویسنده بریتانیایی و یکی از مشهورترین چهره‌های ادبیات جنایی، ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ به دنیا آمد.

او از کودکی علاقه زیادی به داستان‌گویی داشت و بخش مهمی از آموزش‌های اولیه‌ را از خانه دریافت کرد. برخلاف بسیاری از نویسندگان بزرگ، مسیر او از ابتدا به سمت نویسندگی حرفه‌ای مشخص نبود. اما علاقه‌اش به داستان‌های معمایی، سرانجام او را به یکی از موفق‌ترین نویسندگان قرن بیستم تبدیل کرد.

تولد یک کارآگاه بلژیکی

شروع رسمی کارنامه ادبی کریستی با انتشار رمان «ماجرای اسرارآمیز در استایلز» در سال ۱۹۲۰ رقم خورد. اثری که برای نخستین بار شخصیت هرکول پوآرو را معرفی کرد. کارآگاهی بلژیکی با سبیل‌های معروف، ذهنی دقیق و روشی متفاوت برای حل پرونده‌ها که بعدها به یکی از مشهورترین شخصیت‌های تاریخ ادبیات جنایی تبدیل شد.

کریستی پس از موفقیت پوآرو، شخصیت‌های دیگری خلق کرد که مهم‌ترین آن‌ها خانم مارپل بود؛ زنی سالخورده و کنجکاو که برخلاف ظاهر آرامش، توانایی شگفت‌انگیزی در کشف رازهای پنهان داشت. تفاوت این دو شخصیت نشان می‌داد کریستی تنها به طراحی معما علاقه‌مند نبود، بلکه در ساخت شخصیت‌هایی ماندگار نیز مهارت داشت.

زندگی‌ای شبیه داستان‌های خودش

زندگی شخصی آگاتا کریستی گاهی به اندازه رمان‌هایش پررمزوراز بود. یکی از مشهورترین اتفاقات زندگی او در سال ۱۹۲۶ رخ داد؛ زمانی که پس از بحران‌های شخصی و جدایی از همسر اولش، برای ۱۱ روز ناپدید شد. این اتفاق به یکی از بزرگ‌ترین حوادث رسانه‌ای بریتانیا در آن دوران تبدیل شد، هرچند خود کریستی بعدها توضیح کاملی درباره این ماجرا ارائه نکرد.

او پس از این دوره، با مکس مالووان، باستان‌شناس بریتانیایی، ازدواج کرد و همراه او در سفرها و کاوش‌های باستان‌شناسی در خاورمیانه حضور داشت؛ تجربه‌هایی که بعدها روی برخی از فضاها و داستان‌هایش تأثیر گذاشتند.

رکوردهایی فراتر از ژانر جنایی

کریستی در طول زندگی حرفه‌ای خود بیش از ۶۰ رمان جنایی، مجموعه‌های داستان کوتاه متعدد و آثار نمایشی خلق کرد. او علاوه بر پوآرو و مارپل، نمایشنامه «تله موش» را نوشت. اثری که به طولانی‌ترین نمایشنامه در حال اجرای تاریخ تئاتر تبدیل شد.

موفقیت آثار او به حدی بود که کریستی امروز یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان تاریخ به شمار می‌رود و آثارش به ده‌ها زبان ترجمه شده‌اند.

بسیاری از ما ایرانی‌ها کریستی را علاوه بر رمان‌هایش، با سریال‌های تلویزیونی هرکول پوآرو و خانم مارپل که سال‌ها از تلویزیون پخش می‌شدند و بخشی از نوستالژی نسل‌های مختلف هستند، به یاد می‌آوریم. مجموعه‌هایی که به‌خصوص با بازی دیوید ساچت و ژوان هیکسون، تصویری ماندگاری از شخصیت‌های محبوب او ساختند.

اما در این مطلب قرار نیست سراغ سریال‌ها برویم. اینجا فقط درباره فیلم‌هایی صحبت می‌کنیم که بر اساس رمان‌ها و آثار آگاتا کریستی ساخته شده‌اند، فیلم‌هایی که بعضی از آنها نه‌تنها در میان بهترین اقتباس‌های آثار او، بلکه در تاریخ سینمای جنایی و معمایی نیز جایگاه مهمی دارند.

کریستی در طول فعالیت ادبی خود بیش از ۶۰ رمان جنایی نوشت و شخصیت‌هایی مانند هرکول پوآرو و جین مارپل را به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل کرد. طبیعی بود که سینما خیلی زود به سراغ داستان‌های او برود. با این حال، تعداد زیاد اقتباس‌ها به معنای کیفیت یکسان آن‌ها نیست. در میان ده‌ها فیلمی که از آثار او ساخته شده، تعدادی به‌وضوح از بقیه مهم‌ترند. چه به دلیل ارزش سینمایی، چه به دلیل استقبال منتقدان و چه به دلیل تأثیری که بر سینمای معمایی گذاشته‌اند.

۱۲ فیلمِ معروف اقتباس شده از رمان‌های آگاتا کریستی

۱. فیلم «و سپس هیچ‌کس باقی نماند»، (And Then There Were None) ،

  • کارگردان: رنه کلر
  • بازیگران: بری فیتزجرالد، والتر هیوستون، لوئیس هیوارد، رولاند یانگ، جون دوپرز، سی. آبری اسمیت، جودیت اندرسون، میشا آور، ریچارد هیدن
  • سال پخش: ۱۹۴۵
  • خلاصه داستان: چند نفر که هیچ‌کدام یکدیگر را نمی‌شناسند، به دعوت فردی ناشناس به جزیره‌ای دورافتاده منتقل می‌شوند. پس از رسیدن مهمانان، مشخص می‌شود که میزبان حضور ندارد و گذشته همه افراد حاضر به نوعی با مرگ انسان دیگری ارتباط دارد. زمانی که یکی از مهمانان به شکل مرموزی کشته می‌شود، افراد باقی‌مانده متوجه می‌شوند که قاتل در میان خودشان است و یکی‌یکی تعدادشان کمتر می‌شود.

فیلم«و سپس هیچ‌کس باقی نماند» یکی از مهم‌ترین اقتباس‌های سینمایی از آثار آگاتا کریستی و یکی از نخستین نمونه‌هایی است که نشان داد داستان‌های او ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی بزرگ را دارند. رنه کلر، کارگردان فرانسوی، به جای اینکه فیلم را صرفاً به یک معمای پلیسی خشک تبدیل کند، فضای اثر را میان دلهره، طنز سیاه و وحشت روان‌شناختی نگه می‌دارد. نتیجه فیلمی است که حتی با وجود تغییراتی نسبت به داستان اصلی، هنوز هسته اصلی معمای کریستی را حفظ می‌کند.

اهمیت فیلم فقط به داستان آن محدود نیست. فیلم در دوره‌ای ساخته شد که سینمای جنایی هنوز به شکل امروزی به ساختار «چه کسی قاتل است؟» وابسته نبود و کل ایده قرار دادن چند مظنون در یک فضای بسته و حذف تدریجی آن‌ها، بعدها به یکی از فرمول‌های ماندگار ژانر تبدیل شد. فیلم از نظر منتقدان نیز فیلم در طول دهه‌ها جایگاه خود را حفظ کرده و در ارزیابی‌های بعدی، به‌عنوان یکی از اقتباس‌های کلاسیک کریستی شناخته شده است. فیلم در جشنواره لوکارنو در سال ۱۹۴۶ جایزه پلنگ طلایی و جایزه بهترین کارگردانی را به دست آورد.

۲. «شاهدی برای محاکمه»، (Witness for the Prosecution)

  • کارگردان: بیلی وایلدر
  • بازیگران: چارلز لاتن، مارلین دیتریش، تایرون پاور، السا لنچستر، جان ویلیامز، هنری دانیل، اونا اوکانر
  • سال پخش: ۱۹۵۷
  • خلاصه داستان: خلاصه داستان: لئونارد وول به قتل یک زن ثروتمند متهم شده است. وکیل سرشناس او، سر ویلفرد رابرتس، تلاش می‌کند بی‌گناهی موکلش را ثابت کند، اما مهم‌ترین مشکل زمانی به وجود می‌آید که همسر لئونارد علیه او در دادگاه شهادت می‌دهد. از اینجا به بعد، پرونده وارد مجموعه‌ای از دروغ‌ها، افشاگری‌ها و چرخش‌های غیرمنتظره می‌شود.

اگر قرار باشد تنها یک فیلم را به‌عنوان بهترین اقتباس سینمایی از آثار آگاتا کریستی انتخاب کنیم، شاهدی برای محاکمه احتمالا جدی‌ترین گزینه است. این فیلم از یک داستان پلیسی معمولی فراتر می‌رود و آن را به یک درام دادگاهی بسیار دقیق تبدیل می‌کند. فیلمی که در آن بازیگری، فیلمنامه، کارگردانی و ساختار معما تقریباً به یک اندازه اهمیت دارند. بیلی وایلدر در اینجا از فضای دادگاه برای ساختن نوعی بازی ذهنی با تماشاگر استفاده می‌کند. چارلز لاتن یکی از بهترین بازی‌های دوران حرفه‌ای خود را ارائه می‌دهد و رابطه او با شخصیت مارلین دیتریش بخش بزرگی از جذابیت فیلم را تشکیل می‌دهد. آگاتا کریستی شخصاً این اقتباس را بسیار پسندید و سایت رسمی او نیز از آن به‌عنوان فیلمی یاد می‌کند که شاید بتوان آن را بهترین اقتباس از آثارش دانست.

این فیلم از نظر منتقدان همچنان یکی از قله‌های سینمای کریستی محسوب می‌شود. سایت راتن توماتوز (Rotten Tomatoes) امتیاز ۱۰۰ درصد منتقدان و ۹۵ درصد مخاطبان را برای آن ثبت کرده و اجماع منتقدان نیز فیلم را اقتباسی تقریباً بی‌نقص توصیف می‌کند.

فیلم در مراسم اسکار در شش رشته نامزد شد؛ از جمله بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر مرد برای چارلز لاتن، بازیگر نقش مکمل زن برای السا لنچستر، تدوین و صدا. همچنین السا لنچستر برای همین فیلم جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن نقش مکمل را دریافت کرد و فیلم در جوایز مختلف سینمایی دیگری نیز نامزد شد.

۳. «شب بی‌پایان»، (Endless Night)

  • کارگردان: سیدنی گیلیات
  • بازیگران: هیلی میلز، هایول بنت، بریت اکلند، جورج سندرز، پر اسکارشون، پیتر بولز، لوئیس مکسولسال پخش: ۱۹۷۲
  • خلاصه داستان: مایکل راجرز، جوانی که زندگی مرفهی ندارد، با الی، زنی ثروتمند، آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. این زوج خانه‌ای رؤیایی در محلی دورافتاده می‌سازند، اما به‌تدریج اتفاقات عجیب و ترسناکی در اطراف آنها رخ می‌دهد و زندگی ظاهراً ایده‌آلشان به کابوسی تبدیل می‌شود.

شب بی‌پایان یکی از متفاوت‌ترین آثار آگاتا کریستی است، زیرا برخلاف بسیاری از داستان‌های او، ساختار فیلم به شکل یک معمای کلاسیک پوآرو یا مارپل پیش نمی‌رود. فضای داستان بیشتر به تریلر روان‌شناختی و گوتیک نزدیک است و همین موضوع باعث شده اقتباس سینمایی آن نیز حال‌وهوایی متفاوت داشته باشد.

سیدنی گیلیات با استفاده از موسیقی، خانه بزرگ و فضای روستایی، فیلم را به سمت نوعی اضطراب مبهم می‌برد؛ تماشاگر مدت زیادی مطمئن نیست که با یک داستان جنایی روبه‌رو است یا اثری با عناصر فراطبیعی.

۴. «قتل در قطار سریع‌السیر شرق»، (Murder on the Orient Express)

  • کارگردان: سیدنی لومت
  • بازیگران: آلبرت فینی، اینگرید برگمن، لورن باکال، شان کانری، ونسا ردگریو، آنتونی پرکینز، مایکل یورک، جان گیلگاد، ژاکلین بیسه، ریچارد ویدمارک، وندی هیلر
  • سال پخش: ۱۹۷۴
  • خلاصه داستان:هرکول پوآرو پس از پایان یکی از پرونده‌هایش سوار قطار سریع‌السیر شرق می‌شود تا به خانه بازگردد. اما در طول سفر، یکی از مسافران ثروتمند قطار به قتل می‌رسد. بر اثر بهمن، قطار متوقف می‌شود و پوآرو متوجه می‌شود که قاتل نمی‌تواند از قطار خارج شده باشد. بنابراین تمام مسافران تبدیل به مظنون می‌شوند.

این فیلم را می‌توان مهم‌ترین اقتباس سینمایی کلاسیک از آثار آگاتا کریستی دانست. سیدنی لومت با گروهی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینمای آن دوره، داستان را به یک نمایش بازیگری بزرگ تبدیل کرد. مهم‌ترین ویژگی فیلم، احساس حضور در یک قطار واقعی و فضای بسته‌ای است که باعث می‌شود تمام مسافران همزمان مظنون و قربانی احتمالی به نظر برسند.

آلبرت فینی در نقش پوآرو بازی بسیار متفاوتی ارائه می‌دهد؛ شخصیتی دقیق، متکبر، حساس و کاملاً وسواسی که برخلاف بسیاری از نسخه‌های بعدی، بیشتر به یک کارآگاه کلاسیک بریتانیایی نزدیک است. در کنار او، حضور ستارگانی مانند لورن باکال، شان کانری، اینگرید برگمن، ونسا ردگریو و جان گیلگاد به فیلم شکوهی ویژه داده است.

فیلم در راتن توماتوز امتیاز ۸۹ درصد منتقدان را دارد و منتقدان آن را یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی کریستی می‌دانند. فیلم در شش رشته اسکار نامزد شد و اینگرید برگمن برای بازی در نقش گرتا اولسون جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را دریافت کرد. همچنین فیلم در رشته‌های بهترین بازیگر نقش اول مرد، فیلمنامه اقتباسی، فیلمبرداری، طراحی لباس و موسیقی نیز نامزد بود.

۵. «قتل در قطار سریع‌السیر شرق، (Murder on the Orient Express)

  • کارگردان: کنت برانا
  • بازیگران: کنت برانا، جانی دپ، میشل فایفر، پنه‌لوپه کروز، جودی دنچ، ویلم دفو، دیزی ریدلی، جاش گد، لزلی اودام جونیور، درک جاکوبی، تام بیتمن
  • سال پخش: ۲۰۱۷
  • خلاصه داستان: هرکول پوآرو سوار قطار سریع‌السیر شرق می‌شود، اما در طول سفر یکی از مسافران به قتل می‌رسد. قطار به دلیل شرایط جوی متوقف می‌شود و پوآرو متوجه می‌شود قاتل هنوز در میان مسافران است. او باید پیش از آنکه قاتل دوباره دست به کار شود، هویت او را کشف کند.

نسخه ۲۰۱۷ طبیعتا در سایه فیلم کلاسیک سیدنی لومت قرار می‌گیرد، اما این موضوع به معنای بد بودن آن نیست. کنت برانا تلاش کرده بود داستان را برای نسل جدید دوباره طراحی کند و در عین حفظ ساختار اصلی، پوآرو را به شخصیتی فیزیکی‌تر، اکشن‌تر و شخصی‌تر تبدیل کرد.

یکی از نقاط قوت فیلم طراحی بصری آن است. قطار، برف، لوکیشن‌های اروپایی و گروه بازیگران مشهور باعث شده فیلم از نظر تولید بسیار تماشایی باشد. میشل فایفر، جودی دنچ، ویلم دفو و پنه‌لوپه کروز نیز در میان گروه بازیگران پرستاره حضور دارند. فیلم از نظر ظاهری و گروه بازیگران موفق است، اما به پای نسخه کلاسیک نمی‌رسد.

۶. «مرگ بر روی نیل»، (Death on the Nile)

  • کارگردان: جان گیلرمین
  • بازیگران: پیتر اوستینوف، بت دیویس، دیوید نیون، جین بیرکین، لوئیس چیلز، میا فارو، آنجلا لنزبری، مگی اسمیت، جورج کندی، اولیویا هاسی، جک واردن، سایمون مک‌کورکیندیل
  • سال پخش: ۱۹۷۸
  • خلاصه داستان: لینت ریجوی، وارث جوان و ثروتمند، همراه همسرش برای ماه‌عسل با کشتی لوکس روی رود نیل سفر می‌کند. در میان مسافران، چند نفر هستند که از او نفرت دارند و انگیزه‌های مختلفی برای قتلش دارند. وقتی لینت کشته می‌شود، هرکول پوآرو که اتفاقاً در کشتی حضور دارد، تحقیق درباره قاتل را آغاز می‌کند.

مرگ بر روی نیل یکی از مهم‌ترین نمونه‌های موج اقتباس‌های پرستاره آثار کریستی در دهه هفتاد و اوایل دهههشتاد است. فیلم به اندازه قتل در قطار سریع‌السیر شرق از نظر منتقدان مورد تحسین قرار نگرفت، اما از نظر تولید، طراحی صحنه، لباس و استفاده از لوکیشن‌های مصر بسیار چشمگیر است.

پیتر اوستینوف در این فیلم برای نخستین بار در یک فیلم سینمایی نقش پوآرو را بازی کرد و در ادامه همین شخصیت را در چند اقتباس دیگر نیز ادامه داد. گروه بازیگران فیلم تقریباً به اندازٔ خود معما جذاب است؛ از بت دیویس و آنجلا لنزبری تا مگی اسمیت و دیوید نیون.

فیلم در راتن توماتوز امتیاز ۸۰ درصد منتقدان و ۷۹ درصد مخاطبان را دارد. مهم‌ترین موفقیت آن در فصل جوایز، دریافت اسکار بهترین طراحی لباس برای آنتونی پاول بود. فیلم همچنین در جوایز گلدن گلوب و بفتا نامزد شد و پیتر اوستینوف و آنجلا لنزبری نیز برای بازی‌هایشان نامزد دریافت جایزه شدند.

۷. «شیطان زیر آفتاب»، (Evil Under the Sun)

  • کارگردان: گای همیلتون
  • بازیگران: پیتر اوستینوف، دایانا ریگ، مگی اسمیت، جین بیرکین، جیمز میسون، رادی مک‌داول، نیکلاس کلی، دنیس کویلی، کولین بلیکلی، سیلویا مایلز
  • سال پخش: ۱۹۸۲
  • خلاصه داستان: هرکول پوآرو برای استراحت به یک اقامتگاه لوکس در جزیره‌ای در دریای آدریاتیک می‌رود، اما تعطیلات او با قتل یک بازیگر مشهور به پایان می‌رسد. تقریباً تمام مهمانان انگیزه‌ای برای قتل داشته‌اند و پوآرو باید در میان روابط پیچیده، حسادت‌ها و دروغ‌های آنها قاتل را پیدا کند.

شیطان زیر آفتاب ادامه همان سنت فیلم‌های پرستاره کریستی است. فیلم از نظر ساختاری شباهت زیادی به «مرگ بر روی نیل» دارد: یک گروه کوچک از افراد ثروتمند در یک مکان لوکس محصور شده‌اند و یکی از آنها کشته می‌شود. تفاوت در اینجاست که فضای فیلم بیشتر به یک تعطیلات اشرافی و پرزرق‌وبرق شباهت دارد.

پیتر اوستینوف در نقش پوآرو در اینجا کاملاً جا افتاده است و شخصیت او نسبت به نسخه ۱۹۷۸ سبک‌تر و گاهی کمیک‌تر شده است.

این فیلم برخلاف بعضی اقتباس‌های ضعیف‌تر کریستی، همچنان از نظر منتقدان قابل‌قبول محسوب می‌شود و راتن توماتوز امتیاز ۸۶ درصد را برای آن ثبت کرده است. فیلم در سال ۱۹۸۳ برای جایزه ادگار آلن پو بهترین فیلم سینمایی نامزد شد.

۸. «قتل، او گفت»، (Murder, She Said)

  • کارگردان: جورج پولاک
  • بازیگران: مارگارت رادرفورد، آرتور کندی، موریل پاولو، جیمز رابرتسون جاستیس، باد تینگول، استرینگِر دیویس، جوان هیکسون
  • سال پخش: ۱۹۶۱
  • خلاصه داستان: خانم مارپل هنگام عبور قطار از کنار خانه‌ای، شاهد وقوع قتلی می‌شود. اما وقتی پلیس حرف او را جدی نمی‌گیرد و جسدی نیز پیدا نمی‌شود، مارپل تصمیم می‌گیرد خودش وارد ماجرا شود. او برای تحقیق وارد خانهٔ خانواده مشکوک می‌شود و تلاش می‌کند راز قتلی را که کسی حاضر نیست درباره‌اش حرف بزند، کشف کند.

«قتل، او گفت» نخستین فیلم از مجموعهٔ چهارگانهٔ مارگارت رادرفورد در نقش خانم مارپل است و اهمیت آن فقط به اقتباس کریستی محدود نمی‌شود؛ این فیلم یکی از نمونه‌های موفق ترکیب معمای جنایی با کمدی بریتانیایی است.

مارگارت رادرفورد در این مجموعه، مارپل را به شکلی کاملاً متفاوت از تصویر آرام و صرفاً متفکرانه‌ای که بعدها از این شخصیت شکل گرفت، بازی می‌کند. مارپل او پرانرژی، فضول، جسور و گاهی حتی ترسناک است و همین ویژگی باعث شد این چهار فیلم هویت مستقلی پیدا کنند.

فیلم بر اساس رمان ۴:۵۰ از پدینگتون ساخته شده اما تغییرات قابل توجهی در داستان ایجاد کرده است. با وجود این تغییرات، «قتل، او گفت» همچنان یکی از محبوب‌ترین اقتباس‌های سینمایی از خانم مارپل است. راتن توماتوز امتیاز ۸۹ درصد از منتقدان و ۷۹ درصد از مخاطبان به فیلم داده است.

۹. «قتل در گالوپ»، (Murder at the Gallop)

  • کارگردان: جورج پولاک
  • بازیگران: مارگارت رادرفورد، رابرت مورلی، فلورا رابسون، باد تینگول، استرینگر دیویس
  • سال پخش: ۱۹۶۳
  • خلاصه داستان: خانم مارپل هنگام جمع‌آوری کمک خیریه با مردی ثروتمند و منزوی روبه‌رو می‌شود که ناگهان می‌میرد. مارپل به مرگ او مشکوک می‌شود و هنگام خواندن وصیت‌نامه متوجه می‌شود که تقریباً تمام اعضای خانواده انگیزه‌ای برای قتل داشته‌اند. او شروع به تحقیق می‌کند و در حالی که تعداد مظنونان و قربانیان بیشتر می‌شود، تلاش می‌کند قاتل واقعی را پیدا کند.

قتل در گالوپ از نظر کمدی حتی از قتل، او گفت موفق‌تر است و یکی از بهترین نمایش‌های مارگارت رادرفورد در نقش خانم مارپل به شمار می‌آید. این فیلم در واقع اقتباسی آزاد از رمان پس از مراسم تدفین است و داستان اصلی برای شخصیت مارپل بازنویسی شده است.

نقطه قوت اصلی فیلم، ترکیب معما و طنز است. جورج پولاک به جای اینکه فیلم را کاملاً جدی بگیرد، از حضور رادرفورد برای ساختن یک کمدی جنایی کلاسیک استفاده می‌کند، اما معمای قتل همچنان به اندازه کافی جدی باقی می‌ماند که فیلم صرفاً به یک کمدی سبک تبدیل نشود. فیلم امتیاز ۱۰۰ درصد از منتقدان را در سایت راتن توماتوز کسب کرده است.

۱۰. «آینه شکسته»، (The Mirror Crack'd)

  • کارگردان: گای همیلتون
  • بازیگران: آنجلا لنزبری، الیزابت تیلور، راک هادسن، کیم نواک، تونی کرتیس، جرالدین چاپلین، ادوارد فاکس، چارلز گری
  • سال پخش: ۱۹۸۰
  • خلاصه داستان: در روستای سنت مری مید، گروهی از ستارگان هالیوود برای ساخت یک فیلم تاریخی وارد شهر می‌شوند. در جریان یک مهمانی، زنی ناگهان بر اثر مسمومیت می‌میرد و مشخص می‌شود که هدف واقعی قتل احتمالاً یکی از ستارگان مشهور فیلم بوده است. خانم مارپل با مشاهدهٔ رفتار افراد حاضر، تلاش می‌کند راز قتل را کشف کند.

آینه شکسته بیشتر به خاطر بازیگرانش اهمیت دارد تا اینکه یکی از بهترین اقتباس‌های کریستی باشد. حضور همزمان الیزابت تیلور، راک هادسن، کیم نواک، تونی کرتیس و آنجلا لنزبری ترکیب بسیار جذابی ایجاد کرده است. آنجلا لنزبری در این فیلم نقش خانم مارپل را بازی می‌کند؛ نقشی که بعدها با شخصیت جسیکا فلچر در «قتل، او نوشت» به یکی از شناخته‌شده‌ترین کاراکترهای تلویزیونی او تبدیل شد. فیلم همچنین از آن دسته آثار کریستی است که فضای پشت‌صحنه صنعت سینما را وارد داستان می‌کند و همین موضوع آن را از بسیاری از اقتباس‌های روستایی مارپل متمایز می‌کند. با وجود ارزش ستاره‌ای و سرگرم‌کنندگی فیلم، استقبال منتقدان متوسط بود. در سایت راتن توماتوز امتیاز ۶۸ درصد منتقدان را ثبت کرده است.

۱۱. «خانه کج»، (Crooked House)

  • کارگردان: ژیل پاکه-برنر
  • بازیگران: مکس آیرونز، استفانی مارتینی، گلن کلوز، جیلیان اندرسون، کریستینا هندریکس، ترنس استمپ، آماندا ابینگتون، جولیان سندز
  • سال پخش: ۲۰۱۷
  • خلاصه داستان: پس از مرگ مشکوک پدرسالار خانواده لئونایدس، نوه خانواده برای کشف حقیقت وارد خانه‌ای می‌شود که تقریباً تمام اعضای آن می‌توانند انگیزه‌ای برای قتل داشته باشند. با پیش رفتن تحقیقات، رازهای قدیمی و روابط پنهان خانواده آشکار می‌شود.

خانه کج یکی از جاه‌طلبانه‌ترین اقتباس‌های مدرن از آثار کریستی است، اما برخلاف نسخه‌های کلاسیکی که تقریباً همیشه با استقبال بسیار خوبی مواجه شدند، واکنش منتقدان نسبت به این فیلم متوسط بود. شاید تنها نقطه قوت اصلی فیلم، فضای بصری و گروه بازیگران آن است، به‌خصوص گلن کلوز و جیلیان اندرسون که در میان یک خانواده عجیب و پر از راز، شخصیت‌های بسیار قدرتمندی خلق می‌کنند.

۱۲. «جنایت در آینه ونیز»، (A Haunting in Venice)

  • کارگردان: کنت برانا
  • بازیگران: کنت برانا، تینا فی، میشل یئو، جیمی دورنان، کلی ریلی، جود هیل، کامیل کوتین، کایل آلن، ریکاردو اسکامارچو
  • سال پخش: ۲۰۲۳
  • خلاصه داستان:هرکول پوآرو که بازنشسته شده و در ونیز زندگی می‌کند، برخلاف میلش در یک جلسه احضار روح در قصری قدیمی شرکت می‌کند. وقتی یکی از حاضران به قتل می‌رسد، پوآرو دوباره وارد دنیای معما و جنایت می‌شود و باید تشخیص دهد آیا با یک قتل معمولی روبه‌رو است یا چیزی فراطبیعی در کار است.

جنایت در آینه ونیز از نظر فضای سینمایی، متفاوت‌ترین فیلم از سه اقتباس کنت برانا از آثار کریستی است. فیلم بر اساس رمان مهمانی هالووین ساخته شده، اما داستان را از انگلستان به ونیز منتقل می‌کند و عناصر ترسناک و گوتیک را بسیار پررنگ‌تر می‌کند.

این تغییر باعث شده فیلم از دو اثر قبلی برانا شخصیت مستقلی داشته باشد. فضای تاریک ونیز، قصر قدیمی، جلسه احضار روح و موسیقی هیلدور گودنادوتیر باعث شده فیلم بیشتر به یک معمای جنایی با عناصر وحشت نزدیک شود. واکنش منتقدان بر خلاف قسمت دوم این سه‌گانه نسبت به آن نسبتاً مثبت بود. فیلم در سایت راتن توماتوز امتیاز ۷۵ درصد منتقدان و ۷۶ درصد مخاطبان را ثبت کرده و منتقدان از فضای تاریک‌تر و طراحی بصری فیلم استقبال کرده‌اند، هرچند بعضی‌ها خود معما و ریتم فیلم را نقطه‌ضعف دانسته‌اند.

ماندگاری آگاتا کریستی نشان می‌دهد که یک معمای خوب تاریخ مصرف ندارد. حتی با گذشت بیش از صد سال از تولد او، هنوز داستان‌هایش قابلیت تبدیل شدن به فیلم را دارند و هر نسل از فیلمسازان می‌تواند برداشت تازه‌ای از آنها ارائه کند. از آثار کلاسیکی که به بخشی از تاریخ سینمای جنایی تبدیل شده‌اند تا اقتباس‌های مدرن‌تر، دنیایی که کریستی خلق کرد همچنان برای سینما زنده است؛ دنیایی از قتل، راز، فریب و انسان‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌توان با اطمینان گفت حقیقت را می‌گویند.

نویسنده: هاشم جهرمی