خشم فروخورده امیلیا کلارک از پایانبندی بازی تاج و تخت: «حالم را گرفت»
سالها از پایان حماسی بازی تاج و تخت گذشته، اما هنوز هم بحث بر سر سرنوشت دنریس تارگرین داغ است. حالا امیلیا کلارک، ستارهای که به مادر اژدها جان بخشید، در گفتوگویی صادقانه پرده از احساسات واقعیاش درباره پایانبندی سریال برداشته است.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از کامیک بوک مووی و اینترتینمنت ویکلی، کلارک ۳۹ ساله بهتازگی در مصاحبهای عمیق و چالشی در پادکست «چگونه شکست بخوریم» با الیزابت دی فاش کرده که در آن زمان نسبت به سرنوشت شخصیتش «به شدت خشمگین» بوده است. او میگوید با وجود احترامی که برای خالقان سریال قائل است، هیچ نقشی در تصمیمات خلاقانه آنها نداشته و صرفا طبق دستورات دقیق نویسندگان پیش رفته است.
«خارج از بحثهای مربوط به اقدامات او، کشتن من توسط جان اسنو واقعا حالم را گرفت. به نوعی بیادبانه بود!»
ستاره دنیای نغمه یخ و آتش تنها به وستروس محدود نماند و با لحنی طنزآمیز به پروژههای دیگری همچون Secret Invasion و Terminator Genisys نیز اشاره کرد. او معتقد است ورود به فرنچایزهای بزرگ همیشه با ریسک همراه است و اگر کاری مورد پسند مخاطبان واقع نشود، این یک مسئله شخصی نیست.
سایه سنگین شکستهای حرفهای
کلارک با شجاعت از تجربههایی میگوید که فرسنگها با انتظارات فاصله داشتند. ستاره بریتانیایی در اعترافی غیرمنتظره درباره سریال «تهاجم مخفی» (Secret Invasion) گفت: فکر میکنم هیچکس آن سریال را دوست نداشت. متأسفم!
«مردم میگویند کسی آن سریال را دوست نداشت، اما این بخشی از شغل بازیگری است. من به این پروژهها پاسخ مثبت دادم و به عنوان بازیگر، تمام تلاشم را کردم تا با هر انتخابی که شخصیتم انجام میدهد، همدلی کنم.» - امیلیا کلارک
کلارک فراتر از مارول در مورد «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» و «نابودگر: جنسیس» نیز همین نگاه منتقدانه را دارد. او معتقد است برخی از این پروژهها از همان ابتدا نباید ساخته میشدند. با این حال، این شکستها را شخصی نمیداند و باور دارد که وقتی به عنوان بازیگر وارد دنیایی میشوید که از قبل وجود داشته، مسئولیت نهایی موفقیت یا عدم موفقیت آن بر عهده شما نیست.
او گفت: «اتصال من به یک پروژه زمانی که کارگردان میگوید کات، پایان مییابد. تصمیم درباره کیفیت نهایی اثر در دستان من نیست.»
اما داستان انتخابهای امیلیا کلارک اینجا تمام نمیشود. این بازیگر حالا رویکرد خود را تغییر داده و میگوید: «باید برای انتخابهای درست صبور باشم.» نتیجه این صبر، درخشش او در سریال تازه «پانیز» (Ponies) است؛ اثری که اکنون با امتیاز خیرهکننده ۹۷ در راتن تومیتوز، نشان میدهد او دوباره مسیر روزهای اوج را پیدا کرده است.
این بازیگر همچنین به چالشهای پشت صحنه دنیای هفتم اشاره کرد و تأکید داشت که اگرچه در طول فیلمبرداری Game of Thrones تجربه آزاردهندهای نداشته، اما در پروژههای دیگر شاهد «عدم مراقبت» از سوی تیم تولید بوده است؛ مسئلهای که به گفته او، تنها با کمی تفکر و ملاحظه بیشتر قابل پیشگیری بود.
با وجود تمام این فراز و نشیبها، عدهای معتقد هستند نقش G'iah (جیا) در دنیای سینمایی مارول میتواند دوباره فرصتی برای درخشش کلارک فراهم کند؛ علیالخصوص با روندی که آن شخصیت پیمود، عملا در زمینه قدرت به یکی از بیهمتاترین کاراکترهای MCU تبدیل شد. اتفاقی که بلاشک درهای بازگشت را همچنان به روی او باز میگذارد.
شایعات جنجالی دستمزد و فصل تازه مادر اژدها
در ادامه بازیگر نقش دنریس تارگرین، سکوتش را درباره یکی از بزرگترین حواشی گیم آف ترونز هم شکست. کلارک در جزئیاتی صریح شایعاتی که ادعا میکردند هر بازیگر اصلی در هر قسمت مبلغ ۳۰۰ هزار دلار دریافت میکرد را قاطعانه رد کرد. او با خندهای معنادار گفت: «تصورش را میکنید؟ اگر چنین بود، حالا باید سوار چند ماشین پورشه میشدم!»
او اگرچه تاکید کرد که درآمدش به اندازه شایعات نبوده، اما اعتراف کرد که همین مبلغ توانسته باری بزرگ از دوشش بردارد: پرداخت وام مسکن والدینش. برای او، بازی تاج و تخت بیش از آنکه یک منبع بیپایان ثروت باشد، مسیری پرپیچوخم برای رسیدن به درکی تازه از موفقیت بوده است.
کلارک در بخش دیگری از صحبتهایش به احساسات پیچیدهاش نسبت به شهرت اشاره کرد و از روزهای اولی گفت که حتی نام این سریال را نشنیده بود و حالا، پس از تجربههای متفاوت در پروژههای بزرگ سینمایی، نگاهش به دنیای بازیگری تغییر کرده است. این بازیگر به خاطرات تلخ سال ۲۰۱۹ و عدم دریافت جایزه امی نیز اشاره کرد؛ زمانی که فکر میکرد با پایان سریال، دوران او نیز به سر رسیده است.
«دیگر احساس نمیکنم در این نقش یا پیامدهای آن گرفتار شدهام. حالا احساس خوششانسی میکنم که این اتفاق برایم افتاد.» - امیلیا کلارک
وقتی کالیسی با مرگ میجنگید
تصویر امیلیا کلارک در ذهن بسیاری با صلابتِ کالیسی «مادر اژدها» گره خورده است؛ زنی که در میان شعلههای آتش هم شکست نمیخورد. برای آنها که نمیدانند واقعیتِ پشت پردهی درخشش او در دنیای گات، داستانی بهمراتب تاریکتر و انسانیتر هم دارد. همان روزهایی که امیلیای جوان نهتنها مقابل دوربین، بلکه در اتاق عمل با مرگ پنجهدرپنجه شده بود.
کلارک اعتراف کرده که پس از دو آنوریسم مغزی در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳، دچار فروپاشی عاطفی شدیدی شده بود. او میگوید: «من متقاعد شده بودم که مرگ تقدیر من است و هر روز فقط به همین فکر میکردم.»
همه چیز از فوریه ۲۰۱۱، درست پس از پایان فصل اول سریال شروع شد. یک خونریزی زیر عنکبوتیه او را راهی اتاق عمل کرد و عارضهای به نام آفازی (زبانپریشی) برایش بهجا گذاشت که توانایی تکلم را از او گرفته بود. دو سال بعد، در حالی که تصور میکرد کابوس تمام شده، اسکنهای معمولی نشان داد که آنوریسم دوم بزرگتر شده و نیاز به جراحی باز جمجمه دارد.
«بدترین اتفاق در جراحی دوم این بود که از نظر عاطفی کاملا تخلیه شدم. انگار نمیتوانستم به چشمان کسی نگاه کنم. حس میکردم بدنم به من خیانت کرده و هیچکس نمیتوانست این درد درونی را ببیند.» - امیلیا کلارک
او حتی از روزهایی میگوید که در تورهای تبلیغاتی کامیک کان با سردردهای وحشتناک روی صحنه میرفت و مدام با خود تکرار میکرد که «این بار دیگر واقعا پایان کار است.» کلارک با شوخی تلخی میگوید که حتی فکر کرده بود اگر قرار است بمیرد، چرا این اتفاق در یک برنامه زنده تلویزیونی رخ ندهد؟
با وجود تمام این فشارها، او هرگز اجازه نداد ترحم دیگران مسیرش را تغییر دهد. او از خانوادهای میآمد که «خوددلسوزی» در آن جایی نداشت. جالب اینجاست که او در آن دوران نگران بود که اگر ماجرای بیماریاش را با تهیهکنندگان سریال در میان بگذارد، آنها تصور کنند که او دیگر توان انجام کارش را ندارد. اما دنریس تارگرین نهتنها از سریال حذف نشد، بلکه تا آخرین لحظه فصل هشتم ایستاد و جنگید تا ثابت کند که قدرت واقعی، فراتر از توان فیزیکی است.
شما درباره تجربیات امیلیا کلارک چه فکر میکنید؟ آیا با او درباره پایانبندی بازی تاج و تخت موافقید؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.