چرا تارگرین‌های خاندان اژدها برخلاف دنریس ضدآتش نیستند؟

پنج‌شنبه 25 تیر 1405 - 21:00
مطالعه 6 دقیقه
دنریس تارگرین در بازی تاج و تخت
مصونیت دنریس از آتش در بازی تاج‌ و تخت چه رازی دارد که دیگر تارگرین‌های خاندان اژدها نداشتند؟

دنریس تارگرین سال‌ها پیش در صحنه‌ای فراموش‌نشدنی وارد آتش سوزان مراسم خاک‌سپاری خالد دروگو شد و بی‌آنکه آسیبی ببیند، با سه اژدهای تازه‌متولدشده از میان شعله‌ها بیرون آمد؛ لحظه‌ای که لقب‌های «نسوخته» و «مادر اژدهایان» را برایش به همراه آورد. آن صحنه هنوز هم یکی از شگفت‌انگیزترین و الهام‌بخش‌ترین لحظات در سراسر جهان بازی تاج‌ و تخت به‌شمار می‌رود و مسیر این مجموعه را برای همیشه تغییر داد، چون بازگشت اژدهاها به وستروس و تولد واقعی دنریس به‌عنوان شخصیتی نمادین را رقم زد؛ تولدی که اگر موفقیتش نبود، احتمالا خاندان اژدها هم شکل نمی‌گرفت.

مصونیت دنریس از آتش در بازی تاج‌وتخت تنها به همان صحنه محدود نشد و در چند موقعیت دیگر هم تکرار شد. در پایان فصل دوم، او در محاصره آتش اژدها قرار می‌گیرد و در قسمت «کتاب غریبه» از فصل ششم، زمانی که خال‌ها را می‌کشد، شعله‌ها باز هم هیچ آسیبی به او نمی‌زنند. دنریس در هر دو موقعیت کاملا سالم می‌ماند و حتی یک خراش هم برنمی‌دارد، اما هیچ‌یک از تارگرین‌های دیگری که در بازی تاج‌وتخت یا خاندان اژدها دیده‌ایم چنین ویژگی‌ای ندارند و همین پرسش اصلی را پیش می‌کشد که چرا فقط او؟

ایده‌ مصون بودن تارگرین‌ها از آتش درواقع حاصل مجموعه‌ای از عوامل مختلف است. از نظر اصولی، آن‌ها به‌اندازه‌ی هر انسان دیگری می‌سوزند، اما در گذشته تلاشی صورت گرفت تا توانایی‌هایشان فراتر از مردم عادی جلوه کند. توافقی میان تاج‌وتخت و ایمان هفت‌گانه، چند دهه پیش از رویدادهای هاوس آو دِ دراگون, تلاش داشت تصویر اعضای خاندان تارگرین را در نگاه رعایایشان بازتعریف کند. آیین استثناگرایی آن‌ها را نزدیک‌تر به خدایان تا انسان‌های عادی معرفی کرد و برایشان برخی توانایی‌های فراطبیعی قائل شد که بتواند عبورشان از قوانین انسان‌ها را توجیه کند. توانایی ادعای اژدهایان بخشی از همین قابلیتی بود که بعدتر آن‌قدر اغراق شد تا به این باور برسند تارگرین‌ها ذاتا در برابر گرما مقاوم‌اند.

ادعای مصونیت آن‌ها از آتش همچنین از ریشه‌های والریایی خاندان تارگرین سرچشمه می‌گیرد. والریای کهن روی رشته‌کوهی از آتشفشان‌ها به نام چهارده شعله قرار داشت و اربابان اژدها در آن دوران به توانایی‌های جادویی هم شناخته می‌شدند. حتی پس از آن‌که تارگرین‌ها به وستروس آمدند، در دراگون‌استون ساکن شدند؛ جزیره‌ای آتشفشانی که همراه اژدهایانشان در آن زندگی می‌کردند. تارگرین‌ها در چنین محیطی شکوفا شدند و همین شاید نشانه‌ای از سازگاری بیشترشان با گرما باشد، هرچند این سازگاری بیشتر محیطی است تا جسمانی. ممکن است آن‌ها از انسان معمولی گرمای بیشتری را تحمل کنند، اما ریشه‌ها و آیین استثناگرایی، شایعات درباره‌ی قدرتشان را به‌طور چشمگیری بزرگ کرد، به‌جز در مورد یک تارگرین.

نشانه‌های اولیه این توانایی دنریس از فصل اول بازی تاج‌وتخت هم دیده می‌شد. دنریس آب حمام بسیار داغ را دوست داشت و می‌توانست تخم‌های اژدها را که تازه از روی منقل برداشته شده بودند، در دست بگیرد و حتی واکنشی نشان ندهد. در جهان نغمه یخ و آتش جا افتاده که بیشتر تارگرین‌ها دست‌کم تحمل گرمای بیشتری نسبت به آدم‌های عادی دارند، بنابراین این رفتار شاید فقط نمونه‌ای افراطی از همان ویژگی باشد، اما می‌تواند نشانه‌ای از یک موهبت فراطبیعی هم تلقی شود که از ابتدا همراه دنریس بوده است.

با این حال، توضیح محکم‌تر را باید در رخدادهای جادویی مراسم خاک‌سپاری خالد دروگو جست‌وجو کرد؛ جایی که اژدهایان جان گرفتند. در آن صحنه، هم جادوی آتش و هم جادوی خون نقش داشتند، دو نیروی بسیار قدرتمند که ریشه‌شان به والریای کهن بازمی‌گردد و شاید حتی در نابودی والریا و شاید خودِ وجود اژدهاها هم دخیل بوده‌اند. توده آتش، تخم‌های اژدها، سوزاندن مِیری ماز دوور، اسب دنریس و جسد خود دروگو، یعنی همان چیزی که به‌نوعی خون شاهانه محسوب می‌شد و در این جادوها مانند کاری که ملیساندر انجام می‌داد کاربرد دارد، همگی دست‌به‌دست هم دادند تا اژدهایان از سنگ بیدار شوند و دنریس نیز در برابر شعله‌ها مصون بماند.

نشانه‌ی دیگری که مصونیت دنریس از آتش را لو می‌دهد، جمله‌ی نمادین اوست که می‌گوید: «آتش نمی‌تواند اژدها را بکشد.» او این را در فصل اول، قسمت ششم، «تاجی زرین»، به زبان می‌آورد؛ درست زمانی که برادرش، ویسریس با بازی هری لوید، پس از آن‌که خال دروگو سطلی از طلای مذاب را بر سرش می‌ریزد، می‌میرد. منظور واقعی دنریس از این جمله، طعنه‌ای تند به ویسریس بود؛ کسی که همیشه او را آزار می‌داد و می‌گفت اگر آن‌طور که او می‌خواهد رفتار نکند، عصبانی می‌شود، «اژدها بیدار می‌شود» و او را کتک می‌زند. دنریس درواقع داشت نشان می‌داد که ویسریس اصلا اژدها نبود و در نهایت هم بسیار ضعیف از آب درآمد.

اما دنریس خودش یک اژدهاست. مصونیت او از گرما و آتش در میان دیگر تارگرین‌ها هم یگانه است و جایگاهش را به‌عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی بازی تاج‌ و تخت تثبیت می‌کند. او یکی از بهترین نامزدها برای نقش شاهزاده‌ موعود به‌شمار می‌آید؛ موضوعی که در سراسر مسیرش از دختری هراسان تا همه‌ی لقب‌هایی که بعدتر به‌دست می‌آورد، از جمله «نسوخته»، بررسی می‌شود. از سوی دیگر، نمونه‌های زیادی از تارگرین‌هایی وجود دارد که فکر می‌کردند مثل او در برابر آتش مصون‌اند، اما سرنوشتی بسیار مرگبارتر پیدا کردند.

بازی تاج‌ و تخت هرگز این سازوکار را به‌طور مستقیم توضیح نداد؛ رویکردی که در قبال عناصر فانتزی و جادویی دیگر هم بارها دیده می‌شد، از جمله برن که به کلاغ سه‌چشم بدل شد، یا پادشاه شب و واکرهای سفید. با این همه، تصمیم سازندگان سریال را می‌توان به‌سادگی درک کرد، چون برای روایت، جمله‌ای ساده و پرقدرت می‌ساخت که می‌گفت دنریس «ضدآتش» است و در عین حال به او اجازه می‌داد لحظه‌های حماسی و چشمگیری داشته باشد که از او شخصیتی حتی خاص‌تر می‌ساخت؛ نکته‌ای مهم در داستانی که بخشی از آن بر سرنوشت او و تلاشش برای قدرت بنا شده بود.

پاسخ در نسخه کتاب‌ها اما متفاوت است. در یک کلام، دنریس در رمان‌های جورج آر. آر. مارتین ضدآتش نیست، هرچند ماجرا تا حدی از همان نقطه آغاز می‌شود. او در کتاب هم وارد مراسم خاک‌سپاری دروگو می‌شود و با سه اژدهای نوزاد بیرون می‌آید، اما در آنجا کاملا بی‌اثر از آتش بیرون نمی‌آید و موهایش می‌سوزد؛ یعنی مصونیت کامل ندارد، هرچند روشن است که سریال نمی‌خواست دردسرِ نمایش دنریس کچل را به جان بخرد.

تفاوت مهم دیگر با سریال این است که در کتاب، آن رخداد یک اتفاق جادویی یک‌باره است و از آن پس تکرار نمی‌شود. مارتین بعدا هم نشان می‌دهد که واقعیت برعکس مصونیت کامل دنریس است و در رقصی با اژدهایان، در فصلی از زاویه دید خود او، مشخص می‌شود که گرمای آتش اژدهایش، دروگون، را احساس می‌کند. کمی بعد هم روشن می‌شود که او توسط همان اژدها سوخته است، هرچند زخم‌ها در حال بهبودند. دنریس به‌عنوان مادر اژدهایان قدرتمند است، اما ضدآتش نیست.

همین پرسش درباره دیگر اعضای خاندان تارگرین نیز مطرح شده، اما پاسخ باز هم منفی است. دنریس عمدا تنها تارگرینی است که مصونیت از آتش دارد و این نکته چه در کتاب و چه در سریال و چه در حالت یک‌باره یا پیوسته، ثابت می‌ماند. در هیچ‌یک از آثار نغمه یخ و آتش، بازی تاج‌وتخت، خاندان اژدها یا شوالیه‌ هفت پادشاهی نمونه‌ای از تارگرینِ ضدآتش دیده نمی‌شود.

دیگر اعضای این خاندان حتی این نکته را پررنگ‌تر هم کرده‌اند و چند نفرشان در آتش سوخته‌اند. آئما آرین و جیسریس ولاریون هر دو مراسم خاک‌سپاری خودشان را داشته‌اند، لینا ولاریون با آتش اژدهای ویگار خودکشی کرد، و اگان دوم تارگرین نیز به‌شدت سوخت و بدنش دچار زخم و جراحت شد. جان اسنو در کتاب دستش سوخت و برخی از تارگرین‌های شوالیه‌ هفت پادشاهی ‌طی رخدادهایی که در آینده خواهیم دید.

خود مارتین سال‌ها پیش هم این موضوع را روشن کرده بود. او در سال ۱۹۹۹ و در پاسخ به پرسش یک هوادار نوشت:

«گرنی، ممنون که این پرسش را مطرح کردی. این سؤال فرصتی می‌دهد تا یک برداشت نادرست رایج را روشن کنم. تارگرین‌ها نسبت به آتش مصون نیستند! تولد اژدهایان دنریس یگانه، جادویی، شگفت‌انگیز و یک معجزه بود. او را نسوخته می‌نامند چون وارد شعله‌ها شد و زنده بیرون آمد. اما برادرش که در فلز گداخته غرق شد، اصلا مصون نبود.»

این شاید شفاف‌ترین پاسخی باشد که می‌شد داد. دنریس به‌خاطر ترکیب خاصی از جادو در همان زمان خاص از آتش جان سالم به در برد، یا به تعبیر مارتین، به‌دلیل یک «معجزه». چنین رخدادی قابل تکرار نیست و دقیقا به همین دلیل هیچ تارگرین دیگری ضدآتش به‌شمار نمی‌رود.

شما دلیل ضدآتش بودن دنریس را چه می‌دانید؟ نظرتان را بنویسید.

نظرات