رتبهبندی قدرتمندترین شخصیتهای Invincible | شکستناپذیر واقعی را بشناسید!
در Invincible (شکستناپذیر)، رابرت کرکمن جهانی ابرقهرمانی ساخته که در آن قدرت بزرگ همواره با پیامدهای بزرگ همراه میشود و چندین شخصیت در همین جهان نشان میدهند سقف تواناییها تا کجا بالا میرود. ساختار قدرت در این مجموعه با دنیای مارول و دیسی تفاوتهای مهمی دارد، زیرا در اینجا مرگ واقعی است و زخمها میتوانند دائمی بمانند. تهدیدها نیز بهجای آنکه پس از هر آرک از نو شروع شوند، پیوسته بالاتر میروند و اینوینسیبل عملا یک روایت بلند و پیوسته را پیش میبرد که خطرها در آن مدام شدیدتر میشوند.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از کامیکبوک، با اینهمه چیزی که در این سریال در خطر است، سطح خطر هم بهطور مداوم افزایش پیدا میکند و حتی وقتی ویروس اسکورج تقریبا تمام نژاد ویلترومایتها را از میان برد، شخصیتهای تازهوارد هر کدام از قبلی نیرومندتر بودند. در ادامه، قدرتمندترین اعضای جهان شکست ناپذیر بهترتیب معرفی میشوند.
۱۰. اومنیمن (Omni-Man)
وقتی Invincible آغاز شد، قدرتمندترین موجود روی زمین بیتردید اومنیمن بود. او نخستینبار در شماره ۱ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۳ بهدست رابرت کرکمن و کوری واکر معرفی شد و در دوازده شماره نخست، مهمترین شخصیت داستان بهشمار میرفت؛ زیرا تا زمانی که وفاداری واقعیاش فاش نشد، بهعنوان بزرگترین ابرقهرمان زمین شناخته میشد. او پدر مارک است و زمانی که روشن شد در واقع تمام همتیمیهایش در نگهبانان کهکشان را کشته، قدرت و هیبت عظیمش بهخوبی ثابت شد.
اومنیمن بیش از دو هزار سال سن دارد و هنوز در دوران اوج توانایی خود قرار دارد. قدرت او زمانی به نمایش گذاشته شد که با پسرش، اینوینسیبل، جنگید و او را بهصورت نظاممند از هم پاشید تا برتری ویلترومایتها را نسبت به انسانها نشان دهد؛ نبردی که به مرگ هزاران انسان انجامید. با اینحال، او در نهایت به سوی رستگاری رفت و زمانی که همراه اینوینسیبل و ثادئوس سیاره ویلتروما را در آرک جنگ ویلترومایتها نابود کرد، یکی از ویرانگرترین اعمال فیزیکی کل سری را رقم زد. با وجود این قدرت عظیم، هنوز شخصیتهایی وجود دارند که میتوانند از پس او برآیند.
۹. امپراتور مارک (Emperor Mark)
امپراتور مارک همان مارک گریسون، قهرمان اصلی داستان، است که او هم در شماره ۱ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۳ بهدست رابرت کرکمن و کوری واکر معرفی شد. مارک در شماره ۱۴۴ شکستناپذیر در سال ۲۰۱۸، یعنی شماره پایانی مجموعه، به امپراتور ویلتروما تبدیل میشود. او نیمهانسان و نیمهویلترومایت است و مسیرش را بسیار پایینتر از سطح قدرت پدرش آغاز کرد؛ تا جایی که در رویاروییهای ابتدایی، اومنیمن او را بدون زحمت جدی شکست میداد. جهش قدرت مارک در سراسر مجموعه، طولانیترین و دراماتیکترین رشد قدرت در کل داستان بهشمار میرود.
تعیینکنندهترین دستاورد پایانی مارک زمانی رقم خورد که گرند ریجنت ترگ، نیرومندترین ویلترومایتی که تاکنون زنده بوده، را به درون خورشید زمین کشاند و با دندان گلویش را درید، در حالی که هر دو در آتش میسوختند. هیچ شخصیت دیگری در این مجموعه نمیتوانست از چنین رویارویی جان سالم به در ببرد. ترکیب سازگاری انسانی و فیزیولوژی ویلترومایتی شاید به مارک سقف قدرتی بالاتر از هر عضو خالصنژاد این گونه داده باشد. سطح قدرت او در اوج مجموعه بسیار عظیم است، اما همچنان در همان چارچوب فیزیکی سایر ویلترومایتها عمل میکند.
۸. ثادئوس (Thaedus)
ثادئوس قدیمیترین ویلترومایتی است که تاکنون شناخته شده و بیش از هزار سال پیش از رویدادهای مجموعه اصلی، امپراتوری ویلتروما را ترک کرده بود. او نخستین ویلترومایتی بود که به امپراتوری خیانت کرد، لرد آگرال، نخستین امپراتور را ترور کرد و برای مقابله با گسترش ویلترومایتها در کهکشان، ائتلاف سیارات را بنیان گذاشت. بزرگترین دستاورد علمی او توسعه ویروس اسکورج با استفاده از دیانای خودش و بهکارگیری آن برای هدف قرار دادن همه ویلترومایتها بود؛ اقدامی که گونه را تا مرز نابودی پیش برد و تنها پنجاه بازمانده بر جای گذاشت.
همین یک عمل، توازن قدرت را در سراسر جهان اینوینسیبل بازنویسی کرد. از نظر توان فردی، او همچنان قدرت رزمی کافی برای نبرد با ویلترومایتهایی چون آنیسا و ژنرال کرگ را حفظ کرده بود و میتوانست همپای نولان گریسون و اینوینسیبل در سرعتهای دوران اوجشان حرکت کند؛ سرعتهایی که از نور فراتر میروند. گرند ریجنت ترگ اندکی پس از نابودی سیاره ویلتروما او را کشت. رتبه بالای ثادئوس نه بهخاطر زور بازو، بلکه بهدلیل ویرانیای است که با هوش خود رقم زد.
۷. آرگال (Argall)
لرد آرگال نخستین امپراتور امپراتوری ویلتروما و پدر نولان گریسون بود؛ بنابراین او پدربزرگ مارک گریسون بهشمار میرفت. دوران حکومتش عصر طلایی ویلتروما محسوب میشد و هر فرمانروای بعدی با او سنجیده میشد. در میان ویلترومایتها، قدرت آگرال افسانهای بود و هیچ ویلترومایتی برای هزاران سال نمیتوانست با او مقابله کند. با این حال، مرگ او نه در میدان نبرد، بلکه از راه خیانت رقم خورد، زیرا ثادئوس که آگرال به او اعتماد داشت، او را ترور کرد.
کشته شدن آرگال نشانه برتر بودن ثادئوس نبود، بلکه عملی مبتنی بر فریب بود، چون رویارویی مستقیم با او ناممکن محسوب میشد. قدرت فراانسانی آرگال برای تثبیت جایگاهش بهعنوان بزرگترین جنگجوی تاریخ گونهاش کافی بود. او دارای آسیبناپذیری تقریبا کامل، توان پرواز، ظرفیت ریوی خارقالعاده برای فعالیت نامحدود در فضا، عامل درمانی برای بازسازی استخوانهای شکسته و اندامهای آسیبدیده، و حواس شنیداریای بود که امکان شنیدن صداها از فواصل خارقالعاده را فراهم میکرد. انگیزه اصلی ترگ نیز در نهایت انتقام خون آرگال بود.
۶. اتمایو (Atom-Eve)
اتمایو در شماره ۲ شکست ناپذیر در سال ۲۰۰۳ بهدست رابرت کرکمن و کوری واکر معرفی شد و از نظر ردهبندی قدرت، مهمترین شخصیت غیرویلترومایتی مجموعه بهشمار میرود. توانایی او کنترل ماده در سطح زیراتمی است. اتمایو میتواند هر مادهای را به هر ماده دیگری تبدیل کند، سپر و سلاح را از هیچ بسازد، با تغییر چگالی هوا پیرامون بدنش پرواز کند و با بازآرایی ساختارهای مولکولی، زخمها را درمان کند. قدرتهای او بیش از آنکه فیزیکی باشند، مفهومیاند.
او از نظر ضربهزنی از ترگ قویتر نیست، اما میتواند ماده اطراف او را بازسازی کند. سقف قدرتش نیز تعریفشده نیست. هنگامی که با فشار شدید عاطفی یا نزدیکمرگ روبهرو میشود، سدهای ذهنی ناخودآگاهش کنار میروند و تواناییهایش در سطحی عمل میکنند که هرگز بهطور کامل در کمیکها آزمایش نشده است. مجموعه نشان میدهد که او شاید در بالاترین حدِ رهاشده، در شمار نیرومندترین موجودات جهان باشد. در نبردش با کانکوئست، او مرد و سپس به شکلی نامعلوم خودش را زنده کرد. چیزی که او را پایینتر از دیگران نگه میدارد، همان سدهای ذهنیای است که معمولا قدرتش را محدود میکنند.
۵. آلن بیگانه (Allen the Alien)
آلنِ بیگانه نخستینبار در شماره ۲ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۳ بهدست رابرت کرکمن و کوری واکر ظاهر شد. او در ابتدا برای آزمودن قهرمانان سیارهای برای ائتلاف معرفی شد و همین موضوع سطح قدرتش را ثابت میکرد، زیرا ائتلاف میخواست پیش از پیوستن هر فرد، او را در برابر آلن بسنجد. او از جهاتی به دومزدی در کمیکهای دیسی شباهت دارد، چون پس از زنده ماندن از جراحات نزدیک به مرگ، بدنش بسیار قویتر از قبل بازسازی میشود. هر بار که چیزی تا آستانه کشتن آلن پیش میرود، او بهطور چشمگیری نیرومندتر میشود.
با نگاه به نبردهایی که آلن در آنها حضور داشته، میتوان گفت او به سطحی تقریبا اسطورهای از قدرت رسیده است. پس از جان سالم به در بردن از چندین رویارویی که باید او را میکشتند، قدرتش تا جایی رشد کرد که توانست بهطور رقابتی با ویلترومایتها بجنگد. همین روند او را از شخصیتی فرعی و عجیب به یکی از مهمترین جهشهای سطح قدرت در کتاب تبدیل کرد. با اینهمه، هنوز هم این محدودیت را دارد که میتواند با ویلترومایتها بجنگد، اما نمیتواند مانند ترگ بر آنها سلطه کامل پیدا کند.
۴. کانکوئست (Conquest)
کانکوئست در شماره ۶۱ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۹ بهدست رابرت کرکمن و رایان اوتلی معرفی شد. او یکی از قدیمیترین و باتجربهترین ویلترومایتها بود و در لور مجموعه، هنگام ظهورش بهعنوان دومین ویلترومایتی قدرتمند زنده پس از ترگ توصیف میشد. کانکوئست هزاران سال سیارهها را میجنگید و فتح میکرد و پیش از ورودش به داستان، در نبرد با روگنارها یک دست و یک چشم خود را از دست داده بود؛ با این حال، باز هم تقریبا اینوینسیبل را کشت و همه اطرافش را ویران کرد.
او همان کسی است که اتمایو را کشت، پیش از آنکه او بعدها دوباره زنده شود. کانکوئست سرانجام زمانی جان داد که اینوینسیبل شروع کرد به خفه کردنش و با وجود آنکه مارک خودش بهزحمت سر پا بود، رهایش نکرد تا کانکوئست از خفگی مرد. تنها راه کشتن کانکوئست این بود که با وجود هر آسیبی، دست از فشار برنداری. صحنههای نبرد کانکوئست در شمارههای ۶۱ تا ۶۴ اینوینسیبل از خشنترین و دلخراشترین نبردهای تاریخ کمیکهای ایمج کامیکس بهشمار میروند. او بالاتر رتبه نگرفت، چون مارک او را کشت و همچنین در حد سه نفر اول نبود.
۳) بتل بیست (Battle Beast)
بتل بیست در شماره ۱۹ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۴ بهدست رابرت کرکمن و کوری واکر معرفی شد. نام واقعی او تاک است و در سیارهای به نام دورن به دنیا آمده؛ جهانی که پیوسته درگیر جنگ داخلی بود. بتل بیست آنقدر دشمن کشت که در نهایت تمام جنگ را در دنیای خودش پایان داد. او از این بیم داشت که نیاز مهارنشدهاش به نبرد، سیارهای را که برای حفظش جنگیده بود نابود کند، پس دورن را ترک کرد و در میان ستارگان به جستوجوی رقیبی شایسته و بهاندازه کافی نیرومند برای کشتن خودش پرداخت.
در نخستین حضورش، نزدیک بود اینوینسیبل را بکشد و در عین حال تمام تیم نگهبانان کهکشان را هم شکست داد، سپس بهصورت داوطلبانه رفت، چون نه نبرد با مارک و نه آن پیروزیها را در حد توجه خود نمیدید. سپس تمرکزش را روی گرند ریجنت ترگ، نیرومندترین ویلترومایت زنده، گذاشت. این نبرد ترگ را تا نهایت توان جسمانیاش پیش برد و بتل بیست حتی موفق شد پوست ترگ را گاز بگیرد. او تنها کسی بود که ترگ را پیش از نبرد نهایی و مرگبارش با اینوینسیبل تا مرز توان بدنی مطلقش رساند. رتبه او پایینتر از ترگ است، چون ترگ او را کشت.
۲) ترگ (Thragg)
گرند ریجنت ترگ نخستینبار در بازگشت شکستناپذیر شماره ۱ در سال ۲۰۱۰ بهدست رابرت کرکمن، دوری واکر و رایان اوتلی ظاهر شد. او فرمانروای مطلق امپراتوری ویلتروما بود و از بدو تولد برای آن تربیت شد که قویترین ویلترومایت زنده باشد؛ عنوانی که در تمام دوران حضورش در مجموعه حفظ شد. سطح قدرت او از اومنیمن بالاتر است، زیرا قدرت نولان گریسون را پشت سر میگذارد. جایی که اومنیمن میتواند شهرها را ویران کند، ترگ همان کار را با تلاش بسیار کمتر و با شدت پایدارتر و بالاتری انجام میدهد.
ترگ در چندین نوبت قدرت خود را نشان داد. او بتل بیست را کشت و برتریاش را بر یکی از بزرگترین جنگجویان جهان ثابت کرد. او ثادئوس را کشت و انتقام مرگ آگرال را گرفت. برای مارک بیش از حد سنگین بود و اومنیمن را نیز تا مرز نهایی توانش برد. تنها راه متوقف کردن ترگ، از کار انداختن امکان ادامه نبرد او بود. مارک مجبور شد ترگ را به درون خورشید ببرد و گلویش را بیرون بکشد، آن هم در حالی که خودش نیز با خطری عظیم روبهرو بود، تا سرانجام این جنگجوی افسانهای ویلترومایت را از پا درآورد.
۱. اومنیپاتوس (Omnipotus)
بیشتر شخصیتهای قدرتمند اینوینسیبل ویلترومایت هستند، اما نیرومندترین شخصیت جهان، موجودی است که از همه آنها و بهطور کلی از هر گونه بیگانه دیگری هم بزرگتر است. اومنیپاتوس نخستینبار در شماره ۲۷ شکستناپذیر در سال ۲۰۰۵ بهدست رابرت کرکمن و رایان اوتلی ظاهر شد و در شماره ۸۷ شکستناپذیر در سال ۲۰۱۲ مرد. او موجودی کیهانی از بُعدی ناشناخته است و قدرتهایش شامل جذب انرژی، نیروی فراانسانی عظیم، آسیبناپذیری تقریبا کامل، تبدیل ماده به هر شکلی که بخواهد، و توانایی بازآرایی کامل مناظر و محیط اطراف میشود.
در نخستین حضورش، چندین بلوک شهری از شهر محل زندگی اینوینسیبل را پاک کرد و آوار را به هیولاهای سنگی غولپیکر تبدیل کرد تا با قهرمانان گردآمده بجنگند. برای مهار او، به واکنشی هماهنگ از سوی اینوینسیبل و چند متحد دیگر نیاز بود. هیچ شخصیت منفردی در این مجموعه نمیتواند در نبردی یکبهیک و قابلاعتماد با اومنیپاتوس مقابله کند. شکست او نیازمند کار گروهی و هدفگیری استراتژیک مشخص بود، نه صرفا قدرت ضربهای یک مبارز منفرد. همه قهرمانان باید سهم خود را ادا میکردند تا اینکه دیناسوروس از پشت به او نزدیک شد و سرش را گاز گرفت. او نزدیکترین معادل یک شرور کیهانی در جهان اینوینسیبل بهشمار میرود و از هر شخصیت دیگری که فقط بر زور بازو تکیه دارد، بالاتر قرار میگیرد.
شما کدام شخصیت Invincible را قدرتمندترین میدانید؟ نظر خودتان را بنویسید.