رازآلودترین پروژه تام کروز | پنج نکتهای که باید درباره فیلم Digger بدانید
درباره فیلم Digger (حفار) مدتها فقط شایعه و حدس شنیده میشد، تا بالاخره با انتشار تریلر تازه، بخشی از هالهی ابهام کنار رفت. حالا میتوان با خیال بیشتری سراغ پنج نکتهی مهمی رفت که از همکاری جدید تام کروز و الخاندرو گونسالس اینیاریتو به دست آمدهاند.
به گزارش فیلمزی و به نقل از امپایر، اگر دنبال سرنخی هستید که بفهمید چرا این فیلم تا این اندازه توجه جلب کرده، همین چند نکته تصویر روشنتری از حالوهوای پروژه میدهند. البته هنوز هم همهچیز گفته نشده و خود کروز در جلسهی پرسشوپاسخ بعد از نمایش، باز هم محتاطانه حرف زد. با این حال، همان چند دقیقه تصویر، چند اشارهی کوتاه و کمی برقِ هیجان کافی بود تا روشن شود با یکی از کنجکاویبرانگیزترین فیلمهای سال طرفیم.
۱. دکتر استرنجلاو قرن بیست و یکم؟
کمتر فیلمی از اینیاریتو را میشود سراغ گرفت که از همان ابتدا با برچسب کمدی فاجعهبار معرفی شود، اما همین چرخش لحن، نقطهی جذابیت پروژه را میسازد. فیلمسازی که معمولا به درامهای سنگین و جدی شناخته میشود، اینبار به سراغ حالوهوایی رفته که شوخیهای واقعی، یک گربهی هولناک و تصویری اغراقشده و نزدیک به ابزورد دارد؛ ترکیبی که برای او غیرمنتظره به نظر میرسد و برای تماشاگر کنجکاویبرانگیز.
داستان هم به همان اندازه وسوسهکننده جلوه میکند. تام کروز نقش مرد نفتی را بازی میکند که با نام «دیگر» راکول شناخته میشود و باید جلوی یک فاجعهی زیستمحیطی جهانی را بگیرد؛ فاجعهای که خودش ظاهرا با یک خطای بزرگ در حفاری به راه انداخته است. همین ایده، فیلم را به یاد دکتر استرنجلاو میاندازد؛ مقایسهای که از سر شوخی نیست و نشان میدهد با اثری طرفیم که میتواند در مرز طنز سیاه و هجو آخرالزمانی حرکت کند. اگر این نسبتها جواب بدهند، دیکر شاید از آن فیلمهایی شود که نهتنها زیر سایهی این مقایسهها نمیرود، بلکه از آنها هم فراتر میرود.
۲. این تام کروز آن تام کروز نیست
تام کروز سالها با چهرهای آشنا در ماموریت: غیرممکن و تاپ گان: ماوریک جلو آمده، اما اینجا بازی عوض میشود. کاراکتر جدید او نه فقط زیر گریم و ظاهرا یک لباس چاقکننده پنهان شده، بلکه لهجه، صدا و حتی دندانها هم در ساختن هویتش نقش دارند. ایناریتو در معرفی ضبطشدهاش از او بهعنوان مردی جذاب، بامزه و غیرقابلنگاهنکردن یاد کرد؛ کسی که مثل خطرناکترین آدمها، آدم را وسوسه میکند با او همنظر شود.
همین فاصله گرفتن از «کروزِ همیشگی» دلیل مهمی است که حفار را در فهرست موردانتظارترینهای سال نگه میدارد. کروز خودش هم در پرسشوپاسخ بعد از تریلر تاکید کرد که تا امروز کمتر سراغ چنین تغییری رفته و این نقش را چیزی «بیش از یک تغییر ظاهری» میداند. او حتی با خنده وارد لحن دیگر شد و نشان داد که برای این شخصیت، صرفا چهره عوض نشده؛ ریتم بازی هم دگرگون شده. وقتی بازیگری که معمولا با اعتمادبهنفسِ قهرمانانه شناخته میشود، تا این اندازه خودش را پشت یک کاراکتر دیگر پنهان میکند، نتیجه غافلگیرکنندهتر از یک اکشن معمولی میشود.
۳. حفار سالها در دست توسعه بوده است
حفار از همان ابتدا یک همکاری اتفاقی و یکشبه نبود؛ ردّ آن به سالها قبل برمیگردد، وقتی تام کروز با دیدن Amores Perros در سال ۲۰۰۱ حسابی تحتتاثیر قرار گرفت و دربارهی استعداد ایناریتو با شور و حرارت حرف زد. کروز بعدها گفت میشد «صدای انسانیِ قدرتمند» را در کارگردانی او حس کرد؛ توصیفی که نشان میداد این علاقه فقط یک تحسین گذرا نبوده، بلکه آغاز یک دلبستگی جدی به جهان فیلمسازی ایناریتو به شمار میآمد.
آشنایی مستقیمترشان حدود یک دهه بعد شکل گرفت و سپس، حدود هفت سال پیش، خود ایناریتو ایده Digger را با کروز در میان گذاشت. همین فاصلهی زمانی طولانی، به پروژه وزن ویژهای میدهد، چون نشان میدهد فیلم از دلِ یک گفتوگوی کوتاه بیرون نیامده و سالها در ذهن هر دو نفر رسیده و پخته شده است. ایناریتو هم گفته بود هر دو میدانستند که در تمام مسیر کاریشان، هیچوقت چیزی حتی نزدیک به این پروژه انجام ندادهاند.
همین سابقهی طولانی دلیل مهمی برای هیجان زده شدن است. وقتی یک همکاری سالها در انتظار میماند و دو فیلمساز در دو سوی ماجرا چنین شناخت عمیقی از هم پیدا میکنند، کنجکاوی تماشاگر هم بالا میرود؛ چون فیلم دیگر فقط یک پروژهی تازه نیست، بلکه نتیجهی سالها شیفتگی، گفتوگو و جاهطلبی مشترک بهحساب میآید.
۴. ترکیب بازیگران قدرتمند
ترکیب بازیگران کنار تام کروز فقط برای پر کردن قاب نیست و از همان چند تصویر، وزن داستان را بالا میبرد. ریز احمد با حالتی مدام آشفته کنار دیگر قرار گرفته، ساندرا هولر در صحنهای با کروز میرقصد و حضور مایکل استولبارگ و جسی پلمونس هم به فیلم حس یک گروه بازیگری جدی میدهد که هر کدام میتوانند لحظهای را بربایند.
جذابترین غافلگیری، جان گودمن است که در نقش رئیسجمهور ایالات متحده، حالوهوایی بهشدت برادران کوئنوار به فیلم میدهد. در یکی از صحنهها، رئیسجمهور پیش از آنکه شاید دستور نابود کردن یک یخچال عظیم را بدهد، در وضعیتی تقریبا بیحرکت فرو میرود و باید با سیلی به خود بیاورد. همین جزئیات نشان میدهد که فیلم فقط به ستارهی اصلی تکیه نمیکند و از چهرههای مکمل برای ساختن تنش، طنز و آشفتگی سیاسی دارد. خود کروز هم با تحسین از آنها یاد کرده و گفته است که اینیاریتو موسیقی را میفهمد؛ زبانی مشترک که ظاهرا این گروه را کنار هم نگه میدارد.
۵. فیلمبرداری منحصر بهفرد با VistaVision
وقتی یک فیلم تازه همزمان از دوربینهای قدیمی و جاهطلبیهای کاملا امروزی حرف میزند، نتیجهاش فقط یک انتخاب فنی ساده نیست. حفار از همان لحظهای که معلوم شد با VistaVision فیلمبرداری شده، خودش را در موقعیتی گذاشت که بیشتر به تجربهی سینمایی شبیه میشود تا یک تولید معمولی. اینیاریتو هم با اشاره به اینکه «سینما سزاوار مقیاس است» همین حس را پررنگتر کرد؛ انگار فیلم میخواهد از همان قاب اول یادآوری کند که نمایش بزرگ هنوز اهمیت دارد.
همکاری دوبارهی اینیاریتو با ایمانوئل «چیو» لوبزکی هم به جذابیت ماجرا اضافه میکند، این دو پیشتر بارها نشان دادهاند که چطور میتوان تصویر را به بخشی از روایت بدل کرد. استفاده از دوربینی با طراحی ۱۹۵۴، در کنار لنزهای واید وینتیج لایکا که برای همین فیلم ساخته شدهاند، نشانهی واضحی از وسواس بصری پروژه دارد. تام کروز هم در گفتوگو بعد از تریلر، از هیجان شنیدن صدای عبور فیلم در دوربین حرف زد و همین واکنش نشان میدهد که حفار فقط یک همکاری پرستاره نیست، بلکه ادای دینی به خودِ تجربهی سینما هم بهحساب میآید.
شما دربارهی این پروژهی مرموز چه حدسی میزنید؟