فراتر از بازی مرکب | ۸ سریال کرهای که خونینتر و تاریکتر از Squid Game هستند
بازی مرکب بدون تردید یکی از بزرگترین درامهای کرهای این قرن شد، اما پشت همین شهرت عظیم، مجموعهای از تریلرهای نفسگیر پنهان ماندهاند که بهسادگی از چشم بسیاری دور میمانند. فصل نخست این سریال با بازیهای مرگبار، خنجر زدنهای پشتپرده و پیچشهای احساسی، به کمالی کمنظیر رسید و پس از جذب میلیونها و میلیونها بیننده، به پربینندهترین سریال نتفلیکس در تمام تاریخ تبدیل شد. در ادامه، هشت عنوان کره ای معرفی میشوند که از نظر تاریکی، اضطراب و ضربههای روایی، آنقدر سنگیناند که بازی مرکب را ملایم جلوه میدهند.
از زمان پخش نخستین فصل Squid Game تا امروز، این سریال همچنان شاید بهترین درام کرهای موجود در نتفلیکس بهحساب میآید، اما همین برتری لزوما بهمعنای بیرقیب بودنش نیست. همانطور که در آمریکای شمالی دهها سریال هولناک تحسینبرانگیز اما دستکمگرفتهشده وجود دارد، تعداد زیادی درام کرهای مشابه هم هستند که احتمالا هرگز به شهرت بازی مرکب نمیرسند. با این حال، هر کدام بهخاطر خطهای داستانی بهطرز وسوسهانگیز تاریک، شخصیتهای فراموشنشدنی و جزئیات دلهرهآورشان شایستهی توجهاند.
غریبهها از جهنم
Strangers From Hell
غریبهها از جهنم که با نام جهنم دیگران است هم شناخته میشود، هم وهمآلود است و هم خیرهکننده. این درام کرهای محصول ۲۰۱۹، داستان یون جونگوو، با بازی ایم سیوان، را دنبال میکند؛ نویسندهای نوظهور که پس از گرفتن یک کارآموزی مهم در شهر، به خوابگاه ایدن نقل مکان میکند. اما او خیلی زود میفهمد همسایههایش، که هر کدام عادتهای نگرانکنندهی خودشان را دارند، همه در همان مجتمع مرکزی به دلیلی مخفی و عمیقا شیطانی زندگی میکنند. مهمتر از همه، هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست و حس او از واقعیت شروع به فروپاشی میکند.
عنصر تریلر روانشناختی غریبهها از جهنم بیتردید هر کسی را که دنبال ترس خوب باشد جذب میکند، اما چیزی که آن را به تماشایی ضروری تبدیل میکند، پیچش نهایی قدرتمندش است. خط اصلی داستان میتوانست بهراحتی به قلمرو کلیشهای «چهکسی قاتل است» بلغزد، اما سریال با یک معمای قتل آرامسوز پیش میرود که با هر قسمت، ترسناکتر و سهمگینتر میشود.
بازی مرگ
Death’s Game
بیشتر شرورهای نمادین در درامهای کرهای دیوانه و خطرناکاند، اما در نهایت هنوز انسان محسوب میشوند. در تضادی آشکار، بازی مرگ همانطور که از نامش پیداست خود تجسم مرگ را بهعنوان ضدقهرمان اصلی دارد؛ نقشی که پارک سو دام آن را ایفا میکند. قربانی این نقشههای بیرحمانه، چو ییجه، با بازی سو اینگوک، مردی درمانده است که زندگیاش را در تلاش و ناکامی برای پیدا کردن شغل گذرانده است.
وقتی شخصیت اصلی تلاش میکند به زندگی خود پایان بدهد و نقشهی بزرگ مرگ را از مسیر خارج کند، فرشتهی مرگ سر میرسد و اولتیماتومی پیش پای او میگذارد. ییجه باید یکی از ۱۲ تناسخ را زنده بماند، وگرنه برای همیشه محکوم میشود. بازی مرگ بر پایهی یک فرضیه هولناک بنا شده، اما این سریال فانتزی تاریک با هر زندگی تازهای که ییجه ناچار به تجربهاش میشود، یک پله بالاتر میرود و بسیاری از تماشاگران را زخمی، اما همچنان میخکوبِ صفحه نگه میدارد.
پادشاه خوکها
The King of Pigs
چه در ذهنهای جنایتکار و چه در قانون و نظم واحد قربانیان ویژه، همیشه بازاری برای موضوعات آزاردهنده در تلویزیون وجود داشته است. با این حال، بعضی روایتها آنقدر خشن و اثرگذارند که دیدنشان حتی یکبار هم دشوار میشود، چه برسد به بازبینی برای لذت. بیتردید، یکی از آن درامهای بدنام که فقط یکبار میتوان تماشایش کرد، پادشاه خوکها است. در نگاه اول شاید شبیه یک ماجرای معمولی کارآگاه در برابر جنایتکار به نظر برسد، اما این تریلر محصول ۲۰۲۲ بسیار لایهدارتر از آن چیزی است که ظاهرش نشان میدهد.
هوانگ گیونگ مین، با بازی کیم دونگووک، یک قاتل زنجیرهای بیرحم است، اما انگیزهاش صرفا از تروماهای ناشی از خشونت مدرسه و آزار مداوم شکل گرفته. در سوی دیگر، کارآگاه جونگ جونگ سوک، با بازی کیم سونگ کیو، در ابتدا فردی پارسا و درستکار به نظر میرسد، اما او بیست سال پیش همکلاسی گیونگ مین بوده و از نزدیک شاهد همان زورگوییهایی بوده که یک قاتل را ساخت.
نابینا
Blind
تریلرهای درام کرهای اغلب میکوشند سراغ هولناک و تابوشکن بروند و همین گاهی آنها را به خشونت بیدلیل، پیچشهای صرفا شوکهکننده یا نقد اجتماعی سطحی میکشاند. نابینا دقیقا خلاف این الگو حرکت میکند، اما همچنان یکی از آزاردهندهترین مینیسریالهای بازار به شمار میآید. این مجموعه بیننده را با وعدهی یک کارآگاه که بهناحق به قتل متهم شده جذب میکند، اما قلب واقعی داستان درون یک نهاد آزارگر به نام مرکز رفاه هیوپ نهفته است.
این درام پرتحرک بهاندازهی کافی ترس و هیجان دارد، اما سنگینترین ضربههای روایی در صحنههای ساکت و مینیمال وارد میشوند. از کودکآزاری تا پدوفیلی، در آن چندین خط داستانی محرک و آزاردهنده وجود دارد، اما هیچکدام سرهمبندیشده به نظر نمیرسند. در عوض، نابینا یادآوری زننده اما مهمی است از اینکه هیچ نظام قضایی نیست که نقطهکورهای خود را نداشته باشد.
فوقبرنامه
Extracurricular
فوقبرنامه با فقط ۱۰ قسمت، یک درام کرهای مناسب برای تماشای آخر هفته است، اما هشدار میدهیم این تریلر بلوغ به همان اندازه که فریبنده است، ترسناک هم است. او جیسو، با بازی کیم دونگهی، روزها دانشآموزی یتیم با اعتباری درخشان است و شبها درگیر یک کسبوکار غیرقانونی فحشا میشود و نقش نگهبان و مجری را بر عهده دارد. بیآنکه خودش بداند، دختری که دوستش دارد آینده او را به خطر میاندازد.
فوقبرنامه از نظر مضمون بهطرزی چشمگیر به بازی مرکب شباهت دارد، هر دو عمیقا به طمع، فقر و ناپایداری دوستیهای سطحی میپردازند، اما اثر حاضر بهطور خودکار تاریکتر به نظر میرسد و بر نوجوانان تمرکز میکند. چه دختری کمدفاع و کمسنوسال که به تنفروشی کشیده میشود، چه همکلاسیای بیرحم که به اخاذی رو میآورد، این سریال یادآوری سختی است که بدترین آسیبهای اجتماعی خیلی زودتر از چیزی که بهنظر میرسد شروع به ضربه زدن میکنند.
موش
Mouse
بیایید شفاف کنیم، موش واقعا پیچشها و چرخشهای بیش از حدی داشت، اما نمیتوان انکار کرد که یک درام کرهای عمیقا هراسآور بود. این تریلر جنایی بر کارآگاه سختجان کو مو چی، با بازی لی هیجون، و تازهکار جوان جونگ بارئوم، با بازی لی سونگگی، تمرکز دارد که برای تحقیق دربارهی رشتهای از قتلها با هم همکاری میکنند. هرچه شراکتشان عمیقتر میشود، حجم کارشان هم بالا میرود و چندین قاتل دیگر هم از دل پنهانکاریها بیرون میآیند.
رویداد اصلی قطعا قاتل «هفت گناه کبیره» است، اما موش برای مخاطب خوراکهای ترسناک کوچک و بزرگ دیگری هم دارد؛ از پروندههای خردتر اما شوکهکننده گرفته تا معماهای نگرانکننده. با این حال، مرکز ثقل واقعی درامی بحثی کهنه دربارهی روانپریشی است و اینکه آیا قاتلان زنجیرهای با تمایل ذاتی به خشونت به دنیا میآیند یا حاصل تجربههای زندگیشان میشوند. پایان داستان، بهحق، برای بسیاری از مخاطبان بهشدت دوپارهکننده بود، اما خلاقیت هر قاتل در شیوهی انجام جرم، بهطرزی ترسناک چشمگیر از آب درآمد.
کریسمس سفید
White Christmas
۱۵ سال پس از نخستین پخش، کریسمس سفید همچنان نمونهای درخشان در ساخت تنش به شمار میآید. این درام زمستانی گروهی از دبیرستانیها و چند عضو بدشانس کادر آموزشی را هنگام یک کولاک بزرگ در فضای بسته حبس میکند، اما هوا کمترین نگرانی آنهاست. هر دانشآموز نامهای یکسان و هولناک دریافت کرده که افشا میکند یک قاتل در میان آنها حضور دارد.
در طول یک هفته، مدرسهی پرآوازه به هرجومرج میغلتد، پارانویا همهجا را فرا میگیرد و ویرانی خیلی زود از راه میرسد و به چندین مرگ تراژیک منتهی میشود. این درام کرهای محصول ۲۰۱۱ ترکیبی کامل از سالار مگسها و کریسمس سیاه است و تماشایش کاملا ارزش دارد، حتی اگر از آن داستانهای معمولِ شاد و گرمِ تعطیلات نباشد.
نجاتم بده
Save Me
پس از مرگ ناگهانی برادر دوقلویش، زندگی خانگی ایم سانگ می، با بازی سئو یهجی، زیر فشار اندوه حلنشده از هم میپاشد. در حالی که مادرش کاملا عقب میکشد، پدر آسیبپذیر او طعمهی فرقهای به نام گوسئونوون میشود و در امیدِ بازگشت آرامش خانوادگی، به پیرو مذهبی دوآتشهای تبدیل میشود.
نجاتم بده بر اساس فراتر از جهان نوشتهی جو گوم سان اقتباس شده؛ یک وبکمیک تاریک که نخستین بار از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ منتشر شد. همانطور که انتظار میرود، فرقه ترسناکترین عنصر سریال است، اما داستان از فرمولهای کلیشهای فاصله میگیرد. در عوض، این تریلر معمایی برای گوسئونوون اسطورهشناسیای عمیقا آزارنده میسازد که بهواسطهی رهبر کنترلگر آن و خشونت بیرحمانهای که او سازمان میدهد، تقویت میشود. بعضیها نجاتم بده را یک درام کرهای ضروری میدانند و بعضی دیگر مثل طاعون از آن دوری میکنند، اما یک چیز روشن است؛ این عنوان در کنار بازی مرکب از تاریکترین تریلرهای تاریخ معاصر بهشمار میآید.
شما کدامیک از این سریالها را تماشا کردهاید؟