هالیوود در تله زیبایی مصنوعی | چرا ستارههای مرد به جراحی پلاستیک پناه میبرند؟
در دفتر پارک Avenue جراح پلاستیک صورت، شان المی، صحنهای رخ داد که برای خیلیها شاید حالشان را بد کند، اما برای بیمار مرد او کاملا عادی بود. مرد روی تخت بیدار مانده بود و در حالیکه تیغ جراحی به خط فکش میرسید، عملا در هدایت روند عمل هم مشارکت میکرد. المی زیر بیحسی موضعی برشی کوچک زیر چانه ایجاد کرد و بعد یکییکی مجموعهای از پروتزهای چانه را امتحان کرد تا به فرم دقیق دلخواه بیمار برسد.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از هالیوود ریپورتر، المی میگوید برای این بیمار بیست پروتز و اندازهسنج متفاوت سفارش داده بود و «عملا فقط آنها را امتحان میکردی تا مدلی را پیدا کنی که ویژگیهای واقعا دوستداشتنی را داشته باشد». او توضیح میدهد که هر بار یک نمونه را میگذاشت، بخیهای روی چانه میزد و بعد آینه را به دست بیمار میداد. الِمی اضافه میکند که بیمار واقعا توانست در جراحی مشارکت کند، و همین تجربه را «جالب و منحصربهفرد» میداند.
این نمونهی پررنگی از آن چیزی است که مردان آمریکایی در عصر لُکسمکسینگ بهدنبالش هستند؛ خردهفرهنگی اینترنتی و وسواسمحور که هدفش بیشینهکردن جذابیت ظاهری است. این موج کنار یک جریان بزرگتر قرار میگیرد که روی نمایش مردانگی تاکید میکند و از نخبگان حوزهی فناوری و اعضای دولت ترامپ گرفته تا پادکسترهای نزدیک به جو روگان و اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی، آن را تقویت کردهاند. پیام به مردان روشن است؛ قدرت از خط فک آغاز میشود.
البته موضوع فقط فک و چانه نیست. در اوایل ژوئن، کلیویکولار، چهرهی سرشناس لکسمکسینگ، عمل دو ساعتهی رینوپلاستی خود را بهصورت زنده پخش کرد. با این حال، مردان هنوز هم بهندرت دربارهی عملهای زیبایی خود صریح حرف میزنند، چه برسد به اینکه آنها را آنلاین مستند کنند. هالیوود سالها در عادیسازی جراحی پلاستیک و دیگر کارهای زیبایی نقش داشته، اما در این گفتوگوها معمولا نام سلبریتیهای زن بیشتر مطرح بودهاند؛ از خانوادهی کارداشیان تا فیلیس دیلر که در سال ۱۹۷۱ علنا دربارهی لیفت صورت خود حرف زد.
در ماههای اخیر، تقریبا ناممکن شده است که به یک ستارهی مرد پرآوازه فکر کنیم و شایعهای دربارهی کارهای زیبایی او به ذهن نرسد؛ از کانتورینگ خط فک برای ایلان ماسک، بد بانی، بری کیوگن و زک افران گرفته تا لیفت صورت برای برد پیت و تام کروز، جراحی چشم برای آدام لوین، جاستین ثرو و بردلی کوپر و تزریق فیلر برای رایان گاسلینگ و دیوید بکام. بعضی از چهرههای مرد بهوضوح دگرگون به نظر میرسند، مثل جیم کری و بعضی دیگر هم ظاهری نرمتر و درخشانتر پیدا کردهاند بیآنکه یک تغییر مشخص فورا به چشم بیاید، مثل مت دیمون.
هیچکس دقیق نمیداند چه کارهایی انجام شده و همهچیز در حد گمانهزنی باقی میماند. مردان هم بهطور خاص دربارهی عملهای خود کمحرفاند. بابک عزیززاده، جراح پلاستیک صورت در بورلی هیلز، میگوید: «برای مردان، واقعا نمیشود انگ جراحی پلاستیک را تحمل کرد. این موضوع واقعا خیلی، خیلی سخت است». با وجود انکارهای احتمالی، ایدهآل مردانهی پررنگشده در هالیوود همچنان معیار خواستههای بسیاری از بیماران را تعیین میکند. المی میگوید وقتی به فرهنگ عامه و سلبریتیها نگاه میکنید، مردان بهطور غالب بسیار مردانهاند و همین، زیباییشناسی مطلوبی میسازد که خیلی از آقایان مشخصا برایش مراجعه میکنند.
در گفتوگو با چهار جراح پلاستیک و یک متخصص برجستهی زیبایی، روشن شد که شمار متقاضیان در حال افزایش سریعتر از همیشه است. با این حال، دو عمل بیش از بقیه پنجرهای جذاب بهسوی این موضوع باز میکنند که انتظارات جنسیتی چگونه تصمیمها را شکل میدهند و نتایج چگونه قضاوت میشوند؛ یکی بازتعریف خط فک که میتواند مردانگی را تقویت کند، و دیگری بلفاروپلاستی فوقانی یا جراحی پلک بالا که اگر بد انجام شود، ممکن است چهرهی مرد را زنانهتر نشان دهد.
در نقش نشانهی مردانگی، خط فک هالیوودی بهشدت به چشم میآید؛ کافی است به هنری کویل یا گاستون در «دیو و دلبر» فکر کنیم. بیمار معمولی که چنین صورتی میخواهد یا چانهای دارد که سنتا ضعیف توصیف شده، یا بخش پایینی صورتش بیشتر بیضی یا V شکل است تا زاویهدار و مکعبی. بعضیها هم دنبال تغییرات درشت نیستند و تنها اندکی تقویت نامحسوس در نسبتهای خشنتر و زمختتر چهره میخواهند.
ناتالیا گوسمن، پرستار متخصص دارای مجوز در «آتلیه استتیکس» بورلی هیلز، میگوید: «بیماران زیادی دارم که میگویند میخواهم خط فکم مردانهتر باشد. میخواهم کمی مربعتر شود.» او اضافه میکند که مراجعهی مردان برای ایننوع اقدامات کمی جریان اصلیتر شده و بهنظرش برای آقایان، بهویژه با حضور شبکههای اجتماعی، تابو بودن این موضوع کمتر شده است.
پزشکان، چه از فیلر استفاده کنند و چه از پروتز، معمولا کار خود را روی دو بخش متمرکز میکنند؛ چانه که میتواند برجستگی، پهنا یا ارتفاع بیشتری بگیرد، یا ترکیبی از هر سه، و زاویهی گونیال فک پایین که در زبان ساده همان گوشهی واقعی فک است. ویزیت اولیه در مطب گوسمن معمولا ۹۰ دقیقه طول میکشد و او در آن از سامانهی تصویربرداری سهبعدی آورا با ۱۳ دوربین استفاده میکند تا زاویهها و اندازههای صورت بیمار را بسنجد. بر پایهی این تحلیل، او هندسهی سختگیرانهی ایدهآل مردانهی امروز را رمزگشایی میکند و میگوید نسبت پهنای گونه به پهنای خط فک برای مردان باید یک به یک باشد تا چهرهای مربعیتر و مردانهتر شکل بگیرد، در حالیکه برای زنان این نسبت حدود ۱٫۵ به یک و با وی ملایمتر تعریف میشود.
برای نزدیککردن صورت بیمار به این معیار ادعایی کمال، گوزسن ترجیح میدهد از فیلری به نام Juvéderm Volux (ژوودرم ولکس) استفاده کند که عمدتا از اسید هیالورونیک ساخته شده است. او میگوید برای مردان معمولا حدود دو سرنگ در چانه تزریق میکند و برای خط فک هم حدود دو سرنگ را در شروع به کار میبرد، سپس بیمار چهار تا شش ماه بعد بازمیگردد و روند بهآرامی ادامه پیدا میکند. گوسمن تاکید میکند که این کار یکمرحلهای نیست، بلکه فرایندی تدریجی به شمار میآید، و او فیلرهای مبتنی بر هیالورونیک را ترجیح میدهد چرا که اگر مشکلی پیش بیاید یا بیمار از نتیجه خوشش نیاید، میتوان آن را حل کرد؛ او میگوید چیزی را تزریق نمیکند که نتواند از بین ببرد.
المی هم این روش را در عمل «یک پروتز چانهی مایع» توصیف میکند. پس از عمل، ورم میتواند تا ۲۴ تا ۴۸ ساعت ادامه پیدا کند و نتیجهها معمولا ۱۲ تا ۱۸ ماه باقی میمانند. در بورلی هیلز، یکی از مشهورترین جراحان پلاستیک صورت جیسون دایموند است که مدتهاست تعداد زیادی از مردان سراغ او میروند و شیفتهی تکنیک اختصاصی اسکالپتینگ دایموند فیشیال او هستند.
دایموند میگوید: «این تکنیک تزریق من است که در آن دقیقا روی استخوانها تزریق میکنم تا چیزی ایجاد شود که اساسا شبیه گذاشتن یک ایمپلنت باشد. این با فیلرهای معمولی که اغلب افراد استفاده میکنند فرق دارد، آنها زیر پوست یا بین پوست و عضله تزریق میشوند». او ادامه میدهد که این روش مبتنی بر قطرههای بسیار ریز است که میتوانند روی هم جمع شوند و فرم بسازند، نه یک تزریق بزرگ و یکباره. دایموند میافزاید که نتیجههای غیرجراحی میتوانند چشمگیر باشند و نتیجههای جراحی حتی بیشتر؛ هرچند جراحیها خطر عوارضی مانند عفونت و آسیب عصبی هم دارند. پزشکان برتر این روزها پروتزهای سفارشی فک و چانه میسازند که معمولا از سیلیکوناند و میتوانند حدود ۱۰ هزار دلار هزینه داشته باشند.
روش تهاجمیتری هم برای ساختن چانههایی شبیه گاستون وجود دارد. المی میگوید: «به آن اسلایدینگ ژنیوپلاستی میگویند. در این جراحی، استخوان چانه را واقعا میبُرند و به جلو میلغزانند و بعد با یک صفحه در جای خود پیچ میکنند. بنابراین بدیهی است که درجهی دیگری از تهاجم و ماندگاری را دارد». اغلب مردان مسنتر همزمان با پیگیری تعریف بهتر خط فک، برای درمان افتادگی گردن سراغ درمان دیگری میروند. المی میگوید بیماران بسیاری در دهههای ۵۰ و ۶۰ زندگی خود میبیند که از پیرشدن خط فک ناراحتاند و تعریف از آنها کمتر شده، اما در بررسی ساختار استخوانی آنها مشخص میشود که الزاما به ایمپلنت چانه یا بزرگکردن فک نیاز ندارند، بلکه به لیفت صورت و گردن و نیز کانتورینگ عمقی گردن محتاجاند.
او توضیح میدهد که یک بازسازی کامل شامل کانتورینگ جراحی خط فک مردانه همراه با لیفت عمقی صورت و لیفت عمقی گردن میتواند از ۸۰ هزار دلار آغاز شود. اما دربارهی تب فعلیِ تمرینهای دهانی، مثل جویدن توپ تمرین فک یا نوعی آدامس ویژه که ادعا میکنند فک را حجیم میکند، دایموند نظر مثبتی ندارد. او میگوید صورت عضلات تحملکنندهی وزن ندارد؛ عضلاتی که با وزنه و مقاومت بزرگتر میشوند از این جنس نیستند. گوزمن هم توضیح میدهد که چون عضلات صورت متفاوتاند، چنین چیزی کار نمیکند و فقط راهی عالی برای پول درآوردن در تیکتاک است.
در بخش چشمها، بابک عزیززاده میگوید تقاضا میان مردان مسنتر برای جراحیهای چشم بهمنظور مقابله با نشانههای پیری واقعا در حال رونق گرفتن است. در سالهای بعدی زندگی، ناحیهی زیر چشم غالبا پفکرده یا کیسهای میشود و پلکها و ابروها هم ممکن است پایین بیایند و اثری به نام هودینگ ایجاد کنند. او میگوید در پنج سال گذشته، در مطبش رشد ۵۰ درصدی در تعداد مردانی دیده که برای برطرفکردن نارضایتی از ظاهر چشمهای خود مراجعه میکنند.
با شتابگرفتن موج اصلاح چشمها، یک هشدار هم زیر نور شدید فرش قرمز در حال شکلگیری است. در هالیوود، جایی که فشار برای همیشه جوان ماندن شدید است، تعدادی از سلبریتیهای مرد پس از جراحی پلک با نتیجههایی نهچندان یکنواخت دیده شدهاند. در بسیاری از موارد، بهنظر میرسد آنها ظاهر خشن و طبیعی خود را با نرمیِ چشمهای باز و بیشازحد صیقلی عوض کردهاند؛ حالتی که میتواند زنانهتر برداشت شود. چهرهی بعضی مردان هم بعد از این عمل، حالت هراسان و متعجب پیدا میکند.
برای روشن بودن موضوع، مشکل معمولا زیر چشمها نیست. جراحی برای اصلاح افتادگی و پف پلک پایین که بلفاروپلاستی پایین نام دارد، معمولا برای ستارههای مرد در سنین بالاتر منطقهای امن به حساب میآید. پزشکان میتوانند با بالا کشیدن بافت، برداشتن پوست اضافی و جابهجایی چربی، کیسهها را بهنرمی از بین ببرند. عزیززاده میگوید: «خیلی وقتها ما بلفاروی پایین را برای این انجام میدهیم که فرد سرحالتر و کمتر خسته به نظر برسد».
میدان مین واقعیِ زیباییشناختی، بلفاروپلاستی فوقانی است که برای رفع هودینگ شدید پلک بالا انجام میشود؛ یعنی همان حالتی که در آن پلک بالایی آویزان شده است. عزیززاده میگوید: «بلفاروی بالا در واقع یک عمل هنریِ بهطرز فریبندهای دشوار است. خیلیها در حوزهی پزشکی زیبایی فکر میکنند «خب، فقط کمی پوست برمیدارید و تمام»، اما رویکرد هنری و متناسب با جنسیت در اینجا واقعا حیاتی است». او اضافه میکند که بسیاری از مردم وقتی دربارهی سلبریتیها حرف میزنند، میگویند «خدای من، این فرد بدترین لیفت صورت را داشته»، اما اگر دقیق نگاه کنید، ممکن است در واقع بلفاروپلاستی بدی انجام داده باشد.
دیوید سمیمی، جراح پلاستیک چشمصورت در ایستتیکا با دفترهایی در اِنسینو و سانتا مونیکا، میگوید علاقهی زیادی به این عملها وجود دارد، اما دیدن نتایج نهچندان ایدهآل روی فرش قرمز، ترس زیادی در افرادی ایجاد میکند که میخواهند کاری انجام دهند. او میگوید بسیاری با خودشان فکر میکنند اگر این سلبریتی که به بهترین منابع هم دسترسی دارد چنین نتیجهای گرفته، پس من نباید هیچ کاری بکنم. پس مشکل در برخی چشمهای سلبریتیهای مرد چیست؟ معمولا بلفاروی بالایی است که بیش از حد پیش میرود؛ یا پوست زیادی برداشته میشود، یا برش پلک بالا بیش از حد بالا زده میشود، یا چربی زیادی حذف میشود.
در این حالت چشمها میتوانند استخوانی یا بیشازحد باز و خیره به نظر برسند، و همین اغلب صفتی زنانه تلقی میشود. نقطهی مطلوب جایی است که فقط مقدار مناسبی پوست برداشته شود و در کنار آن، توزیع دوبارهی چربی مانع از گودافتادگی شود. یک پزشک ماهر باید کمی از هودینگِ ناشی از سن را کم کند، بیآنکه آن را کاملا حذف کند، چون چشمهای هوددار معمولا صفتی مردانه تلقی میشوند؛ درست مثل چشمهای نمادین و خوابآلود برد پیت.
عزیززاده میگوید برای مردان و زنان، تفاوت بزرگی در این وجود دارد که ناحیهی اطراف چشم چگونه دیده شود و چیزی که برای زنان مناسب است، برای مردان جواب نمیدهد. او تاکید میکند که برای مردان باید با دقت بسیار زیاد و محافظهکارانه رفتار کرد؛ کمتر، بهتر است. اگر این اصل رعایت نشود، همان نتایجی به دست میآید که مردم در شبکههای اجتماعی دربارهشان حرف میزنند. اگر جراح کارش را واقعا خوب انجام دهد، هیچکس نباید متوجه شود که بلفاروپلاستی فوقانی انجام شده است. او این را شبیه به رویکردی میداند که مردان اغلب در بوتاکس هم بهکار میبرند و کمی خط و خطوط پیشانی را حفظ میکنند.
سمیمی و عزیززاده هر دو توصیه میکنند مردان از لیفت ابروی تهاجمی هم پرهیز کنند، چون ابروی خیلی بالا میتواند نهتنها چهرهای شبیه نگاهِ خیره گوزن در نور ماشین ایجاد کند، بلکه خوانش زنانهتری هم به چهره بدهد. سمیمی میگوید: «یک مرد باید ابروی نسبتا پایین و پلک نسبتا پایینی داشته باشد». او میگوید خودش لیفتهای جراحی ابرو را کمتر کرده و در عوض، چربیپیوندی را ترجیح میدهد؛ یعنی برداشتن چربی از بخشهای دیگر بدن و استفاده از آن برای پرکردن ناحیهی ابرو، از جمله شقیقهها. بهگفتهی او، این کار بیشتر نوعی کانتورینگ ابرو و بازگرداندن حجم از دسترفته در یکسوم بالایی صورت است.
عزیززاده هم رویکردی آهستهکارانه را توصیه میکند. او میگوید خیلی وقتها مردان برای بلفاروپلاستی مراجعه میکنند و واکنش اولیهی جراح این است که «بیا ابروهایت را هم انجام بدهیم»، چون همین کار را معمولا در زنان هم انجام میدهیم، اما برای مردان نباید مرتکب اشتباه انجامدادنِ کارهای زیاد با هم شد. شاید ابتدا چشمها را اصلاح کنیم، سال بعد صورت و گردن را، و شاید ابرو را در زمانی دیگر. بهاینترتیب، فرایند تغییر بسیار تدریجی پیش میرود و فرد طوری به نظر میرسد که انگار هیچ کاری روی صورتش انجام نشده است.
بر اساس گفتهی پزشکان مصاحبهشده برای این گزارش، هزینهی عملهای چشم از ۹ هزار تا ۲۰ هزار دلار برای بلفاروی بالا، از ۶ هزار تا ۲۵ هزار دلار برای لیفت ابرو، و از ۵ هزار تا ۹ هزار دلار برای کانتورینگ ابرو با چربیپیوندی متغیر است. در نهایت، بازار روبهرشد عملهای مردانه نشان میدهد که مردان هم به اندازهی دیگران در برابر فشار آینه آسیبپذیرند. دایموند میگوید خیلیها این کارها را میکنند و میخواهند بهترین نسخهی خودشان را نشان دهند و از نظر او، این از نظر روانی فرقی با کسی ندارد که به باشگاه میرود تا شانههای پهنتر و سیکسپک بهدست آورد.
اما بهنظر میرسد مردان هدفی محدودتر برای رسیدن دارند؛ و این هدف ذاتا متناقض است. مردانگیِ زمخت طبق تعریف، نوعی خشنبودن یا نامتقارنی را القا میکند، در حالیکه کمال زیباییشناختی به لبههای صاف و صیقلی نیاز دارد. نقطهی تعادل جایی میان این دو قرار میگیرد.
شما دربارهی این موج جراحیهای مردانه چه فکر میکنید؟ در کامنتها بنویسید.