سوپرکروکس؛ بهترین جایگزین مارول برای The Boys که کمتر کسی آن را میشناسد
هر چند سال یکبار، یک اثر ابرقهرمانی از راه میرسد و چنان فضای اطرافش را دگرگون میکند که حتی از میراث کمیکهایی که از آنها الهام گرفته هم فراتر میرود. در مورد The Boysِ، یک دوران تازه از روایتهای ابرقهرمانی هنجارشکن در چندین سرویس پخش شکل گرفت. از آن زمان، آثار تحسینشده و به همان اندازه ساختارشکن دیگری هم آمدند، از جمله Invincible، اما همیشه همان ضربهی تند و آزارنده اثر نمادین اریک کریپکی با بازی کارل اربن و آنتونی استار را ندارند. حتی کرانچیرول هم با انیمهی موفق دانهوا تو بی هیرو ایکس وارد بخشی از این موج شد.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، در میان این آثار یک سریال بیش از بقیه حالوهوای بویز را به یاد میآورد و آن هم انیمه جسورانهی سوپر کروکس از نتفلیکس است. این مجموعه در سال ۲۰۲۱ کمیک همنام مارول را اقتباس کرد و داستان جانی بولت، امیدهای بربادرفتهاش برای ابرقهرمان شدن و مسیری را که بعد از آن پیش آمد، روایت کرد. این همکاری برای استودیوی ژاپنی بونز، که پیشتر با آثار کیمیاگر تمامفلزی: برادری و آکادمی قهرمان من شناخته میشد، همکاریای غیرمعمول به شمار میرود. نتیجه، جهانی است که مثل پسران هم ساختارشکن، هم بهشدت خشن و هم بهطرزی سیاهخندهدار عمل میکند و نشان میدهد همهی کسانی که آرزوی ابرقهرمان شدن دارند، برای این کار مناسب نیستند.
پایان The Boys بیتردید ناگهانی بود، اما سوپر کروکس چنین مشکلی ندارد. در ۱۳ قسمت نیمساعته، مخاطب با خاستگاه فشردهی جانی بولت روبهرو میشود؛ کودکی که در خانهای ازهمپاشیده و زیر فشار زورگویی بزرگ شد، قدرتهای دستکاری برق را کشف کرد و بعد با نقشهای نیمهپز برای مشهور شدن، به کشتار خندهدار و تلخ یک استخر عمومی رسید. این مسیر تقریبا همهی ویژگیهای یک عضو حسابی از دنیای بویز را دارد و بولت وقتی به این نتیجه میرسد که تواناییهایش شاید برای کمک به دیگران مناسب نیست، کاملا فرو میریزد. با این حال، نخستین تجربهی واقعیاش از دزدی، وقتی با فعال شدن قدرتهایش یک دستگاه خودپرداز را میزند، باعث میشود لقب الکترو بوی بهعنوان یک ابرشرور برای او باقی بماند.
داستان از همان ابتدا جانی بولت را به شکل یک پسر جوان معرفی میکند که پدر ناشناختهاش احتمالا خودش هم یک ابرقهرمان بوده و قدرتهای او از همان سنین پایین سر میزنند. کمدی سیاه فقط به کشتار استخر و خوکها محدود نمیماند و بولت در ادامه به یک دزد بزرگسال تبدیل میشود که پس از آزادی از زندان فوقامنیتی، باید میان بازگشت به همراهی با رفقای تبهکارش برای سرقتهای بیشتر یا رها کردن گذشته و ماندن کنار معشوقهاش، کیسـی، یکی را انتخاب کند. در همین نقطه، داستان بهجای اتکای صرف به خشونت، روی یک دوگانگی احساسی هم تکیه میکند و همین موضوع به آن وزن بیشتری میدهد.
اما تصمیم نهایی زمانی قطعی میشود که رویارویی درست و حسابی با آنتاگونیست اصلی داستان رخ دهد؛ کریستوفر متس، معروف به «بَستارد». هویت کاملا همخانواده با فضای بویز او، بهعنوان رئیس سندیکای جنایی نتورک، کاملا برازندهی اوست؛ کسی که با قدرتهای روانیاش سر دشمنانش را منفجر میکند و با کشتن عزیزان کسانی که جرات مقابله دارند، هم بدهیها را جمع میکند و هم انتقام میگیرد. بَستارد با قساوت افراطی و تبعیض آشکار، نسخهای سادیستیکتر از ویکتوریا نوئمن در بویز به نظر میرسد؛ شخصیتی که خودش هم بهخاطر عادت شناختهشدهاش در منفجر کردن سرها مشهور است.
شباهتهای خشونتآمیز و اغراقشدهی این دو سریال کاملا خودشان را نشان میدهند و چند لحظهی واقعا وحشیانه و خلاقانه کمک میکنند سوپر کروکس بهعنوان یک فصل مستقل و سرگرمکننده، در کنار پسران بدرخشد. بهترین بخش ماجرا این است که طرح فشردهی آن هرگز حس تقلید نمیدهد و بهنرمی چیزی را روایت میکند که در عمل مقدمه یک سرقت نهایی ابرقدرتی است. همین انسجام باعث میشود سریال از ابتدا تا انتها هدف مشخصی داشته باشد و بیدلیل کش پیدا نکند.
سوپر کروکس خیلی سریع به سراغ اکشن و تعلیق میرود و از همان ابتدا، پیوندهای بَستارد با جنایتکاران سراسر دنیا و میزان سرسختی او بهعنوان دشمن را روشن میکند. در نتیجه، اینکه اصلا کسی جرات کند مقابل او بایستد عجیب به نظر میرسد، اما جانی فقط یکی از چند تبهکارِ مجهز به قدرتهای ویژه است که میتوانند از پس چنین دشمنی بربیایند. همه، از جمله کیسـی که بیش از همه مشتاق ترک گذشته بود، نقش تعیینکنندهای در پیشبرد داستان دارند و سریال از همین تضادها نیرو میگیرد.
سوپر کروکس تقریبا به همان سرعتی که شروع میشود، تمام هم میشود و در عین کوتاهی، عوامل جذابی برای طیف وسیعی از مخاطبان دارد. استفادهی خلاقانه از قدرتها در اجرای سرقتها، از جمله عبور از یک راهروی لیزری شبیه رزیدنت ایول به شکلی واقعا هولناک اما مؤثر، از نکات برجستهی آن به شمار میرود. انیمیشن هم قوی و متمایز است و از همکاری میان میلارورلد و بونز سود میبرد؛ در کنار آن، صداپیشگان مهمی حضور دارند، از جمله یکی از سرشناسترین و پرتقاضاترین صداپیشگان ژاپن، کنجیرو تسودا، که صدای جانی بزرگسال را اجرا میکند. مجموعه طوری طراحی شده که برای مخاطبان سراسر دنیا چیزی در آستین داشته باشد، از ابرقهرمانها و خشونت بیامان گرفته تا شخصیتهای محبوب و ناقصی که دوستداشتنی هم هستند.
سوپر کروکس فقط ۱۳ قسمت دارد و اگرچه این تعداد خیلی کمتر از پنج فصل The Boys است، اما از یک مسیر روشن بهخوبی استفاده میکند، در همان جهتِ ازپیشتعریفشده پیش میرود و با مقدار مناسبی از جمعبندی، فرود خوبی دارد. این سریال احتمالا هرگز به اندازهی پسران لحظههای ویروسی و اینترنتلرزانی نخواهد داشت، اما بیش از آنکه صرفا یک همراه فرعی باشد، بهخودیخود ارزشمند است. در میان انیمههای انحصاری متعدد نتفلیکس، سوپر کروکس یک اثر منحصربهفرد و قدرتمند به حساب میآید.
شما درباره سوپر کروکس چه فکر میکنید؟ این اثر خاص دنیای مارول در نتفلیکس را تا به حال دیدهاید؟