پنج عامل موفقیت Spider-Man: Brand New Day در غلبه بر خستگی ابرقهرمانی
فیلم Spider-Man: Brand New Day «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» به بالاترین افتتاحیهی داخلی تاریخ دست پیدا کرده و دوباره بحث خستگی ابرقهرمانی را زیر و رو کرده است. تولید سونی-مارول در بازار داخلی ۳۶۰ میلیون دلار فروخته، در خارج از آمریکا ۵۷۲ میلیون دلار به دست آورده و مجموع افتتاحیهی جهانیاش به ۹۳۲ میلیون دلار رسیده است. نتیجه، از هر زاویهای خارقالعاده به نظر میرسد، بهویژه وقتی یادمان میافتد که رکورددار قبلی فروش داخلی، انتقامجویان: پایان بازی محصول ۲۰۱۹ بود.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از هالیوود ریپورتر، همین مقایسه نشان میدهد چرا موفقیت تازهی پیتر پارکر تا این اندازه مهم شده است. Avengers: Endgame پایان عصر طلایی دنیای سینمایی مارول را رقم زد و پس از شروع همهگیری، فیلمهای کمیکبوکی در گیشه بهعنوان آثاری دیده میشدند که با بیماری مزمن خود، یعنی خستگی ابرقهرمانی، دستوپنجه نرم میکنند. البته بعد از پایان بازی هم موفقیتهایی ثبت شد؛ دیسی با بتمن در ۲۰۲۲ و سوپرمن در ۲۰۲۵ ریبوتهای موفقی داشت و برای مارول هم پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه در ۲۰۲۲، نگهبانان کهکشان بخش سه در ۲۰۲۳ و ددپول و ولورین در ۲۰۲۴ به موفقیتهای بزرگ رسیدند، بهطوریکه ددپول و ولورین تنها عنوان غیر مرد عنکبوتی مارول بود که از زمان پایان بازی از مرز یک میلیارد دلار گذشت.
با وجود همین فراز و فرودها، بحث دربارهی علتهای خستگی ابرقهرمانی، که برای بسیاری از فرنچایزها به نوعی خستگی فرنچایزی هم تبدیل شده، همچنان ادامه دارد. با این حال، فیلم تازه استودیو مارول نشان داد هنوز میشود از این فضای فرسوده عبور کرد و افتتاحیهای ساخت که بعضیها در صنعت حتی شروع به تردید دربارهی وقوع دوبارهاش کرده بودند. در ادامه، پنج عامل موفقیت تجاری «اسپایدرمن: روز کاملا جدید» را مرور میکنیم.
۱. مسیر بینقص تام هالند در نقش مرد عنکبوتی
تمام فیلمهایی که تام هالند تا پیش از روزی نو در نقش اسپایدرمن داشته، سرگرمکننده و محبوب بودهاند و همین موضوع یک «عامل اطمینان» بینقص برای این شخصیت ساخته است. مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه در ۲۰۱۷، مرد عنکبوتی: دور از خانه در ۲۰۱۹ و مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست در ۲۰۲۱ هم نزد منتقدان و هم نزد تماشاگران خارجی محبوب بودند. حضور هالند در بلاکباسترهای کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی در ۲۰۱۶، انتقامجویان: جنگ ابدیت در ۲۰۱۸ و پایان بازی هم درست و حسابشده پیش رفت. مارول نیز یک دهه وقت گذاشت تا داستانها و شخصیتهایش را بهسوی جنگ ابدیت و پایان بازی بسازد، هرچند بعدتر بهخاطر سرگردانی و کنار گذاشتن عجولانهی شخصیتها و روایتهای مختلف مورد انتقاد قرار گرفت. با این حال، میتوان گفت مدیریت برند اسپایدرمن بینقص بوده است.
۲. لحن زمینی و خیابانی، نه شلوغ و کیهانی
روز کاملا جدید در مقایسه با بسیاری از فیلمهای ابرقهرمانی اخیر، حالوهوایی زمینیتر و خیابانیتر دارد. تماشاگران هم ظاهرا بیشتر به همین حس زمینی و واقعگرایانه پاسخ میدهند؛ از موفقیت فیلمهای کمهزینهای مثل وسوسه و بکرومز گرفته تا آثار بزرگی که بیشتر بر روایت عملی تکیه میکنند، مانند پروژه هیل مری و اودیسه. البته واژههای «زمینی» و «واقعگرایانه» شاید برای چنین فیلمی اغراقآمیز به نظر برسند و روز کاملا جدید البته که شبیه منچستر کنار دریا نیست، اما در قیاس با دیگر فیلمهای مارول و حتی دیگر فیلمهای مرد عنکبوتی، اثری با ریتمی بهطرز خوشایندی غیرهیجانی از آب درآمده و صحنههای زیادی دارد که واقعا حس درام میدهند.
در نقطهی مقابل، بعضی از فیلمهای ضعیفتر ابرقهرمانیِ اخیر، مثل سوپرگرلِ فضایی و چهار شگفتانگیز، بیش از حد به جلوههای کامپیوتری غیردنیایی متکی بودند. از نگاه برخی، ضعیفترین بخش روز کاملا جدید، که البته اسپویل جزئی هم دارد، دقیقا همان بخش بسیار مارولی آن است؛ نبرد طولانی میان اسپایدرمن و هالک که اگر حذف میشد، لطمهای به داستان نمیزد.
۳. نبود مکگافین و تکیه بر شخصیت
این نکته را جی. مایکل استرژینسکی، نویسندهی قدیمی کمیکهای اسپایدرمن، در یادداشتی در ساباستک مطرح کرده و از روزی نو ستایش کرده است. او توضیح میدهد که داستان خوب بهجای چرخیدن دور یک شیء جادویی، باید بر شخصیتها بنا شود. استرژینسکی نوشت: «بدترین کاری که هر فیلمی، در هر ژانری، میتواند انجام دهد این است که با نشان دادن چیزی که تماشاگر بارها در شکلهای مختلف دیده، او را غافلگیر نکند. داستان مکگافین دربارهی شخصیتها بهعنوان زیرمجموعهای از جستوجوی سنگ، گوی، تسراکت، شمشیر گادکیلر، نیزهی سرنوشت است. در مقابل، داستان شخصیتمحور میتواند از هزار شکل متفاوت شروع شود و به همان اندازه راههای متفاوتی برای رسیدن به پایان داشته باشد در نهایت، راهحل بر پایهی شخصیت است، نه بر پایهی آنچه برای یک شیء بیرونی و بیجان رخ میدهد».
استرژینسکی در ادامه پیشنهاد میکند شاید خستگی ابرقهرمانی در واقع خستگی مکگافین باشد، این الگو آنقدر تکرار شده که فرسودگی ایجاد کرده است. او همچنین یادآور میشود که بسیاری از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی، از جمله سوپرمن محصول ۱۹۷۸، مرد آهنی، لوگان و شوالیهی تاریکی، از نوع فیلمهای بر پایه مکگافین نیستند.
۴. تام هالند و زندیا، زوجی که هنوز ستارهاند
ستارهها هنوز اهمیت دارند و تام هالند و زندیا دقیقا در اوج فرم و قدرت گیشهای خودشان قرار گرفتهاند. هواداران مجذوب رابطهی واقعی این زوج شدهاند؛ رابطهای که حالا به ازدواج هم رسیده و این دلبستگی به فیلم سرریز میشود. در خودِ فیلم، رابطهی پیتر و امجی، یا در واقع نبودن آن پس از طلسم دکتر استرنج که باعث میشود جهان پیتر پارکر را فراموش کند، از همان ابتدا یکی از محورهای اصلی داستان است و این دو بازیگر چندین لحظهی موثر با هم دارند.
۵. خود فیلم، بهسادگی، فوقالعاده است
بسیاری از منتقدان گفتهاند روز کاملا جدید احتمالا بهترین فیلم مرد عنکبوتی دوران تام هالند است. امتیاز تماشاگران فیلم در راتن تومیتوز به ۹۸ درصد رسیده؛ هرچند امتیاز منتقدانش چنین نیست، اما همین عدد بالاترین امتیاز تماشاگران در میان همهی فیلمهای لایو اکشن مرد عنکبوتی محسوب میشود. بازی هالند هم تا امروز بهتر از همیشه است. فیلم البته حضورهای کوتاه، پیچش داستانی و مقدار قابلتوجهی زمینهچینی برای فیلمهای آینده دارد، اما تمرکز اصلیاش همچنان روی دو ماموریت همزمان هالند باقی میماند؛ شکستدادن یک دشمن تازه و رازآلود و کنار آمدن با فقدان دردناک دوستدخترش.
روز کاملا جدید لحظاتی دارد که حتی طرفداران معمولی هم بهسختی از کنارشان بیتفاوت میگذرند. بهطور خاص، صحنهای روی پشتبام میان پیتر و امجی وجود دارد که ویرانکننده توصیف میشود و هم قهرمان داستان و هم مخاطب را به نقطهای از تسلیم عاطفی میرساند. با این حال، پرسش جدی اینجاست که بعد از این فیلم، فرنچایز به کجا میرود. روز کاملا جدید برای ادامهی مسیر، استانداردی بسیار بالا تعیین کرده و بالا بردنِ این سقف، کار بسیار دشواری خواهد بود.
شما فکر میکنید مهمترین دلیل موفقیت Spider-Man: Brand New Day کدام است؟