پنج پیشبینی آتشین پایان فصل سوم «خاندان اژدها»
پایان فصل سوم خاندان اژدها پنج آتش روشن پیشرو دارد، هرچند روش ترجیحی این خانواده برای خاموشکردن آتشها، ریختن سوخت اژدها روی همان شعلههاست. فصل با نبرد گالت و مرگ جیسریس آغاز شد و پس از آن، رینیرا کینگز لندینگ را تصاحب کرد، اوتو را اعدام کرد و ادعای خود را به ماموریتی مقدس تبدیل کرد. اما دارسی به انترتینمنت ویکلی گفته بود رینیرا باور دارد «تفویض الهی برای حکومت» دارد و همین نگاه توضیح میدهد چرا هر مخالفتی اکنون از جایگاه او شبیه خیانت دیده میشود.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از فندوموایر، کریستون در «نبرد قصابها» در قسمت ششم کشته شد و قسمت هفتم فصل سوم خاندان اژدها کورلیس را در اسارت اورموند گذاشت، آلیسنت را به فرار از هرنهال واداشت، هلینا را در حال رویای دریمفایر نشان داد، سانفایر را در حال بازگشت به اگان قرار داد و اولف را هم در برابر پیشنهادی برای خیانت به رینیرا و گرفتن دریفتمارک مردد کرد. نینا لوپز-کورادو، کارگردان، حتی به کتابخوانها توصیه کرده بود خاطرهی نبرد تامبلتون را تازه کنند، پس ظرافت عملا از وستروس چمدانش را بسته و رفته است. پیشبینیهای پیشرو از یک تصمیم سیاسی خطرناک تا خیانتی که میتواند یک شهر را به خاکستر بکشد، محتملترین مسیرهای فینال را رتبهبندی میکنند.
هشدار اسپویل قسمت آخر و کتاب آتش و خون
اسارت کورلیس، آلن را مجبور به تصمیمگیری میکند
زخمیشدن کورلیس نمیتواند فقط بهصورت یک نامهی ناخوشایند دیگر روی میز رینیرا باقی بماند. اورموند، ارباب امواج، لرد دریاها را اسیر کرده، یکی از انگشتانش را بریده و دریفتمارک را به اولف پیشنهاد داده، انگار زمینهای ولاریون جایزهی یک میخانه باشد. همین اهانت، آلن را در موقعیتی قرار میدهد که تمام فصل از آن فرار میکرد و شاید ناچار شود از پدری دفاع کند که نام و محبتش سالها دیرتر از موعد رسید.
نبرد گالت پیشتر آلن و کورلیس را به رویارویی آشکار کشانده بود و ابوبکار سلیم، بازیگر نقش آلن، آن نبرد دریایی را هم فاجعهبار و هم گرهخورده به رابطهی پرتنش خانوادگیشان توصیف کرده بود. یک عملیات نجات میتواند آلن را به انتخابی برساند که بر شخصیتش تکیه دارد، نه صرفا بر خون. او میتواند کورلیس را نجات دهد بیآنکه او را ببخشد و دوری از همان مسیر پر از خار و دور از آشتی فوری پدر و پسری است.
در آتش و خون، کورلیس تا زمان شکستن اتحادش با رینیرا بر سر آدام ولاریون، یکی از مشاوران ارشد او میماند. سریال قطعات را جابهجا کرده، پس اسارت او شاید بخشی از همان گسست سیاسی را جایگزین کند. پیشبینی این است که آلن فرمان واکنش ولریونها را به دست میگیرد و همزمان بیلا حاضر نمیشود دریفتمارک را به حراج نمایشِ اورموند تبدیل کند.
رویای هلینا درباره دراگونپیت هشدار میدهد
رویای دریمفایر هلینا احتمالا با یورش ناگهانی او به تامبلتون بهصورت یک سوارهنظام غافلگیرکننده تمام نمیشود. محتملتر آن است که این رویا هشداری دربارهی دراگونپیت و خشونتی باشد که درون کینگزلندینگ کمین کرده است. قسمت هفتم، هلینا را سوار بر دریمفایر نشان میدهد، همزمان با پیشروی مردم عادی، و لوپز-کورادو توضیح داده بود که هلینا اژدهایان را نیروهایی میبیند که آدمها را فاسد میکنند و جهان اطرافشان را تغییر میدهند. همین ترس با آتش و خون همخوانی دارد؛ جایی که دریمفایر تا زمانی که انبوهی خشمگین به دراگونپیت هجوم میبرند، زنجیرشده باقی میماند. او شمار بیشتری از مهاجمان را نسبت به بقیهی اژدهایان گرفتار میکشد و بعد به گنبد برخورد میکند و زیر سنگ مدفون میشود.
قسمت پایانی شاید رویای خسوف، برف و جمعیت نزدیکشونده هلینا را به افول حکومت رینیرا پیوند بزند. با این حال، انتظار یک رویای دیگر وجود دارد، نه فاجعهی کامل دراگونپیت، سریال هنوز یک فصل پایانی کامل برای پرکردن دارد. با وجود این، هلینا ممکن است بفهمد که تصرف کینگز لندینگ، اژدها، فرزندان و مردم شهر را وارد دورهای کرده که فقط با قرض گرفتن زمان زندهاند. گرفتن هلینا برای پرسیدن جواب هم حرکت ناخوشایندی بود و باید امیدوار بود فینال اجازه بدهد او از تبدیلشدن به دستگاه شخصی پیشگویی ملکه سر باز بزند.
آلیسنت مکان ایموند را به رینیرا میدهد
آلیسنت پس از آنکه به ایموند دارو داد و فهمید او قصد داشته اگان دوم را بکشد، از هرنهال گریخت. حالا او هم تاییدی را با خود دارد که رینیرا میخواست و هم میداند آلیس چطور خود را به جاهطلبیهای اگان گره زده است. فصل با تلاش آلیسنت و رینیرا برای بستن پیمانی آغاز شد که هیچکدام بهطور کامل به آن اعتماد نداشتند. دارسی به تیویلاین گفته بود تاریخ مشترکشان اعتماد را دشوار میکند و هفت قسمت اعدام، راز و کودکان در معرض خطر هم این وضعیت را بهتر نکرده است.
تئوری برخی این است که آلیسنت با مکان ایموند برمیگردد، اما از رینیرا میخواهد او را ببخشد یا زنده دستگیرش کند. رینیرا این درخواست را رد میکند و همین شاید سرانجام همان پیمان شکننده را از بین ببرد. در تاریخ مارتین، دیمون در هرنهال منتظر اگان میماند تا رویارویی مرگبارشان بالای چشم خدایان رخ دهد. سریال آن برخورد را عقب انداخته و آلیس را محکمتر کنار ایموند قرار داده، پس احتمال دارد قسمت هشتم بهجای نبرد فوری، با فهمیدن محل اختفای برادرزادهاش توسط دیمون تمام شود.
حرکت اگان و سانفایر به سمت دراگوناستون آغاز میشود
بازگشت دوبارهی این اژدها برای اگان اهمیت حیاتی دارد، چرا که پس از گذراندن یک فصل کامل مملو از درد، رنج و تحقیرهای پیاپی، اکنون سانفایر نه تنها راهی برای فرار و سلاحی کارآمد در اختیار او میگذارد، بلکه نوعی حس اعتماد به نفس از دست رفته را نیز به او بازمیگرداند. در همین راستا، لوپز-کورادو به پیوند عمیق میان احیا و بهبودی این اژدها و آن رابطهی اسطورهای و دیرینهای که میان خاندان تارگرین و مرکبهایشان وجود دارد، اشاره کرده است. این موضوع در کتاب «آتش و خون» نیز مستند شده و به ثبت رسیده است که سانفایر با وجود آسیبدیدگی و ناتوانی موقت در پرواز برای مدتی، در نهایت توانسته بود از روکز رست جان سالم به در ببرد.
مسیر کتاب سرانجام هم سوار و هم اژدها را به دراگوناستون میبرد. اگان در آنجا پنهان میشود، هوادارانش را جمع میکند و پیش از آنکه رینیرا بفهمد، تختگاه نیاکانش را تصرف میکند. سانفایر بعدتر با بیلا و موندانسر میجنگد، آسیبهای بیشتری میبیند و به اژدهایی تبدیل میشود که اگان برای اجرای حکم مرگ رینیرا از آن استفاده میکند. فینال احتمالا همهی این مسیر را یکباره طی نمیکند، چنین کاری نیمی از یک فصل را در یک ساعت فشرده میکند. انتظار میرود اگان مکان خود را ترک کند و دراگوناستون را مقصد خود بداند. چنین تصمیمی برای فصل چهارم دام پرخطری زیر پناهگاه ظاهری رینیرا میچیند. اگان مدتها زمینگیر بوده، اما آمدن سانفایر او را دوباره با یک کینهی اژدهایی به بازی برمیگرداند.
اولف در تامبلتون به رینیرا خیانت میکند
خیانت اولف امنترین پیشبینی است، سریال عملا نقشه، و دستورالعمل مکتوب را جلویمان گذاشته است. اورموند پس از آنکه میبیند اولف تا چه اندازه از تنبیه علنی دیمون و محدودیتهای رینیرا دلخور است، دریفتمارک و عنوان لرد دریاها را به او پیشنهاد میدهد. لوپز-کورادو تایید کرده بود که این مبادله به قسمت هشتم وصل میشود و صریحا از خوانندگان خواسته بود به نبرد تامبلتون بازگردند. در رمان آتش و خون، اولف و هیو بهعنوان مدافعان رینیرا وارد میشوند و بعد سیلوروینگ و ورمیتور را علیه تامبلتون میچرخانند. خیانتشان یک پیروزی ظاهری برای بلکها را به قتلعامی تمامعیار تبدیل میکند و نام «دو خیانتکار» را برایشان بهجا میگذارد.
ممکن است خاندان اژدها در فصل سوم تصمیمهای این دو را از هم جدا کند. اولف حالا طعمهی اورموند را قورت داده، اما هیو هنوز پیشنهاد مشابهی دریافت نکرده است. پیشبینی این است که اولف در فینال جدا میشود، اما هیو یا مردد میماند یا آنقدر وفادار میماند که شراکت آیندهشان پیچیدهتر شود. چنین تغییری با اقتباس سازگارتر است. خیانت اولف به رینیرا از سر غرور زخمیشده باورپذیر است، اما دنبالکردن او توسط هیو بدون فشار بیشتر، هضم سختتری خواهد داشت. شاید قسمت هشتم با سوزاندن سربازان رینیرا توسط سیلوروینگ تمام شود، در حالی که همه متوجه میشوند دادن اژدهایان عظیم به غریبههای رنجیده، سیاست استخدامی چندان مطمئنی نبوده است.
هنوز روی تامبلتون بهعنوان فاجعهی اصلی فینال حساب باز میکنیم. اسارت کورلیس، اطلاعات آلیسنت، رویای هلینا و بازگشت اگان همگی میتوانند به فصل چهارم اشاره کنند، اما اولف باید تصمیمش را همین حالا بگیرد. فصل آنقدر وقت صرف روشن کردن جرقهها کرده که نباید با یک جلسهی دیگر شورا و یک نگاه پرمعنا از آن سوی میز تمام شود. آیا اولف بزرگترین خائن فینال میشود یا سانفایر قرار است باز هم اپیزودی دیگر را از زیر دست همه بدزدد؟ شما هم پیشبینیهای خود را دربارهی قسمت آخر خاندان اژدها در بخش دیدگاهها بنویسید.
شما فکر میکنید بزرگترین خیانت فینال چه خواهد بود؟