برخی فیلمسازان مطرح تاریخ سینما به دلیل دخالت استودیوها یا ضعفهای فنی، از آثار خود فاصله گرفته و حتی نامشان را از تیتراژ حذف کردهاند.
به گزارش فیلمزی، در تاریخ سینما فیلمهایی وجود دارند که سالها بعد از اکران، تماشاگران یا منتقدان ارزش واقعی آنها را دوباره کشف کردهاند.
اما رابطه کارگردان با این دسته از آثارشان همیشه مثبت نبوده است. گاهی فیلم محصول تصمیمهای خود کارگردان بوده و او بعدها از نتیجه پشیمان شده است. در موارد دیگر، استودیو در اتاق تدوین کنترل را به دست گرفته، فیلم را تغییر داده و نسخهای را روانه سینما کرده که کارگردان آن را اثر خودش نمیدانسته است.
در بعضی موارد حتی کارگردان تلاش کرده نامش از تیتراژ حذف شود. فیلمزی برخی از معروفترين فيلمهايی است كه كارگردانهای آنها از بودن اين فيلم در كارنامه خود متنفر هستند، را معرفی کرده است.
معرفی ۱۰ فیلمهایی که کارگردانِشان از آنها متنفر هستند
۱. فیلم «ترس و میل» ، (Fear and Desire)
- کارگردان: استنلی کوبریک
- بازیگران: فرانک سیلور، کنت هارب، پال مازورسکی، استیو کویت
- سال ساخت: ۱۹۵۳
- خلاصه داستان: گروهی از سربازان در جریان یک جنگ خیالی پشت خطوط دشمن گرفتار میشوند و تلاش میکنند از موقعیتی مرگبار جان سالم به در ببرند.
اولین فیلم بلند استنلی کوبریک یکی از معدود آثاری است که بعدها آشکارا از آن فاصله گرفت. کوبریک در سالهای بعد، فیلم را اثری خام و ناشیانه عنوان کرد و حتی گزارشهایی درباره تلاش او برای از بین بردن نسخههای باقیمانده فیلم منتشر شد. او بعدها آن را «تلاشی جدی، اما ناشیانه ساختهشده» توصیف کرد.
نکته جالب این است که فیلم پیش از شکلگیری سبک شناختهشده کوبریک ساخته شده بود و فاصله زیادی با آثاری داشت که بعدها جایگاه او را در تاریخ سینما تثبیت کردند.
۲. فیلم «تلماسه»، (Dune)
- کارگردان: دیوید لینچ
- بازیگران: کایل مکلاکلن، فرانچسکا آنیس، استینگ، مکس فون سیدو، شان یانگ
- سال ساخت: ۱۹۸۴
- خلاصه داستان: ارث جوان خاندان آتریدس وارد نبردی سیاسی و مذهبی بر سر سیارهای میشود که منبع مهمترین ماده ارزشمند جهان است.
این یکی از مشهورترین نمونههای دخالت استودیو در نتیجه نهایی یک فیلم است. دیوید لینچ بعدها گفت که در جریان ساخت فیلم بهتدریج از خواستههای شخصی خودش کوتاه آمده و در نهایت کنترل نهایی را هم در اختیار نداشته است. او سالها بعد درباره فیلم از آن به عنوان تجربهای تلخ و شکستخورده یاد کرد و گفت اگر به گذشته برگردد، احتمالاً این پروژه را نمیپذیرفت. لینچ حتی در نسخه تلویزیونی فیلم حاضر نشد با نام واقعی خودش به عنوان فیلمنامهنویس ظاهر شود. او در مصاحبهای دیگر توضیح داد که یکی از مشکلات اصلی برایش نداشتن تدوین نهایی بود.
یکی از انتقادهای همیشگی به نسخه ۱۹۸۴ این است که فیلم تلاش کرده داستان بسیار گسترده و پیچیده رمان فرانک هربرت را در مدت زمانی محدود روایت کند. لینچ در ابتدا نسخهای بسیار طولانیتر از فیلم ساخته بود و اولین کات فیلم نزدیک به چهار ساعت بود، اما این نسخه بهشدت کوتاه شد. به همین دلیل بسیاری از جزئیات جهان داستان، شخصیتها و خطوط روایی در نسخه نهایی حذف شدند یا با توضیحهای سریع و نریشن به تماشاگر منتقل شدند. نتیجه فیلمی بود که به اعتقاد بسیاری از منتقدان، برای روایت یک رمان چندصدصفحهای با آن حجم از اطلاعات، زمان کافی در اختیار نداشت.
سالها بعد، طرفداران فیلم نیز تلاش کردند این مشکل را تا حدی برطرف کنند. نسخههای طولانی و بازتدوینشدهای از فیلم توسط هواداران ساخته شد که از نماهای حذفشده، صحنههای اضافی و گاهی توضیحات و نریشنهایی استفاده میکردند که در نسخه سینمایی اصلی وجود نداشتند. یکی از شناختهشدهترین این پروژهها نسخهای با عنوان (Dune: The Alternative Edition Redux) بود که تلاش میکرد روایتی کاملتر از فیلم ارائه دهد. این نسخهها البته آثار رسمی دیوید لینچ محسوب نمیشوند، اما محبوبیتشان نشان میدهد که بخشی از طرفداران همچنان معتقدند مشکل اصلی نسخه سینمایی، بیش از آنکه خود داستان باشد، نحوه فشرده شدن آن در تدوین نهایی بوده است.
۳. فیلم «چهار شگفتانگیز»،( Fantastic Four)
- کارگردان: جاش ترنک
- بازیگران: مایلز تلر، مایکل بی. جردن، کیت مارا، جیمی بل
- سال ساخت: ۲۰۱۵
- خلاصه داستان: چهار جوان پس از یک آزمایش علمی ناموفق، تواناییهای خارقالعادهای پیدا میکنند و باید با پیامدهای آن روبهرو شوند.
جاش ترنک پس از موفقیت فیلم قبلیاش با پروژهای بسیار بزرگتر وارد سینمای جریان اصلی شد، اما اختلاف میان او و استودیو در مرحله پس از تولید شدت گرفت. بازتصویربرداریهای گسترده انجام شد و نسخهای که به سینما رسید تفاوت زیادی با فیلمی داشت که ترنک تصور میکرد ساخته است. او کمی پیش از اکران در پیامی که بعداً حذف شد، نوشت که یک سال قبل نسخهای فوقالعاده از فیلم داشته که احتمالاً واکنش بسیار خوبی میگرفت، اما مخاطبان احتمالاً هیچوقت آن نسخه را نخواهند دید.
این پیام کوتاه به یکی از جنجالیترین توییتهای یک کارگردان پیش از اکران فیلم تبدیل شد. ترنک عملا پیش از آنکه فیلم روی پرده برود، به مخاطبان هشدار داده بود که نسخهای که قرار است ببینند همان فیلمی نیست که او میخواست بسازد. او در توییت خود نوشت: یک سال پیش نسخه فوقالعادهای از این فیلم داشتم. و احتمالاً واکنشهای خوبی دریافت میکرد. شما احتمالاً هرگز آن نسخه را نخواهید دید. با این حال، این واقعیت است.
این اقدام باعث شد اختلاف میان ترنک و فاکس بیش از پیش علنی شود و عملاً او در زمان تبلیغات فیلم نیز در موقعیتی قرار گرفت که علیه نسخهای که قرار بود استودیو عرضه کند موضع گرفته بود. شکست تجاری و انتقادی فیلم نیز باعث شد مسیر حرفهای ترنک در پروژههای بزرگ هالیوودی تغییر کند و همکاری او با استودیوهای بزرگ دیگر به شکل سابق ادامه پیدا نکند.
۴. فیلم «بیگانه ۳»
- کارگردان: دیوید فینچر
- بازیگران: سیگورنی ویور، چارلز داتون، چارلز اس. داتون، پیت پاستور، لنس هنریکسن
- سال ساخت: ۱۹۹۲
- خلاصه داستان: الن ریپلی پس از فرود اضطراری در یک زندان فضایی، بار دیگر با موجودی مرگبار روبهرو میشود.
شاید هیچ نمونهای به اندازه این فیلم برای اين مطلب مناسب نباشد. دیوید فینچر نخستین تجربه سینمایی خود را در شرایطی آغاز کرد که فیلمنامه هنوز کامل نبود و زمان آمادهسازی بسیار محدودی داشت.
او بعدها گفت که طی دو سال بارها از پروژه کنار گذاشته شد و برای تقریباً هر تصمیمی مجبور به مبارزه بود. فینچر حتی سالها بعد گفت که هیچکس به اندازه خودش از این فیلم متنفر نبوده است. بنابراین رابطه او با این فیلم صرفاً یک نارضایتی معمول از نتیجه نهایی نبود، بلکه تجربهای بود که خودش آن را یکی از بدترین اتفاقات دوران حرفهایاش توصیف کرد.
فینچر بعدها حتی درباره میزان نفرتش از تجربه ساخت «بیگانه ۳» شوخی تلخی کرده بود. او در یکی از اظهارنظرهایش گفت وقتی زلزله سال ۱۹۸۹ سانفرانسیسکو اتفاق افتاد، آرزو کرده بود چنین اتفاقی برای «بیگانه ۳» هم رخ دهد تا تمام نگاتیوها و مواد فیلم از بین بروند و دیگر مجبور نباشد با این فیلم روبهرو شود. این حرف، حتی اگر با لحن طنز بیان شده باشد، نشان میدهد شکست تجربه «بیگانه ۳» برای فینچر تا چه اندازه عمیق بود.
۵. فیلم «تاریخ مجهول X»
- کارگردان: تونی کی
- بازیگران: ادوارد نورتن، ادوارد فرلانگ، بورلی دیآنجلو، جنیفر لین
- سال ساخت: ۱۹۹۸
- خلاصه داستان: یک جوان پس از مشاهده تغییرات خشونتآمیز برادر بزرگترش، تلاش میکند او را از مسیر افراطی و خشونتآمیز گذشته دور کند.
تونی کی یکی از شدیدترین واکنشها به دخالت استودیو در تدوین یک فیلم را نشان داد. پس از اختلاف با نیو لاین و ادوارد نورتن بر سر نسخه نهایی، کارگردان فیلم را متعلق به خود نمیدانست و حتی تلاش کرد نامش از آن حذف شود. او در نهایت به استفاده از نام مستعار روی آورد، اما انجمن کارگردانان آمریکا با این درخواست موافقت نکرد. کی بعدها علنا از نسخه اکرانشده فاصله گرفت و اعتراضش را از طریق رسانهها ادامه داد.
کی در اعتراض به دخالتهایی که در فیلم شده بود، حتی در نامهای سرگشاده که در نیویورک تایمز منتشر کرد، تأکید کرد که نسخه اکرانشده بازتاب دیدگاه او نیست و فیلم را به شکلی که خودش ساخته بود نمیداند. اختلاف او با استودیو و ادوارد نورتن چنان شدید شد که این فیلم عملاً به یکی از بدترین تجربههای حرفهای او تبدیل شد.
جالب اینکه با وجود تمام این اختلافات، «تاریخ مجهول» به موفقیتی قابل توجه نزد منتقدان و مخاطبان تبدیل شد و بازی ادوارد نورتن نیز بسیار مورد تحسین قرار گرفت. همین مسئله وضعیت عجیبی برای تونی کی ایجاد کرد: فیلمی که کارگردانش حاضر نبود آن را به شکل نهایی متعلق به خودش بداند، در نهایت به یکی از شناختهشدهترین آثار کارنامه او تبدیل شد. این تجربه نیز تأثیر زیادی بر رابطه کی با هالیوود داشت و پس از آن، مسیر فعالیت او در سینمای جریان اصلی آمریکا بهشدت محدود شد.
۶. فیلم «تقلید»
- کارگردان: گیرمو دل تورو
- بازیگران: میرا سوروینو، جرمی نورثام، الکساندر گودونوف، جاش برولین
- سال ساخت: ۱۹۹۷
- خلاصه داستان: حشرهشناسی موجودی جهشیافته را کشف میکند که میتواند خود را شبیه انسانها کند و به تهدیدی برای شهر تبدیل شود.
تجربه گیرمو دل تورو در این فیلم نمونه دیگری از جنگ کارگردان با استودیو بود. مدیران میرامکس و دایمنشن در جریان تولید بارها درباره میزان ترسناک بودن فیلم و مسیر داستان دخالت کردند و در نهایت کنترل تدوین نهایی را در اختیار گرفتند.
دل تورو بعدها نسخه اکرانشده را رد کرد، اما رابطهاش با فیلم کاملاً خصمانه باقی نماند. او سالها بعد نسخه کارگردان را ساخت و گفت این نسخه بخشی از زخمهای آن تجربه را ترمیم کرده است
۷. فیلم «جوخه انتحار»، (Suicide Squad)
- کارگردان: دیوید آیر
- بازیگران: ویل اسمیت، مارگو رابی، جرد لتو، یوئل کینامان، ویولا دیویس
- سال ساخت: ۲۰۱۶
- خلاصه داستان: گروهی از مجرمان خطرناک برای انجام مأموریتی دولتی که احتمال زنده ماندن در آن بسیار کم است، کنار یکدیگر قرار میگیرند.
دیوید آیر سالها بعد صریحتر از بسیاری از کارگردانان درباره نسخه اکرانشده فیلم صحبت کرد. او توضیح داد که استودیو در مرحله تدوین کنترل بیشتری پیدا کرد و نسخه نهایی با فیلمی که خودش ساخته بود تفاوت داشت. آیر نسخه اکرانشده را «فیلم من نیست» توصیف کرد و گفت نسخهای که خودش در ذهن داشت ساختار شخصیتی و روایی متفاوتی داشته است. به همین دلیل این فیلم امروز یکی از نمونههای مشهور اختلاف میان نسخه کارگردان و نسخه استودیویی محسوب میشود.
اما ریشه این تغییرات تا حد زیادی به واکنش بسیار منفی به «بتمن علیه سوپرمن» برمیگشت. شکست انتقادی فیلم زک اسنایدر باعث شد مدیران برادران وارنر نسبت به مسیر تاریک و جدی دنیای سینمایی دیسی دچار نگرانی شوند. همزمان موفقیت «ددپول» نشان داد یک فیلم ابرقهرمانی خشن و بزرگسالانه میتواند با لحن کمدی و سرگرمکننده موفق شود. آیر بعدها گفت که این دو اتفاق باعث شد استودیو بهشدت در «جوخه انتحار» مداخله کند و فیلمی که قرار بود اثری «لایهلایه، پیچیده، زیبا و غمگین» باشد، به سمت یک فیلم کمدیتر و سرگرمکنندهتر رانده شود.
تغییر فقط در تدوین اتفاق نیفتاد. بخش بزرگی از فیلم دوباره فیلمبرداری شد و حتی سومین پرده داستان تقریباً به شکل دیگری ساخته شد. در این بازتصویربرداریها صحنههای جدیدی برای هارلی کویین و جوکر اضافه شد و رابطه این دو نیز تغییر کرد. نسخهای که آیر در ابتدا ساخته بود حالوهوایی بسیار جدیتر و نظامیتر داشت، اما استودیو میخواست فیلمی سبکتر و سرگرمکنندهتر ارائه کند. حتی تدوینگران مختلف روی نسخههای متفاوت کار کردند و در نهایت استودیو تصمیم گرفت با ترکیب این نسخهها به یک نسخه میانی برسد. هزینه بازتصویربرداریها نیز به حدود ۲۲ میلیون دلار رسید.
بخش بزرگی از داستانی که آیر برای جوکر در نظر گرفته بود نیز از فیلم نهایی حذف شد. خود آیر بعدها گفت که «۴۰ دقیقه اول» فیلم بیشترین آسیب را دیده و بخشهایی از نسخه او به معنای واقعی کلمه تکهتکه شده است. در نتیجه، بسیاری از عناصر مربوط به گذشته جوکر، رابطه او با هارلی و حتی بخشهایی از خط داستانی اصلی از نسخه سینمایی کنار گذاشته شدند. تعداد زیاد صحنههای حذفشدهای که بعدها منتشر شد نیز نشان داد نسخهای که آیر ساخته بود بسیار گستردهتر از فیلم ۱۲۳ دقیقهای اکرانشده بوده است.
حتی پیش از اکران، تفاوت میان نسخه آیر و نسخهای که استودیو آماده میکرد در تبلیغات فیلم نیز دیده شد. نخستین تریلرها لحن بسیار متفاوتی داشتند و آیر بعدها تأکید کرد که یکی از آنها بسیار بیشتر به «نیت و لحن فیلمی که او ساخته بود» نزدیک بوده است. در نهایت «جوخه انتحار» با وجود موفقیت تجاری، به یکی از بحثبرانگیزترین نمونههای دخالت استودیو در یک فیلم ابرقهرمانی تبدیل شد.
۸. فیلم«روشنایی در حال مرگ»،( Dying of the Light)
- کارگردان: پل شریدر
- بازیگران: نیکلاس کیج، آنتون یلچین، ایرن جاکوب، الکساندر کریم
- سال ساخت: ۲۰۱۴
- خلاصه داستان: یک مأمور سابق سازمان اطلاعات که از بیماری و گذشته خود رنج میبرد، برای آخرین مأموریتش به دنبال فردی میرود که سالها پیش از دست داده است.
این مورد حتی از یک اختلاف معمول در اتاق تدوین فراتر رفت. پل شریدر اعلام کرد پس از تحویل نسخه کارگردان، فیلم از او گرفته شده و تهیهکنندگان آن را بدون مشارکت او دوباره تدوین، صداگذاری و میکس کردهاند. شریدر و تعدادی از عوامل اصلی فیلم نسخه اکرانشده را رد کردند. چند سال بعد، شریدر با استفاده از نسخههای کاری موجود تلاش کرد برداشت دیگری از فیلم بسازد و آن را به عنوان ثبت تاریخی دیدگاه خودش نسبت به پروژه نگه داشت.
شریدر در توضیح رسمی خود درباره فیلم بسیار صریح بود. او نوشت که پس از تحویل نسخه کارگردان در ژوئن ۲۰۱۴، فیلم از او گرفته شد و شرکت گرایندستون و تهیهکنندگان میخواستند آن را به یک فیلم عمومی و کلیشهای برای عرضه خانگي با بازی نیکلاس کیج تبدیل کنند. واکنش شریدر و عوامل فیلم نیز کاملاً غیرمعمول بود. شریدر، نیکلاس کیج، آنتون یلچین و تهیهکننده اجرایی فیلم، نیکلاس ویندینگ رفن، از نسخه اکرانشده فاصله گرفتند. حتی به دلیل تهدید به شکایت حقوقی، آنها اجازه نداشتند آزادانه علیه نسخه استودیویی صحبت کنند. در نتیجه، در یکی از مشهورترین اعتراضهای تاریخ سینمای معاصر، تیشرتهایی پوشیدند که به بند منع اظهارنظر منفی در قراردادشان اشاره داشت.
فیلم در نهایت در سال ۲۰۱۴ با نسخهای که شریدر آن را متعلق به خود نمیدانست اکران شد و واکنش منتقدان نیز بسیار منفی بود. شریدر بعدها همچنان امیدوار بود بتواند روزی نسخه خودش را به پایان برساند. به همین دلیل «روشنایی در حال مرگ» فقط داستان یک فیلم بد نیست، بلکه نمونهای بسیار روشن از این مسئله است که وقتی کارگردان کنترل تدوین و پستولید را از دست میدهد، حتی فیلمی با فیلمنامه و بازیگران معتبر هم میتواند به چیزی کاملاً متفاوت از قصد اولیه سازنده تبدیل شود.
۹. فیلم «طمع»، (Greed)
- کارگردان: اریک فون اشتروهایم
- بازیگران: گیب مور، زاسو پیتس، جین هرلو
- سال ساخت: ۱۹۲۴
- خلاصه داستان: زندگی یک مرد و همسرش درگیر وسواس نسبت به ثروت میشود و این طمع به فروپاشی تدریجی زندگی آنها میانجامد.
یکی از قدیمیترین و مهمترین نمونههای این فهرست متعلق به دورهای است که اختیار استودیو بر تدوین فیلم بسیار گسترده بود. اریک فون اشتروهایم نسخهای بسیار طولانی از فیلم ساخته بود و حتی قصد داشت آن را در دو بخش نمایش دهد. اما پس از تغییرات مدیریتی در استودیو، فیلم بهشدت کوتاه شد و نسخهای بسیار متفاوت به سینما رسید. فون اشتروهایم فیلم اکرانشده را از خود نمیدانست و آن را رد کرد. با این حال، نکته تاریخی جالب این است که حتی همین نسخه کوتاهشده نیز بعدها به عنوان یکی از آثار مهم سینمای صامت مورد تحسین قرار گرفت.
فون اشتروهایم در ابتدا نسخهای حدود ۹ ساعت و نیم ساخته بود و سپس خودش آن را به حدود چهار ساعت کاهش داد، اما مترو گلدوین مایر باز هم خواهان کوتاهتر شدن فیلم بود. در نهایت نسخه اکرانشده فقط حدود دو ساعت و پانزده دقیقه طول داشت. بخش عظیمی از داستانها، شخصیتها و خطوط فرعی حذف شدند و بسیاری از مواد اصلی نیز بعدها برای همیشه از بین رفتند. نگاتیوهای حذفشده در سالهای بعد برای بازیابی نقره موجود در فیلمهای نیترات ذوب شدند؛ بنابراین مسئله فقط این نبود که نسخه کارگردان گم شده باشد، بلکه بخش قابل توجهی از آن عملاً نابود شده بود.
با این حال، در سال ۱۹۹۹ اتفاقی کمنظیر افتاد. ریک اشمیدلین با حمایت ترنر کلاسیک موویز و استفاده از فیلمهای باقیمانده، عکسهای صحنههای حذفشده و فیلمنامه و طرح روایی اصلی فون اشتروهایم، نسخهای بازسازیشده ساخت که نزدیک به چهار ساعت طول داشت. این نسخه (Reconstructing Greed) نام گرفت و تلاش میکرد تا حد امکان به آخرین نسخهای که فون اشتروهایم خودش در نظر داشت نزدیک شود. در صحنههایی که تصاویر متحرک باقی نمانده بود، از عکسهای صحنه و میاننویسهای توضیحی استفاده شد تا بخشهای از دسترفته داستان بازسازی شوند.
این بازسازی در جشنواره تلوراید در سال ۱۹۹۹ به نمایش درآمد و بعد در ونیز و جشنوارههای دیگری نیز نمایش داده شد. نسخه بازسازیشده حدود ۲۳۹ دقیقه بود و بخشهایی از داستان و شخصیتهایی را که در نسخه اکرانشده کاملاً حذف شده بودند دوباره وارد روایت کرد. این پروژه حتی مورد تقدیر انجمن منتقدان فیلم لسآنجلس قرار گرفت. با این حال، نکته مهم این است که(Reconstructing Greed) یک نسخه واقعی و کامل از کات فون اشتروهایم نیست، چون بسیاری از تصاویر اصلی برای همیشه از بین رفتهاند؛ بلکه بازسازیای پژوهشی از فیلم گمشده اوست.
۱۰. فیلم «روزی که دلقک گریه کرد»، (The Day the Clown Cried)
- کارگردان: جری لوئیس
- بازیگران: جری لوئیس، هانس وایت، بریژیت دِیو
- سال ساخت: ۱۹۷۲
- خلاصه داستان: یک دلقک در آلمان نازی به اردوگاه مرگ فرستاده میشود و در آنجا با کودکان یهودی روبهرو میشود.
این فیلم شاید افراطیترین نمونه تاریخ سینما باشد، چون اساساً هیچگاه به شکل رسمی اکران نشد. جری لوئیس که کارگردانی و بازی در فیلم را بر عهده داشت، سالها بعد از آن با شرمندگی صحبت کرد و معتقد بود فیلم به نتیجهای که میخواسته نرسیده است. او فیلم را بسیار بد توصیف کرد و تصمیم گرفت آن را از نمایش عمومی دور نگه دارد. فیلم سرانجام به اثری افسی در تاریخ سینما تبدیل شد، چون سالها هیچکس نمیتوانست نسخه کامل آن را ببیند.
اما داستان این فیلم در سالهای اخیر وارد مرحله تازهای شده است. در سال ۲۰۲۴، کتابخانه کنگره آمریکا بخشی از مواد باقیمانده فیلم را پس از پایان محدودیت ۱۰ سالهای که هنگام واگذاری مجموعه شخصی جری لوئیس تعیین شده بود، برای پژوهشگران قابل دسترسی کرد.
این مجموعه شامل ۱۳ حلقه نگاتیو رنگی، چند حلقه صدای ضبطشده و حدود سه ساعت تصاویر پشت صحنه است. با این حال، کتابخانه کنگره نسخه کامل فیلم را در اختیار ندارد و حتی مشخص شده که تصاویر و صداهای باقیمانده الزاماً با یکدیگر مطابقت ندارند.
همین مواد بعدها به بخشی از مستند (From Darkness to Light) تبدیل شدند که در سال ۲۰۲۴ در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد. این مستند برای نخستین بار بخشهایی از فیلم گمشده را در اختیار مخاطبان قرار داد و دوباره بحث درباره این اثر مرموز را به جریان انداخت. با این حال، چیزی که امروز در آرشیوها وجود دارد همچنان یک فیلم کامل و آماده نمایش نیست، بلکه مجموعهای ناقص از نگاتیوها، برداشتهای خام و مواد تولیدی است.
با بررسی این آثار میتوان به این نتیجه رسید که فیلمهایی که کارگردان از آن متنفر هستند، همیشه یکسان نیست. در مورد کوبریک و لوئیس، مشکل بیشتر به قضاوت خودشان درباره نتیجه هنری برمیگردد، در حالی که در مورد فینچر، لینچ، ترنک، کی، دل تورو، آیر و شریدر، بخش مهمی از ماجرا به از دست دادن کنترل فیلم در مرحله تولید یا پستولید مربوط میشود.
به همین دلیل گاهی نسخهای که مخاطب میبیند، دقیقاً همان فیلمی نیست که کارگردان تصور کرده بود.
جالبتر اینکه بعضی از این فیلمها بعدها سرنوشت متفاوتی پیدا کردند. «تقلید» نسخه کارگردان پیدا کرد، «جوخه انتحار» همچنان موضوع بحث درباره نسخههای متفاوت است، «بیگانه ۳» سالها بعد در قالب نسخه دیگری دوباره دیده شد و «طمع» با وجود اینکه کارگردان از نسخه اکرانشدهاش فاصله گرفت، امروز یکی از آثار مهم تاریخ سینما محسوب میشود.
در نتیجه، نفرت یک کارگردان از فیلمش الزاما به معنای بیارزش بودن خود فیلم نیست، همانطور که رضایت یک کارگردان هم تضمینکننده ارزش هنری آن نیست.
نویسنده: هاشم جهرمی