شاه در قاب خالی؛ سرنوشت عجیب پروژههای سینمایی کوروش کبیر در ایران و هالیوود
زندگی کوروش کبیر ظرفیت یک حماسهی سینمایی را دارد، اما کمبود بودجه، حساسیتهای سیاسی و دشواری تولید، راه را بستهاند.
در تقویم فرهنگی و تاریخی ایران، تاریخ ۷ آبان به عنوان روز بزرگداشت کوروش کبیر، بنیانگذار سلسله هخامنشی ثبت شده است؛ روزی که به شکل نمادین با سالروز ورود او به شهر باستانی بابل و صدور منشور معروف حقوق بشر پیوند خورده و فرصتی سالانه را برای بازخوانی هویت باستانی، فرآیند شکلگیری تمدن ایران و بررسی ابعاد شخصیتی این پادشاه فراهم میسازد. در عصر حاضر، سینما و هنر هفتم قویترین و مؤثرترین رسانه برای بازآفرینی اینگونه رویدادهای تاریخی، زنده نگهداشتن مفاخر ملی و معرفی مؤلفههای فرهنگی یک ملت به جامعه جهانی به شمار میرود. نگاهی به کارنامه سینمای جهان نشان میدهد که فرمانروایان، سرداران و چهرههای نامدار تاریخ باستان نظیر اسکندر مقدونی، ژولیوس سزار، ناپلئون بناپارت و کلئوپاترا بارها و بارها موضوع ساخت فیلمهای بزرگ، پرهزینه و اثرگذار سینمایی بودهاند تا از این طریق، قرائتهای مختلف تاریخی یا بومی به افکار عمومی منتقل شود.
با این حال، وضعیت بازتاب شخصیت کوروش بزرگ در قاب سینما با یک تناقض و خلاء آشکار ساختاری همراه است، زیرا با وجود در دسترس بودن منابع مکتوب تاریخی فراوان مانند کوروشنامه گزنفون، روایات هرودوت و کتیبههای باستانی بابل که بستر داستانی و دراماتیک بسیار مناسبی را از دوران کودکی، چالشهای صعود به قدرت، نبردهای استراتژیک و رویکرد ویژه او در مدارا با اقوام مغلوب فراهم میسازد، سهم این شخصیت تاریخی از سینمای داستانی، زنده و رئال ایران و جهان تقریباً ناچیز و در حد صفر بوده است. این غیبت طولانیمدت بر پرده نقرهای را نباید به پای بیتوجهی فیلمسازان یا مخاطبان نوشت، بلکه ناشی از موانع کلان و متعددی است که تولید آثار فاخر باستانی را در دنیای امروز به چالش میکشد؛ موانعی که بخش عمده آنها شامل هزینههای نجومی طراحی صحنه و لباس، بازسازی شهرهای کهن با جلوههای ویژه کامپیوتری پیچیده، نبود سرمایهگذاری کلان دولتی یا خصوصی در داخل کشور، وجود حساسیتهای مختلف و همچنین اولویتهای متفاوت هالیوود در به تصویر کشیدن تاریخ خاورمیانه است.
در سالهای گذشته، سینمای ایران شاهد تلاشهایی از سوی کارگردانان برجسته برای نگارش سناریو و آغاز پیشتولید چنین پروژههای ملی بوده است، اما این اقدامات به دلیل نبود بودجه پایدار بینالمللی و بوروکراسیهای پیچیده، معمولاً در راهروهای تولید متوقف مانده و در نهایت جای خود را به تولید مستندهای پژوهشی یا انیمیشنهای محدود سریالی دادهاند که توان رقابت با استانداردهای سینمای داستانی جهان را ندارند. از سوی دیگر، در عرصه بینالمللی نیز مواردی از فیلمسازی درباره این دوره تاریخی دیده میشود که گاه به دلیل تمرکز بر روایات فرعی یا تغییر رویکردهای تاریخی، با انتقاد و چالشهای جدی مواجه شدهاند. کالبدشکافی این موانع ساختاری و بازخوانی پرونده کارهای مکتوبِ به سرانجام نرسیده، دلایل پابرجا ماندن این طلسم دیرینه در صنعت تصویرگری و سینمای معاصر را آشکار میسازد.
پروژههای ملی سینمای ایران
در طول دورههای گوناگونِ تاریخ سینمای ایران، طرحها و پیشنهادهای متعددی برای پرداختن به شخصیت کوروش و ساخت اثری سینمایی پیرامون او شکل گرفته و این ایده بارها بهعنوان یک دغدغه در محافل سینمایی مطرح شده است؛ در همین مسیر، جمعی از کارگردانان و تهیهکنندگان با پیگیری جدی اینگونه پروژهها کوشیدهاند تا جای خالی چنین اثری را بر پردهی سینما پر کنند و سهم خود را در جبران این کمبودِ به چشمآمده در سینمای کشور ایفا نمایند. با وجود این انگیزهها، مسیر تحقق این ایدهها هرگز روندی هموار و یکسان را طی نکرده است؛ روبهرو شدن با موانع پرشمار، بهویژه چالشهای سنگین مالی، هزینههای بالا و دشواریهای گستردهی ساختاری در روند تولید، سبب شده است که این تلاشها هر یک به سرانجامی جداگانه دچار شوند و سرنوشتهای کاملا متفاوتی را تجربه کنند. بر همین اساس، دستیابی به درکی دقیق و روشن از مجموعهی کارنامهی تصویری مرتبط با بنیانگذار حکومت هخامنشی، مستلزم آن است که ابعاد و زوایای گوناگون این کوششها از یکدیگر تفکیک شود و در قالبها و چارچوبهای جداگانه مورد بازخوانی قرار گیرد.
۱. فیلم ساختهنشده «کوروش کبیر» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی
جدیترین تلاش سینمای ایران برای جانبخشی به این شخصیت تاریخی، با پروژه مسعود جعفری جوزانی و زندهیاد علی معلم آغاز شد. این دو پس از پژوهشهایی در اوایل دهه ۱۳۹۰، سال ۱۳۹۲ موافقت اصولی و پروانه ساخت فیلم را از سازمان سینمایی گرفتند. نگارش فیلمنامه سالها زمان برد و در نهایت در قالب کتاب منتشر شد. همچنین، کتابی هنری و سهبعدی تدوین شد که نقشه کاخها، بازسازی جنگافزارها و پوشش سربازان هخامنشی، مادی و بابلی را در بر میگیرد.
تولید اثری در این ابعاد، مستلزم احداث شهرکهای سینمایی بزرگ، بهکارگیری هزاران هنرور و استفاده از جلوههای ویژه بصری بسیار پیشرفته بود؛ مخارجی سنگین که فراتر از ظرفیت و بودجههای معمول سینمای ایران برآورد میشد. در این میان، کوششهای علی معلم برای جذب سرمایهگذاران خارجی یا بخش خصوصی داخلی نیز بینتیجه ماند و با درگذشت ناگهانی او در سال ۱۳۹۵، پروژه اصلیترین حامی و مدیر اجرایی خود را از دست داد. هرچند در سالهای بعد پویشهای مردمی برای تامین مالی جمعی فیلم به راه افتاد، اما گستردگی ابعاد مالی مانع از آغاز تولید شد و کار عملا در مرحله پیشتولید متوقف ماند؛ وضعیتی که بیتردید موانع پیچیده بوروکراتیک و حساسیتهای ساختاری نیز در آن دخیل بوده است.
۲. پروژه ساختهنشده عزیزالله حمیدنژاد
پیش از آنکه مسعود جعفری جوزانی بهطور رسمی وارد این عرصه شود، در سالهای پایانی دهه ۱۳۸۰ عزیزالله حمیدنژاد، فیلمسازی با سبک و رویکرد مشخص که ساخت آثاری چون «اشک سرما» و در سالهای بعد مجموعه «بانوی عمارت» را در کارنامه خود داشت، نخستین اقدامها و تلاشها را در این زمینه آغاز کرد. این کارگردان، بررسیها و پژوهشهای مشروح و گستردهای را حول محور مقاطع آغازین زندگی کوروش سامان داد و تمرکز خود را بهطور ویژه بر دوران خردسالی او، روزگاری که در میان چوپانان سپری میکرد و همچنین ماجرای چگونگی فرار و رهاییاش از چنگال آستیاگ معطوف ساخت. اگرچه در پی این مطالعات، طرح اولیه فیلمنامه نیز به مرحله نگارش و آمادگی رسید، اما پیشبرد این پروژه با موانع جدی روبهرو شد؛ از یک سو دستگاهها و نهادهای دولتی تمایل و رغبتی برای اختصاص بودجه و حمایت مالی از آثاری با محوریت دوران پیش از اسلام نشان نمیدادند و از سوی دیگر، شرایط دشوار و تنگناهای شدید اقتصادی نیز مانع از تامین هزینهها میشد. در نهایت، همین بیمیلی و مشکلات مالی نگذاشت پروژه به مرحله پیشتولید جدی و عملیاتی پا بگذارد و در نتیجه، این اثر در همان گامهای نخستین متوقف و به بایگانی سپرده شد.
۳. مستند «کوروش کبیر» به کارگردانی مصطفی فرزانه
شاید آگاهی از این موضوع برای بسیاری از افراد شگفتانگیز باشد که نخستین حضور سینمای ایران در جشنواره بینالمللی فیلم کن، با نام کوروش بزرگ گره خورده است. این رویداد در سال ۱۹۶۱ میلادی (مصادف با ۱۳۴۰ شمسی) رخ داد؛ زمانی که مصطفی فرزانه، به عنوان نویسنده و فیلمسازی روشنفکر از ایران، مستند کوتاهی تحت عنوان «کوروش کبیر» را تولید کرد. این اثر مستند که ساختار آن بر رویکردی کاملا پژوهشی و باستانشناسانه استوار بود، به معرفی دقیق پاسارگاد، منشور کوروش و ویژگیهای معماری هخامنشی اختصاص داشت. این فیلم در نهایت موفق شد به عنوان نماینده سینمای ایران به این رویداد معتبر راه یابد و در همان دوره، در بخش رقابتی و مسابقه فیلمهای کوتاه جشنواره فیلم کن برای مخاطبان به نمایش درآید.
۴. انیمیشن سریالی کوروشنامه
مجموعه پویانمایی «کوروشنامه» یکی از گامهای ملموس در فضای رسانهای ایران است که تلاش کرده با استفاده از ابزار انیمیشن، بخشی از خلاء آثار داستانیِ زنده را جبران کند. این مجموعه انیمیشن داستانی و تاریخی که با رویکردی حماسی ساخته شده است، رویدادهای گذشته را بررسی میکند و در مسیر روایت خود به شرایط و وضعیت جغرافیایی ایران باستان، ظلم و ستمگریهای پادشاهان آشوری، موضوع اسارت یهودیان در سرزمین بابل و سرانجام خیزش و قیام کوروش با هدف تحقق و برقراری عدالت میپردازد. تولید این اثر بر پایه این هدف انجام شده است که مخاطبان نسل جوان با ابعاد گوناگون مفاهیم ملی آشنایی پیدا کنند و با پیشینه تمدنی خود ارتباط بهتری برقرار سازند. اکنون نیز شرایط تماشای این مجموعه از طریق بسترها و پلتفرمهای پخش آنلاین داخلی در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
۵. انیمیشن منم کوروش
در این میان، اثر دیگری نیز با عنوان «منم کوروش» تولید شد که با تمرکز ویژه بر تدوین منشور حقوق بشر و رویدادِ فتح بابل بدون جنگ و خونریزی، کوشید تا سیمایی صلحطلب و مداراگر از این پادشاه به تصویر بکشد. این پویانمایی با محوریت قرار دادن پیام صلحطلبی و لغو بردگی، تلاش کرد روایتی ملموس از این برهه تاریخی ارائه دهد. اگرچه این قبیل آثار از منظر کیفیت فنی، شیوههای ساخت و مؤلفههای اجرایی با معیارهای رایج در استانداردهای جهانی فاصله داشتند، اما با در نظر گرفتن محدودیتها و فضای کمتحرک سینمای تاریخی ایران، تلاشهایی ارزشمند و گامهایی رو به جلو در این حوزه به شمار میآمدند.
شبح کوروش از ایران تا آنسوی مرزها
در بررسی رویکرد سینمای بینالملل و تلاشهای فرامرزی پیرامون کوروش بزرگ، با نوعی خلاء عجیب مواجه هستیم؛ به طوری که بهجز چند مورد محدود، انگار در دنیای تصویر تنها با «شبحی» از این پادشاه باستانی طرف هستیم. با وجود آنکه نام کوروش در متون کلاسیک یونانی و عهد عتیق به عنوان نماد رواداری ثبت شده، هالیوود و کمپانیهای بزرگ غربی هرگز فیلمی تراز اول و مستقل به او اختصاص ندادهاند. سینمای بینالملل معمولاً تاریخ هخامنشی را از زاویه دید یونانیان و در قالب کلیشههایی چون فیلم «۳۰۰» یا روایتهای حاشیهای مانند فیلم قزاقستانی «تومیریس» بازنمایی کرده است. در این میان، معدود آثار مستقل مانند سریالهای پلتفرمهای استریمینگ یا مستندهای پژوهشی نیز به دلیل بودجه محدود، نتوانستهاند ابعاد واقعی این شخصیت را به تصویر بکشند. در نتیجه، تصویر کوروش بزرگ در سینمای جهان همچنان مانند شبحی مهآلود، کمرنگ و حاشیهای باقی مانده است.
۱. سریال نامعلوم «کوروش: ظهور یک امپراتوری» (Cyrus: The Rise of Empire)
«کوروش: ظهور امپراتوری» نام پروژهای است که قرار بوده زندگی کوروش کبیر و شکلگیری شاهنشاهی هخامنشی را در قالب سریالی تاریخی روایت کند. نام این مجموعه با سال ۲۰۲۲ در IMDb ثبت شده و الکس پارسینیا و ثین سویگارت بهعنوان نویسندگان آن معرفی شدهاند. آرماند آسانته و گلسا سرابی هم در فهرست بازیگران دیده میشوند. الکس پارسینیا در سال ۲۰۲۰ کتابی با همین نام منتشر کرده بود؛ کتابی ۳۸۵ صفحهای درباره زندگی کوروش، شیوه حکومتداری او، ماجرای رسیدنش به قدرت و شکلگیری امپراتوری هخامنشی در ایران باستان. چون پارسینیا نویسنده و تهیهکننده پروژه تلویزیونی هم معرفی شده، احتمال ارتباط این دو اثر وجود دارد؛ هرچند معلوم نیست سریال واقعاً اقتباسی از کتاب بوده یا نه. اما از همه این موارد که بگذریم، بهجز چند صفحه اینترنتی و اطلاعات مربوط به یک قسمت آزمایشی، حتی رد قابلاعتمادی از در دست تولید بودن این سریال پیدا نمیشود!
۲. مستند داستانی «در جستجوی کوروش بزرگ» (In Search of Cyrus the Great)
این اثر مستند ارزشمند که توسط کوروش کار، فیلمساز مستقل ایرانی-آمریکایی، تولید شده است، با اتکا به رویکردی کاملا علمی و دانشگاهی به روایت موضوع خود میپردازد. این فیلم مسیر سفر و جابهجایی استوانه کوروش را در جریان نمایش در موزههای گوناگون جهان دنبال میکند و برای پیشبرد روایت، هم از بازسازیهای داستانی محدود بهره میگیرد و هم به سراغ برجستهترین هخامنشیشناسان دنیا، از جمله دکتر دیوید استروناخ، رفته و با آنها گفتوگو کرده است. این اثر در پی آن است که با تکیه بر این دیدگاههای پژوهشی و تخصصی، حقیقت تاریخی مربوط به این پادشاه را با دقت مورد واکاوی قرار دهد و با تفکیک دادههای مستند از افسانهها و روایتهای یونانی، مرز میان واقعیتهای تاریخی و داستانپردازیهای پیرامون آن را بهروشنی تبیین کند.
۳. فیلم «تومیریس» (Tomyris 2019)
یکی از جنجالیترین اتفاقات سینمایی مرتبط با کوروش، اکران فیلم سینمایی «تومیریس» محصول کشور قزاقستان در سال ۲۰۱۹ بود. این فیلم مستقیماً درباره کوروش نیست، بلکه به داستان زندگی ملکه ماساگتها (یک قوم صحرانشین سکایی) میپردازد. کارگردان این اثر بر اساس یکی از روایتهای فرعی و به شدت بحثبرانگیز هرودوت (که حتی خود هرودوت نیز آن را تنها یکی از چند روایت موجود میداند)، مرگ کوروش را در جنگ با این قوم و به شکلی فجیع به تصویر کشید. اکران این فیلم با واکنشهای تند و اعتراضات گسترده مورخان، اساتید دانشگاه و جامعه ایران روبهرو شد؛ چرا که فیلم با رویکردی ناسیونالیستی برای کشور قزاقستان، چهرهای خشن و متجاوز از کوروش نشان میداد که با سایر اسناد تاریخی و حتی منشور خود او همخوانی نداشت.
چرا طلسم ساخت فیلم کوروش شکسته نمیشود؟
نخستین مانع به ابعاد عظیم تولید و هزینههای سنگین بازمیگردد. سینمای امروز جهان برای بازسازی نبردهای باستانی به بودجههای صدها میلیون دلاری نیاز دارد. بازآفرینی شهری مانند بابل با دیوارهای عظیم، طراحی لباس برای هزاران سرباز جاویدان و هنرور و بازسازی قصرهای پاسارگاد و اکباتان بدون فناوریهای پیشرفتهی جلوههای بصری و استودیوهای بزرگ ممکن نیست. سینمای ایران بهدلیل بحرانهای اقتصادی و دسترسینداشتن به بازارهای جهانی توان تامین چنین بودجهای را ندارد و بخش خصوصی نیز حاضر نیست ریسک سرمایهگذاری در پروژهای با چنین ابعادی را بپذیرد.
حساسیتهای سیاسی و عقیدتی در ایران مانع دیگری به شمار میروند. سرمایهگذاریهای کلان تاریخی در سینمای رسمی و دولتی طی دهههای گذشته عمدتا به تاریخ اسلام اختصاص یافتهاند. فیلم محمد رسولالله ساختهی مجید مجیدی و سریالهای مختارنامه و سلمان فارسی نمونههایی از اولویتهای رایج در تولیدات تاریخی محسوب میشوند. تاریخ ایران باستان و بهویژه پادشاهان هخامنشی، بهدلیل قرائتهای سیاسی متفاوت و حساسیتهای پیرامون ملیگرایی، کمتر از حمایت مالی نهادهای فرهنگی دولتی بهره بردهاند و فیلمسازان مستقل در چنین شرایطی دستخالی ماندهاند.
با وجود جایگاه تاریخی کوروش کبیر و نقش مهم او در شکلگیری یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان، سینمای جهان کمتر به زندگی این پادشاه ایرانی پرداخته است. حضور کوروش در آثار خارجی اغلب به روایت فتح بابل، سرگذشت دانیال نبی و تاریخ یهودیان گره خورده و کمتر فیلم یا سریالی را میتوان پیدا کرد که مستقیماً زندگی و شخصیت او را محور داستان قرار داده باشد.
یکی از نمونههای شناختهشده، فیلم آمریکایی «کتاب دانیال» (The Book of Daniel) محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آنا زیلینسکی است. این فیلم داستان زندگی دانیال نبی را بر اساس روایتهای عهد عتیق دنبال میکند؛ شخصیتی که در دوران اسارت یهودیان در بابل زندگی میکرد و شاهد تغییر حکومتها بود. در این اثر، لنس هنریکسن، بازیگر شناختهشده آمریکایی، نقش کوروش کبیر را ایفا میکند. کوروش در بخشهای مربوط به تحولات سیاسی پس از سقوط بابل وارد داستان میشود و تصویری که فیلم از او ارائه میدهد، بیش از آنکه بر منابع تاریخی ایران باستان متکی باشد، از جایگاه این پادشاه در متون مذهبی یهودی تأثیر گرفته است.
در همان سال، مینیسریال آمریکایی «کتاب مقدس» (The Bible) نیز به نمایش درآمد. این مجموعه دهقسمتی که با تهیهکنندگی مارک برنت و روما داونی ساخته شد، داستانهای مهم عهد عتیق و عهد جدید را در قالب بازسازیهای نمایشی روایت میکند. بخشی از مجموعه به دوران اسارت یهودیان در بابل و زندگی دانیال نبی اختصاص دارد؛ رویدادهایی که از نظر تاریخی با ظهور کوروش و فتح بابل ارتباط دارند. بااینحال، برخلاف فیلم «کتاب دانیال»، حضور مستقیم و مستقل شخصیت کوروش در نسخه اصلی این مجموعه بهروشنی قابل تأیید نیست. اهمیت این اثر بیشتر در نمایش فضای تاریخی و مذهبی دورانی است که به سقوط بابل و قدرتگیری هخامنشیان منتهی شد.
برای پیدا کردن نمونههای قدیمیتر باید به سینمای کلاسیک هالیوود بازگشت. فیلم «بردگان بابل» (Slaves of Babylon) محصول سال ۱۹۵۳ به کارگردانی ویلیام کسل، یکی دیگر از آثاری است که داستانش با دوران کوروش ارتباط دارد. این فیلم تاریخی و مذهبی، ماجرای دانیال نبی و سرنوشت یهودیان اسیر در بابل را روایت میکند. کشمکشهای سیاسی دربار، روابط حاکمان بابلی و تحولات منتهی به سقوط این حکومت، بخش مهمی از داستان را تشکیل میدهند. کوروش در این روایت با پایان حکومت بابل و تغییر سرنوشت یهودیان پیوند دارد، اما فیلم به زندگی شخصی او، چگونگی رسیدنش به قدرت یا تأسیس شاهنشاهی هخامنشی نمیپردازد.
قدیمیترین نمونه در میان این آثار، فیلم صامت «تعصب» (Intolerance) ساخته دیوید وارک گریفیث در سال ۱۹۱۶ است؛ اثری که از فیلمهای تأثیرگذار تاریخ سینما به شمار میرود. «تعصب» چهار داستان را در دورههای تاریخی متفاوت بهصورت موازی روایت میکند و یکی از آنها به بابل باستان اختصاص دارد. در این بخش، کشمکشهای سیاسی و مذهبی شهر و سرانجام سقوط آن در برابر سپاهیان پارسی به تصویر کشیده میشود. کوروش کبیر در روایت سقوط بابل حضور دارد، اما شخصیت اصلی داستان نیست و فیلم بیشتر بر شکوه تمدن بابل و عواملی که به نابودی آن انجامیدند تمرکز میکند.
در کنار همه این عوامل مختلف، پیچیدگیهای ساختاریِ درام و همچنین نگرانی از واکنشها و بازخوردهای احتمالی، نقشی محوری در بیمیلی هالیوود به پرداختن به این مضمون دارند. در شرایطی که اسناد و منابع معتبر تاریخی، کوروش را به عنوان شخصیتی عادل، صلحطلب و رهاییبخش بردگان توصیف کردهاند، الگوهای قصهگویی در هالیوود معمولا به سوی روایتهایی متمایل است که بر تضادهای اخلاقی شدید، جنبههای تحریفشده، یا نبردهای خونین و حماسی تمرکز دارند؛ رویکردی که نمونههای آن را میتوان در آثاری چون فیلمهای ۳۰۰ (300) یا گلادیاتور (Gladiator) مشاهده کرد. افزون بر این تفاوتهای مضمونی، جریان اصلی سینمای آمریکا در سالهای اخیر نیز تمایل و اشتیاق چندانی به نمایش و بازتاب تصویری مثبت، موجه و مقتدر از پادشاهان و حاکمان ایرانی بر پردهی نقرهای از خود نشان نداده است.
ظرفیتهای تازه در عصر هوش مصنوعی
در شرایطی که سینمای کلاسیک و سنتی ایران و جهان پشت درهای بستهی بودجه و سیاست معطل مانده، پیشرفت فناوری طی سالهای اخیر دریچههای تازهای گشوده است. فیلمسازان مستقل و هنرمندان دیجیتال با بهرهگیری از ابزارهای پیشرفتهی هوش مصنوعی و موتورهای بازیسازی مانند Unreal Engine، صحنههایی از خواب آستیاگ، کودکی کوروش و لحظهی ورود حماسی او به بابل را بهصورت ویدیویی بازسازی کردهاند. ویدیوهای کوتاه و موزیکال حاصل، با استقبال میلیونی کاربران در پلتفرم یوتیوب روبهرو شدهاند. چنین استقبالی نشان میدهد عطش جامعه برای تماشای اسطورهی تاریخی ایران بر پردهی سینما هرگز فروکش نکرده است.
حفظ هویت ملی و تاریخی سینمای ایران بر پردهی نقرهای، سرانجام به شکستن طلسم پروژههای نیمهتمامی مانند اثر مسعود جعفری جوزانی وابسته خواهد بود. زندگی کوروش بزرگ از تولد افسانهگون و رویارویی با آستیاگ تا اتحاد پارسها، فتح بابل و آزادی اسیران، ظرفیت روایی لازم برای خلق یک حماسهی بزرگ را در خود دارد. فناوریهای نوین شاید بتوانند بخشی از هزینهها و دشواریهای تولید را کاهش دهند، اما تحقق یک اثر سینمایی تراز اول همچنان به ارادهی فرهنگی، سرمایهگذاری گسترده و عبور از موانع ساختاری نیازمند خواهد بود. تنها در چنین شرایطی نام کوروش بزرگ نهفقط در صفحههای کتابهای تاریخ، بلکه در قاب باشکوه هنر هفتم نیز خواهد درخشید.
دیدگاه خود را دربارهی دلایل ساختهنشدن فیلمی بزرگ از زندگی کوروش با ما در میان بگذارید.