چرا موش سرآشپز هرگز نباید دنباله‌ای داشته باشد؟

جمعه 11 مهر 1404 - 17:30
مطالعه 3 دقیقه
ایگور در انیمیشن Ratatouille
«راتاتویی» یک قصه‌ی کامل و بی‌نقص است. اما ساخت دنباله‌ برای موش سرآشپز می‌تواند به میراث این انیمیشن محبوب لطمه بزند؟ بیایید دلایل را بررسی کنیم.

پاریس، شهر نور و عشق و... موش‌ سرآشپز! سال ۲۰۰۷، استودیوی پیکسار با انیمیشن «راتاتویی» (Ratatouille)، داستانی را روایت کرد که در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسید اما خیلی زود به یکی از محبوب‌ترین و تحسین‌شده‌ترین آثار این استودیو تبدیل شد. قصه‌ی رمی، موش جوانی با رویای تبدیل شدن به یک سرآشپز بزرگ در پاریس، قلب میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تسخیر کرد. این فیلم نه تنها یک داستان سرگرم‌کننده، که یک نامه‌ی عاشقانه به هنر آشپزی و دنبال کردن رویاها بود. مدتی می‌شود زمزمه‌های ساخت قسمت دوم توسط پیکسار شایعه شده است اما چرا هرگز نباید «راتاتویی ۲» ساخته شود؟

پاسخ ساده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم: چون داستان «راتاتویی» به کمال رسیده بود. این فیلم یک ساختار سه‌پرده‌ای بی‌نقص دارد؛ یک شروع، یک میانه و یک پایان که تمام گره‌های داستانی را به بهترین شکل ممکن باز می‌کنند. ما با رمی همراه می‌شویم، آرزوهایش را می‌بینیم، با موانعش روبرو می‌شویم و در نهایت، شاهد موفقیت او هستیم. رابطه‌ی او با آلفردو لینگوئینی، کارگر دست‌وپاچلفتی رستوران، یکی از بهترین زوج‌های سینمایی را خلق کرد؛ دو شخصیت که کمبودهای یکدیگر را جبران می‌کردند تا به رویایی مشترک برسند.

یک قصه کامل، یک پایان بی‌نقص

درام اصلی فیلم بر پایه‌ی یک راز استوار بود: چه اتفاقی می‌افتد اگر همه بفهمند سرآشپز نابغه‌ی رستوران گوستو، یک موش است؟ در پایان، این راز فاش می‌شود، اما هنر رمی آنقدر شگفت‌انگیز است که حتی سرسخت‌ترین منتقد غذا، آنتون اگو، را نیز تسلیم می‌کند. فیلم با یک پایان خوش تمام‌عیار به اتمام می‌رسد: رمی، لینگوئینی و کولت رستوران کوچک خودشان به نام «لا راتاتویی» را افتتاح می‌کنند و به جایگاه واقعی خود می‌رسند. قوس شخصیتی رمی کامل شده و او به هدفش رسیده است. حالا سوال اینجاست: یک دنباله چه داستان جدیدی برای گفتن خواهد داشت؟

هر تلاشی برای ساخت دنباله، با خطر تکرار یا خلق یک بحران تصنعی روبرو خواهد بود. آیا باید شاهد مشکلات اداره‌ی رستوران جدیدشان باشیم؟ این داستان دیگر جذابیت تقابل دنیای موش‌ها و انسان‌ها را ندارد. آیا باید یک رقیب جدید برای رمی پیدا شود؟ این هم تکرار همان الگوی فیلم اول است. حقیقت تلخ این است که هر سناریویی برای «راتاتویی ۲» ضعیف‌تر از داستان اصلی به نظر می‌رسد و این چیزی است که پیکسار هوشمندانه از آن پرهیز کرده است.

میراث دست‌نخورده در دنیای دنباله‌ها

به گزارش Screen Rant، پیکسار نشان داده که در ساخت دنباله‌های موفق استاد است. سری فیلم‌های «داستان اسباب‌بازی» یا «شگفت‌انگیزان ۲» گواه این مدعاست. اما این استودیو همچنین می‌داند که کدام داستان‌ها باید دست‌نخورده باقی بمانند. آثاری مانند «بالا» (Up) و «وال-ای» (WALL-E) نیز مانند «راتاتویی» داستان‌هایی کامل و مستقل هستند که میراثشان در همان یک فیلم خلاصه می‌شود. این فیلم‌ها برخلاف دنیاهای فانتزی‌تری مانند «شجاع» (Brave) یا «زندگی یک حشره» (A Bug's Life)، در نسخه‌ای از دنیای واقعی ما جریان دارند و پتانسیل گسترش جهان داستانی در آن‌ها محدودتر است.

در نهایت، «راتاتویی» یک تجربه‌ی سینمایی کامل است که نیازی به توضیح اضافه یا ماجرایی دیگر ندارد. این فیلم به ما یادآوری می‌کند که «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» و گاهی اوقات، بهترین کاری که می‌توان برای یک شاهکار انجام داد این است که اجازه دهیم همان‌طور بی‌نقص و دست‌نخورده در خاطره‌ها باقی بماند.

شما دوست دارید دنباله‌ای برای «راتاتویی» ساخته شود یا فکر می‌کنید این قصه به پایان رسیده است؟

نظرات