جان سینا و آن راز تکان دهنده پیسمیکر؛ گان توضیح میدهد
برای پنج قسمت، طرفداران سریال پیسمیکر (Peacemaker) با کریس اسمیت (با بازی جان سینا) به یک دنیای موازی سفر کردند؛ دنیایی که در آن برادرش زنده بود، پدرش یک هیولای نژادپرست نبود و همه چیز عالی به نظر میرسید. بسیاری از ما امیدوار بودیم که کریس بالاخره گوشهای امن در این جهانهای بیشمار پیدا کرده باشد. اما اپیزود ششم فصل دوم، این رویا را با یکی از جسورانهترین و دیوانهوارترین پیچشهای داستانی سالهای اخیر ویران کرد: دنیای بینقص کریس، یک آمریکای نازی است که در آن همه سفیدپوست هستند.
این غافلگیری بزرگ، بحثهای زیادی را در میان طرفداران به راه انداخته است. حالا جیمز گان، خالق این مجموعه، در مصاحبه اختصاصی با کولایدر، از چگونگی مخفی نگه داشتن این راز و پیام عمیقتری که در پس آن نهفته است، صحبت میکند. گان فاش میکند که سرنخ اصلی، از همان ابتدا جلوی چشم تماشاگران قرار داشت: عدم حضور حتی یک فرد رنگینپوست در این دنیای موازی.
«کافی بود فقط یک نفر بگوید: هی، به بازیگران پسزمینه در این دنیا نگاه کنید... پسزمینههای من همیشه بسیار متنوع هستند و برایم مهم است که افرادی از تمام اقشار و با ظاهرهای متفاوت داشته باشیم. به محض اینکه کسی به این نکته اشاره میکرد، کل راز فاش میشد.»
با این حال، او اشاره میکند که بسیاری از مخاطبان، درست مانند کریس اسمیت، آنقدر غرق در رویای این دنیای ایدهآل شده بودند که متوجه این نقص بزرگ نشدند. به گفته گان، پس از پخش اپیزود، او پیامهای بیشماری از مردمی دریافت کرد که از این افشاگری شوکه شده بودند و نمیتوانستند آن را باور کنند؛ کسانی که غرق در «حباب پیسمیکر» خودشان بودند و تئوریهای آنلاین را دنبال نمیکردند.
این پیچش داستانی چیزی فراتر از یک شوک لحظهای است. کریس اسمیت در تمام این مدت اصرار داشت که آن دنیا «سرزمین نیکی و نور» است و دنیای اصلی ما «نسخه تاریک». اما این افشاگری، نگاه او و ما را به چالش میکشد. جیمز گان توضیح میدهد که این داستان، پیامی امیدوارکننده برای دنیای واقعی خودمان دارد.
«فکر میکنم مهم است که مردم بدانند... ما در این دنیا مشکلات زیادی داریم. مشکلات جدی، که برخی از آنها در سریال منعکس شده است. اما چیزهای خوبی هم داریم و دیدن آنها نیز اهمیت دارد. ما آدمهای خوب زیادی در این دنیا داریم که برای ایجاد تغییر مثبت تلاش میکنند. اما در نهایت، برای من، همهچیز درباره سفر شخصی کریستوفر اسمیت است.»
حالا کریس اسمیت با این حقیقت تلخ روبرو شده که دنیای بهظاهر بینقص، بر پایهی یک ایدئولوژی هیولاوار بنا شده است و دنیای پر از هرجومرج خودش، با تمام مشکلاتش، جایی است که در آن خوبی و تنوع هنوز معنایی دارد. سفری که به نظر میرسد تازه به بخشهای پیچیدهتر و عمیقتر خود رسیده است.
شما از این پیچش داستانی غافلگیر شدید؟ نظرتان را برای ما بنویسید.