در یکی از شبهای پر ستاره و پرحاشیه، در خانهی مجلل کوین هارت، اتفاقی افتاد که شاید بهتر از هر فیلمنامهای، نبرد دو نسل از سرگرمیسازان را به تصویر کشید. در جریان استریم زنده Mafiathon 3، کای سنات، پدیدهی ۲۳ سالهی دنیای توییچ، با اعتماد به نفس جوانی، مطرح کرد که دوران استریمرها فرا رسیده و آنها از کمدینهای سنتی موفقترند. اما پاسخ هارت، کوتاه، کوبنده و ویرانگر بود؛ او با خندهای شیطنتآمیز و اشاره به ثروت «میلیاردی» خود، به همه یادآوری کرد که پادشاهیهای قدیمی به این راحتیها سقوط نمیکنند.
به گزارش فندوم وایر، هرچند هارت بعداً حرف خود را به «میلیونها» دلار تصحیح کرد، اما واقعیت تفاوت چندانی نداشت. بر اساس گزارشها، ثروت کوین هارت حدود ۴۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود، در حالی که دارایی کای سنات، با وجود تمام موفقیتهایش، حدود ۳۵ میلیون دلار است. این شکاف عمیق مالی، نشان میدهد که اگرچه استریمینگ مسیری پرسود است، اما هنوز با امپراتوریهایی که بر پایهی دههها فعالیت در سینما، استندآپ کمدی و قراردادهای تجاری غولآسا بنا شدهاند، فاصلهی زیادی دارد.
نمیتوان موفقیت کای سنات را نادیده گرفت. او در همان استریم تاریخی، به اولین تولیدکنندهی محتوا در تاریخ توییچ تبدیل شد که به رکورد بیسابقهی ۱ میلیون مشترک فعال دست پیدا کرد. سنات که به وضوح احساساتی شده بود، در میان تشویق دوستانش گفت: «سال را در حالی شروع کردم که نمیدانستم بعد از Mafiathon 2 چه کار کنم... هر لحظه میتوانستم تسلیم شوم... اما چیزی به من میگفت ادامه بده... اگر خدا را در زندگیام نداشتم، هیچکدام از اینها ممکن نبود... هرگز نگران حرف دیگران نباشید. شما میتوانید هر کاری را که بخواهید، انجام دهید.»
در سوی دیگر میدان، کوین هارت قرار دارد؛ مردی که ثروت ۴۵۰ میلیون دلاریاش حاصل یک عمر تلاش بیوقفه است. او که کارش را از باشگاههای کوچک کمدی در فیلادلفیا شروع کرد و بارها از روی صحنه هو شد، هرگز تسلیم نشد. امروز، هارت برای هر فیلم سینمایی تا ۲۰ میلیون دلار دستمزد میگیرد و قراردادهای تبلیغاتی با برندهایی مانند نایکی و هیوندای، درآمد سالانهاش را به بیش از ۴۰ میلیون دلار رسانده است. گری بونجووانی از Pollstar به فوربز گفته بود: «کوین هارت یک استثناست؛ او استادیومها را در سراسر جهان پر میکند و کمدیاش مرزها را درنوردیده است.»
این رویارویی، بیش از یک کل کل ساده بود. این تقابل دو فلسفه بود: امپراتوری استوار و متنوع هارت در برابر موج سریع و قدرتمند ستارههای دیجیتالی مانند سنات. آیا خلاقان دیجیتال سرانجام امپراتوری هارت را پشت سر خواهند گذاشت، یا مدل کسبوکار او که بر پایهی استقامت و تنوع بنا شده، همچنان فرمول نهایی موفقیت باقی خواهد ماند؟
به نظر شما، آیندهی سرگرمی در دستان کدام نسل است؟ امپراتوریهای سنتی یا ستارههای دیجیتال؟