کریستوفر نولان: این فیلم ابرقهرمانی از زمان خودش جلوتر بود
بیایید به سال ۲۰۰۸ برگردیم. زک اسنایدر با سر زبان انداختن فیلم «۳۰۰» به ستاره جدید کارگردانی هالیوود تبدیل شده بود. او که سبک بصری منحصر به فردی داشت، تصمیم گرفت به سراغ پروژهای برود که بسیاری آن را «غیرقابل اقتباس» میدانستند: کمیک بوک جریانساز و ویرانگر «واچمن» نوشتهی آلن مور و دیو گیبونز. نتیجه، فیلمی شد که در زمان اکران با واکنشهای متفاوتی روبرو شد و در گیشه عملکردی ناامیدکننده داشت. اما حالا، ۱۶ سال بعد، یکی از بزرگترین طرفداران این فیلم کسی نیست جز کریستوفر نولان.
به گزارش اسلش فیلم، نولان که خودش استاد ساختن دنیاهای پیچیده است، در مصاحبهای با هالیوود ریپورتر، تحسین خود را از «واچمن» پنهان نکرد و آن را فیلمی «جلوتر از زمانه» خواند. این یک ادعای بزرگ از طرف کارگردانی است که خودش با سهگانهی «شوالیه تاریکی» ژانر ابرقهرمانی را برای همیشه تغییر داد. اما دلیل این ستایش چیست؟
نولان معتقد است که مشکل اصلی واچمن زمانبندی اکران آن بود. او در این باره میگوید: «ایده یک تیم ابرقهرمانی، که این فیلم به شکلی درخشان آن را واژگون میکند، هنوز در سینما به یک مفهوم جاافتاده تبدیل نشده بود. خیلی جالب میشد اگر این فیلم پس از «انتقام جویان» (The Avengers) اکران میشد.»
حرف نولان کاملا منطقی است. «واچمن» در سال ۲۰۰۹ اکران شد، یعنی سه سال قبل از اینکه «انتقامجویان» مارول، ایدهی تیمهای ابرقهرمانی را به یک پدیدهی جهانی تبدیل کند. فیلم اسنایدر یک اثر پسا-ابرقهرمانی بود که قواعد ژانری را به چالش میکشید، آن هم در زمانی که مخاطب عام هنوز با خود این قواعد به طور کامل آشنا نشده بود. این فیلم تصویری تاریک، فاسد و انسانی از قهرمانان نقابدار ارائه میداد که برای تماشاگری که به دنبال سرگرمیهای سادهتر بود، سنگین و نامتعارف به نظر میرسید.
جالب اینجاست که خود زک اسنایدر از این وضعیت ناراضی نیست. او جایی گفته بود: «خوشم میآید که مردم در زمان اکران متوجه آن نشدند... این فیلم برای من خیلی شخصی بود و اعتباری که از «۳۰۰» به دست آورده بودم را صرف ساختنش کردم و از این کار خوشحالم.» او تاکید میکند که ترجیح میدهد فیلم همانطور که هست باقی بماند؛ «برای کسانی که میدانند، میدانند.»
شاید حالا بهترین زمان برای بازبینی یا تماشای دوبارهی «واچمن» باشد. با نگاهی که امروز به دنیای فیلمهای ابرقهرمانی داریم، شاید بتوانیم هوشمندی و جسارت فیلم اسنایدر را بهتر درک کنیم. فیلمی که نه تنها یک اقتباس وفادارانه بود، بلکه نقدی عمیق بر خود ایدهی قهرمان بودن ارائه داد.
شما با نظر کریستوفر نولان موافقید؟ آیا «واچمن» واقعاً از زمان خودش جلوتر بود؟ نظرتان را برای ما بنویسید.