تانوس و رئیس جمهور: دوستی عجیب جاش برولین و دونالد ترامپ
روابط انسانی میتواند با گذر زمان و تغییر مسیر آدمها، به داستانی پیچیده و غیرمنتظره تبدیل شوند. این حکایت دوستی بازیگری چون جاش برولین با شخصیتی است که بعدها به یکی از جنجالیترین چهرههای سیاسی جهان بدل شد: دونالد ترامپ.
برولین که این روزها با فیلمهای موفقی چون «مرد فراری» و «قاتلان Wake Up Dead Man» روی پرده سینماهاست و بسیاری او را با نقش تانوس در دنیای سینمایی مارول میشناسند، در مصاحبهای جدید با اینترتینمنت ویکلی، به گذشتهای نه چندان دور بازگشته و از رابطهاش با ترامپ، پیش از ورود او به کاخ سفید، صحبت کرده است. او معتقد است ترامپی که زمانی دوستش بوده، با رئیسجمهوری که امروز میشناسیم، تفاوتهای اساسی دارد.
ماجرا به حدود سال ۲۰۱۰ و پشت صحنه فیلم «وال استریت: پول هرگز نمیخوابد» ساختهی الیور استون برمیشود. برولین و ترامپ در آن پروژه با هم آشنا شدند، هرچند که در نهایت، صحنهی حضور ترامپ از نسخهی نهایی فیلم حذف شد. برولین به یاد میآورد که در آن دوران، ترامپ برایش شخصیتی متفاوت بود؛ مردی که توانسته بود در دههی ۷۰ میلادی، «وسط یک شهر کثیف» یک هتل لوکس بسازد. این توانایی برای برولین جذاب بود، اما حالا آن را چیزی جز «قدرت کنترلنشده» نمیداند.
تحلیل ستاره «جایی برای پیرمردها نیست» از پدیدهی ترامپ، به همان اندازه که ساده است، هوشمندانه به نظر میرسد. او میگوید:
«در بازاریابی، هیچ نابغهای بزرگتر از او وجود ندارد. او ضعفهای عموم مردم را پیدا میکند و آن را پر میکند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم حس میکنند او طلایهدارشان است.»
این دوستی قدیمی اما دوام نیاورد. با ورود ترامپ به دنیای سیاست، نگاه برولین نیز تغییر کرد. او در سال ۲۰۲۰ در پستی اینستاگرامی، صراحتا با نامزدی ترامپ مخالفت کرد و نوشت که «نسخهی اصلی مردانگی آمریکایی» را در او نمیبیند و معتقد است که عظمت آمریکا هرگز بر پایهی نفرت و تئوری توطئه بنا نشده است.
برولین حتی خاطرهای عجیب از ملاقاتش با ترامپ در آپارتمان او در نیویورک تعریف میکند. وقتی از ترامپ میپرسد آیا میتواند طبقهی بالا را ببیند، ترامپ با وجود موافقت، هیچ حرکتی نمیکند. این مکث عجیب و بیحرکتی، برای برولین به نمادی از یک وضعیت غیرعادی تبدیل شد که در آن لحظه درکش نمیکرد.
امروز، جاش برولین در یکی از شلوغترین دورههای کاری خود قرار دارد و به نظر میرسد ترجیح میدهد انرژیاش را روی پردهی سینما متمرکز کند. اما روایت او از دوستی با ترامپ، یادآوری میکند که چگونه قدرت میتواند حتی روابط شخصی را دگرگون کند و یک «نابغهی بازاریابی» را به شخصیتی تبدیل کند که حتی دوستان قدیمیاش هم دیگر او را نمیشناسند.