شوگان؛ مرهمی بر زخم‌های پایان بازی Ghost of Yotei

شنبه 13 دی 1404 - 23:15
مطالعه 3 دقیقه
کاور بازی گوست آو یوته
اگر ماجراجویی‌تان در «شبح یوتئی» به پایان رسیده و دلتنگ دنیای سامورایی‌ها هستید، سریال Shogun (شوگان) دقیقا همان چیزی است که باید تماشا کنید.

تیتراژ پایانی بازی Ghost of Yotei روی صفحه نقش می‌بندد و کنترلر را زمین می‌گذارید، احتمالا با همان حس آشنا و غمگینِ «حالا چی؟» روبرو می‌شوید. خداحافظی با آن دشت‌های وسیع، دوئل‌های نفس‌گیر و اتمسفر سنگینِ ژاپن فئودال کار ساده‌ای نیست. اما اگر هنوز تشنه‌ی شنیدن صدای برخورد شمشیرها و غرق شدن در دسیسه‌های سیاسی سامورایی‌ها هستید، تلویزیون هدیه‌ای ارزشمند برایتان کنار گذاشته است. اگر فکر می‌کنید تجربه‌ی سینمایی بازی‌هایی مثل «شبح یوتئی» یا سلفِ پرافتخارش شبح تسوشیما (Ghost of Tsushima) تکرارنشدنی است، باید بگویم که سریال Shogun (شوگان) دقیقا همان قطعه‌ی گمشده‌ای است که جای خالی این بازی‌ها را پر می‌کند.

به‌گزارش اسکرین رنت، شباهت‌های میان این بازی و سریال شوگان فراتر از یک هم‌زمانی ساده‌ی تاریخی است. هر دو اثر در یک دوره‌ی زمانی بسیار نزدیک و حیاتی روایت می‌شوند؛ شوگون در سال ۱۶۰۰ و «شبح یوتئی» در سال ۱۶۰۳ میلادی جریان دارند. این یعنی هر دو، ما را به سال‌های پایانی و پرآشوبِ «آزوچی-مومویاما» می‌برند؛ درست لحظاتی قبل از اینکه دوران ادو آغاز شود. در حالی که بازی، برداشتی مدرن و تارانتینویی از سینمای کلاسیک آکیرا کوروساوا را ارائه می‌دهد چیزی شبیه به «کیل بیل» در لباس سامورایی—شوگون همان اتمسفر را با دقتی وسواس‌گونه در طراحی صحنه و لباس به قاب تلویزیون می‌آورد.

ضیافت بصری و نبردهایی به وسعت «بازی تاج‌ و تخت»

یکی از دلایلی که ما عاشق بازی‌های استودیوی ساکر‌پانچ هستیم، نبردهای حماسی و طراحی هنری خیره‌کننده‌ی آن‌هاست. در «روح یوتی»، شما حسِ تنهاییِ جان اسنو در «نبرد حرامزادگان» را تجربه می‌کنید؛ ایستاده در برابر لشکری از دشمنان. خبر خوب این است که شوگان نیز از همین جنس هیجان ساخته شده است. این سریال با بودجه‌ای عظیم و کارگردانی سطح بالا، سکانس‌های نبردی را خلق کرده که به راحتی با بزرگترین آثار تلویزیونی تاریخ مثل «بازی تاج‌وتخت» رقابت می‌کند. اگر در بازی از پرسه زدن در مرزهای بی‌قانونی و کمک به مردم لذت می‌بردید—چیزی شبیه به «رد دد ریدمپشن» سامورایی‌ها—شوگون همان حس و حالِ غرب وحشیِ ژاپن را با روایتی دراماتیک‌تر بازسازی می‌کند.

اما همه‌چیز به شمشیرزنی ختم نمی‌شود. قدرت اصلی شوگان در شخصیت‌های چندبعدی و بازی‌های درخشان بازیگرانش نهفته است. رقابت پیچیده‌ی میان جان بلک‌تورن (ملوان انگلیسی کشتی‌شکسته) و لرد توراناگا (دایمیوی خسته از جنگ) ستون فقرات داستان را تشکیل می‌دهد. تماشای هنرنمایی هیرویوکی سانادا در نقش توراناگا و آنا ساوایی در نقش ماریکو، که هر دو برای این نقش‌آفرینی‌ها جایزه امی را به خانه بردند، درست به اندازه‌ی کات‌سین‌های سینمایی بازی‌های سونی لذت‌بخش است.

اگر هنوز شوگان را ندیده‌اید، الان بهترین زمان برای شروع است. چرا؟ چون انتظار برای ادامه‌ی داستان چندان طولانی نخواهد بود. طبق اخبار منتشر شده، فیلم‌برداری فصل دوم این سریال قرار است از همین ماه در ونکوور آغاز شود. این یعنی دنیای غنی و پرجزئیاتی که با آن آشنا می‌شوید، قرار است ادامه پیدا کند. شاید روزی فیلم سینمایی گوست آف سوشیما به کارگردانی چاد استاهلسکی ساخته شود، اما تا آن زمان، شوگان بهترین، باکیفیت‌ترین و نزدیک‌ترین تجربه به روحِ بازی‌های سامورایی است که می‌توانید روی صفحه‌ی تلویزیون پیدا کنید.

آیا شما هم بعد از تمام کردن بازی به سراغ این سریال رفتید؟ شباهت‌های این دو اثر را چطور دیدید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نظرات