رسوایی بزرگ نتفلیکس با «امیلی در پاریس» | فرانسویها از سریال متنفرند!
سال ۲۰۲۰ بود که نینا استارنر، نویسنده و دانشجوی کارشناسی ارشد، چمدانهایش را بست و به منطقه چهاردهم پاریس نقل مکان کرد. او هنوز در حال یادگیری خطوط پیچیدهی مترو و زبان دستوپاشکستهی فرانسوی بود که مصیبتی بزرگتر از قرنطینه برای او نازل شد: پخش سریال «امیلی در پاریس» از نتفلیکس. برای بسیاری از ما که شیفتهی زرقوبرق سینمایی هستیم، تماشای این سریال سرگرمکننده است، اما برای کسانی که طعم زندگی واقعی در فرانسه را چشیدهاند، ماجرا رنگ و بوی دیگری دارد.
بهگزارش اسلشفیلم، استارنر که خود تجربهی زیست در دوران همهگیری و دشواریهای مهاجرت در پاریس را داشته، معتقد است این سریال تقریبا در همهی موارد، تصویری غلط و کاریکاتورگونه از فرانسه ارائه میدهد. واقعیت این است که زندگی در پاریس، ترکیبی از سختیهای شیرین و چالشهای روزمره است؛ از خرید با چرخهای دستی از بازارهای محلی گرفته تا پیادهرویهای طولانی با بوتهای مناسب روی سنگفرشهای خیابان، نه پریدن با کفشهای پاشنهبلند از تاکسی به دفتر کار.
اتاق خدمتکار یا سوئیت لوکس؟
اولین دروغ بزرگ سریال با محل سکونت امیلی کوپر (با بازی لیلی کالینز) شروع میشود. آپارتمان زیرشیروانی در پاریس که اصطلاحا «Chambre de bonne» یا اتاق خدمتکار نامیده میشود، در دنیای واقعی هیچ شباهتی به آن چیزی که در سریال میبینیم ندارد. این اتاقها معمولا بسیار کوچک هستند، سرویس بهداشتی مشترک در راهرو دارند و برای کسانی مناسباند که به دنبال ارزانترین جای ممکن هستند.
اما آپارتمان امیلی؟ فضایی دلباز با حمام اختصاصی که فقط «اتفاقی» در طبقه آخر قرار گرفته است. علاوه بر این، در حالی که پاریسیها روزانه با سیستم عظیم مترو سروکار دارند، امیلی گویی هر روز صبح با جادو به محل کارش تلهپورت میشود. محل کار او در منطقه یک و خانهاش در منطقه پنج است؛ یعنی ۴۵ دقیقه پیادهروی که با آن کفشهای پاشنهبلند روی سنگفرشها عملا غیرممکن است. ترافیک پاریس هم گزینهی تاکسی را به یک کابوس تبدیل میکند، اما امیلی طوری در شهر میچرخد که انگار در حبابی شیشهای زندگی میکند.
گافهای نابخشودنی زبانی و فرهنگی
شاید بتوان مشکلات اولیه را پای دردهای مهاجرت گذاشت، اما اصرار سریال بر اینکه تمام پاریس باید برای راحتی یک دختر آمریکایی تغییر کند، حیرتآور است. امیلی نهتنها تلاشی جدی برای یادگیری زبان نمیکند، بلکه همکاران فرانسوی او و حتی رئیسش، سیلوی، بهطور غیرقابل توجیهی مدام انگلیسی صحبت میکنند.
این سریال حتی سیلوی گراتو، رئیس شیکپوش امیلی را مجبور میکند به جای زبان مادری زیبایش، مدام انگلیسی حرف بزند؛ امر مضحکی که مخاطبان را شاکی کرده است. علاوه بر زبان، امیلی با فرهنگ کاری فرانسه نیز بیگانه است و با روحیهای تهاجمی سعی دارد روش کار آمریکایی را تحمیل کند. جالب است بدانید در فرانسه ارسال ایمیلهای کاری در آخر هفته غیرقانونی است؛ قانونی که نشاندهنده اهمیت تعادل بین کار و زندگی در این کشور است، اما امیلی با بیاحترامی کامل به این فرهنگ، مدام در حال کار است.
سریال روی کلیشهی «فرانسویهای بیادب» مانور زیادی میدهد، اما واقعیت چیز دیگری است. آمریکاییها اغلب بدون سلام کردن وارد مغازه میشوند که در فرانسه بیادبی تلقی میشود. اگر فروشندهای بدخلق است، شاید به این دلیل باشد که مشتری آداب اولیه را رعایت نکرده است.
حتی عادات غذایی هم در این سریال وارونه نشان داده شدهاند. در حالی که سیگار کشیدن در پاریس رایج است، اما افسانه «سیگار به جای ناهار» که در سریال میبینیم، دروغ محض است. ناهارهای طولانی با نان و نوشیدنی بخش مهمی از سبک زندگی فرانسوی است و زنان فرانسوی نه با گرسنگی کشیدن، بلکه با پیادهرویهای زیاد تناسب اندام خود را حفظ میکنند. در نهایت، «امیلی در پاریس» شاید یک سرگرمی رنگارنگ باشد، اما اگر به دنبال درک روح واقعی پاریس هستید، باید بدانید که این شهر با تمام زیباییها و سختیهایش، فرسنگها با این فانتزی نتفلیکسی فاصله دارد.