از «اینک آخرالزمان» تا «پدرخوانده»: رابرت دووال درگذشت
جهان سینما با یکی از بزرگترین بازیگران خود وداع کرد. رابرت دووال، بازیگر برنده اسکار و ستارهی تکرارنشدنی فیلمهایی چون «پدرخوانده» و «اینک آخرالزمان»، در سن ۹۵ سالگی درگذشت. او که با هفت دهه فعالیت هنری، نام خود را در تاریخ سینما جاودانه کرده بود، مردی بود که به دنبال «حقیقت» در نقشهایش میگشت و هرگز از آن کوتاه نیامد.
خبر درگذشت او را همسرش، لوسیانا، در یک پست فیسبوکی اعلام کرد. به گزارش رسانهها از جمله مجله پیپل (People)، که اولین بار توسط TMZ منتشر شد، لوسیانا نوشت همسر محبوبش در آرامش و در کنار عزیزانش از دنیا رفته است. او در بخشی از پیام تأثیرگذارش نوشت: «برای دنیا، او یک بازیگر برندهی جایزهی اسکار، یک کارگردان و یک قصهگو بود. اما برای من، او همهچیز بود... شور و اشتیاق او برای هنرش فقط با عشق عمیقش به شخصیتها، یک غذای خوب و مجلسآرایی برابری میکرد.»
دووال در سال ۱۹۳۱ در سن دیگو به دنیا آمد. پدرش یک دریاسالار نیروی دریایی بود و انتظار داشت پسرش راه او را ادامه دهد، اما رابرت مسیر دیگری را برگزید. خودش زمانی گفته بود: «من در همهچیز جز بازیگری افتضاح بودم». پس از خدمت در ارتش، به نیویورک رفت و در کلاسهای بازیگری سنفورد مایزنر شرکت کرد؛ جایی که با دوستان تمام عمرش، داستین هافمن، جین هکمن و جیمز کان همکلاس بود.
از بو رادلی تا تام هیگن
اولین حضور سینمایی او با نقش کوتاه اما بهیادماندنی «بو رادلی» در فیلم کلاسیک «کشتن مرغ مقلد» (To Kill a Mockingbird) رقم خورد. اما این نقش «تام هیگن»، مشاور خونسرد و وفادار خانواده کورلئونه در فیلم «پدرخوانده» بود که نام او را بر سر زبانها انداخت و اولین نامزدی اسکار را برایش به ارمغان آورد. دووال دربارهی آن تجربه گفته بود: «در همان مراحل اول فیلمبرداری حس کردم که داریم کار بسیار ویژهای میسازیم که تا سالها زنده خواهد ماند.»
همکاری او با فرانسیس فورد کوپولا در شاهکار دیگرش، «اینک آخرالزمان» (Apocalypse Now)، به خلق یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ سینما منجر شد: سرهنگ کیلگور. دیالوگ معروف او، «من عاشق بوی ناپالم در صبح هستم»، که به گفتهی خودش در یکی دو برداشت آن را اجرا کرد، برای همیشه در حافظهی سینمادوستان حک شده است.
در جستجوی نقشهای واقعی
با وجود موفقیت در نقشهای مکمل، دووال از کلیشهها گریزان بود. او نمیخواست یک ستارهی معمولی مثل «استیو مککویین یا رابرت ردفورد» باشد. او به دنبال نقشهایی بود که روح انسان را به چالش بکشند. این جستجو سرانجام در سال ۱۹۸۳ نتیجه داد و او برای بازی در نقش یک خوانندهی کانتری در فیلم «بخششهای محبتآمیز» (Tender Mercies) جایزهی اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. او بعدها نامزدیهای اسکار دیگری برای فیلمهایی چون «حواری» (The Apostle) و «قاضی» (The Judge) کسب کرد.
رابرت دووال هرگز بازنشسته نشد و تا آخرین سالهای عمرش فعال بود. او در فیلمهایی مانند «بیوهها» (Widows) در سال ۲۰۱۸ و «چشم آبی روشن» (The Pale Blue Eye) در سال ۲۰۲۲ نیز ایفای نقش کرد. او که معتقد بود کار یک بازیگر باید «ناب و بدون نت اشتباه» باشد، با کارنامهای درخشان و پر از نقشهای فراموشنشدنی، از صحنهی زندگی خارج شد، اما میراث او برای همیشه بر پردهی نقرهای باقی خواهد ماند.
کدام نقش رابرت دووال در خاطرتان ماندگار شده است؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.